خبرآنلاین - رسول سلیمی: رویداد بازداشت نیکلاس مادورو را میتوان به جرأت نقطه عطفی در بحران طولانیمدت ونزوئلا قلمداد کرد. با این حال، تمرکز صرف بر ابعاد حقوقی یا سیاسی این اقدام، تحلیل را ناقص میکند. آنچه این حادثه را به موضوعی راهبردی تبدیل میکند، پیوند ناگسستنی آن با محور اقتصاد سیاسی جهانی و به ویژه جغرافیای انرژی است. بنابراین مسئله این است که این تحول، آیا در نهایت به تثبیت یک نظم جدید مبتنی بر مشارکت شرکتهای بینالمللی در بخش انرژی ونزوئلا منجر خواهد شد، یا فصل دیگری از بیثباتی و رقابتهای قدرتهای بزرگ را در این کشور خواهد گشود؟
بحران ونزوئلا در دهه گذشته، تلفیقی پیچیده از فروپاشی اقتصادی، تنشهای سیاسی داخلی و رقابتهای بینالمللی بوده است. تحریمهای آمریکا از سال ۲۰۱۹، که با هدف فشار بر دولت مادورو طراحی شد، ضربه مهلکی به صنعت نفت این کشور وارد آورد و تولید را به کسری از ظرفیت اسمی آن کاهش داد. این سیاست، اگرچه نتوانست منجر به سقوط فوری دولت شود، اما فضایی ایجاد کرد که در آن، بازیگران خارجی با اهداف متفاوت حضور یافتند. چین و روسیه، با استفاده از خلأ ناشی از خروج شرکتهای غربی، نقش پررنگتری در اقتصاد ونزوئلا، به ویژه در بخش نفت، ایفا کردند.
اقدام آمریکا برای بازداشت مادورو و اعلام کنترل موقت، را باید در ادامه همین روند درک کرد، اما با شدت و حدتی بیسابقه قابل تحلیل است. این حرکت، استراتژی فشار حداکثری را از حوزه تحریمهای اقتصادی به سمت مداخله مستقیم ترسیم میکند. اعلامهایی مبنی بر «کنترل جریان نفت» از سوی مقامات واشنگتن، به وضوح نشان میدهد که محاسبات امنیت انرژی، در قلب این تصمیمگیری قرار دارد.
بازآرایی نقشه صادرات نفت و تقابل راهبردی با چین
ونزوئلا دارای یکی از بزرگترین ذخایر نفتی اثبات شده جهان است. اگرچه تولید آن در سالهای اخیر به شدت افت کرده، اما همچنان به عنوان یک منبع مهم نفت سنگین برای بازار جهانی، به ویژه برای اقتصادهایی مانند چین که پالایشگاههای خود را برای پردازش این نوع نفت تطبیق دادهاند، حائز اهمیت است. در سالهای گذشته، پکن با ارائه وامها و سرمایهگذاریهایی که اغلب با نفت به عنوان تضمین بازپرداخت همراه بود، خود را به شریک مالی و انرژی اصلی کاراکاس تبدیل کرد. این رابطه، برای چین، دسترسی به یک منبع انرژی متنوع و همچنین نفوذ سیاسی در حیاط خلوت سنتی آمریکا را فراهم میآورد.
کنترل آمریکا بر روندهای سیاسی و نظارت بر صادرات نفت ونزوئلا در دوره پسامادورو، مستقیمترین تأثیر را بر این محور استراتژیک خواهد گذاشت. از این رو کاهش یا انحراف جریان نفت از مسیر چین به سمت دیگر خریداران، مانند پالایشگاههای ساحل خلیجفارس آمریکا، میتواند دو پیامد عمده داشته باشد:
اول، افزایش هزینههای تأمین انرژی برای چین و مجبور کردن آن به رقابت بیشتر بر سر منابع جایگزین (عمدتاً در خاورمیانه و آفریقا)
دوم، و شاید مهمتر، تضعیف یکی از اهرمهای نفوذ پکن در آمریکای لاتین است. این اقدام را میتوان بخشی از رقابت گستردهتر آمریکا و چین برای شکلدهی به نظم منطقهای و جهانی تفسیر کرد. به عبارت دیگر، آنچه در کاراکاس رخ میدهد، فقط مربوط به سرنوشت ونزوئلا نیست، بلکه نبردی در یک جنگ اقتصادی-راهبردی کلانتر است.
چشمانداز سرمایهگذاری و بازیابی تولید نفت در ونزوئلا
یکی از نخستین واکنشها به این رویداد در بازار سهام شرکتهای انرژی بزرگ آمریکایی و غربی قابل مشاهده بود. این واکنش مثبت، بازتاب امیدواری به بازگشت این شرکتها به میادین نفتی ونزوئلا پس از سالها دوری اجباری است. بسیاری از این شرکتها، داراییها و پروژههای ناتمامی در این کشور دارند که بر اثر ملیسازی یا شرایط ناامن اقتصادی راکد ماندهاند. یک دولت مورد حمایت واشنگتن، میتواند دروازهها را برای بازگشت سرمایه و فناوری بگشاید و وعده افزایش قابل توجه تولید نفت را در میانمدت دهد.
با این حال، این چشمانداز با چالشهای عمیقی رو به رو است. صنعت نفت ونزوئلا تنها از تحریمها آسیب ندیده، بلکه از سالها سوءمدیریت، فقدان سرمایهگذاری در نگهداشت و فرار مغزها رنج برده است. احیای آن به سرمایهای کلان، زمان و ثبات سیاسی نیاز دارد که تضمین شده نیست. افزون بر این، هر گونه قرارداد جدید با شرکتهای خارجی، در بطن یک میدان مین سیاسی داخلی قرار خواهد گرفت. هر دولت آیندهای، چه موقت و چه دائم، باید پاسخگوی احساسات ملیگرایانه و میرچپگرایی بخشی از جامعه ونزوئلا باشد که نسبت به سلطه مجدد خارجیها بر منابع ملی حساسیت دارند. بنابراین، مسیر سرمایهگذاری هموار نخواهد بود و احتمال بازگشت به الگوهای قدیمی تنش میان دولت و شرکتهای بینالمللی وجود دارد.
تاثیر بیثباتی کوتاهمدت و نوسانات بازار جهانی چه خواهد بود؟
هر گونه شوک سیاسی در یک کشور صادرکننده نفت، بلافاصله در بازارهای جهانی طنین میاندازد. در روزهای پس از بازداشت مادورو، تحلیلگران انرژی شاهد افزایش قیمت نفت به دلیل «ریسک ژئوپلیتیک» بودند. این نوسان کوتاهمدت، حاکی از نگرانی بازار از اختلال احتمالی در عرضه، یا گسترش تنشها به سایر کشورهای منطقه است. این اثر موقتی است و معمولاً با شفافتر شدن شرایط، کاهش مییابد. نکته جالبتر آنکه، واکنش بازیگرانی مانند عربستان سعودی و دیگر اعضای اوپک پلاس خواهد بود. اما آیا آنها افزایش احتمالی تولید ونزوئلا در آینده را تهدیدی برای سهم بازار خود خواهند دید و سیاستهای تولیدی خود را تعدیل خواهند کرد؟ به نظر می رسد این پویایی، تأثیر بلندمدتتری بر قیمت نفت خواهد داشت.
چه آینده ای در انتظار است؟ تشدید جنگ اقتصادی یا آغاز یک گذار پرهزینه برای ونزوئلا؟
اصطلاح «جنگ اقتصادی» که اغلب برای توصیف تحریمهای آمریکا علیه ونزوئلا به کار میرود، در این مرحله ممکن است ابعاد تازهای بیابد. اگر دولت جدید مورد حمایت آمریکا، با حفظ چارچوب تحریمها بر بخشهای مختلف، سعی در اعمال تغییرات ساختاری کند، فشار اقتصادی بر شهروندان عادی ممکن است در کوتاهمدت کاهش نیابد. از سوی دیگر، اگر رهیافت جدید، لغو تحریمها و جذب کمکهای بینالمللی برای بازسازی باشد، میتواند مسیری برای خروج از بحران عمیق اقتصادی بگشاید. کلید این معما، در میزان توافق نخبگان سیاسی داخلی و همچنین سطح حمایت بینالمللی (فراتر از واشنگتن) نهفته است. تنش با حامیان سابق مادورو، به ویژه چین و روسیه، میتواند این گذار را پرهزینه و پرتنش کند.
این تغییرات را چگونه تحلیل کنیم؟
در یک نگاه، دولتها بازیگران عقلانیای هستند که در یک محیط آنارشیک به دنبال افزایش قدرت و تأمین منافع ملی، به ویژه امنیت و رفاه اقتصادی، هستند. اقدام آمریکا در ونزوئلا را میتوان حرکتی چندوجهی در این راستا تفسیر کرد: نخست، حذف یک دولت متخاصم در منطقه نفوذ سنتی خود از مسیر کاربرد قدرت سخت. دوم، به دست گرفتن کنترل بر یک منبع استراتژیک انرژی برای افزایش امنیت انرژی ملی و نیز محروم کردن رقبای راهبردی مانند چین از آن با تحمیل قواعد اقتصاد سیاسی و سوم، ارسال پیامی به دیگر دولتهای منطقه درباره هزینههای مخالفت با واشنگتن که ابعاد نمادین قدرت را نشان داده است.
در مجموع، بازداشت مادورو، صفحه شطرنج بحران ونزوئلا را تغییر داده است. در کوتاهمدت، این اقدام به کاهش نفوذ چین و روسیه، ایجاد فرصتهایی برای شرکتهای غربی و نوسانات قیمت نفت منجر خواهد شد. اما سناریوی بلندمدت به مراتب مبهمتر است. تجربه تاریخی نشان میدهد که مداخلات خارجی برای کنترل منابع، اغلب با مقاومتهای غیرمنتظره از جمله ملیگرایی افراطی و بیثباتی مزمن همراه بوده است. آینده ونزوئلا نه تنها در میدانهای نفتی آن، که در توانایی ایجاد یک توافق سیاسی فراگیر داخلی و مدیریت دیپلماتیک پیچیدگیهای بینالمللی تعیین خواهد شد. آنچه مسلم است، این است که فصل جدیدی در بحران ونزوئلا آغاز شده و امریکا در حال بازگشت به مرکانتالیسم نوین است.
۴۲





نظر شما