چگونه در بحران‌ها جلوتر از شایعه حرکت کنیم

یک کارشناس رسانه گفت: در شرایط بحرانی که سرعت انتشار شایعات از صدای حقیقت پیشی می‌گیرد و هجمه اطلاعات غلط، فضای مجازی را پر می‌کند، می‌توان اخبار را واکاوی کرد و با شناسایی منابع بی‌اعتبار و تحلیل انگیزه‌های پنهان، به جای تعقیب شایعه، به استقبال حقیقت رفت.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در عصر حاضر، بحران‌ها فقط به عرصه واقعی محدود نمی‌شوند، بلکه با سرعتی بی‌سابقه در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی بازتاب می‌یابند. در این میان، نسل جوان که به‌عنوان شهروندان دیجیتال، زندگیشان با رسانه‌ها گره خورده است، در خط مقدم این طوفان اطلاعاتی قرار دارند. شایعات، اخبار نادرست و محتواهای جهت‌دار در شرایط بحرانی می‌توانند علاوه بر ایجاد رعب و آشفتگی روانی، تصمیم‌گیری‌ها و کنش‌های جمعی را نیز تحت تأثیر قرار دهند. از این رو، برخورداری از «سواد رسانه‌ای»، به ویژه در شرایط حساس، از یک مهارت مفید به یک «ضرورت حیاتی» تبدیل شده است.

اما پرسش اینجاست؛ سواد رسانه‌ای در بحران دقیقاً به چه معناست؟ جوانان در مواجهه با سیل اطلاعات چگونه باید راست را از ناراست تشخیص دهند و چه راهکارهای عملی می‌تواند از آنها در برابر پیامدهای مخرب اطلاعات نادرست محافظت کند؟

بنابر روایت ایکنا برای بررسی این موضوعات، با امین بسطامی، کارشناس رسانه و مدیر اندیشکده رسانه‌ای افق به گفت‌وگو نشسته‌ است تا از منظر تخصصی، اهمیت سواد رسانه‌ای در شرایط بحرانی را واکاوی کند. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم.

با توجه به فضای پرحجم و پیچیده اطلاعات در شرایط بحرانی، سواد رسانه‌ای را در چنین موقعیت‌هایی چگونه تعریف می‌کنید؟ چه مؤلفه‌هایی در بحران‌ها حیاتی‌تر می‌شوند؟
در شرایط پیچیده‌ رسانه‌ای، ابتدا به آیه‌ ۱۳۰ سوره‌ی بقره استناد می‌کنم: «وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهیمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ». کسانی که از آیین ابراهیم رویگردان می‌شوند، ابتدا فرایندی را طی می‌کنند؛ یعنی وقتی می‌خواهی مردم را از حق منحرف کنی، نخست باید افراد را «سَفِهَ نَفْسَهُ» کنی؛ آن‌ها را سبک‌عقل و گمراه سازی و تا جایی که ممکن است تحمیق کنی. به عبارت دیگر، پیش از «جنگ تبیین» در رسانه، با «جنگ تحمیق» مواجهیم.

دستگاه رسانه‌ایِ مقابل، چنین روشی را آموزش می‌دهد: نخست، آنکه تا حد امکان به مردم دروغ بگویید و حقایق را با اکاذیب درهم بیامیزید، تا جایی که مخاطب اساساً نتواند تشخیص دهد سخن مطرح‌شده راست است یا دروغ. دوم، آنکه حجم این اخبار و اطلاعات چنان انبوه باشد که مخاطب از پیگیری اصل رویداد منصرف و خسته شود. این وضعیت، دقیقاً بحرانی است که امروزه در فضای مجازی با آن روبرو هستیم. امروز، سواد رسانه‌ای در چارچوب شرایط بحرانی معنا می‌یابد؛ به این معنا که باید هوشیار باشیم و بدانیم چه کسی و با چه انگیزه‌ای قصد فریب ما را دارد، زیرا ما به اصل و ریشه‌ بسیاری از رویدادهای مطرح‌شده در فضای مجازی آگاهی کامل نداریم.

در شرایط بحرانی، چند مؤلفه از اهمیت بسزایی برخوردارند: نخست، منبع خبر: این خبر از کجا منتشر شده و منتشرکننده‌ آن کیست؟ بارها شاهد بوده‌ایم که افرادی با انگیزه‌هایی چون منفعت مالی، جلب دنبال‌کننده، شهرت‌طلبی یا سایر مقاصد، اخبار نادرست را منتشر کرده‌اند.

دوم، شناخت عناصر و نشانه‌های خبر صحیح در مقابل خبر ناصحیح: چرا که در شرایط بحران، تنش و شتاب افزایش می‌یابد و هر فردی هر مطلبی را که بخواهد منتشر می‌کند؛ زیرا می‌داند کمتر کسی به دنبال ریشه‌یابی و راستی‌آزمایی اصل خبر خواهد رفت.

به نظر شما چرا نسل جوان، به عنوان شهروندان دیجیتال، در معرض آسیب بیشتری در طوفان اطلاعات بحران‌ها قرار دارند؟ آیا این فقط به دلیل حضور بیشتر در فضای مجازی است یا عوامل دیگری نیز نقش دارند؟
در پاسخ به این پرسش که چرا جوانان هدف اصلی بحران اطلاعات قرار می‌گیرند، باید گفت نیروی محرکه و پویای هر کشوری، جوانان آن هستند. اگر در کشوری بتوان جوانان را تحت کنترل یا تأثیر گرفت، در واقع نیروی پیشران و تحول‌آفرین آن جامعه را در اختیار گرفته‌اید.

جوانان پرانرژی‌تر، فعال‌تر و حضوری گسترده‌تر در عرصه‌های نو دارند؛ اما در عین حال، تأثیرگذاری بر ذهن و باورهای آنان می‌تواند آسان‌تر باشد. دلیل این امر آن است که جوانان، به‌دلیل کنجکاوی و نیاز به اطلاعات بیشتر، اغلب در معرض حجم عظیمی از پیام‌ها و محتوای رسانه‌ای قرار می‌گیرند. همین امر، فضایی مناسب برای برخی صفحات و شبکه‌ها فراهم می‌کند تا بتوانند مطالب و محتوای مورد نظر خود را به آنان القا یا حتی دیکته کنند.

در بحران‌ها، شایعات، اخبار جعلی و اطلاعات غلط با سرعت و تأثیر بیشتری منتشر می‌شوند. مهم‌ترین راهکارهای عملی برای جوانان جهت تشخیص اعتبار یک خبر یا منبع در چنین شرایطی چیست؟
مهمترین عامل برای تشخیص اخبار جعلی، توجه به شش عنصر کلیدی در سواد رسانه‌ای است که در قالب «سه کِ» و «سه چه» دسته‌بندی می‌شوند؛

سه کِ:

۱.  کِی: مخفف «چه کسی». چه کسی در این خبر نقش دارد؟ آیا این شخص واقعاً وجود خارجی دارد؟ آیا قبلاً فوت نکرده است؟ اساساً این فرد کیست؟

۲.  کِی: مربوط به زمان است. این خبر مربوط به چه زمانی است؟ زیرا در شرایط بحران، گاه یک‌باره خبر و فیلم ناآرامی‌های چهار سال پیش را با عنوان رویدادی امروزی منتشر می‌کنند.

۳.  کجا: این خبر مربوط به کجاست؟ مکان رخداد کجاست؟ گاهی آشوب‌های سوریه را با نام بازار تهران منتشر می‌کنند.

سه چه:

۱.  چه چیزی: چه رویدادی در خبر یا فیلم اتفاق افتاده است؟ گاهی یک تجمع اعتراضی نسبت به یک شرکت خصوصی است، اما به نام «اغتشاش» منتشر می‌شود.

۲.  چرا: این حادثه‌ای که در خبر رخ داده، چرا اتفاق افتاده است؟ مقصود این است که گاهی مردم برای اعتراض به یک بانک گرد هم می‌آیند، اما در فضای مجاوی چنین القا می‌شود که این جمعیت علیه نظام اجتماع کرده‌اند.

۳.  چگونه: یعنی این عکس یا فیلم چگونه تولید یا ویرایش شده است؟ گاهی آنقدر ناشیانه عملیات فتوشاپ انجام می‌شود که هدف صرفاً درگیر کردن مخاطب و جلب توجه است.

سواد رسانه‌ای فقط «دریافت صحیح» نیست، بلکه «انتشار مسئولانه» نیز هست. توصیه شما به جوانان برای جلوگیری از تبدیل شدن به بازپخش ناخواسته اخبار نادرست چیست؟
در بحث انتشار صحیح اخبار، خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر شخص فاسقی خبری برای شما آورد، تحقیق و تبیّن کنید تا مبادا به ناحق به قومی آسیب برسانید. حال اگر این شبکه بار دیگر خبری منتشر کند، آیا درباره منبعی که سابقه دروغ‌گویی دارد، نباید ابتدا درستی آن را بررسی کنید و سپس بازنشر دهید؟

طبیعتاً در شرایط بحران، افرادی که پیش‌تر رسوایی دروغ‌گویی‌شان آشکار شده، باز هم به تولید خبر می‌پردازند. اگر شما بار دیگر در دام این دروغ‌گویان بیفتید، نتیجه‌ای جز تشدید بحران نخواهد داشت. اگر با نشر خبر دروغی از سوی صفحه یا شخصی که سابقه دروغ‌گویی‌ او برای شما محرز شده است، به کسی آسیب برسانید، قطعاً در این آسیب‌رسانی شریک خواهید بود.
جوانان گاهی خود به عنوان تولیدکننده محتوا (مثلاً در شبکه‌های اجتماعی) در بحران‌ها حاضر هستند. چگونه می‌توانند هم از حق اطلاع‌رسانی استفاده کنند و هم مرزهای اخلاقی و امنیتی را رعایت کنند؟
اطلاع‌رسانی در مورد یک خبر، به معنای روایت بی‌طرفانه از یک رویداد فرضی است. اما در دنیای رسانه‌ای امروز، بی‌طرفی دیگر جایگاهی ندارد و هیچ رسانه‌ای را نمی‌توان کاملاً بی‌طرف دانست. اینجاست که اطلاع‌رسانی با یک مشکل اساسی مواجه می‌شود: شما اطلاعات کدام صفحه، سایت یا شبکه را به مردم منتقل می‌کنید؟ برای مثال، شبکه‌ای که دشمنی آشکاری با مردم دارد، مانند شبکه «اینترنشنال» که در جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل را به حمله به ایران تشویق می‌کرد، اطلاع‌رسانی از طریق چنین منبعی در واقع پخش و نشر دروغ است و دیگر اطلاع‌رسانی محسوب نمی‌شود.

بنابراین، برای انجام یک اطلاع‌رسانی صحیح و مسئولانه، باید اخبار و تحلیل‌های چندین شبکه و صفحه با جهت‌گیری‌های متضاد را همزمان بررسی و مقایسه کرد تا بتوان حقایق را از دروغ‌ها متمایز ساخت و تصویری متوازن‌تر به مخاطب ارائه داد.

مؤثرترین روش برای آموزش سواد رسانه‌ای در شرایط بحرانی به نوجوانان و جوانان چیست؟ آیا این آموزش‌ها باید از قبل داده شود یا در لحظه بحران هم می‌توان مداخله آموزشی مؤثری داشت؟
شرایط بحرانی، زمانِ آموزش نیست! آموزش یک فرآیند فرهنگی و زمان‌بر است و متأسفانه مسئولان فرهنگی، زمانی به فکر آموزش می‌افتند که کار گره خورده است! شما شیوه رسیدگی، حل و مواجهه با بحران را در مرحله آموزش و آمادگی فرا می‌گیرید. حال آیا می‌خواهیم آموزش را در اوج و وسط بحران آغاز کنیم؟

اگر بخواهیم در این شرایط، بحران را مدیریت کنیم، باید شبهات و دروغ‌های روزمره‌ای را که برای نفرت‌پراکنی یا جذب فالوور استفاده می‌شوند، به‌صورت شفاف برای مردم توضیح دهیم. یکی از مشکلات اصلی در حوزه رسانه این است که همواره سرعت انتشار شایعه، بیشتر و سریع‌تر از انتشار حقیقت و اصل ماجراست. در کشورهایی مانند ایران که رسانه‌های غربی به‌صورت گسترده و رایگان فعالیت می‌کنند، هجمه اطلاعاتی تولیدشده چنان عظیم است که صدای حقیقت اساساً به گوش مردم نمی‌رسد. در چنین شرایطی، تنها راهکار مقابله مؤثر، رویارویی مستقیم با همان شبهاتی است که عموم مردم را فریب می‌دهد و همچنین تشویق مردم به تلاش برای تکثیر و اشاعه حقایق.

نقش خانواده، نظام آموزشی و نهادهای فرهنگی در تقویت مصونیت رسانه‌ای جوانان پیش از وقوع بحران چیست؟ کدام یک نقش کلیدی‌تری دارند؟
خانواده، نظام آموزشی و نهادهای فرهنگی هر یک به نوبه خود در تربیت و آموزش افراد سهیم هستند. اگر شما در مدارس به دانش‌آموز سواد رسانه‌ای آموزش دهید، اما همان دانش‌آموز شب‌ها در خانه، در کنار پدری بنشیند که آموزش رسانه‌ای ندیده است، طبیعتاً زحمات شما در مدرسه به هدر خواهد رفت؛ زیرا انسان معمولاً تحت تأثیر گفته‌ها و نظرات کسانی قرار می‌گیرد که به آنها تمایل و علاقه دارد و تأثیر این افراد بر فهم و درک او بیشتر است. بنابراین، به طور طبیعی نقش خانواده، نظام آموزشی و نهاد فرهنگی در این زمینه، اگرچه به یک اندازه مهم است، اما در قالب‌ها و سطوح متفاوتی عمل می‌کنند. به این ترتیب که نهاد فرهنگی در سطح کلان و استراتژیک، خط‌مشی رسانه‌ای را برنامه‌ریزی می‌کند؛ نظام آموزشی در سطح میانی و تاکتیکی به آموزش می‌پردازد و خانواده در سطح عملیاتی و تکنیکی، این آموزه‌ها را در زندگی روزمره اجرا و نهادینه می‌کند.

 به عنوان کارشناس و مدرس سواد رسانه‌ای، اگر فقط یک «پیام کلیدی» درباره سواد رسانه‌ای در بحران به جوانان داشته باشید، آن پیام چیست؟
در شرایط کنونی، هیچ رسانه‌ای دیگر بی‌طرف نیست. رسانه‌های مجازی و به‌ویژه پلتفرمی مانند اینستاگرام، برای جذب فالوئر و کسب درآمد می‌جنگند. در این فضا، حدود ۹۰ درصد از فعالان، از مخاطب برای اهداف خود سوءاستفاده می‌کنند. نکته کلیدی این است؛ در این محیط آکنده از فریب، به هر محتوایی که می‌بینید شک کنید. در فضایی که معیار اصلی، تعداد دنبال‌کنندگان و منافع مالی است، فهم و منفعت مخاطب ارزشی ندارد. بنابراین، در این فضا همواره با نگاهی منتقدانه و شک‌آمیز به محتواها بنگرید و پیوسته در جستجوی اصل و ریشه ماجرا باشید.

کد مطلب 2172493

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین