خبرآنلاین هرمزگان - امید دریایی- هم اکنون که تا آغاز سال جدید کمتر از ۴۰روز باقی است، «زمان طلایی» برای تیم مدیریتی جدید سازمان منطقه آزاد به سرعت در حال اتمام است.
شمارش معکوس برای آغاز فصل اوج سفرها (پیک تعطیلات بهمن ماه و ایام نوروز) و شروع ماه مبارک رمضان به عنوان یکی از سنت های فرهنگی مهم مردمان باایمان و دیندار جزیره در حالی آغاز شده که سکاندار جدید سازمان منطقه آزاد میراث دار وضعیتی نابسامان و ناکارآمد از عملکرد سه ساله اخیر شده است؛ متاسفانه در حوزه فعالیت های گردشگری، فرهنگی و اجتماعی، خروجی اقدامات صورت گرفته چیزی جز رکود، سقوط سرمایه اجتماعی، پروژههای قفلشده و انباشت نارضایتی عمومی در میان قشموندان و سرمایه گذاران نبوده است.
امروز پرسش اساسی نخبگان، فعالان اقتصادی و جامعه محلی قشم، این است: آیا «ادریس راموز» معاون فرهنگی و گردشگری این سازمان[ به عنوان مدیری بی تدبیر، پرحاشیه و مسأله دار] با کارنامهای پر از پرونده های «تعارض منافع با جامعه محلی» و در عین حال هزاران ادعای توخالی برای پیاده کردن «توسعه بوم مبنا» با شعار «جزیره جهانی قشم»، همچنان باید بر مسند قدرت باقی بماند؟
یا اینکه با تغییر این چهره رانتی و سوگلی مکتب فکری عادل پیغامی- مدیرعامل پیشین- شاهد پایان دوره ای ۳۳ ماهه خواهیم بود که برای قشموندان و جامعه محلی، «تقریبا هیچ» دستاورد ملموسی در حوزه توسعه زیرساختهای گردشگری و فرهنگی بزرگترین جزیره خلیج فارس به دنبال نداشته است!
یک) میراث رکود و پروژههای ویترینی
عملکرد معاونت فرهنگی، اجتماعی و گردشگری در سه سال اخیر، بیش از آنکه بر پایه استراتژیهای توسعهمحور باشد، بر مدار «ماجراجوییهای رسانهای»، «برنامه های بیحاصل» و «رویدادهای نمایشی» چرخیده است. پروژههایی که باید شریانهای حیاتی اقتصاد جزیره- از جمله صنعت گردشگری- را تقویت میکردند، امروز به نمادهای هدر دادن بیت المال، فرسودگی سرمایه اجتماعی و بیتدبیری مدیریتی، تبدیل شدهاند. عدم تجربه کافی تدریس راموز و ناتوانی اجرایی او برای فعالسازی واقعی ظرفیتهای بالقوه قشم در حوزه های فرهنگی و گردشگری، نه تنها فرصتهای تقویت اعتماد عمومی، جذب سرمایه گذاران حوزه گردشگری و اشتغالزایی را سوزانده، بلکه میزان اعتماد بخش خصوصی به کارکردهای سازمان منطقه آزاد قشم، را به پایینترین سطح ممکن رسانده است.
دو) شکاف عمیق با بدنه سازمانی و نخبگان جامعه محلی
حکمرانی مدبرانه و هوشمندانه در جزیرهای با غنای فرهنگی و تمدنی همچون قشم، نیازمند تعامل سازنده با جامعه محلی، احترام به نخبگان فرهنگی، تکریم کنشگران اجتماعی و تقویت جامعه رسانه ای این جزیره است. اما آنچه در دوره سه ساله اخیر شاهد بودهایم، نوعی «خودمرکزی مدیریتی» و بیاعتنایی به سنتهای روادارانه و الگوهای همزیستی در جامعه قشموندان بوده است. این رویکرد سلیقه ای و حذفی در قبال سرمایه های انسانی جزیره و عدم احترام به شخصیت فرهنگوران و بی توجهی به انتقادات کنشگران رسانه ای، ریسک بزرگی را متوجه انسجام فرهنگی و اجتماعی قشم کرده است.
این وضعیت شهرآشوب و نگران کننده میتواند در آستانه مناسبتهای مذهبی و ملی پیش رو همچون ماه رمضان [به عنوان بهار معنویت و فرصت همپیوندی اهل تسنن و تشیع زیر سقف وحدت آفرین اسلام] و عید نوروز [که نه تنها بهار گردشگری جزیره قشم برای بلکه ویترین اقتصاد محلی این منطقه است]، به ناهماهنگیهای جدی میان شبکه ذینفعان و خدشهدار شدن وجهه فرهنگی و برند گردشگری قشم منجر شود.
سه) سرمایه های انسانی درون سازمانی؛ فرصتی که نادیده گرفته میشود
در میانه این بحران ناکارآمدی و نارضایتی عمومی، بهره مندی از ظرفیت داخل جزیره قشم برای سکانداری معاونت فرهنگی و اجتماعی سازمان منطقه آزاد قشم، حجت را بر همگان تمام میکند؛ به ویژه شخصیت ها و چهره هایی برآمده از بدنه تخصصی سازمان منطقه آزاد که دارای شناخت دقیق از اتمسفر فرهنگی و اجتماعی جزیره قشم هستند. به عنوان مثال بهره گیری از ظرفیت های نخبگان بومی استان هرمزگان که اتفاقا یکی از آنها عضو هیات مدیره سازمان منطقه آزاد است و همچنین از سوی دیگر، امکان انتخاب یک از گزینه های صاحب صلاحیت از میان چهره های خوشنام داخل جزیره برای تصدی معاونت فرهنگی گردشگری، نه تنها یک جابهجایی ساده مدیریتی، بلکه یک راهبرد راهگشا و «فرمان فوری» برای بازگشت به عقلانیت و تخصصگرایی است.
قطعا هر شبانه روز ادامه حضور معاون فعلی[ ادریس راموز]، این پیام تلخ را به افکار عمومی جزیره قشم مخابره میکند که سازمان منطقه آزاد هنوز اسیر ملاحظات پشتپرده و لابیهای سیاسی گذشته است و ارادهای واقعی برای تغییر در وضعیت نابسامان فعلی، وجود ندارد.
چهار) آزمون سخت کلایی: اصلاح یا انفعال؟
مدیرعامل جدید سازمان منطقه آزاد قشم، اکنون در برابر یک دوگانه سرنوشتساز قرار دارد. کلایی باید بداند که «صبر استراتژیک» در برابر مدیران ناکارآمد، در نهایت به عنوان یک خطای راهبردی به پای او نوشته خواهد شد. تعلل در جراحی این معاونت بسیار کلیدی و هویت ساز برای جزیره، یعنی پذیرش مسئولیتِ شکست احتمالی در اقتصاد گردشگری تعطیلات نوروزی پیشرو و فرسایش بیشتر سرمایه اجتماعی سازمان. قشم دیگر مجالی برای آزمون و خطا ندارد؛ مدیریت ارشد سازمان منطقه آزاد، باید میان «حفظ وضع موجودِ بحرانی» و «اصلاحات جسورانه»، یکی را برگزیند.
پنج) خروج از بن بست؛ انتخاب مدبرانه
مطالبه امروز جامعه محلی و فعالان فرهنگی، اجتماعی و گردشگری قشم شفاف است: خروج از بنبست کنونی تنها با پاکسازی بدنه مدیریتی از مهرههای ناکارآمد به جای مانده مانده از دوران پیشین و جایگزینی آنها با متخصصان دلسوز و آشنا به بوم منطقه، میسر است. اگر تغییر از بدیهیترین و ضروریترین نقطه (معاونت فرهنگی و گردشگری) آغاز نشود، هرگونه ادعای تحول در سازمان منطقه آزاد قشم، شعاری بیش نخواهد بود.
بزرگترین جزیره خلیج فارس در آستانه یک بحران فرهنگی و اجتماعی است؛ یا با انتصاب مدیریتی شایسته و کارآمد، فرصت های طلایی خلیج فارس را شکار میکنیم، یا در زیر بار بینظمی و سوءمدیریت، شاهد طوفانی شدن تهدیدها و شکست تاریخی، خواهیم بود.
با آغاز شمارش معکوس «زمان طلایی» برای «ماه عسل کلایی»، وقت قضاوت نهایی فرارسیده است: اکنون زمان عمل است نه تعلل!





نظر شما