در بخش هایی از این مصاحبه آمده است:
*[درباره اتهامات آمریکا به سپاه قدس] به نظر من این یک سناریوی بسیار ناشیانه و احمقانهیی است که به ضرر عربستان، ایران و حتی امریکا از سوی اسراییل طراحی شده است. اگر این سناریو درست طراحی میشد و مورد قبول افکار عمومی قرار میگرفت بیشترین منفعت را اسراییل میبرد ولی به دلیل واهی بودن سناریو حتی در امریکا و عربستان هم مورد قبول واقع نشد. به نظر من اظهارات عجولانه آقای اوباما بیشتر جنبه انتخاباتی برای جلب آرای لابی صهیونیسم در امریکا داشت. البته مردم امریکا بیشتر اطلاعات و معلومات خود را از رسانهها میگیرند و ممکن است تحت تاثیر قرار بگیرند. به همین دلیل است که ما تاکید داریم سیاست خارجی کشور باید به گونهیی ایفای نقش کند که زمینهیی برای پذیرش این تبلیغات فراهم نشود. راهحل این است که از سیاست دشمنتراشی و شعارهای تند پرهیز کرد که این سیاست نه تنها تامینکننده منافع ملی ما نیست بلکه زمینه پذیرش توطئه دشمنان را فراهم میکند. متاسفانه طی سالیان اخیر با اتخاذ سیاستهای نادرست در داخل و خارج کشور زمینه تحرکات امریکا و اسراییل را علیه خود فراهم کردیم.
* ما باید در منطقه سیاست تنشزدایی را جدی بگیریم و دلیلی ندارد که ما با کشورهای منطقه چالش داشته باشیم و تا جایی که امکان دارد با کشوری که درصدد تسلط و براندازی ما نیست باید ارتباط داشته باشیم، این سیاستی است که امکانپذیر است و در دولت آقای خاتمی و هاشمی بر اساس این عمل شده است، در دولت آقای احمدینژاد ادبیات نادرستی را دنبال کردند و سیاست درگیرانهیی داشتند.... این سیاست تهاجمی نیست بلکه سیاست دشمنتراشی است، این سیاست تهاجمی برای کسی باید باشد که به ما قصد تهاجم دارد. کسی که به ما قصد تهاجم ندارد دلیلی نیست که ما به آنها تهاجم داشته باشیم، اینکه ما بگوییم مرگ بر همه غیر از خودمان که کار درستی نیست، ما حداقل با امریکا و اسراییل مشکل جدی داریم و با کشورهای دیگر که نباید مشکل جدی داشته باشیم در صورتی که در حال حاضر با همه مشکل پیدا کرده ایم، این نقطه ضعف دولت است.
* آقای احمدینژاد در داخل سیاست حذف همه را دنبال کردند و در خارج هم از ادبیات نادرستی استفاده کردند. به اعتقاد من سیاست تنشزدایی باید جایگزین دشمنتراشی شود. در عین حال اگر به هر دلیلی خطری امنیت ملی ما را تهدید کند و حاکمیت ملی و امنیت مردم توسط کشوری مورد تهدید واقع شود باید در مقابل آن متحد بود و اختلافات داخلی را کنار گذاشت. الان در داخل یک عده میگویند که چالشی وجود ندارد که البته اشتباه میکنند. اگر چنانچه منتقدان به خاطر مصالح جمهوری اسلامی صحبت و انتقاد نمیکنند به این معنی نیست که ما چالشی نداریم، برای برونرفت از وضع فعلی بایداجازه بدهیم تا منتقدان وارد مجلس بشوند و در انتخابات شرکت کنند و احزابی که برای آنها محدودیتهای را ایجاد کردهاند محدودیتها برچیده شود، افرادی که زندانی شدهاند آزاد شوند.
* مصلحت نیست که ما تمام منافع مملکت را قربانی برخی سیاستهای نادرست دولت و اطرافیان آقای احمدینژاد کنیم.
*بنده با صراحت اعلام میکنم که راه نیل به وحدت ملی در درجه اول جذب است، مخالفان جمهوری اسلامی همان افرادی هستند که قبلا بودند یعنی سلطنتطلبها یا مجاهدین اما کسانی که در انتخابات شرکت کردند نمیتوانند برانداز باشند.
* اخیرا مصاحبهیی از یکی از نمایندگان مجلس خواندم که گفته اند اصلاحطلبان خارج از جمهوری اسلامی هستند، یک عده اصرار دارند هرکسی را که نمیپسندند بگویند خارج از جمهوری اسلامی است؛ این سخن، ضدامنیتیترین جمله است.
*کسانی که این حرفها را میزنند و این کارها را انجام میدهند اصرار دارند که مدام دایره اطرافیان خود را تنگ کنند. اگر کسی انتقاد، صحبت یا اعتراض دارد که به معنی براندازی نیست. متاسفانه یک فرد نظامی در یک سخنرانی تحلیلی ارایه داد که براساس آن بسیاری از مسوولان جمهوری اسلامی را متهم به خارج از نظام بودن کرد، اگر قرار است با کسی برخورد بشود باید با این فرد برخورد شود نه شخصی که قبل و بعد از انقلاب تمام وجودش به فکر جمهوری اسلامی و قانون اساسی بوده است.
/212217




نظر شما