۰ نفر
۱۶ آبان ۱۳۹۰ - ۱۶:۲۴

شهرام شکیبا<BR>

یک هفته تمام است که دارم با این سوژه کلنجار می‌روم، آن‌قدر که رسماً از نوشتن افتادم. سراغ هر سوژه دیگری که می‌رفتم، باز تصاویر آن ماجرا به ذهنم می‌رسد. گمان می‌کنم موظفم که بنویسم. چاره‌ای نیست. یک اتفاقی افتاده است در بازی تیم‌های فوتبال پرسپولیس و داماش. همه در باب تقبیح داستان مذکور حرف می‌زنند اما کسی از اصل آن چیزی نمی‌گوید. طوری که آدم یاد داستان «خودش رو بیار، اما اسمش رو نیار» می‌افتد. مطلب امروز را تقدیم می‌کنم به کلیه مسئولان دلسوز فرهنگی و ورزشی کشورم در سال‌های بعد از انقلاب چراکه بازیکنان «انگشت‌نما»‌شدة پرسپولیس همگی متولد همین سال‌ها و جزو محصولات سیاست‌های فرهنگی همین دوستان هستند. بگذاریم و بگذریم و برویم سراغ کار خودمان که طنز است ولاغیر.
***
اول پاراگراف دوم، یک سهوی از قلم سر زد که شرمندگی آورد. نوشته بودم «یک اتفاقی». یعنی هم «یک» آورده بودم، هم «ی» که دلالت محکم‌تر شود بر وقوع «یک اتفاق». در حالی که از قرار معلوم دو اتفاق رخ داده است وسط مستطیل سبز ورزشگاه آزادی اما با درجات گوناگون. چرا شدت ماجرا در اتفاق دوم بیشتر است؟ دلیلش را باید از «حکیم ناصرخسرو قبادیانی» جویا شویم که فرموده‌اند:
چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستمکاری کردند
انگور نه از بهر نبید است به چرخشت
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سرانگشت
گفتا که که را کشتی تا کشته شدی زار
تا باز که او را بکشد آن که تو را کشت
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
روزگاری این شعر در کتاب‌های درسی ما بود و ما کلی چیز یاد گرفته بودیم و اخلاق‌مان متعالی شده بود بابت همین شعر. حالا هم اگر جای این شعر را توی کتاب‌های درسی با شعری از علیرضا قزوه عوض نکرده باشند، کلی اخلاق یاد بچه‌های مردم می‌دهد. آدمیزاد با نسيان و فراموشی عجین است. لذا شاید ورزشکاران، دلاوران و نام‌آوران فراموش کرده باشند این شعر اخلاقی را. بنابراین باشگاه‌های محترم فرهنگی - ورزشی باید دستور بدهند تا پشت لباس فوتبالیست‌ها، همان‌جا که الان تبلیغات چاپ می‌زنند، دست‌کم همین یک بیت آخر شعر درج شود:
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
این‌جوری روحیه گذشت، فداکاری، پهلوانی و غیره در ورزشگاه جاری و ساری می‌شود و کلهم جماعت متخلق می‌شوند به اخلاق حسنه.
در این یک هفته‌ای که گفتم ذهنم درگیر ماجرا بوده، تأملات فراوانی داشتم که هرکدام‌شان را می‌شود دستمایه یک مطلب طولانی کرد اما ترجیح می‌دهم همه‌شان را کتره‌ای و درهم، یک‌جا بنویسم و خیال خودم را راحت کنم.
1- باید زودتر بساط این رفتارها را در ورزش جمع کنند. حالا این ماجرا در فوتبال شروع شده اما اگر به ورزش‌های دیگر برسد، واویلاست. فکر کنید اگر این چیزها در کشتی که ورزش ملی ماست، باب شود، باید چه کنیم؟
2- اگر بنابر مجازات باشد، باید ببینیم که شخص آسیب‌دیده از شخص آسیب‌زننده شکایتی داشته یا خیر،‌ علی‌الظاهر شکایتی در کار نیست.
3- ما باید ورزش‌های شلوغ را از لیست ورزشي کشورمان حذف کنیم تا بهتر بشود نظارت کرد. در ورزش‌های تیمی اساساً صحنه‌ها شلوغ‌ و پلوغ می‌شود و خوب به چشم نمی‌آید که کی چه‌کار می‌کند.
4- اشتباه مال آدمیزاد است. این جوانان برومند هم انسان هستند و جایز‌الخطا. یک عذرخواهی بکنند، تمام شود. برگردند توی تیم‌شان لگد به توپ بزنند و بر افتخارات بیفزایند و غرور ملی‌مان را رشد بدهند. حالا یک اتفاقی افتاده. ذات این ماجرا هم به گونه‌ای است که آسیب اصلی‌اش به یک نفر می‌رسد، نه همه. در این مملکت سه‌هزار میلیارد اختلاس می‌شود و کل اقتصاد مملکت و جمعیت رنجه می‌شود، وزیر اقتصاد می‌رود مجلس با یک عذرخواهی سروته ماجرا هم‌می‌آید. این قضیه که دیگر مشکلش شدیدتر از ماجرای اختلاس اخیر نبود.
5- باید این بحران و ماجرا جدی گرفته شود. تا امروز هر بحرانی داشته‌ایم، دست اجانب در آن بوده اما این تنها ماجرایی است که همه دیده‌اند دست چه کسی درکار بوده و هم صاحب دست و هم آستینی که دست از آن درآمده، صددرصد از تولیدات داخلی خودمان است. لذا ماجرا را باید کاملاً یک بحران ملی دانست.
6- خسارت و جریمه باید با هم همخوانی داشته باشد. مثلاً اگر کسی به عمد به ماشین بنده ضربه بزند، باید به همان میزان خسارت بدهد. برای خراب‌شدن یک گلگیر که نباید خسارت یک ماشین کامل را گرفت. دوستان باشگاه پرسپولیس چطوری و چند حساب کرده‌اند که یک فقره جریمه بازیکن خاطی در این جریان 300 میلیون تومان است؟ یک کمی از مجلس شورا یاد بگیرند هم بد نیست.
7- هر دو اتفاق در زمان شادی بازیکنان بعد از گل رخ داده است. من نمی‌دانم ما در این مملکت اساساً چرا با شادی مشکل داریم و یک کارهای عجیبی می‌کنیم وقتی حالمان خوب است و شادیم؟ لذا بر مسئولان سختکوش فرهنگی فرض است که در اسرع وقت یک مرامنامه و اساسنامه اخلاقی برای شادی کردن درست کنند وگرنه بعد از این هر تیمی گل بزند، باید عوض شادی دسته‌جمعی، هرکدام از بازیکنانش از یک طرف فرار کنند.
8- لازم به ذکر است که عمل مورد اشاره از باب تحبیب و عمق دوستی صورت گرفته، چون اگر ریشه در دشمنی داشت، از سوی تیم بازنده، بازیکنان تیم برنده رنجه می‌شدند. از قدیم هم گفته‌اند: «بین‌الاحباب تسقط الآداب».
 

کد مطلب 183596

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 4 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 58
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • اردوان IR ۱۷:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۶
    20 2
    اینو خوب اومدی بعد از کلی وقفه...............
  • بدون نام IR ۱۷:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۶
    21 2
    خيلي باحالي مواظب باش باحال هارو هم ميگيرن
  • بدون نام IR ۱۸:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۶
    4 55
    من بچه مذهبی كه ذهنم تا حد زيادی در اختيار خودم است با يك نظر به تيترت برداشت های ناصوابی كردم. شايسته تجديد نظر است
  • rostam IR ۱۹:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۶
    25 1
    واضح و مبرهن است که شادی خوب است و قلقلک دادن یرای شادی بد! به قول دایی جانم این هم از کلک های انگلیسیها است که میخواهند فرهنگ قلقلک را در این مملکت جا بیاندازند ! ننه جان هم میگوید خدا از سر تقصیر کسانی که برای شادی خودشان ! مردم را قلقلک می دهند نگذرد ! ولی آقا جانم میگوید قلقلک برای انبساط خاطر و جلوگیری از سکته پس از شادی زیاد موثر و حتی لازم است !! آقا اجازه نظر خودم هم این است که در این مملکت هزینه قلقلک از هزینه اختلاس بالاتر رفته که صدای آقای شهرام شکیبا هم در آمده است !!! آقا اجازه انشاء تمام است
  • رضا IR ۲۱:۱۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۶
    8 0
    سلام بازی توی رشت بود نه آزادی ...و اینکه تیتر مطلب به نظر من منشوریه ...بله دقیق که نگا میکنم ..میبینم آقای شکیبا حدااقل باید یه نیم فصل بیرون باشن...راستی آقای شکیبا، ما را معتاد صداتون کردین و از برنامه شنبه شب رادیو جوان رفتین؟ به همین سادگی رفتی ..بی خداحافظ عزیزم ..مرسی (خواهشا فیلترم نکنید دارم عقده ای میشم)
  • بدون نام IR ۰۱:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    16 0
    اينقدر دير به دير ميايي اصلا يادمون رفته بود عمو شهرامي هم هست. تيتر مطلب خيلي جالب بود با كل موضوعات تناسب داشت.متشكريم
  • ایرانی GB ۰۲:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    13 0
    الحق و الانصاف طنز تلخی بود آقا شهرام... ان شا الله مسئولین بخونن و اصلاح کنند... به نظر بنده باید مسئولین را در این ماجرا جریمه کنند نه 2 تا جوون رو
  • بدون نام IR ۰۷:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    8 0
    مورد 5 و 7 عالی بود
  • پیام IR ۰۷:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    8 0
    خوب بود لطفن بیشتر بنویسید دلخوشی ما به نوشته های شماست متشکرم
  • بدون نام US ۰۸:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    18 1
    قزوه رو خوب اومدي ها!
  • بدون نام IR ۰۸:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    15 2
    خوب شد این گلو به تیم داماش زدند وگرنه اگر مثلا به استقلال می زدند احتمالا صحنه های مهیج تری از این بازیکنان شاهد بودیم
  • بهار IR ۰۸:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    17 0
    وزیر اقتصاد رو خوب اومدی استاد...ما به این عذر خواهی ها عادت داریم!!!
  • بدون نام IR ۰۸:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    13 0
    ممنون آقای شکیبا میشه بگید با این نرخ جریمه ، جریمه ی آنهایی که 3 هزار میلیارد تومان یا به عبارتی 3 تربلیارد تومان را خوردند چه قدر است. میشه در مورد نرخ بیکاری و بر اساس سرشماری 90 کسانی که 1 ساعت در هفته کار کنند بیکار محسوب نمیشن هم مطلب بنویسید
  • بدون نام IR ۰۸:۳۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    2 2
    چشم. ممنون كه يك هفته وقت گذاشتين براي اين رهنمودهاي جديد
  • بدون نام IR ۰۸:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    12 2
    عالي بود ..اول صبحي كلي خندوندي ما رو...
  • بدون نام IR ۰۸:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    11 1
    ديه مرگ اخلاق را گرفته اند!!!
  • بدون نام IR ۰۸:۵۷ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    7 2
    عاليييييييييييييييييييييييييييييي بود.
  • zsp IR ۰۹:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    17 2
    آقای شکیبا مطلبتون واقعا قشنگ تاثیر گذار بود خدا میدونه به چه مکافاتی جلوی صدای خندمو در محل کارم گرفتم امیدوارم همینطوری بتونید ادامه بدید
    • بدون نام IR ۱۳:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
      6 5
      دوست عزيز شما هم كه مثل ما درمحل كارت سايتها رو مرور ميكني .خسته نباشي پركار.
  • بدون نام IR ۰۹:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    5 0
    شهرام جان!!! شما هم دل و دماغ نداری ظاهرا ...
  • پ‍ژمان صديقي پور نياكي IR ۰۹:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    6 9
    اين مطلب درست از روي ستون طنز ننجون نوشته شده و گردانندگان آن خبرگزاري وزين مي توانند به آدرس سايت روزنامه سياست روز مراجه كنند و با جستجوي "روي هم رفته" اين مطلب بر آنان اثبات شود. از بزرگمرد طنزنويسي مثل شهرام شكيبا بعيد است اين بي اخلاقي را مرتكب گررد. با سپاس از شفافيت شما دانشجوي كارشناسي ارتباطات
  • معتاد به شکیبا! IR ۰۹:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    11 1
    عالی بود شهرام جون!
  • محمد IR ۰۹:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    17 2
    شهرام عزيز تو ثابت كردي كه با وجود محدوديت و رعايت ادب هم ميشود خلاقيت به خرج داده و طنز نوشت
  • بدون نام IR ۰۹:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    8 0
    بند 4 واقعا صحیح می باشد آفرین....
  • حمید IR ۰۹:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    11 1
    عالی بود .
  • علي IR ۱۰:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    16 1
    خيلي خوب بود- فاصله ي زماني اين مطلب و مطلب قبلي زياد بود
  • بدون نام IR ۱۰:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    17 0
    با خواندن متن هاي شما كلي مي خنديم ولي بعضاً آهي از دل مي كشيم. زنده باد جناب شكيبا
  • بدون نام IR ۱۰:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    18 0
    شکیبای دوست داشتنی،بسیار زیبا بود.!
  • iman IR ۱۰:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    13 0
    عالي بود دست مريزاد شهرام جون
  • بدون نام IR ۱۱:۰۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    7 2
    سلام. از اینکه به این موضوع پرداختید متشکرم .اما نفهمیدم شما ماجرا را رد کردید یا قبول؟!!!!!!!
  • عارف IR ۱۱:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    19 0
    بخش پنجمش خیلی جالب و به جا بود ممنون.
  • بدون نام IR ۱۱:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    19 0
    بسي دلتنگ شده بوديم. برقرار باشي
  • فضول باشی IR ۱۱:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    27 2
    سلام آقا شهرام گل آقا شهرام در مورد بند 5 یه تجدید نظری بکن . من فکر میکنم که اینبار دست استکبار از آستین نصرتی در آمد و این افتضاح رو به بار آورده و گرنه در غیاث آباد ما و این بی ناموسی ها ............. امکان نداره
  • بدون نام IR ۱۳:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    34 1
    آقای شکیبای عزیز ممنون از شما واقعا که این داستان بیشتر از اختلاس چند هزار میلیاردی مسئولان رو به خودش مشغول کرده!!!! چه کشور با نشاطی داریم ما!!
    • بدون نام IR ۱۹:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
      4 0
      اصلابراي همين اينقدرشور شده تا3000000000000 ازيادها بره
  • بدون نام IR ۱۳:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    11 2
    5- باید این بحران و ماجرا جدی گرفته شود. تا امروز هر بحرانی داشته‌ایم، دست اجانب در آن بوده اما این تنها ماجرایی است که همه دیده‌اند دست چه کسی درکار بوده و هم صاحب دست و هم آستینی که دست از آن درآمده، صددرصد از تولیدات داخلی خودمان است. لذا ماجرا را باید کاملاً یک بحران ملی دانست. ************ بند 5 بدون شرح
    • فردعادی IR ۱۸:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
      3 13
      البته شما ترویج فرهنگ غرب رو در این ماجرا بی تاثیر ندونید که اگر نیک بیندیشید نتیجه میگیرید که باز غربی ها و احتمال غریب به یقین دست سوروس در کار است.
  • شهرزاد US ۱۳:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    18 2
    خيلی عالی بود و به جا، ننوشتی ننوشتی آخر سر چی نوشتی...
  • شنگول IR ۱۳:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    29 3
    در اين بحران (به قول شما ملي ) كه به‌وجود آمده ، دونكته هست 1 - مگر كل ديه كامل يك مرد چقدر است به بابت يك آسيب بدني جزيي، باشگاه فرهنگي ورزشي خاطي را 300ميليون جريمه كرده ؟ آن‌هم به نفع خودش و نه آسيب ديده!؟ 2 - حالا اگر همين نرخ 300ميليون توماني صحيح هم باشد چگونه است كه خطاي 300 هزار ميليارد توماني با عذرخواهي حل مي‌شود و خطاي 300ميليوني نه ؟
    • بابك IR ۰۹:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
      4 0
      300هزارميليارد نه 3000هزارميليارد -اينجوري به مرور صفرهاش كم شه آخرش ميگن اصلا كدوم اختلاس كدوم مختلص!
  • بدون نام IR ۱۳:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    6 33
    بسه دیگهشورشو درآوردید حال بهم زنا.
  • حسن کچل IR ۱۳:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    23 3
    عمو شهرام بازم گل کاشتی !!! ممنونم که به يادمون آوردی که ما يک ناصر خسرو قباديانی هم داريم . اونقدر ذهنمون پر شده از چرنديات ، پاک يادمون رفته چی بوديم و چه چيزایی داشتيم . بخش مربوط به عليرضا قزوه محشر بود . پاينده باشيد
  • بدون نام US ۱۵:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    13 1
    وسط ورزشگاه ازادی نبوده تو گیلان بوده
  • شهرام شکيبا IR ۱۷:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    34 4
    عزيز ارجمند جناب آقاي صديقي پور نياکي. من متاسفانه مطلب سياست روز را نديده بودم.بعد از کامنت شما آن را خواندم.نوشتم"متاسفانه"چون اگر ديده بودم اين سوژه را با پرداخت ديگري مي نوشتم.نويسنده ي آن ستون هم از دوستان من است و همکلاس بنده در دانشگاه.چون با نام مستعار مي نويسد نامش را فاش نمي کنم.اما توضيحا ععرض مي کنم که اگر دو نفر که هر دو ادبيات خوانده باشند بخواهند درباره ي چنين موضوعي بنويسند غير طبيعي نيست که "توارد"بشود و اين ابيات به ذهن هر دو برسد.يک شوخي ديگر هم در دو مطلب مشابه است که آن هم شوخي پيچيده و دور از ذهني نيست.دقت شما ستودني است اما در اين که فرموده ايد بنده "درست از روي آن مطلب "نوشته ام کمي بي انصافي کرده ايد.اساسا صدور حکم هاي کلي اينچنيني کمي ما را از انصاف و دقت دور مي کند
  • Fatal US ۱۸:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    9 3
    آقایون محترم سایت، برای بار دوم متذکر می شوم که بخش آرشیو آپدیت نمیشه ، اینجوری بعضی مطلب ها از دستمون در میره! آقا شهرام اینا استادیوم رو سوتی دادی
  • بدون نام IR ۱۸:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    8 0
    عمو شهرام تو پاسختون اشتباه تایپی دارین( توضيحا ععرض)
  • DAS IR ۱۹:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    32 3
    می دانید آقای شکیبا کاش همان طور که ما این مطلب شما را می خواندیم مسئولین فرهنگی نیز می خواندند شاید طوفان فکری برایشان ایجاد می شد و راه حلی ...
  • مهسا IR ۱۹:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    15 0
    سلام در این سرای دوستی... کجاست چشم بینا... گوش شنوا... دلی آکنده از مهر و ایمان... کجاست یک دلسوز برای من وتو واین مملکت و مردم و جوانانش... اگر بود که ایران چنین نبود... سربلندیش بیش از اینها بود... "پاینده و سلامت باشید" یک دهه شصتیه خسته
  • سالار IR ۲۱:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    11 0
    طنزت عالی بود ولی همه مون سرگرم شدیم واز اصل افتادیم از3هزلر ناقابل والباقی اختلاس ها چه خبر؟!!!
  • جمشید IR ۲۲:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۷
    6 1
    دیوانه تو ام یا شکیبا
  • حر US ۰۰:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
    8 0
    7 و 8 معرکه بود
  • بدون نام CH ۰۱:۰۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
    8 0
    ایوووووووووووووووووووووووووووووول شهرام عزیز
  • حسن بیک IR ۰۹:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
    10 0
    اقا خدا قوت خیلی توپ بود مرسی
  • بدون نام A1 ۱۰:۱۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
    27 0
    وزیر اقتصاد می‌رود مجلس با یک عذرخواهی سروته ماجرا هم‌می‌آید! كل اين ماجرا براي اين بود كه اذهان عمومي از خالي شدن بيت المال به سمت موضوعي جذاب تر منحرف شود!
  • بدون نام IR ۱۴:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
    1 7
    چرا نظر من درج نشد که خود شهرام هم بعضی روزهای شلوغ انگشت کند رنجه به در کوفتن کس
  • پژمان A1 ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
    14 0
    سرور گرانقدر شهرام شکیبا در طنزنویسی سرآمدی و بر این معترفم اما الان دریافتم که معلم اخلاق هم هستی بی رودربایستی بگویم از صبوری و متانت شما بسیار آموختم و ادبیات نامناسب خود را می پذیرم. برای شما و همکلاسی نادیده تان هم آ رزوی توفیق دارم. بیشتر از پیش دوستتان دارم هنرمند مردمی و متواضع :)
  • کاوه IR ۰۸:۳۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۲
    2 0
    عمو شهرام ، من بخاطر احترام به قلم شما این مطلب را ایستاده خواندم هوشیاری و دقت شما در زمان نگاشتن مطلب ستودنی است چون در زمانی نوشتی که هیاهو و جریان سازی های مربوط به این اتفاق فروکش کرده بود عمو شهرام من ارادت قلبی خودم را بارها با عبارت دوستت دارم وحشتناک ابراز کردم اما امروز باید برای این نوشته به شما تبریک ویژه ای بگویم که با تلنگری به ذهن بعضی ها نکات اخلاقی فراموش شده ای را یاداوری کردی در پایان نکته ای را ذکر میکنم : جوانان دهه 40 و 50 بخاطر دارند این اتفاق که در وسط زمین فوتبال رخ داد چند 10 سال پیش در رختکن برخی تیمها رخ میداد و همه هم میدانستند و به آن میخندیدن، حال چگونه اتفاقات رختکن بعد از 25 سال به وسط زمین کشیده شد، سوالات زیادی را مطرح میکند ، آیا دلیل همان خنده ها نیست؟
  • elnaz IR ۱۶:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۲
    1 3
    بابا پدر این شیث و نصرتی رو درآوردین! شعرت خیلی قشنگ بود شهرام جان . ولی بخدا به شیث و نصرتی مربوط نمی شد.

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین