امیرعبداللهیان معتقد است: مهندسی و نظم جدیدی که غرب آن را مدنظر دارد اینست که سوریه فرو بپاشد و با دستکاری در تحولات این کشور، حزب الله، حماس و ایران نیز عقبۀ خود را از دست بدهند.

زهرا خدایی
با وتوی قطعنامۀ شورای امنیت توسط چین و روسیه غرب روش های دیگری را برای مقابله و اعمال فشار بر بشار اسد در پیش گرفته است.  از سویی سرگئی لاورف، وزیر خارجه روسیه نیز روز سه شنبه برای ملاقات با بشار اسد وارد این کشور شد و از عزم و ارادۀ مقامات روسی برای حل بحران سوریه خبر داد. خبرآنلاین آخرین وضعیت سوریه را پیش از سفر حسین امیرعبداللهیان، معاون وزیر خارجه کشورمان به سوریه مورد بررسی قرار داده که در ذیل مشروح آن را می خوانید. امیرعبداللهیان روز سه شنبه عصر برای ملاقات با مقامات سوری راهی دمشق شد.
از آخرین وضعیت سوریه برایمان بگویید.
آنچه در سوریه در جریان است، ادامۀ سناریوی اعمالِ فشارهای بین المللی و منطقه ای علیه کشوری است که در خط مقدم حمایت از فلسطین و مقاومت علیه رژیم صهیونیستی قرار دارد. اینکه چه اتفاقی در آینده خواهد افتاد، نگاه واقع بینانه به این امر مستلزم آنست که بدانیم وضعیت در داخل سوریه چگونه است و آیا فشارهای بین المللی متناسب با شرایط واقعی در داخل سوریه هست یا نه؟با رصد وضعیت داخلی سوریه می بینیم که در این کشور همانند برخی از کشورهای عربی سطحی از مطالبات مردمی وجود دارد. مطالباتی که همواره مورد تأکید جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات اخیر کشورهای حوزۀ عربی و شمال آفریقا بوده است. ایران همواره بر مطالبات مردمی تأکیده داشته و معتقد است که اصلاحات و مطالبات باید جدی گرفته شود. در سوریه شاهد آنیم که بشار اسد اقدامات گسترده ای را در این زمینه شروع کرده که بخش هایی از آن اجرا شده و بخش هایی از آن نیز در حال اجراست.
چرا طرح اتحادیۀ عرب مورد پذیرش بشار اسد قرار نگرفت؟
آنچه که به عنوان طرح اتحادیه عرب بر روی کاغذ می بینیم و خروجی آن نیز در مداخلۀ مستقیم اتحادیه عرب و خروج بشار اسد از قدرت در دستور کار جلسه شورای امنیت قرار گرفت، آیا مطالبۀ واقعی مردم است؟ آیا مردم سوریه واقعا چنین مطالبه ای را دارند؟ واقعیت اینست که مردم سوریه همواره خود را در خط مقدم مقاومت تعریف کرده اند و برخلاف مردم دیگر کشورهای منطقه که دستخوش تحولات بیداری اسلامی بوده اند و از رفتار ضعیف مقامات کشورشان در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی احساس حقارت می کردند، مردم سوریه از این بابت که همواره در کنار مردم فلسطین بودند و در مقابل رژیم صهیونیستی قرار گرفتند در طی دهه های گذشته چه در دوران حافظ اسد و چه در دوران بشار اسد از این نظر احساس نوعی غرور ملی دارند.
تصویب قطعنامه در شورای امنیت چه تبعاتی می تواند برای سوریه داشته باشد؟
قطعنامۀ شورای امنیت می تواند در فضاسازی های روانی، برخی تأثیرات خود را داشته باشد. اما نکتۀ مهم اینست که تجربه ثابت کرده فشار از بیرون بدون اینکه مبنای درستی در داخل سوریه داشته باشد، نمی تواند تأثیرگذار باشد و این فشارها به اشکال مختلف طی ماههای گذشته تداوم داشته است.
با توجه به آمار بالایی که از تعداد کشته شدگان ارائه می شود، آیا تنها قرار داشتن سوریه در جبهۀ مقاومت می تواند توجیه کنندۀ این اقدامات باشد؟
آماری که ارائه می شود را درست و دقیق نمی دانم. ثانیاٌ آنچه که در سوریه طی ماههای گذشته اتفاق افتاد، همان طوری که ناظران اتحادیه عرب نیز در گزارشات خود بدان تأکید کردند، در بسیاری از مناطق، شروع کنندۀ درگیریها برخی از گروههای تروریستی بوده اند که وارد کشور شده اند. براساس اطلاعاتی که ما در اختیار داریم، دهها هزار قبضه سلاح طی ماههای گذشته از مرزهای مشترک این کشور با همسایگان وارد سوریه شده اند و هدف آنها به هم ریختن اوضاع و تلاش برای بی ثباتی کردن کشور بوده است.
تعدادی از مردم در این درگیریها کشته شده اند اما وقتی مجموع این آمارها را مورد بررسی قرار دهیم می بینیم که تعداد کشته شدگانِ طرفدار حکومت و یا نیروهای پلیس به مراتب بیشتر از نیروهای مردمی بوده است که البته ما همواره نسبت به هرگونه کشتار در سوریه هشدار داده ایم و این مسئله را خط قرمز می دانیم و معتقدیم نه تنها در سوریه بلکه در تمام کشورهای منطقه باید به گونه ای از فرصت ها استفاده و مسائل توسط مردم و حکومتها مدیریت شود که مردم کمترین صدمه را در این رابطه ببینند.
بنابراین نباید به آمار اعتماد کرد؟
البته شبکه های مختلف خبری همگام با طرحی که محور آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال سوریه دنبال می کنند به بزرگنمایی روی می آورند و چنین خبری در آستانۀ تصمیم گیری و جلسات شورای امنیت بیش از آنکه یک واقعیت باشد، تجربۀ تحولات منطقه نشان داده که یک فضاسازی رسانه ای است که با واقعیت فاصلۀ زیادی دارد. اما اینکه آیا کشته شدن تعدادی در درگیریها آن هم در کشوری که در حال حاضر در جای جای آن تروریستها حضور یافته اند و در حال منحرف کردن مسیر مطالبات طبیعی مردم هستند، می تواند صحت داشته باشد یا نه؟ باید گفت که آمار قطعاً و به ضرس قاطع در مقایسه با آنچه که در ماههای گذشته رخ داده و جنگ رسانه ای و همه جانبه ای که علیه سوریه آغاز شده نمی تواند درست باشد.
اگر به لحاظ ساختاری به تحولات منطقه بنگریم اتفاق مهمی در حال وقوع است. در مجموعۀ کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا اولاً متحدین آمریکا یکی پس از دیگری موقعیت خود را از دست داده اند و ثانیاً متعاقب انتخابات اخیر برگزار شده، اسلامگراها روی کار آمده اند و ثالثاً طی ورود بازیگران جدید به عرصۀ کشورهای عربی و شمال آفریقا شاهد شکل گیری آرام ساختار جدید سیاسی-امنیتی در این منطقه هستیم که محور آن را دو مولفۀ مهم تشکیل می دهد:  اول انزوای هر چه بیشتر آمریکا و رژیم صهیونیستی متعاقب بروز مطالبات مردمی و روی کار آمدن بازیگران جدید و دوم تقویت محور مقاومت و طرفداری از حق مردم فلسطین در مجموعۀ این مناسبات.
فرصت ها و تهدیدهای این نظم جدید برای بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای چگونه است؟
محور آمریکا و رژیم صهیونیستی به تعبیر خود تلاش کرد اسب سرکشی که در منطقه به راه افتاده را اول مهار و سپس سوار بر این اسب بتواند موج سواری کند، اما دریافت که این موج سواری هزینۀ زیادی دارد و توفیق چندانی نیافت. از این رو تصمیم گرفت که در مقابل این اسب سرکش بایستد اما آنهم خسارات و هزینه های بالایی را متوجه آنها می کرد. لذا برای مقابله با این ساختار سیاسی-امنیتی که در نتیجۀ مطالبات مردمی در حال شکل گیری بود، به این گزینه فکر کردند که شاید کم هزینه ترین و مناسب ترین راه برای محور آمریکا و رژیم صهیونیستی این باشد که ساختار سیاسی-امنیتی جدیدی را در قالب مهندسی معکوس طراحی کنند.
خروجی این سیاست آمریکا و غرب این شد که اگر بتوانند کاری کنند که سوریه فرو بپاشد با دستکاری در تحولات سوریه، حزب الله و حماس عقبۀ خود را از دست می دهد و حتی به تعبیر غرب، جمهوری اسلامی ایران نیز یک متحد خود را در این جابجایی از دست می دهد و در نتیجه یک ساختار سیاسی-امنیتی جدیدی در منطقه به مرور شکل می گیرد و جایگزین آن ساختار سیاسی-امنیتی طبیعی خواهد بود که بدان اشاره کردم یعنی ساختاری که به طور طبیعی انزوای آمریکا و رژیم صهیونیستی را هدف قرار داده است.
اما نظمی که غرب آن را مدنظر قرار دارد، با این تحولات می تواند مرکزیت با یک رژیم جدید در سوریه خودش را نشان دهد و متعاقباً قطعات بعدی پازل نیز پیرامون آن شکل می گیرد. ساختار مذکور، مقاومت را در منطقه در هم میریزد و موقعیت و وضعیت آمریکا و رژیم صهیونیستی را ارتقاء می دهد. با این نگاه ساختاری و راهبردی، تحولات در سوریه در حال رقم خوردن است.
البته این دلیل نمی شود که بگوییم در سوریه حکومت اشتباهات و یا خطاهایی نداشته است. این دلیل نمی شود که اگر کشته ای در سوریه ولو اینکه طرفهای تروریستی شروع کننده بوده اند را نادیده بگیریم. اما نگاه کلانی را که محور آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال دنبال کردن آن هستند را نباید فراموش کرد و همه تلاشها باید متوجه حداقل خسارات مردمی و انسانی در این کشور باشد و اینکه بتوانیم با این نگاه راهبردی کمک کنیم به اینکه محور مقاومت وضعیت خودش را به گونه ای در خطر قرار ندهد که دشمنان منطقه بخواهند از آن سود ببرند.
طی روزهای اخیر برخی از اخبار حکایت از آن داشت که حماس نیز در حال بازخوانی مواضع خود است.
در ارتباط با تقویت محور مقاومت نه تنها حماس و گروههای جهادی فلسطینی تغییری در رویۀ مبارزات جهادی و سیاسی خود نداده اند بلکه متأثر از تحولات خاورمیانه و بیداری اسلامی از شمالی ترین کشور در آفریقای شمالی( تونس) تا جنوبی ترین کشور در حوزه خلیج فارس(یمن) به دلیل توجه ویژۀ مردم به حقوق مردم فلسطین و حساسیت و تنفر مردم از رژیم صهیونیستی جایگاه مقاومت ارتقاء یافته است و شاخص های متعددی در اختیار داریم که تأیید می کند این گروهها و این جریانات وضعیت آنها بهبود یافته و قطعاً سوریه را به عنوان مراکز و یکی از قطعات پازل مقاومت می دانند. البته با درنظرگرفتن ضرورت انجام اصلاحات به دست حکومت و در راستای مطالبات مردم، کار به خوبی در حال پیش رفتن است.
غرب و ناتو در مورد لیبی خیلی زود وارد عمل شد، چرا در مورد سوریه دست به دخالت نظامی نمی زند؟
به دلیل اینکه اولاً شرایط سوریه کاملاً از لیبی متفاوت است. نکته دوم اینکه بالاخره نقش و موقعیت سوریه در منطقه باید در قالب یک نگاه راهبردی و استراتژیک مورد ارزیابی قرار گیرد. هرگونه مداخلۀ نظامی در سوریه به دلیل وضعیت جامعه شناختی که در سوریه وجود دارد و ثانیا به دلیل طرف های تأثیرگذار در تحولات سوریه، منطقه را به وضعیتی خواهد کشاند که همه طرفها در این رابطه خسارت خواهند دید. ضمن اینکه آن دسته از کشورهای منطقه که کار را دنبال می کنند، تمایل آنها اینست که با جنگ های نرم افزاری و در چهارچوب جنگ رسانه ای و فشار بین المللی و فشار سیاسی اوضاع سوریه را از درون متزلزل کنند. فلذا اساساً شرایط حضور نظامی طرفهای خارجی در سوریه فراهم نیست و این دلیلی است که دشمنان بیشترین تلاش را بر روی بخش های دیگر سوریه قرار داده اند. ضمن اینکه هر مقدار که وضعیت در درون سوریه بهتر می شود و رو به بهبودی می رود، فشارهای بیرونی نسبت به سوریه افزایش می یابد.
چگونه است ناظران اتحادیه عرب به صراحت گزارش می دهند که در سوریه وضعیت رو به بهبودی است. از طرفی آنچه که در آنجا مشاهده کردیم و همچنین ناامنی ها در مقطعی که الان از آن صحبت می کنیم از سوی گروههای تروریستی در حال دنبال شدن است و تروریست ها حتی مطالبات مردمی را نیز در سایه قرار داده اند و هیچ فرصتی به بشار اسد داده نمی شود و این در حالی است که پارادوکس آن را در منطقه می بینیم.
مثلاً در کشوری همچون یمن شاهد آنیم که به علی عبدالهد صالح ماهها فرصت داده می شود. صالح از نظر طرح شورای همکاری خلیج فارس تا انتخابات بعدی رییس جمهور یمن است و ساختارها در این کشور نیز به قوت خود باقی است. چگونه است که در این نگاه پارادوکسیکال شاهد آنیم که در کشوری مثل بحرین که بیش از یکسال از طرح مطالبات مردمی می گذرد و مردم غیرمسلحانه و به طرق کاملاً مسالمت آمیز، مطالبات حداقلی خود را که داشتن یک رأی برای یک بحرینی است، دنبال می کنند اینگونه سرکوب می شوند. حتی کشورشان به اشغال نظامی در می آید و هم حاکمیت و هم استقلال این کشور خدشه دار می شود و هم تمامی آزادی های اولیه و اساسی مردم سرکوب می شود، اما در این کشور هیچکس نگران مردم نیست. اتفاقاً در برخی از ملاقات هایی که با مقامات منطقه داشتم همواره گفته ام که ایکاش برخی از دوستان عرب ما در منطقه قدری از نگاه انسان دوستانۀ خود را که نسبت به سوریه اعمال می کنند، متوجه مردم مظلوم و خون های ریخته شده در کف خیابان های بحرین و یمن هم می کردند.
می توان گفت که جنگ داخلی مدتهاست در سوریه آغاز شده است و آینده ای همچون لبنان دهۀ 1970 در انتظار این کشور است؟
وقتی از جنگ داخلی صحبت می کنیم یعنی درگیری بین اتباع، قومیت ها و گروههای مختلف و همچنین درگیریهای مسلحانه بین آنها. برخی طرفها به دنبال آنند که جنگ داخلی در سوریه رقم بزنند. اما حقیقت اینست آنچه که در سوریه شاهد آنیم هنوز خروجی های پررنگی از جنگ داخلی دیده نشده است. علیرغم اینکه برخی طرف های خارجی تلاش دارند که سوریه را وارد این مرحله کنند. ضمن اینکه تلاش مجموعۀ حکومتی در سوریه معطوف به این مسئله است که به طور همزمان چند مسئله را عملی کند:
اول اینکه، انجام اصلاحات را سرلوحه کار قرار دهد یعنی مطالبات مردم را مورد توجه قرار دهد. دوم اینکه، حساب مطالبات مردم را از حساب تروریست هایی که از بیرون مرزها هدایت می شوند، جدا کند. سوم اینکه با هرگونه مداخلۀ خارجی در این کشور مبارزه کند.
و در نهایت اینکه در فضایی که همه طرفها این کشور را مورد محاصره اقتصادی قرار داده اند، معیشت امور مردم را به خوبی انجام دهد و در نهایت گفتگوهای ملی و موثری را بین طرفهای مختلف در این کشور برقرار کند تا بتواند در چهارچوب اصلاحات جدید مطابق با خواست مردم و برخی از گروههای معارض کار را به نحو مطلوبی پیش ببرد.
من فکر می کنم آنچه که در سوریه شاهد آن هستیم به عنوان درگیری بین تروریست و حکومت از یک سو می توان یاد کرد. از طرفی بین حکومت و درخواست هایی که مردم دارند و حکومت دارد دنبال می کند به عنوان فاکتور مثبت می توان از آن یاد کرد. همچنین بین طرح ها و توطئه های طرفهای خارجی در قبال سوریه به عنوان کشور در خط مقاومت به عنوان بُعد دیگر بحران می توان یاد کرد. شخصاً براساس اخباری که در اختیار داریم معتقدم که وضعیت سوریه رو به بهبود و رو به جلوست و این هیچ تعارضی با دفاع از حقوق مردم سوریه ندارد.
26349


 

کد خبر 197966

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام US ۱۹:۵۱ - ۱۳۹۰/۱۱/۱۹
    18
    بنظرمیرسد نظرات را در صورتی منعکس میکنید که یا بی بو وبی خاصیت باشند ویا مبتنی بر احساسات کور. من چندین بار نظرم را مودبانه در موضوعات مختلف واز جمله مصاحبه فوق گذاشتم ولی متاسفانه چاپ نشد.
  • احمد IR ۱۳:۰۳ - ۱۳۹۰/۱۲/۰۱
    0
    آقاي عبداللهيان مگه نه اينكه ظالم هميشه ظالم است وديكتاتور هميشه ديكتاتور چرا شما از نظام ظالم وديكتاتور بشار اسد حمايت ميكنيدمگه فراموش كرده ايد دهه 60 حافظ اسد پدر بشار شهر حمص را با هواپيماهاي جنگي به خاك و خون كشيد وچهل هزار نفررابه فجيعترين شكل ممكن قتل عام كردو تمام مخالفين را به عراق وكشورهاي ديگرتبعيد كرد-حكومت بشار اسد بيشترين ظلم را نسبت به سني هاكه اكثريت جامعه سوري هستند روا داشته وچقدر كردهاي سوري را شكنجه كرد وتا امروز بيشتر كردهاي ساكن سوريه حتي پاسپورت وكارت ملي هم ندارند- قوانين دولت بشار چقدر بي گناه را روانه زندان كرده كسانيكه بدون هيچ گناهي سالهاست در زندانهاي اسفناك بشار اسدبسرمي برند- ايا مابايدصرفا بخاطر فلسطين و حزب الله از هر دولت ستمگروظالم حمايت كنيم؟ب