به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ماهوشخانم مونسالدوله، ندیمه انیسالدوله ـ سوگلیِ حرم ناصرالدینشاه ـ از زنان متجدد و دنیادیده روزگار خود بود و زیر و بم آداب و رسوم زمانه را بهخوبی میشناخت. او به فرانسه سفر کرده و با زبان فرانسوی آشنایی داشت؛ همچنین در دوران حکومت محمدرضا پهلوی سفری نیز به سوئیس انجام داد.
این زن فرهیخته قاجاری، یادداشتهایی را که به گفته خودش در سراسر زندگی پیوسته مینوشت، در واپسین سالهای عمر و در دهه نود زندگیاش (دهه ۴۰ خورشیدی) تدوین کرد. این خاطرات در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی به همت سیروس سعدوندیان و از سوی انتشارات زرّین منتشر شد.
آنچه در ادامه میخوانید، بخش نهم از خاطرات اوست:
معمولا مسافرت زنها بیشتر برای زیارت مشهد یا کربلا و یا مکه بود. مسافرت زن به ممالک خارجه در صد سال گذشته اصلا امکان نداشت. فقط در تاریخ صد سال پیش دو زن ایرانی را سراغ داریم که به مسکو و وین رفتند. داستان آنها اینطور است که وقتی ناصرالدینشاه عازم فرنگستان شد دستهای از زنهای سوگلی شاه تا اراز (رود ارس) بدرقه شاه رفتند. میان آنها «انیسالدوله» سوگلی معروف و زیبای ناصرالدینشاه هم بود که قبله عالم خیلی او را دوست داشت. موقع وداع دل قبله عالم رضا نداد که از سوگلی خوشگلش جدا شود، بنابراین او را (البته با چادر و چاقچور و روبنده) همراه با خود به آن طرف سرحد برد.
ناصرالدینشاه «انیسالدوله» را همینطور روبسته تا مسکو برد، اما همین که این خبر به گوش روحانیون در تهران رسید به شاه خبر دادند که مسافرت زن مسلمان به خارجه حرام است. شاه هم وحشت کرد و «انیسالدوله» را همراه خواجهها از مسکو به تهران برگرداند.
اما زن دوم «امینه اقدس» از زنهای ناصرالدینشاه بود که چشمانش آب آورد و محرمانه او را به وین فرستادند. بیچاره موقعی که به وین رسید که گفتند موقع عمل گذشته و ناچار کور رفت و کور برگشت.
غیر از این دو زن هیچ زن ایرانی روی خارجه را ندیده بود، مگر معدودی که همراه مردهای محرم به کربلا میرفتند و خانم کربلایی لقب میگرفتند...
منبع: مجله «زن روز»، ۲۶ آذر ۱۳۴۵
۲۵۹





نظر شما