ملت ایران توسط کشوری که خود را مهد دموکراسی و آزادی میداند و برگزارکنندهی مراسم مشهورترین جایزهی سینمایی دنیاست، هر لحظه منتظر انفجار خانههایشان و ریختن آوار بر سرشان یا شکستن شیشهها بودند در حالی که شرکتکنندگان در میهمانی جایزه اسکار، سرخوش و سرمست به استندآپ کمدیهایشان میخندیدند و برای جایزهبگیرهایشان کف میزدند و هورا میکشیدند بی این که بدانند درست در همان لحظهها، بمبهای ایالات متحده در حال تخریب خانههای کشوری دیگر چندین هزار کیلومتر آن طرفتر و به خاک و خون کشیدن و قتل عام کودکان و زنان و مردان آن کشورند.
کشوری به نام ایران که برخلاف تمام موازین و قواعد و پروتکلهای بینالمللی توسط همان کشور مدعی مهد دموکراسی و آزادی! هفده روز است بمباران میشود و این عمل ضدانسانی تا به حال هزاران زخمی و شهید برجای گذاشته است و آنها در مراسم مهمترین جایزهی سینماییشان، شادخواری و تفریح میکنند. بی این که ذرهای حتی بخواهند ابراز همدری و همدلی کنند. به جز حاضر نشدن شان پن به دلیلی نامعلوم برای دریافت جایزهی نقش مکمل مرد و اظهار نظر نه به جنگ، توسط خاویر باردم بدون اشاره به تجاوزگری و جنایات آمریکا، و اشارهی تلویحی یوآخیم تریه به مدرسه میناب و کشتار کودکان در غزه، واکنش درخور دیگری نبود. در حالی که کمترین همدری با رنج و دردی که ایالات متحده با وحشیگری نصیب کشور ایران کرده، میتوانست لغو مراسم اسکار و یا شرکت نکردن معنیدار در آن باشد.
البته که توقع بسیار بزرگی است آن هم از کسانی که دلارهای نفتی خاورمیانه و لابیهای امپراطوری رسانهای صهیونی_ یهودی، چرخ بزرگ اقتصاد سینمایشان را میچرخاند و فرمان صنعت سینمای آمریکا را به طور کامل به دست دارد. شرایطی که انسانیت انسان غربی و اخلاق و شرافت او را آنچنان خوار و زبون میکند که حاضر به حتی تحریم کردن و شرکت نکردن در مراسم به خاطر ارتکاب جنایات جنگی دولتمردان کشورش علیه کشوری دیگر نمیشود.
هالیوود که مدتهاست با تولیدات پر سروصدایش از آمریکا کشوری با چهرهای مدافع اخلاق و حقوق بشر و آزادی و دموکراسی ساخته است اکنون با این همزمانی برگزاری مراسم اسکار و بمباران ایران، در معرض امتحانی از پیش باخته قرار گرفت و نقاب دروغین از چهرهاش برداشته شد تا همگان در جهان، چهرهی واقعی بزرگترین صنعت سینمایی دنیا را در این شب هولناکِ خون و جنون خوب تماشا کنند و با چشمان خود ببینند و قضاوت کنندکه شیطانی سیاه با پنجههای خونریز زیر آن مجسمهی سفید آزادی نفس میکشد و ببینند که چگونه دیوانهی خودشیفتهی پدوفیلی مثل دونالد ترامپ به جای مدال صلح نوبل، مدال به خون آغشتهی دخترکان و پسرکان مدرسهی میناب ایران را به گردن خواهد آویخت. مدالی که برای او همچون طوق ابلیس خواهد بود چرا که از نفرین ابدی مادران و پدران ایرانی رهایی نخواهد یافت.
امسال، مراسم اسکار اما میزبان ایرانیهایی است که لابد چشم انتظار گرفتن جایزهی اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان هم هستند، به خصوص برای کارگردانی ضد ایرانی ( ج.پ) که از حملهی نظامی به وطنش حمایت کرده بود و لابد دیگر کارگردان ایرانی هم که دوبار این جایزه را گرفته، همانجاست یا اگر نیست برنامه را به صورت زنده تماشا میکند. این دو کارگردان مشهور و کارگردانها و بازیگران ایرانی دیگر هم که در خاک ایالات متحده و در مراسم اسکار حضور دارند یا به طور زنده تماشا میکنند کسانی هستند که اگر وطنخواه و وطندوست و وطنپرست بودند میتوانستند در این شب تاریخی اسکار، در حالی که صدای بمباران وحشیانهی دشمن و پدافندهای مدافعین غیور میهن، خواب و آرام را از هموطنان ایرانیشان گرفته، صدای رسای دادخواهی ایران مظلوم و زخمدیده از چنگال لابی آمریکایی_صهیون باشند و تابلوی رسوایی جنایتکاران جنگی را با نشان دادن جنایات پُرشمار آنان بالا ببرند و از این مراسم دروغین برای اثبات حقانیت ملت ایران نهایت استفاده را ببرند.
اما دریغادریغ و هزارانهزار افسوس که کارگردانانی که با سیهروز نشان دادن زندگی همین مردم و سیاهنماییهای شرایط همین کشور، به اسکارها و کنها و دیگر جوایز جهانیشان رسیدند حالا زمانی که باید به کشور و ملت خود، ادای دِینی، ملی_ میهنی کنند و مسئولیت تاریخی خود را در پشتیبانی و حمایت از مام میهن انجام دهند، مُهرِ سکوتی فجیع بر لباهایشان نهادهاند. سکوتی که نشانهی ترس از دست دادن و یا نگرفتن پاسپورت آمریکایی و مزایای تبعهی آمریکا بودن است. سکوتی که علاوه بر این، نشانهی بیوطنی، بیاخلاقی، بیشرافتی، بیغیرتی و بیوجدانی است. شرم ابدی باد بر چنین سکوتی و ننگ بیپایان بر سکوتکنندگانی این چنین. زنده و پیروز باد ایرانِ جان و ملت قهرمان آن.
*نمایشنامهنویس، طراح، کارگردان و مدرس نمایش ایرانی
۲۴۲۲۴۲




نظر شما