به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بهزاد نبوی، رئیس پیشین جبهه اصلاحات در اولین کنگره حزب عهد ایران با بیان اینکه لقب «چریک پیر» ریشه در سوابق مبارزاتی دارد، افزود: بسیاری از ما بعدها از این سوابق پشیمان شدیم و این تغییر نگاه پس از آزادی از زندان دوم شکل گرفت.
بنابر گزارش فارس، نبوی در ادامه با اشاره به تغییر دیدگاه خود نسبت به انقلابها تصریح کرد: در زندان دوم به این جمعبندی رسیدم که عملاً به منتقد اصل پدیده انقلاب تبدیل شدهام. از نگاه من، تجربه تاریخی نشان میدهد که انقلابها ـ از انقلاب کبیر فرانسه تا انقلابهای الجزایر، کوبا و ویتنام ـ در نهایت به استبداد و دیکتاتوری منتهی شدهاند.
وی انقلاب چین را تنها نمونهای دانست که بهطور نسبی به برخی توفیقات دست یافت، اما تأکید کرد: امروز از آن انقلاب نیز چیزی جز ساختار استبدادی باقی نمانده است. به گفته نبوی، انقلاب اسلامی ایران تا حدی استثنا بود.
بهزاد نبوی، رئیس پیشین جبهه اصلاحات، با تشریح جزئیاتی از نحوه دستگیری خود در سال ۱۳۵۱، از تجربه حضور در خانه تیمی، تلاش نافرجام برای خودکشی با سیانور و انتقال به زندان اوین سخن گفت. وی با بیان اینکه در سال ۵۱ بهصورت مخفی در خانهای در منطقه قلعهمرغی ساکن بوده، اظهار کرد: من در یک خانه تیمی مخفی زندگی میکردم و مستأجر یک بنّا بودم. هنگام دستگیری، سیانور همراه داشتم و حتی آن را خوردم، اما ظاهراً بلد نبودیم سیانور را درست نگهداری کنیم؛ آن را لای شمع پیچیده بودیم و فاسد شده بود.
نبوی ادامه داد: زمانی که مرا با خودرو به سمت ساواک و سپس زندان اوین میبردند، متوجه شدند که سیانور خوردهام. یکی از مأموران بهزور دهانم را باز کرد و پوکه سیانور را بیرون آورد. مزهاش تلخ بود، اما نمیدانستم اثر کرده یا نه. برای اینکه کمی زمان بخرم، شهادتین را با صدای بلند خواندم، اما دیدم هیچ اثری ندارد؛ در حالی که میگفتند سیانور خیلی زود اثر میکند.
وی افزود: مأموران برای اطمینان، بهجای انتقال مستقیم به زندان، مرا به بیمارستان ارتش در خیابان ولیعصر، که امروز به نام شهید بهشتی شناخته میشود، بردند. پزشک پس از معاینه اولیه گفت مشکلی نیست و همانجا فهمیدم سیانور فاسد شده بوده است. پس از آن، با فحاشی و برخورد تند، دوباره مرا سوار خودرو کردند.
نبوی با اشاره به اینکه این روند چند ساعت به طول انجامید، تصریح کرد: از همان ابتدا مشتری زندان اوین بودم و این مسیر از لحظه دستگیری تا انتقال، چند ساعت زمان برد؛ زمانی که اگر سیانور سالم بود، میتوانست سرنوشت دیگری رقم بزند.
این فعال سیاسی با بیان این خاطرات، بخشی دیگر از تجربههای خود در دوران پیش از انقلاب و مواجهه با ساواک و بازداشت را روایت کرد.
نبوی ادامه داد: از اواخر دهه ۷۰ و همزمان با شکلگیری جریان اصلاحات، بهتدریج فهمیدیم اصلاحطلبی یعنی تغییر قانونی، مسالمتآمیز و تدریجی در چارچوب نظام واقعاً موجود؛ نه با توهم سرنگونی بیهزینه و نه با انتظار غیرواقعبینانه از هیچ نظامی برای رأی دادن به نابودی خود.
وی گفت: امروز برخی میگویند اصلاحطلبی به بنبست رسیده و بخشی از نسل جوان نیز اساساً با این ادبیات ارتباطی ندارد.
بهزاد نبوی، رئیس پیشین جبهه اصلاحات، با تأکید بر اینکه میانهروی از ویژگیهای ذاتی جریان اصلاحطلبی است، گفت: اصلاحطلبی اساساً با اعتدال و میانهروی سر و کار دارد، نه با تندروی، خشونت و برخوردهای افراطی. اصلاحطلبی را یک حرکت معتدل میدانم و به آن معتقدم.
وی با اشاره به شعارهای رئیسجمهور افزود: شعار آقای دکتر پزشکیان در جهت «ائتلاف ملی» بود. البته وفاق با مردم امر بدی نیست، اما آنچه مدنظر آقای پزشکیان بود، فراتر از این معناست و من به این نوع وفاق ملی باور دارم.
نبوی با اشاره به دیدارهای خود با برخی چهرههای سیاسی تصریح کرد: تا همین اواخر میگفتم سمبل عینی وفاق ملی، جلسات سران سه قوه است؛ جایی که هرکدام از یک طیف و جناح متفاوت هستند، اما برای حل مشکلات کشور همکاری میکنند. امروز مسئله اصلی کشور، دعوای اصلاحطلبی و اصولگرایی نیست؛ مشکلات کشور بسیار اساسی و پیچیده شده و حتی در دوران جنگ تحمیلی نیز با چنین سطحی از پیچیدگی مواجه نبودیم.
رئیس پیشین جبهه اصلاحات با انتقاد از نگاه یکپارچه به جریان اصولگرا گفت: من مخالف این هستم که همه رقبای قدیمی ما را ذیل یک عنوان اصولگرا جمع کنیم. اصولگرایی یک طیف گسترده است؛ در آن هم آقای ناطق نوری حضور دارد، هم آقای مطهری، و در کنار آنها عناصر تندرو هم دیده میشوند. نباید همه را با یک چوب راند.
وی با یادآوری تجربه مجلس دهم خاطرنشان کرد: آن زمان به دوستانم پیشنهاد دادم در کنار فراکسیون امید و فراکسیون خط امام و رهبری، یک «فراکسیون اعتدال و میانهروی» هم تشکیل شود تا اقلیت تندرو نتواند نقش کلیدی ایفا کند، اما متأسفانه به این پیشنهاد توجه نشد و در نهایت تندروها نقش پررنگتری پیدا کردند.
نبوی با تأکید دوباره بر لزوم اعتدال در حرکت اصلاحی گفت: این توصیه فقط خطاب به تندروهای جریان خودمان نیست؛ حتی به حزبهایی مانند عهد ایران هم این نکته را گفتهام. اصلاحطلبی بدون اعتدال و میانهروی، از مسیر اصلی خود خارج میشود.
وی در بخش دیگری از سخنانش به موضوع جبهه اصلاحات اشاره کرد و گفت: یکی از شرطهای من برای حضور در برخی نشستها این بود که پیوند با آقای خاتمی حفظ شود، چرا که محوریت اصلاحطلبی در کشور، چه بخواهیم چه نخواهیم، همچنان با ایشان است. شرط دوم هم این بود که احزاب اصلاحطلب برای عضویت در جبهه اصلاحات اقدام کنند، چرا که جبهه اصلاحات در حال حاضر محور این جریان محسوب میشود.
او همچنین با اشاره به اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸ در دولت روحانی گفت: در آن زمان جوانهایی را که از این تجمعات میگرفتند، میگفتند این جوانها، مهمترین شخصیتی که قبول دارند و میشناسند تتلو است؛ نه خاتمی و نه موسوی میشناسند. چیزهای عجیبی شدهاند و میگویند نسل زد؛ اما ما کماکان همان اصلاحطلب ماندهایم.
۲۹۲۱۵





نظر شما