به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، بسیاری از روشنفکران و اندیشمندان ایرانی، به رغم اختلافنظرها و انتقادهای سیاسی و اجتماعی و دیدگاههای متفاوتشان، جانانه به دفاع تمام قد از ایران برخاستند و تجاوز آشکار آمریکا و اسرائیل علیه ایران را محکوم کردند. در میان ایشان، عبدالکریم سروش، روشنفکر دینی و اندیشمند ایرانی چهرهای شاخص و موثر است که در واکنش به جنگ تحمیلی کنونی، از همه هموطنان خواسته که وحدت و همبستگی خود را حفظ کنند و به دفاع از کیان ایران برخیزند. او همچنین برای ایران شعری سروده که متن آن نیز از نظر میگذرد؛
****
مردم ما، هممیهنان داغدیده و عزادار ما باید به هوش باشند و فریب مکر و خدعه دشمن را نخورند و اکنون که در داخل کشور این سختیها و بمباردمانها و خونریزیها و دشواریها را تحمل میکنند، دل قوی دارند که این ایران باقی خواهد ماند و دست دشمنان بریده خواهد شد. بدانند که اکنون نیروهای نظامی ما که با ایمان کامل و با شجاعت کامل میجنگند، در خور همه گونه تحسین هستند. هر طور که میتوانند به یاری آنها باید بشتابند. اکنون آنها سد سکندری هستند در مقابل تجاوز تجاوزگران. جان خودشان را در دست نهادهاند و جانانه و شجاعانه از این کشور دفاع می کنند. قدر آنها را باید دانست.
همچنین کسانی را که بیگانه با حقیقتاند، بیخبرند یا خود را به بیخبری زدهاند، باید آگاه کرد که منافع ملی ما، منافع تاریخی ما و آینده نسلهای ما هرگز وابسته به تجاوز تجاوزگران نیست. ما باید بر پای خود بایستیم و دشمن را در هر لباسی و به هر زبانی دفع کنیم و بیرون برانیم و بهوش باشیم که کس نخارد پشت من/ جز ناخن انگشت من.
ما باید خود دست به زانو بگیریم و برخیزیم. کمک این خدعهگران، هیچگاه کمک نیست. جز زیان از آنها بر نمیخیزد و کسانی که تکیه بر آنها میکنند، تکیه بر بیتالعنکبوت کردهاند، جایی که فروغی زنده است و ویرانشونده است و تکیهگاه استواری نیست. باید بهوش باشیم. وقتی است و ایامی است که همه بیتابیم. اما باید این بیتابی را خرج آگاهی کنیم، آگاهی خویشتن و آگاهی دیگران.
هم رسیدگی کنیم به همنوعان و هموطنان خودمان در این ایام بسیار دشوار. هر کسی خانهای دارد در اختیار دیگری قرار دهد. هر کسی ثروتی دارد، میتواند دیگران را مورد کمک و اعانت قرار دهد. حتی یک دلداری، حتی یک تلفن، حتی سرزدن و ملاقات میتواند موجب تقویت روحیهها شود، موجب رفع افسردگی شود. نباید همین خدمات خرد را فراموش کرد.
این ابر شوم، بالاخره برطرف خواهد شد، این سایه سیاه مرتفع خواهد شد و سیاهی بر کسانی خواهد ماند که جانب خائنان ایستادند و منافع زودگذر را بر منافع واقعی و طولانی مدت این مردم ترجیح دادند و ندانستند که دشمن کیست و دوست کیست، در کدام جانب باید بایستند، یا بیطرف ایستادند و یا به طرف دشمن رفتند که هر دو نهایت بیخبری و بلکه بیوجدانی است. نمیتوان بیطرف ایستاد و بمباران و غارتگری و تجاوز را تماشا کرد و هیچ نگفت.
در این ایام که تظاهرات ضدجنگ در شهرها و کشورهای مختلف برگزار میشود، حتما باید به قوت شرکت کرد و دیگران را هم باید در شرکت دعوت کرد. شاید، شاید تاثیری داشته باشد. بالاخره ما همه به امید زندهایم. همان طور که طرف مقابل می رود و امضا میدهد و فوتج ها تهیه میکند و چنان وامینمایاند به مصادر امور که گویا همه ایرانیان با تجاوزشان موافقند، از این سو هم باید صداهای مخالف و متقابل برخیزد و نشان بدهد که آن سخنان متعلق به قلت قلیلهایست که حقیقتا نماینده ایران بزرگ و مردم این کشور نیستند. اکثریت این کشور از این تجاوز و از این تعدی بیگانگان به تمام و کمال بیزارند و آن را دفع میکنند و به دنبال قطع دست این متجاوزان هستند.
خون میچکد ز پیکر مجروحت ایوطن!
صدها درود برتن و بر روحت ای وطن!
والله که رستمان زمان بوسه میزنند
بر بازوان لشکر نستوهت ای وطن!
دریادلانه کوه صفت ایستادهاند
بر کف سپر، ستیرتر از کوهت ای وطن!
از دشمنان بپرس ز قهر چه میکشند
وز دوستان مادح و ممدوحت ای وطن
خواهم که با تو شرح کنم درد اشتیاق
ای شرحه شرحه سینه مشروحت ای وطن
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان خم از اندوهت ای وطن
در ظلمتیم و خسته درهای بستهایم
کو نور و روز و روزن مفتوحت ای وطن؟
باشد که نوبهار دگر باره بگذرد
بر باغ و راغ و جنگل انبوهی ای وطن
روزی لعلگون شود از لالههای سرخ
دامان دشت و دامنه کوهت ای وطن
ای سرخ جامه، سبز قبال گردی عاقبت
هم بگذرد ملولی و مکروهت ای وطن
کشتی اگر شکست، چه غم؟ ناخدای هس
تا سر نهیم در قدم نوحت ای وطن
فقر و جلال و چشم و چراغ زمانه است
نام بلند و رایت بشکوهت ای وطن
چون شعر تر نمیدمد از خاطر جزین؟
این شعرتر دمید ز اندوهت ای وطن
۲۱۶۲۱۶




نظر شما