۰ نفر
۲۰ شهریور ۱۳۸۸ - ۱۷:۲۵

جواد جهانگیرزاده

اگر قرار است انسان زندگی اخلاقی داشته باشد این زندگی اخلاقی باید بر تمام عرصه​های فردی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی او حاکم باشد. نمی‌توان در برخی ابعاد اخلاقی بود و در برخی دیگر اخلاق را کنار گذاشت. براساس بیانات رهبر انقلاب در خطبه​های نماز جمعه روز گذشته سیاست از اخلاق سرچشمه می​گیرد و آموزه‌های ما جدایی بین اخلاق و سیاست را نمی‌پذیرد. امیرمؤمنان علی (ع) نیز به عنوان الگویی کامل برای شخصیت حاکم اسلامی، سیاست توحیدی را برای جامعه پیشنهاد و ارائه می​دادند نه سیاستی که به دنبال جلب حمایت صاحبان قدرت و ثروت باشد. در واقع علی (ع) تفکر ماکیاولی - هدف وسیله را توجیه می‌کند - را رد می‌کند و بر این باور است که سیاست حاکم جامعه باید مبتنی بر رضایت خداوند و راه و رسم صحیح باشد و برای رسیدن به منظور متعالی نباید ابزار نامتعالی را به کار گرفت که این شیوه با سیاست توحیدی منافات دارد. و این همان مبنای فکری امام است.

در کشوری با حکومت جمهوری اسلامی که بر مبنای اخلاق دینی شکل گرفته اگر اخلاق از سیاست جدا شود نشانه​هایی را با خود به همراه می​آورد که در رأس آن تحت تأثیر قرار گرفتن تفکرات امام خواهد بود. اگر اخلاق سیاسی مبتنی بر اسلام نباشد تبعیت از ولایت فقیه کنار گذاشته می​شود و احتجاج​های فردی - که از روی اصول هم نیست- جای احتجاج​های فکری را می‌گیرد و درنهایت تبعیت از الگوهای غربی یک هرج و مرج سیاسی را به راه خواهد انداخت. این​ها نشانه​هایی از جدایی اخلاق از سیاست است که امروز به وفور دیده می​شود. امروز کسانی به مبانی فکری امام بی​توجه​اند که روزی افتخارشان درک این مفاهیم بود. تندی با اساس انقلاب، ​ پذیرش الگوهای فکری غرب، نوشتن نامه​هایی که مخاطب​ آنها عمدتاً خارج از ایران​اند از نشانه​​های دیگری است که زنگ خطر جدایی اخلاق را از سیاست به صدا درمی‌آورد.

همراهی اخلاق و سیاست راهی است که می​تواند سیرت و صورت جمهوری اسلامی را همراه با هم نگه دارد. رهبر انقلاب نیز در خطبه​های نماز جمعه به این موضوع اشاره کردند که «اگر همه مراقب نباشیم ممکن است اسم و ظاهر جمهوری اسلامی باقی بماند، اما سیرت و رفتار و عملکرد و برنامه‌های نظام، غیراسلامی شود». سیاست متخلق به اخلاق یکی از راه​های جلوگیری از جدا شدن سیرت جمهوری اسلامی از صورت آن است. بر اساس فرمایشات معظم​له بازگشت به اصول تنها راه حفظ روح جمهوری اسلامی است. به عبارتی می​توان بازگشت به اصول را به عنوان منشور وفاق ملی برای حفظ باطن جمهوری اسلامی اعلام کرد. اصولی مانند اسلام و اخلاق سیاسی که در نقش ولایت فقیه تجلی پیدا می‌کند. امام نیز در کتاب ولایت فقیه خود بر این اساس حاکمیت را تبیین و ترسیم می​کند.

امام با بیان تاریخی از حکومت پیامبر، حضرت امیر (ع) و خلفای راشدین تأکید می​کنند که بعد از غیبت باید کسی با قابلیت​های افتا، قضا و آگاه به سیاست امور را به عهده بگیرد. وقتی رهبر انقلاب می​گوید نباید سیرت از بین برود و صورت باقی بماند بخشی از موضوع به ولایت مربوط می​شود. بخشی دیگر به حدیثی برمی​گردد که می​فرماید: دین به جایی می​رود که مانند ظرف وارونه می​شود. جوهرهای اساسی حاکمیت سیاسی، آزادی، استقلال از اصولی است که برای حفظ سیرت و صورت جمهوری اسلامی باید مورد توجه قرار بگیرد. غفلت از این اصول ما را به مسیری هدایت می​کند که در انتهای آن تنها صورتی از جمهوری اسلامی باقی مانده، در حالی که باطن آن چیز دیگری است.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی

 

کد خبر 16967

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 4 =