المیرا بهشتی: شرایط و اتفاقات پس ازانتخابات به گونهای رقم خورد که موجب شد عدهای از بزرگان نظام و نخبگان سیاسی پس از سالها در حاشیه بودن، به صحنه بیایند و برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع کشور دیدارهایی را با دیگر شخصیتها انجام داده و به ارائه راهکار بپردازند. مقام معظم رهبری بر وحدت ملی میان همه گروههای داخل کشور تأکید داشتند. در همین راستا، دیدار شش نفر از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام با آیتالله رفسنجانی- که وی آنها را دلسوزان نظام خواند- و بیان دغدغهها و طرح خروج از این فضا، تحسین همه را برانگیخت.
سیدمحسن یحیوی از جمله اسرای جنگ تحمیلی است که در هنگام حضور در دولت شهید رجایی اسیر و پس از ده سال آزاد شد، نقش شخصیتهای دلسوز نظام را در این آرامش فضای کشور بسیار میداند. او هاشمی رفسنجانی را از جمله افرادی مینامد که به دلیل هزینههایی که برای انقلاب پرداخت کرده، جزء دلسوزان اصلی انقلاب است و به توجه به جایگاهش در کشور، میتواند به آرامش کمک کند- اگرچه در زمان انتخابات و در مناظرههای تلویزیونی او و چندنفر دیگر مورد تهمتهای ناروا قرار گرفتند-.
این عضو جامعه اسلامی مهندسین نقد منصفانه در هرزمان و برای هرکسی که برسرکار باشد، را میپسندد اما نسبت به نوع نگاه دولت نهم به احزاب و گروههای سیاسی انتقاد میکند و میگوید: «آنکه احزاب انتظار اعتنای بیشتری از رئیسجمهور داشتند، که او نیز خودش را ملزم به این اعتنا نمیبیند». او نسبت به مشورت رئیسجمهور با شخصیتها و گروهها نیز منتقد است به گونهای که عنوان میکند: «آقای رئیسجمهور هم درکارهایش با دیگران مشورت میکند، اما باید دید چه کسانی طرف مشورت او هستند». او در نهایت امیدوار است که این تضارب دیدگاهها و همچنین انتقادات میان رئیسجمهور و نمایندگان، شخصیتها و احزاب و گروهها موجب سازندگی و پیشرفت کشور شود.
آقای رفسنجانی از طرحی توسط دلسوزان نظام برای آرامش جامعه خبر دادند، شما از این طرح اطلاعی دارید؟
ما از طرف شورای مرکزی خانه احزاب خدمت آقای رفسنجانی رسیدیم و ضمن صحبتهایی که آنجا صورت گرفت، شورای مرکزی خانه احزاب از ایشان درخواست کردند به دلیل جایگاهش برای برطرف کردن نگرانیها و آرام شدن فضای کشور و همگرایی میان نیروهای هوادار انقلاب و درمجموع از بین بردن تنشهای بعداز انتخابات اقدام کنند تا این حالت از کشور رفع شود. آقای رفسنجانی هم عنوان کردند که بعد از انتخابات با مجموعهای از دوستان قدیمیاش که از جمله آقای عسگراولادی، مهندس باهنر و میرسلیم و تعدادی دیگر بودند ملاقاتی داشتهاند و همین صحبت را مطرح کردند و قرار شد که طرح خود را بیاورند تا مورد بررسی قرار گیرد، که در گیرودارهای جریانات، ارائه این طرح به طول انجامیده بود و در دیداری دیگر که مهندس باهنر و میرسلیم با ایشان داشتند مجددا تاکید شده است که این طرح تهیه و ارائه شود و ایشان منتظر هستند که ارائهدهندگان طرح اقدامات بعدی را انجام داده و خدمت ایشان ببرند.
بعد از انتخابات با توجه به اتفاقاتی که رخ داد، فضای سیاسی کشور به چه سمتی رفته و آیا میان اصولگرایان دستهبندیهای جدیدی صورت گرفته است؟
بنده تصور میکنم بعد از انتخابات و حتی در طول انتخابات مقداری چینشهای سیاسی دگرگونی خودش را پیدا کرد. درواقع موضعگیریهایی که توسط شخصیتهایی که مورد احترام و وثوق و اعتماد اصولگرایان بود و موضعگیریهای متفاوت آنها قطعاً دگرگونیهایی به جود آورد و شاید بتوان گفت که یک نظم دیگری را آغاز کرده و شاید در آینده این تغییرات بیشتر خودش را نشان دهد.
یعنی شاهد افتراق بین گروههای اصولگرا خواهیم بود؟
خیر! بنده افتراق شدیدی را نمیبینم ضمن آنکه پیشنهادی که از طرف دلسوزان انقلاب برای جمع شدن نیروهای انقلاب ازجمله نیروهایی اصولگرا و دلسوزانی که در درون اصلاحطلبان هستند، مطرح شده است - زیرا نه میتوان همه اصولگرایان را به یک نحو ارزیابی کرد و نه اصلاحطلبان را. دلسوزان انقلاب بین هردو مجموعه زیاد هستند. بنده تصور میکنم آقای رفسنجانی نسبت به انقلاب دلسوزی دارند زیرا هرکس بیشتر سرمایهگذاری کرده، به طور قطع نگرانی و دلواپسی در مورد انقلابش هم بیشتر است. ایشان هم به عنوان یک استوانه قوی قبل و بعد از انقلاب بوده است لذا با محوریتی که ایشان دارند، این تغییر شاکلهای که صفبندیها به خود دیده است، احتمالاً بعضی حالات خود را حفظ میکند. البته امیدواریم این تغییر چینشها در جهت تکامل و یک نوع انتقاد از درون برای بهبود روش و انتخاب مسیر جهت دستیابی به منافع نظام باشد.
شما فرمودید در میان اصولگرایان و اصلاحطلبان دلسوزان نظام هستند. این دلسوزان نظام چه ویژگیهایی دارند؟
دلسوزان نظام آنطور که بنده دستهبندی میکنم به آرمانهای انقلاب و آنچه که معمار اصلی انقلاب بنیان نهاده، پایبند هستند. شهدای ما برای حفظ انقلاب خون پاکشان را در پای درخت انقلاب ریختند و آن را آبیاری کردند. برپایی نظام مقدس اسلامی، حاکمیت احکام اسلامی در جامعه، برپایی عدالت اسلامی در جامعه، ایجاد زندگی خالی از تنشها در قالب دستورات اسلامی برای جامعه و ایجاد زمینهای برای پرورش هرچه بیشتر استعدادها مورد تاکید دلسوزان انقلاب است تا بتوان این روند را ادامه داد و عقب افتادگیهای جامعه اسلامی ما نسبت به دنیا برطرف شود تا در این مسابقه بتوانیم برتری حکومت اسلام را در جهان در همه زمینهها به اثبات برسیم.
آقای یحیوی! خطکشیهای اصولگرایان در مقایسه با دوره دولت نهم و دولت دهم چه تغییراتی کرده و یا خواهد کرد؟
یکی از منشهای اصولگرایی این است که حقیقت را هرآنچه که هست بیان کنند. انتقادی اگر هست مطرح کنند. مهم نیست که چه کسی یا چه مجموعهای در رأس کار باشد، بلکه آنچه مد نظر است آن است که کارها در اصلاح امور و حرکت در جهت بهبود هرچه بهتر روندها باشد برهمین اساس یک اصولگرا اگر نارسایی ببیند و یا اولویتهایی بهتری نسبت به آنچه هست، مشاهده کند، آن را بیان خواهد کرد. این به مفهوم مخالف و درگیری نیست بلکه با هدف اصلاح روند امور است. لذا من خطبندی خاصی برای اصولگرایان برای دولت نهم و ادامهاش در دولت دهم نمیبینم. البته اکنون هم انتقاد وجود دارد. مقام معظم رهبری هم در سخنان خود انتقاد منصفانه را لازم دانستهاند زیرا باعث اصلاح امور میشود اما انتقادی که برای پیروی از منافع جناحی، شخصی و گروهی باشد و موجب تخریب و تضعیف دولت شود، از اصولگرایی به دور است و اگر اصولگرایی به آن بپردازد خلاف است. اما نقد منصفانه برای هرکس که سر کار باشد، همیشه موجود است ضمن آنکه حمایت از عملکرد مثبت هم وجود دارد. همانگونه که در موضعگیرهای بینالمللی و انرژی هستهای این حمایت همیشه صورت گرفته است و همه پشت سر دولت نهم و دهم بوده و هستند و آن را تأیید میکنند. اما اگر جایی انتقادی ببینند بدون آنکه ملاحظه کنند، انتقاد را برای اصلاح آن مطرح میکنند. ما هیچ گاه از نقد منصفانه دور نخواهیم شد.
با توجه به اینکه دولت دهم، تجربه 4 ساله قبل را به همراه دارد، آیا انتقادها تندتر و سختگیرانهتر خواهد شد؟ یکی از این انتقاد اصولگرایان، تغییرات و عزل وزراء بود
یک سری اختیارات را رئیس دولت دارد که از جمله آن انتخاب وزرا و معرفی به مجلس است. اصولگرایان هم این افراد را بررسی کرده و اگر نقدی داشته باشند، مطرح میکنند که ما خوشبختانه دیدیم که علیرغم انتقادات و بحثها بیش از 80 درصد وزراء رأی آوردند.
البته آقای باهنر بعداً هم عنوان کردند که یک تعدادی در لب مرز قرار دارند و اگر اشتباهی از آن وزراء صورت گیرد احتمال اینکه بحث سؤال و استیضاح مطرح شود، زیاد است. بنده میخواهم این را بگویم که رئیسجمهور حق انتخاب دارد و مجلس هم پس از بررسی رأی میدهد. اما از وظایف مجلس چه برای اصولگرایان و چه اصلاحطلبان، پیگیری روند عملکرد دولت و هر وزیر و رئیسجمهور در طول دوران مسئولیتاش است و وظیفه دارد هرکجا که ایرادی دید ابتدا تذکر، سؤال و بعد اگر مؤثر واقع نشد، استیضاح را مطرح کند. این را قانون پیشبینی کرده است. یک اصولگرا، هدایت و حمایت مشفقانه را دارد و اگر اعتراضی میکند براساس آن مسئولیت نمایندگی یا کارشناسی است. اما اینجا نباید فراموش کرد که رئیسجمهور هم یک کارشناس قوی است. چه با تجربه گذشته و چه بعداز چهارسال تجربه. او هم احساس میکند دست کمی از نماینده منتقد ندارد بلکه ممکن است اطلاعاتش بیشتر هم باشد، لذا دفاع خود را دارد. اما این موارد در تضارب یکدیگر باید باعث سازندگی شود. اگر نماینده حرف منطقی داشت، رئیس جمهور بپذیرد و اگر رئیسجمهور دفاع منطقی داشت نماینده اصولگرا بپذیرد. بنابراین این امور یک امر طبیعی است. کلنجار دعوا نیست. رئیسجمهور از کارشناسی خود دفاع میکند زیرا اگر تشخیص داد که وزیر خوب کار میکند برای قانع کردن یک نماینده حق ندارد آن وزیر را عزل کند، البته از نظر قانونی حق دارد اما از نظر اخلاقی حق ندارد. نماینده هم اگر قانع نشد، باید تلاش خود را بکند اما در این کش و قوس باید تکامل ایجاد شود، نباید به صورت ضدیت با یکدیگر حساب کنیم. یعنی بگوییم رئیسجمهور یا نماینده در حال ضدیت است. در واقع نماینده وقتی میخواهد انتقاد کند باید این احساس را داشته باشد به وظیفه خود عمل میکند نه اینکه خدای ناکرده چوب لای چرخ دولت بگذارد.
بعداز انتخابات و پس از آنکه رئیسجمهور، آقای مشایی را به عنوان معاون اول خود معرفی کرد، جامعه اسلامی مهندسین یک بیانیه نسبتاً تندی را صادر کرد، با توجه به اینکه شما بر نقد منصفانه تاکید دارید، اکنون چه نقدهای دیگری بر دولت وارد میدانید که باید اصلاح کند؟
باید مصادیق بیان و سپس نقدها را عنوان کرد، اما ما در مجموع حرکت رئیسجمهور را حرکت به رو به جلو میبینم.
در بحث احزاب، با توجه به اینکه در دوره قبل احزاب به خصوص احزاب اصولگرا از رئیسجمهور به دلیل عدم مشورت با آنها گله مند بودند چه طور؟
آقای رئیسجمهور از ابتدا با اعلام عدم وابستگی خود به احزاب این برداشت را برای جامعه داشت که او با احزاب مخالف است، اما بعداً اعلام کردند که حضور احزاب ضروری است. البته جایگاهی که احزاب انتظار دارند، به آنها تخصیص داده نشده است. در دولت گذشته برای عدم وابستگی احزاب به سرمایهدارها و مجموعههای قدرت، برای آنکه طبعیت پذیری از آنها نداشته باشد، بودجهای را تخصص داد که به میزان تأثیرگذاری و جایگاه احزاب در جامعه بین آنها توزیع شود. خب، این بودجه در زمان آقای احمدینژاد حذف شد و طبعاً احزاب از این مسئله ناراحت هستند اما الان احزاب کارهای خود را میکنند و هیچ مزاحمتی از سوی رئیسجمهور برای آنها وجود ندارد ضمن آنکه احزاب انتظار اعتنای بیشتری از رئیسجمهور داشتند، که او نیز خودش را ملزم به این اعتنا نمیبیند. در حالی که اعتقاد بنده و مجموعه جامعه اسلامی مهندسین و دیگر احزاب - به غیر از احزاب موسمی و ادواری- آن است که برای داشتن نظامی متحول در همه امور اجرایی، مقننه و قضائی، نیاز به احزاب قوی برای پرورش نیرو و فکر در جهت اجرای امور کشور در همه زمینهها داریم. البته معتقدم نه احزاب در آن جهت حرکت خوبی داشتهاند و نه جایگاه خوبی به آنها داده شده است. شاید یکی از دلایلی که احزاب کشورمان به آن سمت نرفتند نیز آن باشد که تلاش خود را بیتأثیر دانسته باشد. لذا کادرپروری که از وظایف احزاب است انجام نشده، درحالی که باید احزاب در این جهت حرکت کنند و دادن راه حل و دادن فکر برای حل مشکلات کشور.
در همین بحثی که مطرح کردید که یکی از وظایف احزاب ارائه فکر و دادن بیشنهاد و راه حل است، مقام معظم رهبری هم در توصیههای دهگانهشان به دولت اشاره کردند که دولت به توصیه بزرگان و کار کارشناسی توجه بیشتری داشته باشد. به دولت نهم در این زمینه چه نقدی وارد است که دولت دهم باید آن را برطرف کند؟
زمانی که توصیهای صورت میگیرد، به مفهوم آن نیست که این کار انجام نمیشده است.
اما این گلهمندی از سوی احزاب و گروهها و شخصیتهای اصولگرایان بارها مطرح شده بود!
به طور حتم این گلهمندی از سوی اصولگرایان مطرح شده و توصیه عقل هم این است که از مشورت دیگران استفاده کند. آقای رئیسجمهور معتقد است که این مشورت را انجام میدهد به همین دلیل هم در یکی از سخنانش گفت که برخی خیال میکنندوقتی با آنها مشورت نمیشود، مشورت انجام نشده است. اما محال است که آقای رئیسجمهور کارهای خود را بدون مشورت انجام دهد، اما طرفهای مشورت چه کسانی هستند، حتماً متفاوت است. مثلاً از یک حزب ممکن است همه اعضای آن نباشند بلکه با افراد و یا فرد خاصی باشد. توصیه مقام معظم رهبری هم به عقلگرایی است. یعنی از تجارب بزرگان برای امور استفاده شود و بیشتر انجام شود. آقای رئیسجمهور هم معتقد است که این کار را انجام میدهد، که دوباره برمیگردد به اینکه چه کسانی طرف مشورت او هستند. البته هرکس ممکن است دلش بخواهد که رئیسجمهور نظر او را هم بخواهد، ضمن آنکه یکی از خواص احزاب آن است که مسائل جمع را به صورت نظر حزب بیان میکنند و بزرگانی که تجربه طولانی در اداره امور کشور دارند.
حداقل آنچه مشخص است آن است که این مشورتها با بزرگان و شخصیتها صورت نگرفته است وگرنه اعلام میکردند. به عنوان مثال بسیاری از مراجع تقلید نسبت به عدم توجه به نظرات آنها از دولت نهم گلهمندی داشتند. این نشان میدهد که تعاملات با آنها برقرار نشده است!
عقل حکم میکند کسی که میخواهد کاری را انجام دهد از همه کسانی که صاحب نظر در آن امر هستند مشورت به عمل آورد، که در این صورت کار پختهتر و توفیقش بیشتر خواهد شد و هرچه کمتر باشد، قطعاً از خرد جمعی کمتر استفاده شده است که همیشه خرد جمعی از خرد محدود بهتر عمل میکند. اگر آقای رئیسجمهور هم همین کار را انجام دهد قطعاً نتیجه کارها بهتر خواهد بود و رضایتمندی مردم هم بیشتر خواهد بود. زیرا ممکن است خیلی کارها را انجام دهیم اما در جهت آن چیزی که فکر میکنیم خوب است، نباشد. اما بایستی در این حرکت رضایتمندی اکثریت مردم لحاظ شود. آقای رئیسجمهور هم میگوید که من حداکثر آرا را آوردهام و این نشان میدهد توانستهام این عده را راضی نگه دارم. البته بعداز انتخابات عنوان کردند باید حتی برای کسانی که در انتخابات به ما رأی ندادند حرکتی کنیم که آنها هم راضی باشند. این نشان میدهد که همه تلاش میکنند رضایت مردم را جلب کنند اما روشها متفاوت است. شاید اگر بنده هم رئیسجمهور میبودم حرکتی میکردم که آقای احمدینژاد با آن موافق نبود. بنابراین خواهی نخواهی همه یک جور فکر نمیکنند اما عقلانیت حکم میکند از همه کسانی که مطمئناً خیرخواه هستند و قصد خراب کردن امور را ندارند، استفاده کند.




نظر شما