مردم نمی‌دانند چقدر لیبی، کره شمالی و چین در طول جنگ ایران را محدود کردند/ در میانه ساخت پل خیبر، هاشمی رفسنجانی دستور توقف طرح را داد

از عملیات رمضان به بعد، جنگ ایران و عراق عملا یک «جنگ مهندسی» شد و نقش مهندسی در آن پررنگ‌تر شد، هرجا موفق شدیم، مهندسی ما یک ابتکار جدی داشته و هرجا شکست خوردیم، معمولا مهندسی مشکل داشته است. با این حال، این نگاه هنوز آن‌طور که باید مطرح نشده و اهمیت آن به‌درستی شناخته نشده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر،در میان روایت‌های فراوانی که از هشت سال دفاع‌ مقدس نقل شده، برخی چهره‌ها در سکوتی نجیبانه پنهان مانده‌اند؛ چهره‌هایی که صدای گلوله و انفجار، مجال دیده شدن به آنان نداده است. اما هر پیروزی بزرگ، پیش از آن‌که بر دوش رزمندگان خط‌مقدم باشد، بر شانه‌های مهندسانی استوار بود که در دل نابرابری امکانات، محدودیت‌ها و تحریم‌ها راه‌هایی ساختند که وجود نداشت. در این‌ میان، نام مهندس بهروز پورشریفی هم‌چون نشانی از جسارت، خلاقیت و آینده‌نگری می‌درخشد؛ مهندسی که نبرد را نه فقط در خط‌مقدم، که در نقشه‌ها، محاسبات و طراحی‌های دقیق و جسورانه‌اش پیش می‌برد. 

پورشریفی از آن دست شخصیت‌هایی است که جنگ برایش میدان محدودیت نبود، بلکه عرصه‌ای برای نوآوری و پیشرفت بود. او با نگاهی علمی و ذهنی سیستمی، به‌ سراغ پیچیده‌ترین مسئله‌ها می‌رفت و از دل ناتوانی‌های تجهیزاتی، راه‌حل‌هایی استخراج می‌کرد که بعدها به ستون‌های اصلی پیروزی در عملیات‌های بزرگ تبدیل شد. از تثبیت پل‌های شناور در آب‌های خروشان تا طراحی گذرگاه‌هایی در دل هور و اروند، آثار ابتکارات او سندی است از این حقیقت که پیشرفت، حتی در سخت‌ترین شرایط، ثمره خرد، اراده و اعتماد به توان داخلی است.

کتاب «دینامیک به‌روز» اثر نصرت‌الله محمودزاده با همین نگاه پدید آمده است؛ روایتی پژوهشی و میدانی که می‌کوشد بخش مغفول‌مانده مهندسی جنگ را از لابه‌لای خاطرات، گفت‌وگوها و اسناد بیرون کشیده و در برابر چشم نسل امروز قرار دهد. این کتاب تنها به بیان عملیات‌ها بسنده نمی‌کند، بلکه شخصیت، شیوه اندیشیدن و نوع مدیریت شهید پورشریفی را نیز به‌مثابه الگویی از خلاقیتِ در بحران معرفی می‌کند. گفت‌وگوی انجام‌شده توسط دبیرخانه جایزه ملی روایت پیشرفت با نویسنده کتاب، دریچه‌ای است به فهم دقیق‌تر این نقش‌آفرینی‌ها؛ روایتی که نشان می‌دهد چگونه یک مهندس، با دست‌های خالی اما با ذهنی پر از راه‌حل، توانست مسیر جنگ را تغییر دهد و فصل تازه‌ای در تاریخ مهندسی دفاعی کشور رقم بزند. «دینامیک به‌روز» دعوتی است برای دوباره دیدن تلاش‌هایی که دیده نشدند، اما آینده‌ساز بودند.

در کتاب «دینامیک به‌روز» به زندگی‌نامه مهندس بهروز پورشریفی پرداخته‌اید. چه ویژگی‌هایی در شخصیت او بود که شما را به نگارش کتاب ترغیب کرد؟

پیش از این آثار متعددی درباره‌ فرماندهان جنگ نوشته‌ام، این بار تصمیم گرفتم به سراغ شخصیتی بروم که از دنیای مهندسی می‌آمد و با وجود نقش بی‌بدیلش در جنگ، کمتر دیده شده است. نقش مهندسی در جنگ، به‌ویژه پس از عملیات بیت‌المقدس، اهمیتی دوچندان یافت و موفقیت‌های ما به‌ طور مستقیم به‌ توان مهندسی وابسته شد. همین واقعیت، ضرورت پرداختن به شخصیت‌های مهندسی را بیشتر می‌کند، زیرا آنان توانستند فناوری را به‌روز کنند و آن را در خدمت نیازهای حیاتی کشور قرار دهند. بسیاری از کسانی که از محدودیت سخن می‌گویند، درحقیقت در حال فرار از مسئولیت یا توجیه عمل کرد خود هستند. در دوران دفاع مقدس شرایط به مراتب دشوارتر بود، اما شهید پورشریفی و امثال او با روحیه‌ای شجاعانه بارها شکست را تجربه کردند و هر بار ایستادند و ادامه دادند. شهید پورشریفی و دیگران مانند او در شرایطی بسیار سخت‌تر از امروز توانستند پروژه‌هایی بی‌نظیر را اجرا کنند. مهم‌ترین ویژگی آن‌ها روحیه خودباوری، تفکر سیستمی و شجاعت در تصمیم‌گیری بود.

مردم نمی‌دانند چقدر لیبی، کره شمالی و چین در طول جنگ ایران را محدود کردند/ در میانه ساخت پل خیبر، هاشمی رفسنجانی دستور توقف طرح را داد

در پاسخ‌تان به محدودیت‌ها و شرایط سختی اشاره کردید که شهید پورشریفی در آن‌ها توانست ابتکارات مهمی از خود نشان دهد. منظور دقیقا چه نوع محدودیت‌ها و شرایطی است؟ شهید پورشریفی با چه موانعی روبه‌رو بود که توانست با وجود آن‌ها آن پروژه‌ها و ابتکارات را اجرا کند؟

درواقع این محدودیت مربوط به خود جنگ بود، مربوط به کمبود امکانات ما بود، مربوط به شرایط تحریمی که داشتیم و هم‌چنین مربوط به حمایت‌هایی بود که دشمن مقابل ما از همه‌جا دریافت می‌کرد. اگر بخواهم مثالی برای شما بزنم، وقتی ما وارد عملیات رمضان می‌شویم، می‌بینیم مهندسان فرانسوی نزد صدام می‌آیند و برایش طرح ارائه می‌دهند که کجا و چگونه باید کارهای مهندسی انجام شود. یعنی یک پشتوانه فکری و فناوری جهانی پشت صدام بود. خب طبیعی است، این موارد خودبه‌خود محدودیت ایجاد می‌کرد. ما که در تحریم بودیم، نمی‌توانستیم به اندازه‌ای که دشمن تجهیزات وارد می‌کند، تجهیزات تهیه کنیم. نمی‌توانستیم در همه‌جا وارد عمل شویم؛ امکانش نبود. این یک تهدید برای ما بود.

در چنین شرایطی، ابتکار پورشریفی همین بود که به مناطق عملیاتی تسلط داشت و با برنامه‌ریزی جلو می‌رفت. او می‌دانست اگر قرار است در اروند یا در جزایر مجنون عملیاتی انجام شود، چه اقداماتی باید صورت بگیرد، درباره آن فکر می‌کرد؛ با افراد متخصص یا با تیم خودش می‌نشست و بررسی می‌کردند که کدام راه ممکن است؟ کدام ارزان‌تر است؟ کدام مسیر و طرح را می‌توانیم با امکانات کارخانه‌های خودمان تولید و اجرا کنیم؟ ممکن بود فردی طرحی بدهد که ۷۰ درصد تجهیزاتش را باید از انگلیس وارد کرد، خب این برای جنگ ما کارآمد نبود. مهندس پورشریفی زمانی که وارد عملیاتی می‌شد، مهندسی دشمن را بررسی می‌کرد. از طرفی به‌خوبی محدودیت‌های کشور را می‌دانست و متوجه بود که ما جیب‌مان خالی است. هیچ‌کس باورش نمی‌شود که در میانه ساخت پل خیبر، هاشمی رفسنجانی، فرمانده قرارگاه دستور توقف طرح را داده بود، چرا؟ چون دیگر بودجه‌اش قابل تأمین نبود. بودجه نداشتیم. موانع ما تحریم بود، محدودیت امکانات بود، این بود که می‌خواستیم یک‌تنه برابر این همه کشور پشتیبان عراق بجنگیم، و نمی‌خواستیم کسی بالای سرمان باشد.

این‌ها موانع نبود؟ چرا. اما همین‌ها باعث می‌شد دشمن فکر کند ما توان اندکی داریم، و چون تصور می‌کرد نمی‌توانیم همه‌جا وارد عمل شویم، همین تهدید برای ما تبدیل به فرصت می‌شد؛ با ابتکارات افرادی چون مهندس پورشریفی. این اتفاق در دو مورد به‌ طور روشن دیده شد: یکی در اروند، سه روز پیش از عملیات، سپهبد عبدالرشید، فرمانده قدرتمند سپاه سوم عراق، اروند را بررسی می‌کند. چون به گوش‌شان رسیده بود که ایران قصد عبور از اروند را دارد. او با تیمش می‌آید و بررسی می‌کند و می‌گوید: «نه، اصلا غیرممکن است این‌ها بیایند.» برمی‌گردند و به کار خودشان می‌رسند. اما چند شب بعد می‌بینند غواص‌های ما از دل آن آب وحشی عبور می‌کنند. این‌ها مانع نبود، بلکه تهدیدی بود که تبدیل به فرصت شد. آن‌ها حتی باور نمی‌کردند که ما بتوانیم پل بزنیم. پس موانع و محدودیت‌های بهروز پورشریفی چه بود؟ نخست؛ نداشتن امکانات کشور، جهاد که تقریبا هیچ امکاناتی نداشت. دو؛ توانمندی و برتری تجهیزات دشمن و درنهایت این‌که ما همیشه در وضعیت آفند بودیم، چون می‌خواستیم دشمن را از خاک خود بیرون کنیم. آن‌ها به ما حمله کرده بودند؛ ابتدا دفاع کردیم و بعد نفوذ کردیم تا آن‌ها را عقب بزنیم. بنابراین؛ مجبور بودیم مهندسی هجوم داشته باشیم. همین باعث می‌شد امثال پورشریفی بدرخشند و به‌ اصطلاح معجزه کنند.

با توجه به کمبود امکانات و محدودیت‌هایی که در جنگ وجود داشت، چه چیزی باعث می‌شد، شهید پورشریفی این روحیه خودباوری و اعتماد به توان داخلی را داشته باشند و آن را تقویت کنند؟

این روحیه خودباوری فقط در مهندسی پورشریفی نبود حتی فرمانده لشکرهایی مثل حسین خرازی، فرمانده لشکر امام حسین (ع) و دیگر فرماندهان قدرتمند ما چنین روحیه‌ای را داشتند. دلیلش این بود که فرماندهانی در این سطح، مثل مهندس پورشریفی، متوجه شده بودند جنگ در چه شرایطی قرار دارد و هیچ راهی جز پیش‌ بردن کار نداشتند. امکان عقب‌نشینی نبود. اگر عقب می‌آمدند، دوباره دشمن حمله می‌کرد و پیش می‌آمد. پس در چنین شرایطی، هرکس در آن فضا قرار می‌گرفت، چاره‌ای جز ادامه‌ دادن و رساندن کار به نتیجه نداشت.

پس می‌توان گفت که شرایط جنگ و محدودیت‌هایی که داشتیم، خود به شکل‌گیری این نگاه و روحیه خودباوری و اعتماد به توان داخلی در فرماندهان و مهندسانی مثل شهید پورشریفی کمک کرده است؟

بله، تأثیر داشته است، وقتی در آن شرایط باشیم، وقتی بدانیم اگر رها کنیم دشمن می‌آید و اهواز را می‌گیرد که دو بار هم تا ده کیلومتری‌اش آمده بود، می‌بینیم راه دیگری نیست. علاوه بر این ابتدا مهندس پورشریفی و فرماندهان داوطلبانه انتخاب کردند که وارد عملیات شوند و این کارها را انجام بدهند. کسی آن‌ها را مأمور نکرده بود. ما فرد خلاق و مبتکر نظامی یا مهندسی نداشتیم که از جایی مأموریت بگیرد، برود جبهه و حق مأموریت بگیرد. چنین فضایی اصلا آن‌جا وجود نداشت.

به نظر شما چنین الگو و تفکر خودباوری و اتکا به توان داخلی که در شهید پورشریفی و دیگر فرماندهان دوران جنگ وجود داشت، امروز هم در کشور قابل اجراست؟

بله، فقط فضا و نوع کار فرق دارد. به عنوان مثال، شهید پورشریفی در عملیات والفجر ۱۰ روی آب طراحی می‌کرد تا یک پل بسازد. پورشریفی به آب خیره شده بود و فکر می‌کرد. او می‌گفت: «من به این فکر می‌کنم که چه‌طور می‌توانم این آب را به استان کرمانشاه بیاورم تا کشاورزی مردم بهتر شود.» مهندس پورشریفی حتی به فکر بعد از جنگ هم بود. مثل شهید طهرانی‌مقدم که در آن سال‌های جنگ به همان چند موشک قانع نشد و همیشه تلاش می‌کرد صنعت موشکی ایران را گسترده‌تر کند. مردم نمی‌دانند که چقدر لیبی و حتی کره شمالی و چین با او بازی کردند؛ یعنی ایران را محدود می‌کردند، قطعه نمی‌دادند، کارشناسان می‌فرستادند اما همکاری نمی‌کردند. این فشارهایی که طهرانی‌مقدم تحمل می‌کرد، اگر کسی لحظاتش را می‌دید، خودش به این نتیجه می‌رسید که باید کاری انجام دهد. بعد از آن مشکلات، طهرانی‌مقدم شروع کرد با یک سری مهندسین همان مشکل را حل کند. فکر نکنید آن‌ها آدم‌های ویژه‌ای بودند؛ نه، مثل همه مردم ما بودند.

به نظر می‌رسد امروز روحیه خودباوری و اتکا به توان داخلی مانند دوران جنگ، آن‌طور که باید، دیده نمی‌شود. تا زمانی که شما به مرحله غرق‌ شدن نرسید، ضرورت یادگیری شنا را احساس نمی‌کنید. وقتی از غرق‌ شدن نجات پیدا کنید می‌گویید «من دیگر بدون بلد بودن شنا وارد آب نمی‌شوم.» چه کسی باور می‌کند که در سه ماه بتوانیم ۳۰ کیلومتر پل شناور بزنیم؟ آن هم با وضعیت ناگوار کارخانه‌های‌مان در زمان جنگ اما این کار را کردیم. از تهران همه قطعات را حمل کردیم. همان حمل ۳۰ کیلومتر پل که هر قطعه‌اش چند تُن وزن داشت با امکانات آن زمان اصلا قابل تصور نیست، مخصوصا در حوزه ترابری آن روز. در کتاب می‌خواهم کاری کنم که دانشجو وقتی آن را می‌خواند، باور کند خودش هم می‌تواند کاری انجام دهد. نخستین شرطش چیست؟ این‌که منتظر کسی نباشد. و اگر شکست خورد، برود جلوی آینه و مقصر را پیدا کند. در آینه فقط خودتان را می‌بینید؛ ببینید کجای کارتان ایراد داشته؟ کجا مطالعه‌تان ضعیف بوده؟ کجا محاسبات‌تان غلط بوده؟ نگو دشمن، نگو امکانات نداشتیم. کدام مسئول را دیده‌اید که استعفاء بدهد و مردانه بگوید: «من اشتباه کردم!» آقای حاجی‌زاده در قضیه‌ هواپیمای اوکراینی؛ اشتباهی پیش آمد و گفت: «من اشتباه کردم، هر کاری می‌خواهید با من بکنید.» اشتباهش غیرعمد بود، اما جرأتش را داشت که بگوید.

درباره محدودیت‌ها و شرایطی که شهید پورشریفی در آن کار می‌کرد، صحبت شد. لطفا درباره ابتکارات و نوآوری‌های او بیشتر توضیح دهید.

از ابتکارات مهندس پورشریفی می‌توان به پل خیبر و پل بعثت اشاره کرد. پل خیبر محاسبات متفاوتی دارد؛ از هورالعظیم می‌خواهیم ۱۴ کیلومتر عبور کنیم، پل بعثت از آب خروشان اروند عبور می‌کند که این پل، لوله‌ای یا اصطلاحا شناور است. اما ابتکارات پورشریفی فقط به این‌ها محدود نمی‌شود. او فردی خلاق و سیال در کل جبهه بود که هم‌زمان جغرافیا را بررسی می‌کرد، امکانات کشور را در ذهن داشت و از همه مهم‌تر، پیش از هر عملیات، خودش ابتکاراتی را پیش‌بینی می‌کرد؛ به گونه‌ای که اگر در منطقه‌ای عملیات انجام شود، چه اقداماتی باید صورت گیرد. برای مثال در عملیات والفجر ۸، روز پنجم، صدام تمام راه‌های ارتباطی زمینی و آبی ایران را قطع کرد؛ مسیرهایی مثل بهمن‌شیر و سایر نقاط. در آن شرایط، چند هزار نفر نیرو با امکانات محدود در محاصره بودند و تنها راه، عبور سریع از مسیرها بود. در این موقعیت مطرح شد که شاید یک پل یا سد خاکی زده شود، اما بسیاری جرات نمی‌کردند. یک شورای فرماندهی جمع شده بود و نگرانی داشتند که اگر این اقدام انجام شود، آبادان آب می‌گیرد. اما پورشریفی توضیح داد: «دو سال پیش بررسی‌هایی انجام داده بودم و می‌دانستم که اگر عملیات در این منطقه انجام شود، آب پس می‌خورد، یک کیلومتر بالاتر به کارون برمی‌گردد و سپس به اروند می‌ریزد، پس نگران نباشید.» یعنی بررسی علمی و برنامه‌ریزی او از قبل انجام شده. هم‌چنین، در عملیات محرم، سیلاب ناگهانی آمد که قابل پیش‌بینی نبود. شب عملیات، باران شدید آمد و سیلاب مسیر عبور نیروها از رودخانه را دشوار کرد. در این شرایط، مهندس پورشریفی به همراه گروهی دیگر پل لوله‌ای زدند. پل لوله‌ای به این معناست که یک لوله گذاشته می‌شود تا آب از آن عبور کند و نیروها بتوانند از بالای آن عبور کنند. ظرف ۲۴ ساعت، از اهواز لوله‌های ۵۶ اینچ آورده و نصب شد و عملیات محرم ادامه پیدا کرد.

ابزارها و تجهیزات مورد نیاز چگونه تأمین می‌شدند. فرآیند تهیه و فراهم‌سازی آن‌ها به چه صورت بود؟

در اهواز کارگاه‌های بسیار مجهزی داشتیم. لوله، ابزار، تریلی و دستگاه‌های مورد نیاز در جاده خرمشهر وجود داشتند. جهاد سه یا چهار کارگاه بزرگ داشت که نمونه‌سازی می‌کردند. هر امکاناتی که پیش‌بینی می‌شد لازم باشد مثل جرثقیل‌ها، دستگاه‌های جوش و بیل مکانیکی را فراهم می‌کردند. این همان چیزی است که برای یک فرد آینده‌نگر قابل پیش‌بینی است. کار به این صورت نبود که به تهران بروند و تجهیزات را خریداری کنند. بلکه همه چیز در اهواز و در کارگاه‌ها آماده بود.

به نظر می‌رسد منابع و کتاب‌هایی که به موضوع مهندسی جنگ و نخبگان این حوزه پرداخته باشند، بسیار کم هستند. چرا این بخش کمتر مورد توجه قرار گرفته است؟

بله، بیشتر به نیروهای نظامی و فرماندهان جنگ پرداخته شده است، چون جنگ و مسائل تاکتیکی در اولویت بوده و این امر کاملا طبیعی است.

آیا فکر نمی‌کنید روایت‌هایی مثل زندگی و اقدامات شهید پورشریفی و نخبگان جنگ می‌تواند برای نسل جوان امروز انگیزه‌بخش باشد؟ و غفلت از بازنمایی این روایت‌ها ممکن است باعث شود نسل جوان کمتر با این الگوها آشنا شود و از آن‌ها بی‌بهره بمانند؟

بله، دقیقا. جهاد سازندگی که کارهای مهندسی را در جنگ انجام می‌داد، بعد از جنگ در این زمینه ضعیف عمل کرد. سپاه و ارتش هم طبیعتا روحیه نظامی دارند و بیشتر به مسائل نظامی توجه می‌کنند. من کتابی نوشته‌ام در دو جلد با عنوان «خاکریزهای خط مقدم»، این دو جلد درباره مهندسی جنگ در کل هشت سال دفاع مقدس به‌ صورت مفصل توضیح می‌دهد. این کتاب منتشر شده و استقبال زیادی هم داشت. بعد از انتشار آن، بسیاری از افراد تازه متوجه همان نکته‌ای شدند که شما مطرح کردید. اکنون، سپاه به دنبال این است که مهندسی سپاه در جنگ را هم بنویسم. آن‌ها تازه دارند به اهمیت این موضوع پی می‌برند. دلیلش هم این است که از عملیات رمضان به بعد، جنگ ایران و عراق عملا یک «جنگ مهندسی» شد و نقش مهندسی در آن پررنگ‌تر شد، هرجا موفق شدیم، مهندسی ما یک ابتکار جدی داشته و هرجا شکست خوردیم، معمولا مهندسی مشکل داشته است. با این حال، این نگاه هنوز آن‌طور که باید مطرح نشده و اهمیت آن به‌درستی شناخته نشده است.

برای نگارش این کتاب، از چه منابعی استفاده کردید؟

از دو نوع منبع استفاده کردم: یکی کتاب‌ها و اسنادی که در سپاه و جهاد سازندگی موجود بود، یعنی اسناد زمان جنگ. دیگری مصاحبه با هم‌رزمان مهندس پورشریفی و خانواده‌اش. فکر می‌کنم با حدود ۳۰ تا ۳۵ نفر مصاحبه کردم. من یکی از دوستان او بودم؛ ما در جنگ با هم رفیق و همراه بودیم. این برای من یک امتیاز بود که بتوانم با شرایطی که داشتم، کتاب را بنویسم. اما تمام یاران و خانواده او هم دو سال با من همکاری نزدیک داشتند. هم‌چنین اساتید دانشگاه و کسانی که در این حوزه کار می‌کردند، کمک کردند. در کتاب به مسائل خانوادگی هم پرداخته شده است. به نحوه ارتباطش با همسر و فرزندانش پرداخته‌ایم. نباید غافل شویم که این افراد زندگی خانوادگی هم داشتند و اهل زندگی بودند. جنگ فقط بخشی از زندگی آن‌ها بود و هدف کتاب این است که چهره‌ای خشن و صرفاً نظامی از پورشریفی نشان ندهد.

در روند نوشتن کتاب، با چه چالش‌ها یا مشکلاتی مواجه شدید؟ مثلاً هنگام انجام مصاحبه‌ها یا دسترسی به اسناد و منابع؟

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای من در طراحی پل خیبر این بود که چه کسانی نفر اول طراحی و ساخت این کار بودند. وقتی برای اولین بار مصاحبه انجام دادم، بعد از سال‌ها فهمیدم که مهندس پورشریفی طرح را به چه افرادی ارائه داده بود، در حالی‌ که قبلا چیز دیگری گفته می‌شد. خیلی‌ها آمدند و ایستادند و گفتند: «نه، این مطالب درست نیست.» حتی افراد دکتر و استاد دانشگاه هم حضور داشتند. ما جلساتی را برای راستی‌آزمایی برگزار کردیم و با اسناد و مدارکی که ارائه دادم، قبول کردند که این اطلاعات جدید درست است. بنابراین کتاب به‌ طور دقیق راستی‌آزمایی شده است. من در حین تحقیق به چیزهای جدیدی می‌رسم که می‌تواند تاریخ را تغییر دهد. به عنوان مثال یک استاد دانشگاه در شیراز با سن بالا، اطلاعات دقیقی از اروند داشت. مهندس پورشریفی به یکی از مهندسین گفت: به شیراز برو و با این استاد صحبت کن. او رفت، اطلاعات را جمع‌آوری کرد و متوجه شد بهترین داده‌ها و اطلاعات را داده است. تمام نظریه‌هایی که قبلا ارائه شده بود، کنار گذاشته شد. در آن زمان، من باید این اطلاعات را ثابت می‌کردم؛ پیش مهندس، پل‌ساز و افراد متخصص رفتم تا نشان دهم محاسبات دقیق و واقعیت‌ها درست است.

برخی موضوعات در کتاب حذف شد تا از مسیر اصلی منحرف نشود. مثلا کاندیدا شدن پورشریفی برای مجلس و رد صلاحیت او را نگذاشتم، چون وارد شدن به این موضوع، کتاب را سیاسی می‌کرد و مسیر اصلی اثر را منحرف می‌کرد. با چند نفر مشورت کردیم و تصمیم گرفتیم این بخش را حذف کنیم. حتی آقای هاشمی زنگ می‌زند و می‌گوید: «شورای نگهبان خجالت نمی‌کشد؟ شما می‌دانید چه کسی بود؟» این جذابیت سیاسی داشت. اما نویسنده باید بداند چه چیزهایی را می‌تواند وارد کتاب کند تا اثر سیاسی نشود. بنابراین، قبل از شروع کتاب، باید ساختار و فاز صفر آن طراحی شود. در جامعه‌شناسی به آن «فاز صفر» می‌گویند؛ یعنی چند نفر مشورت می‌کنید تا ببینید اثر شما پذیرفته می‌شود یا رد می‌شود. اگر برخی نظریات رد شد، نباید کتاب را بنویسید؛ اگر پذیرفته شد، با همان فرضیه پیش می‌روید. نوشتن یک کتاب مانند انجام یک پروژه است؛ طراحی آن باید درست باشد و محاسبات دقیقی داشته باشد تا بعد بتوان پاسخ‌گو بود و به افرادی که مدعی هستند، اثبات کرد. تحقیقات باید آن‌قدر عمیق باشد که به حقیقت اصلی برسید.

در پایان، اگر نکته‌ای ناگفته مانده، بفرمایید؟

این کتاب صرفا یک زندگی‌نامه نیست؛ بلکه راهنمایی برای حل مسئله در بحران‌های بزرگ و الهام‌بخشی برای نسل‌های آینده است. زندگی مهندس پورشریفی نشان می‌دهد که با خلاقیت، پُشت‌کار و هم‌دلی می‌توان حتی در سخت‌ترین شرایط، راه‌های نو و مؤثری برای عبور از بحران‌ها یافت. امیدوارم این اثر بتواند برای جامعه، به‌ویژه جوانان و دانشجویان، الگویی از پویایی، مسئولیت‌پذیری و نوآوری باشد.

۲۵۹

کد مطلب 2149902

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 10 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 58
  • نظرات در صف انتشار: 6
  • نظرات غیرقابل انتشار: 56
  • ata IR ۱۲:۵۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۰
    هر کسی به فکر کشور خودش است و طبعی است که با توجه موقعیت تصمیم بگیرد این ما بودیم که بیخودی به فکر عرب ها بودیم و از مردم خود زدیم و به عرب ها پول و امکانات دادیم آخرش سوریه با آنهمه هزینه و شهید چی شد؟!!!!
    • IR ۱۷:۴۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
      61 10
      ببخشید اما ایران گاو شیرده چین وروسیه بود ودرجنگ 12روزه علیه ما او چهره واقعیشون نشون دادن
    • افشین IR ۰۵:۴۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
      15 47
      اینکه ما در سوریه چه کردیم اول مربوط به اعتقادات ما هست و دوم دقیقا امنیت ما. دیدید که تا وقتیکه اسد بود ما درگیر جنگ نشدیم. فهم این مطلب برای شما چرا اینقدر سخت هست. اینکه عرب عرب میکنید از روحیه نژاد پرستی شماست و گویا یادتان رفته پیامبر ما و تمامی اهل بیت عرب بودند. ما برای هیچکس گاو شیرده نبودیم و بخاطر همین هستکه دشمن داریم. ضمنا وقتیکه از کسی کمک نخواهی دیگر توقعی نیست. قرار نیست که دیگران بجای من و شما بجنگند . نکنه توقع داشتید وین نیرو بقرستد؟؟ الان که جنگ در مرحله آتش‌بس هست چه کشورهایی بما دارن کمک می‌کنند ؟؟ اگر همین چین نفت ما را نخرد شما و من چه باید بکنیم با این اقتصاد نفتی ؟؟ حتما می‌فرمایید با تخفیف میخرد؟؟ خوب بقیع هم با تخفیف میفروشند و البته برید خریدار با تخفیف دیگری پیدا کنید . رو خوانی از شبکه های معاند خیلی هنر نیست. بجای زدن حرفهای عامیانه درست فکر کنید و بدور از لجاجت با منطق باشید.
    • سورنا IR ۱۲:۱۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
      13 53
      هنوز متوجه نیستی که اگر ما سنگر سوریه را چند سال زودتر از دست می دادیم جنگ ۱۲ روزه که برای دشمنان قرار بود جنگ نهایی برای نابودی ایران باشد چند سال زودتر رقم می‌خورد. آنهمه شهید و هزینه که دادیم بی ثمر نبود. با نگه داشتن و مشغول کردن دشمن پشت خاکریز سوریه و خرید زمان در حال تجهیز و آماده کردن و ساخت موشک های بهتر و قوی تر برای جنگی بودیم که می دانستیم قریب الوقوع است. اگر این زمان و این کسب آمادگی را نداشتیم چه بسا این جنگی که گذراندیم به گونه دیگری رقم می خورد و الان ما هم شرایط سوریه و لیبی و فلسطین را می داشیم. رهبری فرزانه ایران بحمدالله حکیم است.
    • IR ۰۷:۰۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
      12 3
      سه کلمه معمولا کشورها را نابود می کند. یکی دشمن دوم جنگ ، سوم بکار بردن واژه مرگ کاش به می گفتیم دوستی دوستی تا رفع فتنه در جهان کاش می گفتم صلح صلح تا رفع فتنه در جهان کاش می گفتیم این حیات موقت هدیه خدا است برای همه کاش می گفتیم مرگ بر مرگ
  • پسع IR ۱۵:۱۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۰
    53 7
    ایا بهتر نیست زندگانی این عزیزان را فیلم و سریال کرد تا الگویی برای نسل جوان باشند...
  • امیر IR ۱۶:۰۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۰
    40 63
    درودبرچین لیبی کره شمالی حامیان واقعی ایران درجهان این کودنها دروغ میگن
    • بیکار مشتی US ۰۸:۳۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
      32 7
      واقعا که افسوس
    • محسن US ۱۷:۲۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
      1 8
      برادر حرفتون حق حق حق هست طرف با پرچم آمریکا پیام داده واقعا که افسوس حالا اونکه پرچم آمریکا گذاشته واسه خودش چه توقعی باید داشت
  • IR ۱۹:۴۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۰
    69 10
    روسیه آن قدر کمک کرد به عراق که دیگر کشورها نکردند .
    • مهدی IR ۱۰:۵۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
      14 54
      اولین بار در تاریخ بود که کز تکرار نشد که. آمریکا وغربی ها به کشوری در بلوک شرق شوروی کمک تجهیزاتی و اطلاعاتی کردند. وبعد ها معلوم شد فرح و بختیار بارها با صدام در ارتباط بودند تا. خوزستان تنب بزرگ و کوچک رو به صدام بدن و حکومت. ایران رو بدست بگیرند. مهم اینه که جوان امروز دشمنان کشور ایران و جمهوری اسلامی را بشناسند.
    • IR ۰۸:۲۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
      4 7
      اینکه اون زمان شوروی به صدام کمک میکرد چیز عجیبی نیست اینکه آمریکا به کشوری که در بلوک شرق بود همه کمکی میکرد و در نهایت مستقیم هم وارد جنگ شد چیز عجیبی است وگرنه صدام همه تجهیزاتش شرقی بود و بسیار طبیعی. اما شما چرا حال حاضر رو نمی‌بینید و کور تشریف دارید الان اونکه میخواد ایران رو نابود کنه کس دیگری است وگرنه روسیه و چین الان حتی اگه دوست هم نداشته باشند باید ایران رو تجهیز کنند پس چرا از این شرایط استفاده نکنیم؟ فقط احمقهایی غرب پرستی مثل شما این کشور رو به باد دادند وگرنه اون زمان که حاج قاسم میدان رو پیروز شد و میشد از غرب امتیاز زیادی گرفت رفتند برجامی رو امضا کردند که به اعتراف خودشون خسارت محض بود اما الان با دست خالی می‌خوان برن مذاکره البته اسمش مذاکره است وگرنه واقعیتش تسلیمه
    • IR ۱۱:۱۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
      1 6
      روسیه نبود شوروی سابق بود.باید عملکرد فعلی کشورهارادرنظرداشت.حافظ اسددر دفاع مقدس لوله نفت صادراتی عراق به دریای مدیترانه راقطع کرد.
  • بهرام IR ۱۹:۴۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۰
    26 4
    تا زمانی که به کارها ی ارزشمنده انجام شده در جنگ بها ندهیم و تاریخ واقعی را باز گو نکنیم هیچ انگیز را تحریک نکرده ام لذا تا رزمندگان مورد احترام واقعی قرار نگیرند خود بخود اقدامات آنها نیز مورد توجه نیست
  • IR ۱۹:۴۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۰
    55 7
    کره و چین دین و مرامشان با ما یکی نبود فقط بخاطر لجاجت با آمریکا کاهی سلاح می فروختند تا پولی هم ده برابر به جیب بزنند .
  • حسن IR ۲۲:۰۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۰
    35 9
    نقش مهندسی درجنگ قابل کتمان نیست اما علت اصلی پیروزی ایران در جنگ با عراق صدام روحیه شهادت طلبی نظامیان ایران بود که می‌خواستند دست دشمن از خاک ما کوتاه شود و نویسنده کتاب باین موضوع واقف است که برد ما در برابر عراق با امکانات محدود نظامی و ملی را باید در تعداد شهدای کثیری دانست که با افتخار و بدون ترس به لشکرهای عراق حمله می کردند روحیه ای که نظامیان صدام از ان بی بهره بودند.
  • قاسم IR ۰۶:۲۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۱
    19 34
    و همچنین نمی‌دانند که آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان انواع سلاح‌های شیمیایی و غیره را به همراه اطلاعات نظامی به رژیم صدام می‌دادند و الان هم در حال توطئه علیه ایران به نیابت رژیم جعلی و کودکش صهیونی است
  • محمد IR ۱۴:۰۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۱
    33 12
    آیا بهتر نیست راه دوستی و مروت را به جوانان آموزش داد نه راه جنگ وشقاوت همانطوری که حضرت علی علیه سلام میفرماید با دوستان مروت با دشمنان مدارا
    • مجید IR ۱۳:۰۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
      10 12
      عزیزم ما که از اول حمله نکردیم عراق بود که داخل خاک ما بود تاریخ را دو بار بخوان این تبلیغات که صدام به خاطر صحبت وسخنرانی چند نفر به ایران حمله کرد درست نیست چنانچه مگر می‌شود با چاقو کسی را بکشید بعد بگویید حق با توست چون او مثلا دشنام داده التماس تفکر
    • IR ۱۱:۲۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
      0 5
      یاتاربخ نخوانده ای یاخودت رابه اون راه زدی عزیزبرادر پیامبر گرامی اسلام (ص)ومولا علی (ع) که حکومت رادردست داشتند همه عمرخودرا درجنگ های تحمیلی سپری کردند. ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد
  • IR ۱۶:۲۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۱
    16 11
    یادش بخیر.. فرماندهان ارشد آن زمان احمد جنتی احمد خاتمی و احمد علم الهدی بودند ..هاشمی رفسنجانی و روحانی کجا بود؟؟ حمید رسایی و ذوالنوری پناهیان ثابتی و ایزدی و همه حامیان فیلترینگ و حجاب اجباری هم بودند البته آن موقع سیم کارت های سفید نبود
  • عظیم IR ۱۷:۵۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۱
    27 6
    متأسفانه درجنگ ایران وعراق همه سلاحهای کشورعراق روسی بودند،همین کشوری که لاف دوستی باایران رامیزند،بروبچه های جنک همه خودشون میدونندنیازبه اثبات چیزی نیست،دل خوش کردن به این دولتهاچیزی جزتکیه به بدنیست!
    • بی نام IR ۱۳:۱۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
      3 9
      آها پس شیمیایی هایی با لیبل های المانی و فرانسه یا سلاح های آمریکایی یادت رفت ؟
  • علیرضا امانی IR ۲۲:۲۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۱
    4 1
    البته دوران جنگ ۸ساله با همه کمبودها وعدم آشنایی هم فرماندهان نظامی وهم رزمندگان به تاکتیک های جنگی انصافا طرح هایی فوق تصور درزمینه اداره جنگ با روش های مختلف توسط رزمندگان مهندسان سپاه وارتش ارائه شد اما نویسنده محترم این نوع جنگ ها هست که مقتضیات زمان خودش را تعیین می‌کند وشاید دیگر جنگی مثل آن زمان کشور ما با عراق یا هر کشور دیگه رخ ندهد بنابراین با طرح های نوین با استفاده از تسلیحات نوین ارائه بشود که همینطور هم هست که شما دراین مصاحبه این موضوع را رد و منکر شدید اساسا نوع سلاح های جدید وجنگ و تاکتیک با آن زمان خیلی خیلی فرق کرده است وتیوریسین های نظامی ما برروهمین طرح های نوین کار کرده وخلاقیت هایی داشته اند که قابل مقایسه با آن زمان نمی‌باشد
  • IR ۰۷:۰۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    23 3
    از روزی که به دنیا اومدیم همش جنگ و تحریم و بدبختی، چند وقته بحران اب و برق و الودگی هوا و ترس از جنگ هم بهش اضافه شده، بهتر نیست از این به بعد به فکر صلح با دنیا و رفاه و ارامش مردم باشید
    • از استان فارس IR ۱۰:۵۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
      5 13
      جنگمان هم بوسیله نیروهای برون منطقه ای و اصولاً غربی ها به خاورمیانه وارد میشود.
    • IR ۰۲:۰۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
      2 10
      دوست عزیز تو یکی نگران جنگ و گرانی بحران آب.و آلودگی هوا نباش شیر بچه های ایران زمین بلدن چیکار کنند.تو خودتو به زحمت ننداز .برو بخواب .اگه ایران به امید شماها بود که الان شده بود دالان
    • IR ۰۸:۱۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
      5 3
      تحریم و جنگ و بدبختی و گرسنگی و بی برقی و بی آبی و بی گازی و بی جاده و حق توحش و غیره که در زمان پهلوی های ملعون خیلی بدتر بود. اسناد قحطی تصنعی انگلیس در ایران و مرگ نصف مردم مملکت و فیلمهای اعتراف شاه و عواملش درباره تحریم آمریکا بر علیه ایران و دهها مورد دیگه تو نت پره که البته اگه بخواهی بفهمی. در ضمن جناب شیطنت نکن ایران هرگز حمله نکرده و همیشه دفاع کرده پس اینکه میگی دنبال صلح باشیم یعنی اینکه اجازه بدیم آمریکا و غرب بیاد ایران رو تکه تکه بکنه و ما رو به بردگی بگیرن و جان و ناموس و مالمون لگدمال بشه. این رو یک ایرانی هرگز نمیگه فقط یک بی وطن وطن فروش خائن میگه.
  • US ۰۸:۰۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    20 0
    منتها اون زمان بخاطر خدا کار میکردند الان بخاطر پر کردن جیب
    • IR ۰۸:۳۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۶
      1 0
      کاملا درست می فرنایید
  • IR ۰۸:۳۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    15 1
    اکنون‌ فضا وآسمان عراق تحت سلطه‌ اسرائیل وآمریکا است، واين تهدید تهديد ماست
  • IR ۱۰:۰۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    21 1
    بله،چون اون زمان خبری از اختلاس های چندین میلیارد دلاری نبود و همه مردم هم دل بودند و از جان مایه میگذاشتند
    • US ۰۵:۱۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۶
      0 0
      بود ،اما اطلاع رسانی وجود نداشت مث امروزه
  • محمد جعفر یوسف زاده IR ۱۰:۳۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    6 1
    تحریم ها در زمانی بود که ما مرگ بر آمریکا می گفتیم مرگ بر شوروی می گفتیم وقتی لیبی با بلیط اتحاد جماهیر شوروی ایستاده سر پا و فروش نفتش به اروپاست و جنس از اروپا بخصوص آلمان خرید می کند و گره شمالی فقط با اتحاد جماهیر شوروی کار می‌کند و باچین هم ارتباط نمی تواند داشته باشد چه انتظاری دارید همین قدر هم که کرده اند تابو شکنی است در مورد پل خیبر نسبت به الان که سیستم های پیشرفته هوش مصنوعی در کشور فعال است اوکراین قطعات پهپادی به ایران منتقل کرده است شما چه می کنید
  • کاردر IR ۱۲:۲۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    3 6
    بزرگ مردان خدا نیازی به دیده شدن ندارند،کارشان را میکنن، آنان که انتظار دیده شدن دارند آخرش مثل طلحه وزبیر با آنهمه جنگاوری برای اسلام عاقبت بخیر نشدن ، من فقط خداست و لا غیر و ما همواره در جهت پیشبرد اهداف امام زمان باید حرکت کنیم ، چون امام زمان، امام همه دنیا خواهد بود مثل جدش رسول‌الله که پیامبر جن و انس و عالم بودند، پس امروز باید یاد بگیریم مهربانی به انسان ها را ،نمیشه امروز خودخواه باشیم یه دفعه انفاقگر مهربان بشیم در زمان ظهور، با خواندن کسی نویسنده نمیشه تا نوشتن بلد نباشیم
  • IR ۱۲:۴۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    2 7
    فقط از عنوان میشه غرض ورزی سیاسی رو پیدا کرد نیازی به خواندن متن نیست ولی حداقل اینو بگم که تو اصلا بگو یزید بودن و حسین ایران رو کشتند مهم اینه که الان در راستای منافع مشترک و متقابل حاضر به همکاری،کمک رسانی و تعامل سازنده با ایران هستند. شما غرب‌گدای عزیز بفرما بگو که اصلا اینا بد. آمریکاو غرب شما که اون زمان مقابل ایران بودند، الان هم هستند اینهمه هم امتیاز بهشون دادید و میخواید بدید یک حسن نیست نشون دادن که اینقدر گداییشون رو میکنید ؟
  • IR ۱۳:۱۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    7 2
    سلام همه مردم شریف ایران همه چیز رو میدونند وخودشون درجنگ تحمیلی زیر بمب وآتش بودند وهمه چیز وهمه رو دیدند مخصوصا کشور برادرمان عراق
  • IR ۱۷:۱۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۲
    15 2
    تا انچا که ما در جبهه وجنگ هشت سال تمام بودیم هر گز نه از جنگ مهندسی خبری بود نه از پیروزیهای توصیف شده بعد از فتح خرمشهر هر گز توفیقی قابل بحث وماندگار در عرصه جنگ مشاهده نشد فقط خیل جمعیت رزمنده ای که کسی برایشان دل نمیسوخت وهر جا مانعی بود با سیاهی لشگر میخواستند حلش کنند عبور بی مهابا از میدان مین وعبور از کانالهای مرگ وحشت تنها چیزی که به تفکر ونوع اوری نیاز نداشت دستور هجوم به گذرگاهای بی برگشت در حالی که فرسایش هشت ساله جنگ را همین جمعیت بی پناه نگهداشتند
  • IR ۰۱:۰۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
    1 2
    لا اقل از صدام پشتیبانی نکردند .
  • US ۱۲:۳۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
    2 4
    حالا وقت این حرفهاست در این شرایط خاص منطقه.انگلیس هم کلی ایرانی را در قحطی کشت. آلمان سلاح شیمیایی به عراق داد...‌‌
  • محمد IR ۱۴:۱۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
    1 3
    این حرفها برای چیست چرا نمپرسی ونمیگویی آمریکا و6کشور حوزه خلیج فارس ما را با ادوات وپولشان کشور را 8سال درگیر جنگ داشتن
  • مجید IR ۱۶:۰۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
    2 3
    کره شمالی لیبی یا چین شاید کمک نکردن اما مردم کاملا میدانند امریکا والان وغربی ها دشمنی کردن فرق است میان کمک نکردن ودشمنی کردن
  • محمد رضا IR ۱۷:۳۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
    3 0
    در راه آهن کتابی بنام رؤسای راه آهن از ابتدا تا الان نوشته شده که فقط شناسنامه آنها نوشته شده من به آقای قنبر زاده ( نویسنده کتاب ) مدیر کل روابط عمومی گفتم کاش کارهای انجام شده در زمان هر نویسنده ای را می نوشتید بهتر می‌شد حالا که این مطلب را خواندم درخواست دارم همه مدیران و وزرا هم کارهای انجام شده را از لابلای پرونده ها استخراج کنند و منتشر نمایند تا متوجه شویم درست است وزیر وزیر نوشته می‌شود ولی باهم تفا‌وت دارند بقول مولوی گرچه باشد در نوشتن شیر شیر
  • بی نام IR ۱۸:۱۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۳
    8 0
    وقتی سیاست برخورد با جهان غلط باشد نتیجه آن ظلم در حق ملتی که با تمام خلوص نیت پشت سر نظام اسلامی ایستادن و با دادن شهدا و جانبازان و تحمل فقر وتنگدستی تاکنون پایداری کردن...
  • IR ۰۰:۱۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
    6 0
    این چیزا ربطی به مردم نداره. چیزی که به مردم ربط دارد، داشتن یک زندگی خوب همراه با آینده ای روشن است که حکومت باید آن را برای مردم تهیه کند و این حداقل کاری است که یک حکومت باید برای مردمش انجام دهد.
  • عبدالکریم IR ۰۱:۳۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
    1 0
    مردم همه اینها را می‌دانند. ولی شما برادر یا خواهر عزیز اینها را نمی‌دانید که دل در گرو غرب بسته اید. واز این زحمات شهیدان چشم پوشیده اید. واز الفبای سیاست هم چیزی یاد نگرفتید که بعد از جنگ اگر دشمنان قصد مراوده داشتند. دیگر جنگ لازم نیست. ولی هوشیار باش. حالا اگر مردی این را هم منتشر کن؟
  • قاسم IR ۰۱:۵۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
    4 0
    بله زمان که جنگ ایران عراق شروع شد هیچ کسی برای رسیدن به نان نوای نبود چه بسیجی سرباز فرماند همه یک نظر بودن دفاع از اب خاک .من بیشتر از ۳۰ منظقه جبهه بودم تمام منطقه جنوب کشور رفتم .مجروح جنگ هم هستم بخدا قسم هیچ کسی برای مال دنیا ان زمان جنگ نرفت توی شهرهای مثل خرمشهر آبادان ا، الوند این. روستاها هم چیز ریخته بود روی زمین یکی دست نمیکرد ی چیزی بردار بخدا وقت آمدن مرخصی پوتین از پا در میاردیم می‌آمدیم خونه کوه ان آدم های ان زمانی ماها خون جان دادیم ولی خاک وطن ندادم امروز افتخار می‌کنیم که از این کشور دفاع کردیم مثل مرد
  • افشین IR ۰۵:۴۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
    2 5
    در طول دفاع مقدس چین و کره شمالی بهترین خدمت را در کنار سوریه بما انجام دادند. لیبی هم میخواست اما نتوانست . حالا شما با هر سخنی دنبال چین هراسی هستید. اصل ماجرا را ول کردید . یادتان رفته چه کسانی به صدام کمک میکردند از آنها بگویید‌
  • IR ۱۲:۲۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
    1 1
    جنگ توسط غربی ها به راه انداخته شد صدام فقط یک مهره بود اونوقت شما میاین از کوتاهی این سه کشور میگین اینها حداقل باز کمک کردن ولی غربیها همشون به صدام کمک کردن [...] مقصر اصلی ول کردی چسبیدی به بقیه
  • علی IR ۱۳:۵۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
    3 1
    😂اره چین رو ول کنیم بریم بچسبیم به غربی که از انواع اقسام بمب شیمیایی دریغ کردن امریکا که دیگه خودش فرماندهی میکرد صدام که عروسک خیمه شعبازی بود ما موشک هامون رو اولیشو از کره شمالی یاد و کپی کردیم اگه غرب انقدر خوبه چرا دو دفعه یکی برجام یکی همین چند ماه پیشو زد زیرش و وسط مذاکره حمله کرد!!! امریکا خیلی وقته قهوه ای شده و خداروشکر میکنم که تو دوره اصلاح طلب ها حمله کرد و حین مذاکره بود و روی این دسته چه دولت چ ملت کم شد وگرنه غیر این بود تا الان هزار دفعه کودتا شده بود
  • خیری IR ۱۵:۴۴ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۴
    5 1
    خدا رحمت کند تمام شهیدان دفاع مقدس الخصوص مهندس پور شریفی
  • نبی IR ۱۰:۴۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
    0 1
    مردم این همه جنایت و تحریم آمریکا را نمی‌بیند که خون ایران را خشک کرده ،میگن فلان سال روسیه چجوری بوده،اگه اینجور باشه باید هزار سال دیگه باید با عراق دشمن باشیم.....منافع است که تعیین می‌کنه که با چه کسی پوست باشیم یا دشمن .....اینها هم سال به سال تغییر می‌کند ،،،حساب شخصی نیست که کینه توزی کنیم
  • عبدالرسول IR ۱۷:۰۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۵
    0 1
    گذشته ها گذشته حالا رو عشقه،الان ایران هرچه خواست چین بهش داد فقط مخالفین باید بشدت مجازات بشوند البته منظورازمخالفین منتقدین دلسوز نیست آنها که سنگ آمریکا واسراییل رامثل زشت کلام به سینه میزنند،ما جنگی نابرابر درپیش داریم اینها از داخل بکشور ضربه میزنند زودتر تکلیف این سکولارها ومخالفان ولایت رامشخص کنید.
  • زهرا IR ۰۱:۵۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۶
    0 0
    از این که ایران فرا ابر قدرت جهان شده خیلی خوشحالم وبه همه‌مردم خوب کشورم وتمامی مدافعان غزه در سراسر جهان این پیروزی رو تبریک میگم خدا پشت وپناه همگی تون
  • IR ۰۷:۳۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۶
    3 0
    برای همین قراداد 25ساله بستین
  • محمدچراغی IR ۱۴:۳۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۶
    0 0
    واآاااای سرتاسر اینها. دروغه ....مغز متفکر پل های جزایر مجنون.وتؤ..شهید سعید شجاعی فر عزیزم بودند سعید پل خیبر و پل بهمن شیر و اروند رود را در آذرآب اراک می‌ساخت و در جبهه ها بنده شخصا همراه او ووو. شهید بختیار جمهور ...هر دو شهید معاونین لشگر 43امام علی ع بودن ..بنده هم مدتی ف گردان مخابرات ل بودم
  • محمد IR ۲۰:۳۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۶
    0 0
    ایران هم به عراقیا مجوز ورودبه دانشگاه‌های ایران رو بده
  • متولد35 IR ۲۱:۵۹ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۶
    0 0
    مردم دوست و دشمن را خوب می‌شناسند.