این‌ ادعا که انقلاب کار خارجی‌ها بود، مزخرف است

عنوان جلسه این بود «چرا انقلاب کردیم؟» عزیزان! از نگاه من کسی انقلاب نمی‌کند، انقلاب می‌شود. انقلاب محصول انسداد تمام راه‌های اصلاحی توسط حکومت‌هاست. انقلاب پدیده‌ای نیست که ده نفر، بیست نفر، هزار نفر، ده هزار نفر دور هم جمع شوند و بگویند بچه‌ها بیایید انقلاب کنیم.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در نشست «چرا انقلاب کردیم؟» که سال گذشته در همین ایام (یکشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۳) به بهانه سالگرد پیروزی انقلاب در خبرگزاری خبرآنلاین برگزار شد، محمدجواد مظفر، ناشر و فعال فرهنگی، با مرور تجربه زیسته و مبارزاتی خود، تحلیلی صریح و انتقادی از چرایی وقوع انقلاب ۱۳۵۷ ارائه داد. او که از نوجوانی وارد فعالیت‌های سیاسی ـ مذهبی شده بود، روایت خود را از فضای اختناق، انسداد سیاسی و روندی که به انقلاب انجامید، با تأکید بر «ناگزیر بودن» انقلاب بیان کرد.

مظفر با اشاره به آغاز فعالیت‌هایش از ۱۷ سالگی در شیراز گفت که به دلیل سخنرانی‌های مذهبی و فعالیت‌های سیاسی، بارها به شهربانی احضار و نهایتاً دستگیر شد. او از دستگیری در آستانه کنکور، سربازی اجباری سخت، و سپس ورود به دانشگاه و پیوستن به سازمان مجاهدین خلق سخن گفت؛ دوره‌ای که با زندگی مخفی، فعالیت در خانه‌های تیمی و حتی کارگری در کوره شیشه‌پزی برای «پرولتاریا شدن» همراه بود. با این حال، اختلافات ایدئولوژیک و مذهبی باعث شد از سازمان کنار گذاشته شود و این فشارها او را تا مرز بحران روانی پیش ببرد. پس از آن، فعالیت دانشجویی علنی، حضور در مسجد قبا و راهپیمایی‌های بزرگ سال ۵۷، و دستگیری مجدد، بخش دیگری از تجربه او را شکل داد.

محور اصلی سخنان مظفر، نقد پرسش رایج «چرا انقلاب کردید؟» بود. از نگاه او، این پرسش اساساً نادرست است، زیرا «کسی انقلاب نمی‌کند، انقلاب می‌شود». به باور او، انقلاب نتیجه انسداد کامل راه‌های اصلاحی است و نه تصمیم آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده گروهی محدود. او با استناد به دیدگاه مهندس بازرگان، تأکید کرد که انقلاب ۵۷ دو رهبر داشت: رهبر مثبت، امام خمینی، و رهبر منفی، محمدرضا شاه. مظفر حتی فراتر رفت و گفت پس از سال‌ها تدریس تاریخ انقلاب به این نتیجه رسیده که شاه، عملاً رهبر اصلی انقلاب بود؛ زیرا با سیاست‌ها و تصمیماتش، زمینه انفجار اجتماعی را فراهم کرد.

او ضمن تفکیک بحث انقلاب از وضعیت امروز، تأکید کرد که اعتراض به وضع موجود جمهوری اسلامی هیچ نسبتی با تحلیل چرایی انقلاب ندارد. به گفته مظفر، نسل او تحت تأثیر موج جهانی انقلاب‌ها، از الجزایر و چین تا آمریکای لاتین، قرار داشت، اما باز هم انقلاب محصول «تصمیم» نبود. او برای اثبات این نکته، به رخدادهای سال‌های ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ اشاره کرد که با وجود ناآرامی‌های گسترده، به انقلاب منجر نشدند؛ چراکه به باور او، طبقه متوسط ایران هنوز وارد مرحله فروپاشی‌ساز نشده است.

مظفر سه جریان را در پیروزی انقلاب مؤثر دانست: اندیشه‌های دکتر شریعتی، مبارزه مسلحانه گروه‌هایی چون مجاهدین و فداییان، و رهبری قاطع امام خمینی. در مقابل، او به فقر گسترده، حلبی‌آبادها، فساد دربار، بی‌عدالتی اجتماعی و اختناق ساواک اشاره کرد و گفت تصور «رفاه عمومی» پیش از انقلاب، تحریف تاریخ است. به گفته او، داشتن کتاب شریعتی یا نهج‌البلاغه جرم بود و ساواک با ایجاد رعب، جامعه را در سکوتی مرگبار فرو برده بود.

او در پایان، نظریه «انقلاب ساخته خارجی‌ها» را به‌شدت رد کرد و آن را توهین به شعور تاریخی ملت ایران دانست. به باور مظفر، هیچ عامل خارجی‌ای بدون فراهم بودن شرایط درونی نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند. تصمیماتی چون تشکیل حزب واحد رستاخیز و حذف حداقلی‌ترین مظاهر مشارکت سیاسی، از نظر او، نمونه‌هایی روشن از اقداماتی بود که نهایتاً به انفجار اجتماعی و وقوع انقلاب ۵۷ انجامید.

متن کامل گزارش را از این‌جا بخوانید.

۲۵۹

کد مطلب 2176849

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 1 =

آخرین اخبار