آبراهام لینکلن؛ هیبت رسانه‌ای یا ابزار واقعی جنگ؟

مقامات آمریکا در روزهای اخیر بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده‌اند اما یک سؤال این است که حمله آمریکا اگر قطعی باشد با چه چیزی قرار است انجام شود؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آمریکا سال‌هاست تلاش می‌کند ایران را با «تصویر جنگ» بترساند؛ با ناو، تهدید نظامی، بحث تجزیه، ترور مقامات و انواع سناریوهای امنیتی. به‌صورت مستمر فضای رسانه‌ای را با اخبار تحرکات نظامی‌اش اشباع می‌کند تا ذهن جامعه ایران را آشفته و ناآرام نگه دارد. در این میان، شبکه‌هایی مثل اینترنشنال بدون وقفه و نفس‌گیر، مدام از «حمله قریب‌الوقوع» می‌گویند: ناو آمد، ناو ایستاد، ناو سوخت‌گیری کرد، ناو آماده عملیات شد؛ هواپیما نشست، تجهیزات منتقل شد، تصاویر پرواز منتشر شد و حتی پا را فراتر گذاشته و از «لیست اهداف نهایی» صحبت می‌کنند.

به روایت فارس، اما بیایید یک لحظه فرض کنیم که واقعاً جنگی رخ دهد. همین چند ماه قبل، ایران در یک درگیری واقعی، اسرائیل را ـ با همه ادعاهایش ـ به عقب‌نشینی وادار کرد. حالا ناو آمریکایی در بهترین حالت چیست؟ نهایتاً معادل یک پادگان شناورِ مجهز. آیا واقعاً می‌خواهند کشوری مثل ایران را با یکی دو پادگان نظامی تهدید کنند؟

اسرائیل، با آن همه تجهیزات پیشرفته و با وجود داشتن سرزمین اشغالی در منطقه که امکان مانور زمینی محدود هم به آن می‌داد، نتوانست حتی دو هفته در برابر ضربات ایران دوام بیاورد. حالا یک ناو آمریکایی قرار است چه کار متفاوتی انجام دهد؟

چه تجهیزی روی این ناوها نصب شده که اسرائیل از آن برخوردار نبود؟

واقعیت این است که کافی‌ست اولین موشک ایرانی، نشانی از خود روی بدنه یکی از این ناوها بگذارد؛ همان یک تصویر، آمریکایی‌ها را دهه‌ها به عقب برمی‌گرداند. آمریکایی که سلطه‌اش بر جهان بیش از آنکه با جنگ واقعی باشد، با «تصویرسازی از قدرت» شکل گرفته، در صورت خدشه‌دار شدن این تصویر، ضربه‌ای حیثیتی و جبران‌ناپذیر خواهد خورد.

یمن را به خاطر بیاورید. کاری که یمنی‌ها با آمریکا کردند فراموش شده؟ ناو هواپیمابر «هری ترومن» چنان از منطقه عقب‌نشینی کرد که حتی یک تصویر شفاف برای اثبات سالم بودنش هم منتشر نشد.
بله، در هر جنگی ضربات متقابل اجتناب‌ناپذیر است، اما باید واقع‌بین بود: جنگ با ایران برای آمریکا پرریسک، پرهزینه و با احتمال پایینِ دستیابی به نتیجه مطلوب است.

با این حال، تحرکات نظامی آمریکا و برخی ادعاهای ترامپ باعث شده تصور «شروع جنگ» در ذهن بخشی از جامعه شکل بگیرد. اینکه جنگ می‌شود یا نه، محل بحث است؛ اما آنچه روشن است این است که دلایل جدی و محکمی وجود دارد که آمریکا را از آغاز جنگ علیه ایران بازمی‌دارد.

نکته مهم‌تر اینجاست که نباید از پروژه اصلی آمریکا غافل شویم: پروژه «فرسوده‌سازی با ترس و خشم».
هدف اصلی، فروپاشی ذهنی است. آمریکا می‌خواهد ذهن ایرانی خسته شود؛ نگران، مضطرب، فرسوده و ناامید. هم نسبت به امنیت کشور دچار ترس شود و هم نسبت به آینده اقتصادی خود احساس بن‌بست کند. این وضعیت، گاهی حتی از خود جنگ خطرناک‌تر است.

جنگ سخت برای آمریکا هزینه بالایی دارد، اما «استهلاک ذهنی» سریع‌تر، کم‌هزینه‌تر و به‌مراتب پرسودتر است. حتی اگر احتمال جنگ را هم بدهیم، باید بدانیم پروژه فرسایش روانی، قطعی و در حال اجراست و دقیقاً همین پروژه است که باید خنثی شود.

راهکار اصلی، روایت واقعی میدان است؛ روایتی که نشان دهد آمریکا و اسرائیل پس از بیش از ۲۰ سال آماده‌سازی برای تقابل با ایران، در یک نبرد ۱۲روزه شکست خوردند و خودشان درخواست آتش‌بس دادند.
بعد از جنگ هم با فشار مضاعف بر معیشت مردم تلاش کردند شکاف میان مردم و نظام ایجاد کنند، اما باز هم مردم ـ با وجود مشکلات اقتصادی و ضعف‌های داخلی ـ با درک شرایط و برای جلوگیری از تداوم ضربات دشمن، وارد میدان شدند و نتیجه چه شد؟ باز هم عقب‌نشینی آمریکا.

این واقعیت‌ها باید گفته شود؛ شفاف، مستند و مداوم. چون نبرد امروز، پیش از آنکه نظامی باشد، نبرد روایت‌ها و ذهن‌هاست.

31216

کد مطلب 2174250

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین