ماجرای فرمانده‌ای که دو شهادت را به فاصله ۳۷ سال تجربه کرد/مجید ایشانی: ۱۳۷ پله را با دو تا عصا و پایی که از ران نبود، بالا می رفت

 سرهنگ مجید ایشانی با بیان خاطره شهادت اول و زخمی شدنش و تا مرز شهادت پیش رفتن، به ماموریت ۳۷ ساله او برای حضور در عرصه اشاره کرد، و گفت: شهید محققی، ۳۷ سال و یک روز برای شهادت دومش انتظار کشید.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، سیصد و هفتاد و ششمین شب خاطره به یاد شهید حاج محمد حسن محققی در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد.

 سرهنگ مجید ایشانی با بیان خاطره شهادت اول و زخمی شدنش و تا مرز شهادت پیش رفتن، به ماموریت ۳۷ ساله او برای حضور در عرصه اشاره کرد، و گفت: شهید محققی، ۳۷ سال و یک روز برای شهادت دومش انتظار کشید. شهادت اول او، ۲۴ خرداد ۶۷، بود و در ۲۵ خرداد ۱۴۰۴، به دست رژیم صهیونیستی شهادت نهایی او رقم خورد. او در سال ۶۷ در حالی مجروح ‌شد که پزشکان از درمان او کنار ‌کشیدند و دیگر امیدی به زنده بودنش نداشتند. وقتی محمدحسن محققی را به بیمارستان امام حسن مجتبی (ع) در شلمچه می‌رسانند، او را معرفی می‌کنند و می‌گویند که او برادر دکتر محقق است. پزشک بیمارستان می‌گوید: به علت این که برای دکتر محقق جوابی داشته باشم و این موضوع را از سر خودم باز کنم، فرایند درمان را دوباره شروع کردم.

بنا بر روایت مهر، وی افزود: او ۳۷ سال منتظر این روز بود که شهادتش برسد و در نهایت او به حقش رسید و رسیدن به چیزی که استحقاق آدمی‌است، بسیار زیباست.

ایشانی ادامه داد: می‌توان اذعان داشت که تمامی کسانی که با ایشان همکاری می‌کردند، فرقی نمی‌کرد سرباز باشند یا سردار، وزیر، وکیل و حتی رئیس‌جمهور؛ تنها چیزی که در وجود ایشان هرگز مشاهده نمی‌شد، ضعف بود. در وجود ایشان چنان موجی از قدرت، جدیت و تکلیف‌گرایی جاری بود که هیچ‌کس، و ما نیز، هیچ نقصی را نمی‌دیدیم.

او ادامه داد: ما در دوران پس از دفاع مقدس، لشکر ۲۷ رسماً پادگانی نداشت. پادگانی که بتوان در آن کارهای تاکتیکی، آمایش، امور رزمی، دفاعی و سازمان‌دهی را به‌طور رسمی انجام داد، در اختیار ما نبود. اگرچه در عقبه لشکر، پادگان ولیعصر وجود داشت و ما دفتر و مراجعاتی داشتیم، اما کار جدی رزمی در آنجا ممکن نبود تا اینکه ساختمان پادگان امام حسن به عنوان ستاد فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) به لشکر واگذار شد. این ساختمان بسیار بزرگ و ده طبقه بود که واقعاً عجیب و غریب به نظر می‌رسید. این ساختمان ده طبقه ارتفاع داشت که پنج طبقه آن قابل بهره‌برداری بود و چهار آسانسور نسبتاً بزرگ و یک آسانسور VIP داشت. این آسانسورها یک یا دوتاشان کار می‌کردند و ساختارشان مربوط به دوران پهلوی بود که کارایی لازم را نداشت.

وی افزود:در طول این سال‌ها به دلیل شرایط رزمندگی و فضای حاکم بر سپاه، کسی از آسانسور استفاده نمی‌کرد. زمانی که ما آنجا مستقر شدیم، همین وضعیت حاکم بود و دو تا از آسانسورها معمولاً کار نمی‌کردند. این ساختمان ۱۳۷ پله داشت؛ اگر آسانسور خراب می‌شد، باید این ۱۳۷ پله طی می‌شد. من خودم دیدم که ایشان ۱۳۷ پله را طی می‌کردند. خداوند رحمتشان کند؛ بدون اینکه اجازه دهند کسی به کمک کند، آن ۱۳۷ پله را با دوتا عصا و پاهایی که یک پایش از ران نبود و پای دیگرش که ستون بدنش بود و مفصل نداشت، بالا می‌رفتند.

۳۱۲۲۱

کد مطلب 2172638

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 7 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین