تینا مزدکی_اگرچه آمریکا ممکن است افزایش سرسامآور قیمت بنزین را شاهد باشد، اما در نتیجه جنگ با ایران، هزینههای بالاتر انرژی بسیار بیشتر از هزینه سوخت احساس خواهد شد. افزایش سیستماتیک قیمت برق و زنجیرههای تأمین از هم گسیخته، صنایع و مصرفکنندگان را در سراسر جهان تحت فشار قرار خواهد داد. برای ایالات متحده، یکی از پیامدهای این وضعیت، تهدید اقتصاد شکننده «رونق هوش مصنوعی» است.
برای صنعتی که به شکلی منحصربهفرد تشنه انرژی است، چالشها ممکن است بسیار حادتر باشد. سام آلتمن، مدیرعامل OpenAI، در ماه فوریه و در آستانه آنچه انتظار میرود عرضه کلان سهام این شرکت در اواخر امسال باشد، سعی کرد ترسها از تأثیرات زیستمحیطی هوش مصنوعی را با یک مقایسه نه چندان اطمینانبخش کاهش دهد. او گفت: «مردم از این میگویند که آموزش یک مدل هوش مصنوعی چقدر انرژی میبرد، اما آموزش یک انسان هم انرژی زیادی میبرد؛ حدود ۲۰ سال زندگی و تمام غذایی که در این مدت مصرف میکنید لازم است تا باهوش شوید.»
بانک مرکزی انگلستان هفته گذشته در نظرسنجی منظم خود از خطرات پیش روی سیستم مالی بریتانیا، بر پیوند بالقوه بین هزینههای انرژی و قیمت سهام شرکتهای هوش مصنوعی تأکید کرد. کمیته سیاست مالی این بانک خاطرنشان کرد که سرمایهگذاران حتی قبل از شروع جنگ توسط ترامپ، سوالاتی را درباره این بخش مطرح کرده بودند. این کمیته اعلام کرد: «پیش از درگیری، افزایش نیاز به تأمین مالی از طریق بدهی و نگرانیها درباره اینکه آیا بازدهی مورد انتظار از سرمایهگذاریهای بسیار کلانِ مرتبط با هوش مصنوعی محقق خواهد شد یا خیر، منجر به فشار فروش شده بود. این درگیری میتواند این نگرانیها را افزایش دهد، بهویژه با توجه به ماهیت انرژیبر زنجیره تأمین قطعات کلیدی و عملیات مراکز داده (دیتا سنترها).»
این هشدار بخشی از یک پیام وسیعتر بود مبنی بر اینکه جنگ ایران میتواند شکنندگیهای قبلی بازار را تشدید کند، چرا که احتمالاً «بر رشد اقتصادی سنگینی کرده، تورم را افزایش داده و شرایط مالی را سختتر خواهد کرد.» رابرت استایگر، اقتصاددان ارشد سازمان تجارت جهانی (WTO) نیز به پیوند بین هوش مصنوعی و تأثیر درگیری اشاره کرده و بر این باور است که دوره طولانی قیمتهای بالای انرژی میتواند سرمایهگذاری در این بخش را «محدود» کند. او گفت: «رونق این بخش بسیار انرژیبر است.» برای تأکید بر پیامدهای دنیای واقعیِ عقبنشینی احتمالی، WTO در آخرین چشمانداز تجارت جهانی خود محاسبه کرد که ۷۰ درصد رشد سرمایهگذاری در ایالات متحده در نُه ماهه اول سال گذشته، مربوط به کالاهای مرتبط با هوش مصنوعی بوده است.
پیچیدگی محض مهندسی مالی که زیربنای جهش سرمایهگذاری در هوش مصنوعی است، در یادداشت تخصصی شرکت حقوقی آمریکایی Quinn Emanuel فاش شد. این گزارش خاطرنشان کرد که درآمدهای این بخش در سال گذشته حدود ۶۰ میلیارد دلار بوده، در حالی که هزینههای سرمایهای آن ۴۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است. برای کسانی که بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ را به یاد دارند، این آمار تأملبرانگیز است؛ ابزارهای مالی خارج از ترازنامه و اوراق بهادار با پشتوانه دارایی، به شدت در این بازار حضور دارند.
اساساً، شرکتهای بزرگ پیشرو در حوزه هوش مصنوعی (Hyperscalers) و ارائهدهندگان زیرساخت مانند CoreWeave، مبالغی غیرقابل تصور را برای ساخت سریع مراکز داده وام میگیرند. وامدهندگان اغلب شرکتهای خصوصی مانند مدیران دارایی هستند که پیگیری بدهیهای کل هر شرکت را برای نهادهای ناظر یا حتی سرمایهگذاران سختتر میکنند. ترتیبات پیچیدهای در جریان است که یادآور دوران پیش از سقوط بزرگ مالی است. اپراتورهای مراکز داده در حال ایجاد نهادهای مالی خارج از ترازنامه هستند که «مالک» مراکز داده عظیم و درآمدهای اجارهای آینده آنها محسوب میشوند و بر اساس آنها وام میگیرند. در برخی موارد، این بدهیها با هم تجمیع شده، قطعهقطعه شده و به صندوقهای بازنشستگی فروخته میشوند.
این ساختارها میتوانند این آرامش کاذب را ایجاد کنند که ریسکها تقسیم شدهاند، در حالی که در واقعیت ریسکها روی هم انباشته میشوند. تحلیلگران معتقدند حدود ۱۲۰ میلیارد دلار از بدهیهای مراکز داده در دو سال گذشته به خارج از ترازنامهها منتقل شده است. همانطور که آنها اشاره میکنند: «اکوسیستم عمیقاً پیوسته هوش مصنوعی به این معناست که بحران در هر گره منفرد، میتواند در میان چندین طرف قرارداد و لایههای تأمین مالی پخش شود.» هزینههای بالای انرژی برای یک دوره طولانی میتواند جرقهای برای چنین «بحرانی» باشد.
منبع: theguardian
227323




نظر شما