به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، وقتی که در اکتبر ۱۹۷۳، کشورهای عرب تولیدکننده نفت به دلیل حمایت ایالات متحده و چند کشور دیگر از اسرائیل در جریان جنگ یومکیپور، تحریم نفتی علیه آمریکا را آغاز کردند، آمریکاییها - هم از نظر مالی و هم از نظر ذهنی - دچار شوکی جمعی شدند.
در پی بحران انرژی ناشی از آن، قیمت نفت تقریباً چهار برابر شد و از حدود ۳ دلار برای هر بشکه به نزدیک ۱۲ دلار رسید و بهتبع آن قیمت سوخت در جایگاههای بنزین نیز افزایش یافت. با کمبود سوخت، افزایش هزینه مواد غذایی و تورم نیز گسترش پیدا کرد؛ مسائلی که با وجود کنترل قیمتها و سایر اقدامات دولتی همچنان مهار نشدند.
با اینکه تحریم نفتی در مارس ۱۹۷۴ [اسفند ۱۳۵۲] برداشته شد، افزایش قیمت سوخت و احساس ناامنی در حوزه انرژی در طول آن دهه ادامه یافت و سرانجام پس از انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ به دومین بحران نفتی انجامید. همانطور که «پیتر پیترسون» وزیر بازرگانی ایالات متحده در آستانه نخستین بحران انرژی اشاره کرد: «دوران انرژی ارزان تقریباً به پایان رسیده است. ملوان زبل دیگر اسفناج ارزان برای نیرو گرفتن ندارد.»
در اینجا نگاهی داریم به اینکه بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ چگونه بود و آمریکاییها چگونه به آن واکنش نشان دادند.
۱- صفهای پمپ بنزین
تصویر نمادین بحران انرژی، رانندگان کلافهای است که در صف پمپبنزینها میایستادند و گاهی ساعتها منتظر میماندند تا بتوانند باک خودروهایشان را پر کنند. رانندگان از دیدن تابلوهای «متأسفیم! اینجا آخرین خودرو در صف است» که جلوی آنها قرار میگرفت وحشت داشتند. یک دانشجوی پرستاری در فوریه ۱۹۷۴ به روزنامه «نیویورک تایمز» گفت که پس از دیدار با مادر بیمارش، بیشتر روز را صرف تلاش برای خرید بنزین کافی کرده تا بتواند به دانشگاه برگردد، اما پیش از او «چهار صف را بسته بودند». برای جلوگیری از چنین وضعیتی در جریان دومین بحران انرژی در سال ۱۹۷۹، یکی از ساکنان ویرجینیا در حیاط خانهاش یک مخزن بنزین ۴۰۰۰ گالنی نصب کرد.
«جی هِیکس»، نویسنده کتاب «بحرانهای انرژی: نیکسون، فورد، کارتر و انتخابهای دشوار در دهه ۱۹۷۰»، میگوید صفهای پمپبنزین گاهی بسیار طولانی میشد، تا حدی به این دلیل که در آن زمان بنزین با سرعت کمتری پمپ میشد. او اشاره میکند که پیش از بحران انرژی، کارکنان پمپبنزینها اغلب شیشه جلوی خودروها را تمیز میکردند، روغن خودرو را بررسی میکردند، نقشه به مشتریان میدادند و به طور کلی به آنها رسیدگی میکردند، در حالی که قیمت بنزین شاید حدود ۰٫۲۹ دلار برای هر گالن بود. هیکس میگوید: «اما تا پایان دهه، البته همه اینها کاملاً تغییر کرده بود.»
در جریان بحران انرژی دهه ۱۹۷۰، شمار بیشتری از آمریکاییها برای تأمین گرما به اجاقهای هیزمی روی آوردند.
۲. قبوض بالای گرمایش
همانند بنزین، قیمت و دسترسی به نفت گرمایشی نیز در طول بحران انرژی دچار مشکل شد؛ مسئلهای که بهویژه در ایالتهای سردتر دردسرساز بود. در ۲۳ اکتبر ۱۹۷۳ [۱ آبان ۱۳۵۲] یک آگهی تمامصفحه در روزنامهای در ایالت مین پرسید: «آیا این زمستان نفت کافی برای گرم نگه داشتن ما وجود خواهد داشت؟» صاحبان خانهها در پاسخ، دمای ترموستاتهای خود را پایین آوردند، عایقهای بیشتری نصب کردند و در بسیاری از موارد به اجاقهای هیزمی روی آوردند؛ وسیلهای که محبوبیت آن بهسرعت افزایش یافت.
که حداکثر سرعت مجاز در سطح ملی را ۵۵ مایل در ساعت تعیین میکرد.
۳. کاهش محدودیت سرعت
پیش از بحران انرژی، محدودیت سرعت در برخی بخشهای ایالات متحده تا ۸۰ مایل در ساعت بود. اما رئیسجمهور ریچارد نیکسون در یک سخنرانی ملی در ۷ نوامبر ۱۹۷۳ [۱۶ آبان ۱۳۵۲]، از همه فرمانداران خواست که محدودیت سرعت در بزرگراهها را به ۵۰ مایل در ساعت کاهش دهند؛ اقدامی که به برآورد او میتوانست در سراسر کشور روزانه بیش از ۲۰۰ هزار بشکه نفت صرفهجویی کند. اندکی بعد، نیکسون قانونی را امضا کرد که حداکثر سرعت ملی را ۵۵ مایل در ساعت تعیین میکرد (این اقدام علاوه بر صرفهجویی در سوخت، با کاهش تلفات ناشی از تصادفات رانندگی نیز همراه بود). کنگره آمریکا در سال ۱۹۹۵ این قانون را لغو کرد و بدین ترتیب به ایالتها اجازه داد دوباره محدودیت سرعت خود را تعیین کنند.
علاوه بر کاهش محدودیت سرعت، بحران انرژی به ایجاد استانداردهای بهرهوری سوخت برای خودروها، تأسیس ذخیره راهبردی نفت و وزارت انرژی، و همچنین مجموعهای از نوآوریها برای صرفهجویی در انرژی منجر شد.
۴. اعتصاب رانندگان کامیون
بر اثر نارضایتی از محدودیتهای جدید سرعت، قیمتهای بالای بنزین و کمبود سوخت، یک راننده کامیون ۳۷ ساله از کانزاس در ۳ دسامبر ۱۹۷۳ [۱۲ آذر ۱۳۵۲] از طریق رادیوی باند شهروندی اعلام کرد که قصد دارد بخشی از بزرگراه I‑۸۰ را مسدود کند. طولی نکشید که تظاهرات رانندگان کامیون در سراسر کشور شکل گرفت. یکی از رانندگان با طعنه گفته بود که انتظار دارد کنگره تنها زمانی دست به کار شود که «آنها کاغذ توالتشان تمام شود». برخی از این اعتراضها به خشونت کشیده شد؛ اعتصابکنندگان به رانندگانی که شرکت نمیکردند حمله میکردند، لاستیکهایشان را پاره میکردند، از گذرگاههای بالای جاده روی آنها سنگ میانداختند و حتی به کامیونهایشان تیراندازی میکردند. هِیکز میگوید: «اوضاع واقعاً وحشتناک شد».
پس از حدود ۱۰۰ هزار اخراج، چندین مرگ و اختلالات گسترده در زنجیره تأمین، بیشتر کامیونها تا فوریه ۱۹۷۴ دوباره به جادهها بازگشتند، هرچند اعتصابات رانندگان در سال ۱۹۷۹ بار دیگر با شدت ادامه یافت.
۵. اجرای دائمی ساعت تابستانی
ساعت تابستانی که ابتدا به عنوان اقدامی برای صرفهجویی در سوخت در زمان جنگ آغاز شد، در سال ۱۹۶۶ استاندارد شد؛ زمانی که کنگره تعیین کرد این زمانبندی از آخرین یکشنبه آوریل تا آخرین یکشنبه اکتبر اجرا شود. در دسامبر ۱۹۷۳، نیکسون قانونی را امضا کرد که ساعت تابستانی را به کل سال گسترش میداد و ادعا میکرد این کار میتواند در زمستان روزانه حدود ۱۵۰ هزار بشکه نفت صرفهجویی کند. نیکسون در آن زمان گفت: «این اقدام تنها حداقل ناراحتی را به همراه خواهد داشت و مستلزم مشارکت برابر همه خواهد بود.»
با این حال، بسیاری از آمریکاییها از این تغییر بیزار بودند، بهویژه کودکان و والدین آنها که اکنون مجبور بودند در تاریکی به مدرسه بروند. کنگره تنها ۱۰ ماه پس از آغاز این طرح، اجرای دائمی ساعت تابستانی را پایان داد و از آن زمان تاکنون دوباره اجرا نشده است. امروزه ساعت تابستانی از دومین یکشنبه ماه مارس تا نخستین یکشنبه ماه نوامبر ادامه دارد.
۶. صنعت خودروسازی آمریکا آسیب میبیند
در دهه ۱۹۶۰ خودروهای آمریکایی پیوسته بزرگتر میشدند و تا آستانه بحران انرژی، وزن آنها به طور قابلتوجهی بیشتر از خودروهای اروپایی و ژاپنی بود. اما با افزایش قیمت نفت، جذابیت خودروهای عضلانی پرمصرف با موتورهای V8 تا حدی کاهش یافت. حتی پیش از بحران انرژی نیز تبلیغات خودروهای ژاپنی داتسون ۱۲۰۰ و فولکسواگن بیتل ساخت آلمان بر مصرف سوخت کم آنها تأکید میکرد.
تا حد زیادی به دلیل بحران انرژی، بهویژه خودروهای ژاپنی جایگاه محکمی در بازار آمریکا پیدا کردند. سهم خودروهای وارداتی از کل فروش خودرو در آمریکا از ۱۵.۳ درصد در سال ۱۹۷۰ به ۲۶.۷ درصد در سال ۱۹۸۰ افزایش یافت. تا سال ۱۹۸۹، هوندا آکورد به پرفروشترین خودروی سواری در ایالات متحده تبدیل شد و تویوتا کمری از سال ۲۰۰۲ تاکنون پادشاه فروش خودروهای سواری بوده است.
نخستین «گفتوگوی کنار شومینه» خود را برگزار کرد؛
گفتوگویی که در آن بر صرفهجویی در انرژی تأکید کرد
و برای تشویق مردم به پایین آوردن دمای ترموستات، یک پلیور پوشید.
۷. فداکاری ملی (و پوشیدن پلیور)
در دوران بحران انرژی، آمریکاییها نارضایتی خود را متوجه شرکتهای بزرگ نفتی، حاکمان خاورمیانه و دولت ایالات متحده کردند. با این حال، بسیاری از آنها وقتی نیکسون از مردم خواست مصرف انرژی را کاهش دهند، این کار را وظیفهای میهنپرستانه میدانستند. نیکسون گفته بود «مقداری فداکاری» لازم خواهد بود، هرچند «لزومی ندارد که این به معنای رنج واقعی برای هیچ آمریکایی باشد.»
چند سال بعد، جیمی کارتر با یک پلیور پشمی ظاهر شد و از آمریکاییها خواست برای کاهش کمبود گاز طبیعی و نفت کوره، دمای ترموستاتهای خود را پایین بیاورند. او گفت این مشکل میتواند حل شود «اگر همه ما همکاری کنیم و فداکاریهای کوچکی انجام دهیم، اگر یاد بگیریم صرفهجویانه زندگی کنیم و اهمیت کمک به همسایگانمان را به یاد داشته باشیم.»
هِیکز میگوید که چون در دوران جنگ جهانی دوم از مردم فداکاریهای بسیار بزرگتری خواسته شده بود، «نسلی از مردم وجود داشت که به فداکاری برای منافع ملی باور داشتند.»
منبع: www.history.com
۲۵۹




نظر شما