ایران چگونه صدراعظم آلمان را وادار به تغییر موضع کرد؟

در حالی که «فردریش مرتس» صدراعظم آلمان پیش از این خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران شده بود اما مشاهده قدرت نیروهای مسلح ایران باعث شد که وی در مواضع خود تجدید نظر کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین روزنامه کیهان نوشت: تحولات چندروز اخیر در تغییر مواضع مقام‌های اروپایی نسبت به جنگ علیه ایران، نشانه‌ای روشن از شکاف میان ادبیات تهاجمی پیش از آغاز درگیری و واقعیت‌های میدانی پس از آن است که تازه‌ترین نمونه این تغییر لحن را می‌توان در سخنان اخیر «فردریس مرتس» صدراعظم آلمان مشاهده کرد؛ جایی که او برخلاف مواضع قبلی، اکنون تأکید می‌کند «دولت ایران باید قادر به ادامه فعالیت باشد» و نباید اجازه داد سناریویی مشابه فروپاشی دولت در سوریه در ایران تکرار شود.

صدر اعظم آلمان در اظهاراتی که می‌تواند نشان‌دهنده شکاف در ائتلاف غربی باشد، به متحدان خود در واشنگتن و تل‌آویو نسبت به ادامه «جنگ بی‌پایان» علیه ایران و پیامدهای فاجعه‌بار آن از جمله آسیب‌های اقتصادی بلندمدت هشدار داد. صدر اعظم آلمان هشدار داد: «اگر این درگیری بیشتر طول بکشد و بخش‌های بیشتری از خاورمیانه را در بر بگیرد، آن‌گاه مطمئناً می‌تواند عواقب بسیار شدیدتری داشته باشد.»

این موضع در واقع فاصله‌ای قابل توجه با ادبیاتی دارد که در هفته‌های پیش از آغاز جنگ از سوی برخی سیاستمداران غربی، از جمله شخص مرتس مطرح می‌شد؛ ادبیاتی که در آن نه تنها حمله نظامی علیه ایران توجیه می‌شد، بلکه حتی بحث «تغییر نظام» نیز به شکلی آشکار در فضای سیاسی غرب مطرح بود. مرتس بارها در مواضع علنی خود از سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر علیه ایران دفاع کرده بود. او در چند سخنرانی و مصاحبه، ایران را متهم به تهدید امنیت منطقه‌ای می‌کرد و خواستار افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی برای مهار تهران شده بود. در همان مقطع، برخی تحلیلگران اروپایی نزدیک به محافل قدرت در برلین حتی از این احتمال سخن می‌گفتند که یک درگیری محدود می‌تواند به تضعیف ساختار حاکمیت در ایران و در نهایت تغییرات سیاسی در داخل این کشور منجر شود.

اما مقاومت جانانه مردم و نیروهای مسلح کشور باعث شد بسیاری از مقامات و تحلیلگران غربی به تدریج نسبت به برآوردهای پیشین خود تجدیدنظر کنند. در چنین شرایطی، تغییر لحن صدراعظم آلمان را باید در چارچوب همین بازنگری‌ها تحلیل کرد. هنگامی که او اکنون بر ضرورت حفظ دولت در ایران تأکید می‌کند، در واقع به شکلی ضمنی اعتراف می‌کند که سناریوی فروپاشی یا تغییر سریع ساختار قدرت در ایران نه تنها محقق نشده، بلکه اساساً چشم‌انداز واقع‌بینانه‌ای نیز ندارد. در واقع، مقامات اروپایی اکنون بیش از گذشته دریافته‌اند که بی‌ثبات شدن کشوری با ابعاد ژئوپلیتیکی و جمعیتی ایران می‌تواند پیامدهایی بسیار گسترده برای امنیت منطقه‌ای و حتی اروپایی داشته باشد..


 بر اساس این گزارش عامل مهم دیگر در تغییر مواضع برخی رهبران اروپایی، واقعیت‌های نظامی جنگ است. ایران در طول سال‌های گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در توسعه توانمندی‌های دفاعی و بازدارندگی خود انجام داده است. این توانمندی‌ها اکنون در میدان نبرد به شکلی ملموس خود را نشان داده‌اند. توانایی ایران در پاسخ‌گویی به حملات، حفظ ظرفیت‌های عملیاتی و تداوم مدیریت بحران، برای بسیاری از ناظران خارجی پیام روشنی داشته است: ایران کشوری نیست که بتوان آن را با یک عملیات نظامی محدود دچار فروپاشی سیاسی کرد. از سوی دیگر، جنگ اخیر نشان داد که هرگونه درگیری با ایران به سرعت می‌تواند ابعاد منطقه‌ای پیدا کند. حملات متقابل، گسترش دامنه تنش‌ها به مناطق مختلف و درگیر شدن بازیگران متعدد منطقه‌ای، همگی نشان داد که معادله جنگ با ایران بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که برخی سیاستمداران غربی تصور می‌کردند. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخشی از رهبران اروپایی تلاش کنند مواضع خود را تعدیل کنند و از ادبیات تند پیشین فاصله بگیرند.

کد مطلب 2168848

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین