گروه اندیشه: دکتر صالح نقره کار، حقوقدان در روزنامه اعتماد، یادداشتی در باره موقعیت بغرنج ایران در برابر تهاجم وحشیانه ترامپ و آمریکا، و زیر پا گذاشتن حقوق اولیه بین الملل در حمله به ایران نگاشته است. او در این یادداشت یک وظیفه مهم برای همگان به ویژه دستگاه حقوقی کشور و حقوقدانان قائل است؛ علیه ظالم و کنار مظلوم. این مطلب را می خوانید:
****
۱- ملت ایران، واحد بزرگ انسانی شناسنامهدار است که در یک قلب رنجور اما پر حماسه، تپنده و تناور است. رنج و داغ ملت ایران، این روزهای جنگی در وصف نمیگنجد و قلبی مالامال از غموم قربانیان جنگ در سینه همه ماست. لکن در کنار آن، حماسه دفاع از میهن و جانبازی ایثارگرانه مدافعان وطن با پیوست همدلی و همنوایی مردم، جهش تاریخی معاصر را رقم زده است .دولت پای کار و مردم متعهد به وطن...این نعمتی است که امر ملی و ابر روایت جنگی را در این سرزمین ریشهدار به تصویر میکشد.
۲- تجاوز بیمحابا و بیمرز جانیان به خاک وطن، برگهای سیاهی از بیاعتباری حقوق بینالملل را ذیل قانون جنگل در تاریخ معاصر صورتبندی میکند. هیچ تجسمی بهتر از رفتار ترامپ و نتانیاهو نمیتوانست قانون جنگل را معنا کند. غرب پشت قانون جنگل به ریا و تزویر دم از حقوق بشر و بشردوستانه میزند.کافی است قضاوت و روایتهایی از قاب مدرسه شجره طیبه و آن فرشتههای خونین بال داشته باشیم.مدافعان و مخالفان، شارحان و ماله کشان همه واقعیت جبهه حق و باطل در تاریخ معاصر ما را مرزبندی میکنند.
۳- از بمباران آب شیرین کن تا حمله وحشیانه به ناوشکن دنا در کشور میزبان تا حمله بیمارستان گاندی و زدن دهها آمبولانس و امداد و نجات و هلال احمر مگر قابل کتمان و روتوش است. دستهای بخون آغشته غزه اینکه در کوچه پس کوچههای تهران و ایران قربانی میگیرد و این حقیقتی است که برخی وطن فروشان اغوا شده بواسطه رسانههای دشمن در میدان واقع با آن مواجه هستند.
آلوده کردن هوای تهران که مصداق اکو ساید است و بهکارگیری تسلیحات فسفر سفید تا جنایت علیه محیط زیست و زدن پالایشگاهها سوءاستفاده از حریم کشورهای همسایه و عملیات فریب با پرچم خودی و هزاران جلوه ویژهای که فقط از تروریست امریکایی صهیونی بر میآید همه مستندات یک جنایت مخرب نظم حقوق بینالملل و بیثباتکننده برای جهانی است که پس از دو جنگ جهانی دنبال ساختارسازی صلح محور بوده است.
۴- امروز ترامپ ابایی ندارد که بگوید از نفت ایران و منابع ایران باج سبیل میخواهد. او پنهان نمیکند که نقشه فعلی ایران را نمیپسندد و علنی با گروههای تجزیه طلب وارد گفتوگو و تسهیلگری میشود. اصل منع تجاوز و اصل احترام به حاکمیت ملی کشورها برای مستکبران یک فریب اغواگرانه است.
۵- ما با سیاههای از نقض حقوق بشر، حقوق بینالملل و حقوق بشر دوستانه در این طغیان استکباری علیه ایران مستقل مواجهیم. رسانههای تزویر تا حد توان سعی در مناقشه روایتی و شبهه در نظرگاهها و روایتها نمودند.تجاوز عیان و ترور عریان و تعدی به اقتضائات حقوق بینالملل یک نتیجه مشخص داشته و آن تزلزل نظم و قواعدی است که قرار بود نمایندگی صلح و تروریسمزدایی را در عرصه نظم جهانی نماید.
۶- در این شرایط است که ما با عبور از فرصتهای از دست رفته باید فرصتهای به دست آوردنی را وجهه نظر قرار دهیم.خودآگاهی جمعی حقوقی ایرانی باید یک امر ملی را مدنظر قرار داده و قوه دفاع ملی را منسجم و توانا کند.تعدد ترومای دی ماه خونین ۱۴۰۴ در امتداد ترومای تجاوز اسفند ماه و شهادت رهبر و فرماندهان و شهروندان همگی نباید قوه عاقله و عاملیت ما را با بهت، رخوت، سستی و اینرسی گوشهگیرانه همنشین کند. امر ملی امروز دفاع ملی است و ابر روایت قابل توجه در ایران همدلی برای دفاع ملی است.
۷- اگر زمین بازی از دست رود جایی برای کنش نمیماند . لذا همه ایرانیان از هر صنف و الگویی باید وسط میدان وطنپرستی، امر ملی را مشق کنند. حقوقبانان به صورت جدی باید کنشگری فعالانه نمایند.بیعملی نهادهای بینالمللی نباید ما را از رفتار شرافتمندانه و مسوولانه باز دارد.امنیت و صلح مفهومی جهانی و فرامرزی است و استانداردهای دوگانه نمیطلبد. امنیت کالای مطلوب همه است و امروز اسراییل مانع امنیت در سراسر منطقه است. این افشاگری و مطالبهگری مسوولیتشناسانه و حقوقبشریترین کنش امروز است.
۸- الزامات به فنا رفته هنجارهای بینالمللی آیا قابل مطالبهگری از متجاوزین نیست؟!صیانت از افراد غیر نظامی و عدم توسل به زور علیه تمامیت ارضی کشورها یک فریضه در کنوانسیون چهارم ژنو و بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد است.در این رهگذر مطالبه توقف جنایات جنگی و اعمال مکانیزمهای فعال تنبیهی علیه متجاوز و ختم بیکیفر مانی تجاوزگران و جبران غرامت و خسارت از ناحیه متجاوز مگر یک فریضه حقوقی مستدل و متقن نیست ؟!
وظیفه ملی و میهنی ماست که جنگ در جبهه حقوقی را تا پاسخگوسازی متجاوز پیگیری کنیم. مستندسازی و دادخواهی در دادگاه لاهه و سازمان ملل و شورای امنیت و سایر نهادها و ارگانهای بینالمللی یک وظیفه است. هر چند واقعبینانه این است که قدرتها پشت قانون جنگل عملکرد خود را با محوریت منافع اقتصادی پیش میبرند اما این روایت از جهان نابرابر تکلیف حقوق بشری کنشگران حقوقی را نفی نمیکند. ما حقوقیها با یک ابرروایت دادخواهانه مواجهیم.کنار مظلوم علیه ظالم بایستیم.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما