آیا می‌توان میان کار و زندگی تعادل کامل برقرار کرد

یک روانشناس و مشاور ضمن بیان راهکارهای برقراری تعادل میان کار و زندگی گفت: شاید توان ایجاد تعادل کامل میان کار و زندگی شخصی وجود نداشته باشد، ولی همه ما می‌توانیم با برنامه‌ریزی شخصی و شغلی برای ایجاد این تعادل تلاش کنیم که گام اول آن، شناخت ارزش‌ها، اولویت‌ها و علایق خودمان است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حفظ تعادل میان کار و زندگی شخصی از چالش‌های بزرگ انسان‌ها در دوران مدرن است که عرصه‌های گوناگون زیست آن‌ها را تحت‌تأثیر قرار داده است. انسان مدرن، اعم از زن و مرد به سبب اقتضائات حاکم بر این عصر باید بخش قابل توجهی از زمان خود را در طول شبانه‌روز به کار و کسب درآمد بپردازد. در بعضی از مشاغل، افراد خارج از ساعات تعیین‌شده کار نیز درگیر امور مربوط به عرصه شغلی خود هستند که برقراری تعادل بین کار و زندگی شخصی را دشوار می‌کند و در نهایت، بر سلامت جسم و روان آن‌ها نیز اثر می‌گذارد.

در این زمینه، ایکنا در گفت‌وگو با سهیلا سبزواری، روانشناس و مشاور به بررسی چگونگی ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی و تأثیر آن بر زیست انسان مدرن پرداخته است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم.

دیدگاه علم روانشناسی به تعادل کار و زندگی چیست؟
تعادل میان کار و زندگی یکی از مهم‌ترین مسائل دنیای مدرن است. هماهنگی‌ای که فرد باید میان این دو محیط برقرار کند، بر سلامت جسم و روان نیز تأثیر بسیاری دارد، به‌طوری که ایفای نقش صحیح در این دو عرصه، تعادل و سلامت را برای فرد به ارمغان می‌آورد. در میان نظریه‌های روانشناسی که به این موضوع پرداخته‌اند، می‌توان به نظریه‌های سازمانی اشاره کرد که از تعارض میان زمان، فشار و رفتار سخن می‌گویند. این نظریه‌ها تعادل میان کار و زندگی را به سه عرصه تقسیم می‌کنند و به بیان ساده می‌گویند، در صورتی که میزان بیشتری از زمان خود را صرف کار و اشتغال کنیم، میزان کمتری از آن را می‌توان به دیگر عرصه‌های زندگی اختصاص داد.

کسی که زیر فشار مسائل مربوط به محیط خانواده یا محل کار قرار داشته باشد، علاوه بر اینکه بخش بیشتری از انرژی خود را صرف آن محیط می‌کند، مجبور به تخلیه فشار و انرژی در محیط دیگری است؛ مانند فنری که بسیار فشرده شده و در نهایت با انرژی بیشتری از هم باز می‌شود. بنابراین، سنگین‌شدن یک وزنه بر طیف دیگری از فعالیت‌ها تأثیر می‌گذارد و انعطاف‌ناپذیری را نیز به‌دنبال دارد.

کسی که از نظر رفتاری منعطف نباشد، دیگر فضاها و عرصه‌های زندگی را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، به‌طوری که افزایش منابع زمان، توجه و انرژی در یک نقش، کاهش عملکرد در نقش‌های دیگر را به‌دنبال دارد. درواقع، این روند را می‌توان به الاکلنگ تشبیه کرد که سنگین‌شدن یک سوی آن، سوی دیگر را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. استفاده بیش از اندازه از منابع زمان، توجه و انرژی در محیط کار باعث بهره‌وری کمتر فرد در محیط خانه می‌شود که بروز مسائلی مانند تعارض میان زوجین یا روابط خارج از چارچوب خانواده را به دنبال دارد و آسیب‌های جدی به خانواده وارد می‌کند.

مؤلفه‌های تعادل میان کار و زندگی از منظر علم روانشناسی چیست و چه زمانی می‌توان گفت که این تعادل در زندگی ایجاد شده است؟
تعادل صددرصد یک‌جا ایجاد نمی‌شود و نمی‌توان برای مسائل علوم انسانی فرمول ایجاد کرد، چراکه روابط انسانی و اخلاقی نسبی هستند؛ البته که می‌توان معیار کیفی مانند مصداق‌هایی برای وفاداری، محبت و... در نظر گرفت، ولی باید تعادل را با راهکارهای ویژه‌ای اجرا کرد. منظور از تعادل این است که با توجه به تفاوت میان انسان‌ها و مسائل مربوط به آنان، برای امور گوناگون زندگی برنامه‌ریزی شود.

چالش‌هایی که برای برقراری تعادل در دنیای امروز وجود دارد، عبارت است از فضای مدرن حاکم بر جوامع انسانی، مانند هسته‌ای‌شدن خانواده‌ها و فاصله فیزیکی که فضای مجازی در میان افراد ایجاد کرده است. همچنین، ظهور دورکاری در بعضی از مشاغل که مرز مشخص میان خانواده و محیط کار را تا حدی کمرنگ می‌کند؛ باید توجه داشت که به میزان کمرنگ‌شدن این مرز، مشکلات و چالش‌ها نیز افزایش می‌یابد.

از دیگر موارد چالش‌برانگیز برای برقراری تعادل می‌توان به سبک‌های زندگی اشاره کرد. شیفت‌های شغلی از جمله مواردی هستند که سبک خاصی از زندگی را ایجاد می‌کنند، به‌طوری که برخی افراد بر اثر کم‌خوابی ناشی از شب‌کاری با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شوند که باید در مصاحبه‌های شغلی به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشت. مصاحبه‌گران شغلی باید هر فرد را به تناسب شرایط شخصیتی، اخلاقی و زندگی برای مشاغل مورد نظر جذب کنند.

برخی از کسانی که به مراکز روان‌درمانی مراجعه می‌کنند، اصلاً برای مشاغلی با شیفت شب مناسب نیستند، در حالی‌که به مشاغلی با چند شیفت شب‌کاری اشتغال دارند. مسئولیت‌های خانوادگی را نیز باید در نظر گرفت؛ گاهی برخی اعضای خانواده باید مسئولیت مراقبت از والدین را برعهده بگیرند که در ایجاد تعادل میان کار و زندگی بسیار مؤثر است.

در مشاوره‌های بالینی، با چه نشانه‌هایی از نبود تعادل میان این دو عرصه روبه‌رو می‌شوید؟
معمولاً هیچ مراجعی در جلسات مشاوره نمی‌گوید، در ایجاد تعادل میان کار و زندگی با مشکل روبه‌رو شده است، بلکه روان‌درمانگر به‌واسطه نشانه‌هایی مانند اضطراب، افسردگی، چالش‌های خانوادگی، وسواس و... که فرد ارائه می‌دهد، ریشه مشکل او را کشف می‌کند. مشکل مراجع باید در بطن گفت‌وگو مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان پوسته را باز کرد و به ریشه آن رسید. گاهی ریشه مشکلات روحی و روانی، فشار کاری است که در نهایت، نبود تعادل میان کار و زندگی شخصی مشاهده می‌شود.

اضطراب و افسردگی دو برادرند که همیشه با هم همراه هستند؛ هر جا که اضطراب باشد، افسردگی را نیز در کنار خود دارد و برعکس. شخصی که تعادل را در عرصه‌های گوناگون زندگی احساس نکند، کم‌کم دچار استرس می‌شود، زیرا بعضاً مسائل و چالش‌های محل کار چنان افزایش می‌یابد که فضای ذهنی شخص را در هنگام بازگشت به خانه کاملاً پر می‌کند و جایی برای پردازش دیگر مسائل باقی نمی‌گذارد.

با کاهش توان و سرعت مغز انسان در پردازش و حل مسائل، توان او برای واکنش مناسب در روابط با دیگران نیز کاهش می‌یابد؛ در نتیجه باز هم باید به اهمیت مصاحبه‌های شغلی اشاره کرد تا فرد مناسب برای هر جایگاه شغلی برگزیده شود. نبود تعادل میان کار و زندگی شخصی، کودکان خانواده را نیز دچار مشکلات روحی و روانی می‌کند، به‌طوری که اختلال بیش‌فعالی، اضطراب و انواع اختلالات روان‌تنی در آنان بروز می‌کند. اختلالات روان‌تنی مانند سردردهای میگرنی، تحریک‌پذیری معده، پرخوری یا بی‌اشتهایی عصبی و... را نیز باید مورد توجه قرار داد، زیرا ریشه آن‌ها بعد از گفت‌وگوهای روان‌درمانی با مراجعان آشکار می‌شود.

از منظر روانشناختی، مرز میان مسئولیت‌پذیری و فرسودگی شغلی کجاست؟ چرا بسیاری از افراد در حفظ این تعادل دچار مشکل می‌شوند؟
اصطلاح خودفرسودگی در علم روانشناسی، به معنای اختلالات روانی است، به‌طوری که شخص می‌گوید، احساس می‌کنم از نظر روحی و روانی فرسوده شده‌ام. از سوی دیگر، مسئولیت‌پذیری در زمینه شغلی به این معناست که شخص علاوه بر وظایف کاری، نتایج و پیامدهای اقدامات خود را نیز می‌پذیرد؛ اما گاهی بیش از آنچه برعهده دارد، کار می‌کند، چراکه نمی‌تواند به دیگران نه بگوید و بار آن‌ها را بر دوش می‌کشد.

برای نمونه، اگر از کسی بخواهیم که گلدان کوچک روی میز را بلند کند، می‌پذیرد. اگر بخواهیم میز و گلدان روی آن را همزمان بلند کند، با اکراه تلاش می‌کند تا آن را انجام دهد؛ اما اگر به او بگوییم که میز و گلدان را همراه مبل بلند کند، نمی‌تواند آن را انجام دهد. باید بگویم که بسیاری از افراد در موقعیت شغلی خود در حال حمل مبل، میز و گلدان‌های همکاران خود هستند که نقطه آغاز فشار مضاعف و فرسودگی شغلی است.

در نتیجه چنین شرایطی، در علم روانشناسی بر آموزش مهارت‌هایی مانند تاب‌آوری و جرئت‌ورزی بسیار تأکید شده است. البته باید توجه داشت که در عرصه شغلی نباید همکاری‌ها را حذف کرد و به همه تقاضاهای همکاری نه گفت، بلکه نه‌گفتن باید در موقعیت مناسب و منطقی انجام شود؛ به‌صورتی که شخص باید برآوردی منطقی‌ از توانایی همکاری در حد فراتر از مسئولیت خود داشته باشد.

هر کسی برای ایجاد تعادل میان کار و زندگی شخصی خود باید اولویت‌بندی شغلی داشته باشد. انجام مسئولیت‌های دیگران به‌طوری که به امری عادی تبدیل شود و آزاردهنده باشد، به این معناست که امور ضروری و مهم زندگی خود را در اولویت قرار ندهیم و امور زندگی دیگران اولویت یابد که چیزی جز فرسودگی ندارد. نبود تعادل میان کار و زندگی شخصی باعث صرف نظر کردن از خواسته‌ها، مسئولیت‌ها و لذایذ زندگی خود و پرداختن به مسائل زندگی دیگران می‌شود که می‌توان از آن به نبود تعادل بین خود واقعی و آرمانی انسان اشاره کرد. خود آرمانی به معنای شخصیتی ایده‌آل از خودمان است که می‌خواهیم به آن تبدیل شویم و خود واقعی به معنای شخصیت و تواناهایی‌ است که اکنون داریم. فاصله و شکاف میان این دو به روان‌رنجوری یا فرسودگی منجر می‌شود.

آیا تغییر نسل و سبک زندگی نوین جوانان می‌تواند از نظر روانی به متعادل‌شدن رابطه با کار کمک کند یا اینکه به فشار روانی بیشتر منجر خواهد شد؟
وضعیت امروز جامعه ما سبب کمترشدن تعادل میان کار و زندگی شخصی می‌شود، زیرا امروزه فشار اقتصادی و مالی آسیب‌هایی به روحیه جوانان وارد می‌کند. شاید در سال‌های گذشته جوانان می‌توانستند با درآمدی ثابت بسیاری از نیازهای خود را برآورده کنند و برای آینده برنامه‌ریزی داشته باشند؛ اما متأسفانه با وجود تورم اقتصادی در جامعه، تعادل میان کار و زندگی شخصی بیش از گذشته از دست می‌رود.

فراهم‌نبودن شرایط ازدواج برای جوانان و در دسترس‌نبودن امکانات رفاهی و تفریحی در جامعه باعث فشار مضاعف بر جوانان می‌شود، زیرا مجبورند بیشتر وقت خود را به کارکردن اختصاص دهند تا بتوانند درآمد کسب کنند که نهایتاً تعادل بین کار و زندگی شخصی را برهم می‌زند. در این میان باید افزایش بی‌رویه میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های نوین ارتباطی را نیز مورد توجه قرار داد.

اگرچه در سطح دنیا، الگوهای مناسب و استانداردی برای استفاده از شبکه‌هایی مانند اینستاگرام وجود دارد، ولی می‌بینیم که افراد در جامعه ایرانی چه میزان از وقت خود را به گشت‌وگذار در این فضا اختصاص می‌دهند. تماشای حجم زیادی از محتواهای کوتاه در شبکه‌های مجازی، فرصت پردازش را از مغز می‌گیرد و به آن آسیب می‌زند. انسان باید از سیستم پردازش مغز خود استفاده کند، چراکه اگر فرصت پردازش از سیستم مغز دریغ شود، فرد دچار آسیب‌های مغزی می‌شود. در هنگام برهم‌خوردن تعادل زندگی در عرصه‌های گوناگون، سیستم پردازش مغز آسیب می‌بیند، حتی خواب ناکافی و تغذیه نامتعادل نیز بر این سیستم تأثیر می‌گذارد.

در این زمینه می‌توان به نشخوارهای فکری اشاره کرد. هر انسانی بعد از تجربه بحث‌های روزمره دچار نشخوار فکری ‌می‌شود که برای مدتی بخشی از ذهن را اشغال می‌کند. خواب یا حتی استراحتی کوتاه می‌تواند حال بد ناشی از نشخوار فکری را کاهش دهد و از اهمیت مسئله بکاهد. سیستم اصلی پردازش مغز این روند را خودبه‌خود تسهیل می‌کند و از سر می‌گذراند تا حدی که در بعضی از موقعیت‌ها، فرد مقابل خود را درک و از مسئله عبور می‌کند.

علم روانشناسی چه راهکارهایی برای رسیدن به تعادل کار و زندگی ارائه می‌دهد؟
اضطراب، استرس، نگرانی و ترس هیجانات متفاوتی هستند که هنگام نبود تعادل فعال می‌شوند. برای نمونه، هنگامی که فرد زمان کمی برای رسیدگی به امور شخصی یا کاری خود دارد، زیر فشار روانی قرار می‌گیرد. با افزایش استرس و اضطراب، فرد مجبور می‌شود امور را یکی پس از دیگری به‌طور فشرده و با کیفیت کمتری انجام دهد که در بلندمدت، فرسودگی شغلی را هم به‌دنبال دارد.

از جمله پیامدهای نبود تعادل میان کار و زندگی می‌توان به افزایش استرس و اضطراب، فرسودگی شغلی، مشکلات جسمانی و نبود رضایت از زندگی اشاره کرد. برخی افراد فقط کار می‌کنند و شغل خود را مهم‌ترین مسئله زندگی‌شان در نظر می‌گیرند. گاهی باید از وضعیتی که داریم، یک گام عقب‌تر برویم و زندگی خود را از بیرون تماشا کنیم تا در صورت نیاز از دیگران کمک بگیریم یا آن را اصلاح کنیم.

گاهی کارکردن راهی برای فرار از رنج‌های زندگی است. همه ما با افرادی ملاقات داشته‌ایم که به‌طور افراطی کار می‌کنند؛ بعضاً با کمی بررسی متوجه مشکل یا رنجی در زندگی آن‌ها می‌شویم که برای کاهش درد ناشی از آن، به کارکردن روی می‌آورند؛ در حالی که دردها از بین نمی‌روند، بلکه در جای خود باقی می‌مانند و به هنگام سر بر بالین گذاشتن، به صدا درمی‌آیند و می‌گویند تمام طول روز را منتظر فراغت شخص بوده‌اند. کاری که برای فرار از رنج انجام شود، درد بیشتری برای انسان به‌دنبال دارد؛ چراکه فعالیت شغلی برای بسیاری از افراد روحیه‌بخش نیست و به مرور زمان افسردگی و فرسودگی را همراه خود دارند.

واقعیت این است که شاید توان ایجاد تعادل کامل میان کار و زندگی شخصی وجود نداشته باشد، ولی همه ما می‌توانیم با برنامه‌ریزی شخصی و شغلی برای ایجاد این تعادل تلاش کنیم، احساس رضایت از زندگی را افزایش دهیم و تعادلی نسبی در زندگی خود به‌وجود آوریم. گام اول شناخت ارزش‌ها، اولویت‌ها و علایق خود است؛ باید بدانیم چه چیزهایی باعث سرزندگی ما می‌شوند تا برایشان وقت بگذاریم.

ارزش‌های هر کس با دیگری متفاوت است، ولی ارزش‌هایی مانند وفاداری، تعهد و احترام به خانواده در میان همه جوامع مشترک هستند؛ در نتیجه باید این ارزش‌ها را شناسایی کنیم و برایشان وقت بگذاریم. علاوه بر آن، مدیریت زمان نیز حائز اهمیت است؛ بسیاری از افراد جامعه ایرانی هنوز نمی‌دانند چگونه باید زمان خود را مدیریت کنند که آشفتگی در برنامه‌های شخصی و کاری را به دنبال دارد. مدیریت زمان یکی از مهارت‌های اساسی در برنامه‌ریزی و مدیریت امور است.

یکی از گام‌های مؤثر در برنامه‌ریزی شخصی و مدیریت زمان، بررسی عملکرد هفتگی است تا بدانیم امور زندگی خود را چگونه انجام داده‌ایم؛ البته این بررسی می‌تواند برای شناسایی عوامل تحریک‌کننده هیجانی و وضعیت روحی شخص هم صورت گیرد. با توجه به اینکه انسان امروز دائم با کمبود زمان روبه‌روست، می‌توان بسیاری از مسائل، مانند خریدکردن را از راه دور و با اینترنت پیگیری کرد.

همه ما باید مهارت‌هایی مانند نه‌گفتن و ایجاد محدودیت برای بعضی از امور را یاد بگیریم. نمی‌توان به‌طور افسارگسیخته در فضای مجازی فعالیت کرد. همه باید زمانی را برای فراغت از این فضا در نظر داشته باشند. بسیاری از خانواده‌ها از اعضای خود گلایه‌مند هستند که خارج از ساعت اداری، برای فضای مجازی محل اشتغال خود کار می‌کنند، زیرا شغل‌ آنان حد و مرز مشخصی ندارد.

از دیگر راهکارهای ایجاد تعادل، گفت‌وگوی امن با اطرافیان است که بار روانی را کاهش می‌دهد. اشتغال به عرصه مورد علاقه هر انسان، می‌تواند برای او لذتی به‌دنبال داشته باشد که از فرسودگی شغلی هم پیشگیری کند. ایجاد روابط مثبت با دیگران نیز از جمله راهکارهای مؤثر است؛ برخی افراد با همکاران خود رابطه دوستانه برقرار می‌کنند که البته باید حد و مرزهای مشخصی داشته باشد.

افراد امن کسانی هستند که شناخت خوبی از آنان و خانواده‌هایشان داشته باشیم و بتوانیم حمایت اجتماعی قابل توجهی از سوی آنان دریافت کنیم. تمرکز بر سلامت جسم و روح نیز به تعادل میان کار و زندگی کمک می‌کند، به‌طوری که فعالیت‌های ورزشی، استراحت، تغذیه سالم و مهم‌تر از همه، خواب کافی و باکیفیت باید مورد توجه قرار گیرد. سلامت خواب یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های مؤثر در درمان همه انواع بیماری‌هاست، به‌طوری که هر اختلال روانی، تابلوی خواب ویژه‌ خود را دارد. همه انسان‌ها باید زمانی برای استراحت خود در نظر داشته باشند و آن را به هر شیوه‌ای که دوست دارند، بگذرانند.

از جمله پیشنهاداتی که در این زمینه می‌توان در نظر گرفت، همکاری کارفرمایان و مدیران با کارمندان است، به‌ویژه امور مربوط به زنان که به مساعدت قابل توجهی نیاز دارد. همه ادارات ساعت خاصی برای ورود و خروج کارکنان دارند، شاید بتوان این ساعات را برای بانوان با نقش‌های موازی متعدد در خانه، سهل‌گیرانه‌تر اجرا کرد. می‌توان کارکنان را از نظر نقش‌های گوناگون در زندگی مورد ارزیابی قرار داد و با توجه به آن سخت‌گیری کمتر یا حمایت بیشتری داشت.

معمولاً بانوان شاغل، تعدد نقش‌ها را در زندگی تجربه می‌کنند که فشار روانی و جسمانی بسیاری بر آنان وارد می‌کند. زنان امور مربوط به خانه، از جمله مدیریت امور و فرزندپروری را برعهده دارند که در کنار کار بیرون از خانه برای آنان بسیار سنگین است. در کنار همکاران، اعضای خانواده نیز می‌توانند با تقسیم وظایف، به زن خانه کمک کنند تا بار مسئولیت‌ها میان اعضا تقسیم و فشار از دوش یک نفر برداشته شود.

پیش از مدرنیته، زنان در جوامع مشرق‌زمین، مانند جامعه ایرانی بیشتر به مدیریت امور خانه مشغول بودند، به این ترتیب چیزی با عنوان نبود تعادل میان کار و زندگی مطرح نبود؛ ولی با ورود زنان به محیط کار خارج از خانه، نبود تعادل میان کار و زندگی شخصی به یکی از مباحث این جوامع تبدیل شد. برخی بانوان به‌طور همزمان به اشتغال، فرزندپروری و امور خانه رسیدگی می‌کنند. بنابراین، باید در خصوص تعادل کار و زندگی، این قشر را به‌طور ویژه مورد توجه قرار داد.

کد مطلب 2174035

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =

آخرین اخبار