مذاكرات اسلام آباد

از میراث مقاومت ملی تا مجاهدت عباس میرزا در صیانت از ایران

دوره قاجار و به‌ویژه عصر جنگ‌های ایران و روس، یکی از آزمون‌های دشوار برای بقای ملی بود؛ دورانی که در آن شاهزاده‌ای نستوه به نام عباس میرزا، پرچم مقاومت را در برابر ماشین جنگی دشمن برداشت.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، تاریخ ایران زمین، همواره با مفهوم «مقاومت» گره خورده است. از سپیده‌دم باستان تا ادوار معاصر، هرگاه سایه هجوم بیگانه بر این خاک گسترده شده، اراده‌ای پولادین از میان توده‌ها و نخبگان برخاسته تا از تمامیت ارضی و هویت ملی پاسداری کند. این روحیه دفاعی، نه صرفاً یک واکنش نظامی، بلکه بخشی از جوهره فرهنگی ایرانیان است که در بزنگاه‌های تاریخی، خود را در قالب قیام‌های مردمی، تدابیر دیپلماتیک و ایثارگری‌های فرماندهان وطن‌پرست بازنمایی کرده است.

در این میان، دوره قاجار و به‌ویژه عصر جنگ‌های ایران و روس، یکی از آزمون‌های دشوار برای بقای ملی بود؛ دورانی که در آن شاهزاده‌ای نستوه به نام عباس میرزا، پرچم مقاومت را در برابر ماشین جنگی مدرن روسیه تزاری برافراشت.

بنابر روایت مهر، مقاومت ملی در ایران ریشه در باور به استقلال و حفاظت از «ایران‌شهر» دارد. نگاهی به سیر تحولات تاریخی نشان می‌دهد که ایرانیان همواره میان «جنگ‌های دفاعی» و «جنگ‌های کشورگشا» تمایز قائل بوده‌اند. در اندیشه سیاسی و دینی این سرزمین، دفاع از خانه و وطن در برابر متجاوز، مرتبه‌ای قدسی دارد؛ چنان‌که در متون کهن و آموزه‌های پس از اسلام، حب وطن نشانه ایمان تلقی شده است.

این همان انگیزه‌ای است که در دوران صفویه در برابر عثمانی‌ها و در عصر قاجار در برابر زیاده‌خواهی‌های استعمار نوظهور روسیه، ملت را به یکپارچگی فراخواند. مقاومت تنها در جبهه‌های نبرد خلاصه نمی‌شد؛ بلکه پیوند میان «شمشیر فرمانده» و «قلم عالم» بود که شاکله دفاع ملی را می‌ساخت. در دوران جنگ‌های ایران و روس، وقتی خطر سقوط ایالات شمالی و تهدید کیان اسلام و ایران جدی شد، فتوای جهاد علما به عنوان پشتوانه معنوی، توده‌های مردم را به یاری ارتش شتافت تا نبردی نابرابر به حماسه‌ای ماندگار تبدیل شود. این همگرایی میان نهاد مذهب و نهاد سیاست برای حفظ تمامیت ارضی، الگویی از مقاومت را پدید آورد که در آن مردم نه به عنوان تماشاچی، بلکه به عنوان صاحبان اصلی خاک، هزینه‌های سنگین جنگ را به جان خریدند.

در تحلیل ریشه‌های این مقاومت، باید به تفاوت ماهوی انگیزه‌ها نگریست. جنگ‌هایی که بر ایران تحمیل شد، غالباً از نوع «جنگ‌های هویتی» بود؛ یعنی دشمن تنها به قصد تصرف خاک نیامده بود، بلکه بنیان‌های فرهنگی و مذهبی جامعه را هدف قرار می‌داد. در چنین شرایطی، دفاع از مرزهای جغرافیایی با دفاع از مرزهای اعتقادی گره می‌خورد. نقش علمای شیعه در این بازه زمانی بسیار کلیدی بود؛ آن‌ها با تبیین مفهوم «دارالاسلام» و ضرورت دفع کافر از بلاد مسلمین، توانستند شور و حرارتی در کالبد جامعه بدمند که حتی با وجود کمبودهای لجستیکی و ضعف‌های ساختاری حکومت مرکزی، جبهه‌های نبرد برای سال‌ها پابرجا بماند. این روحیه جمعی، همان چیزی بود که روسیه تزاری با تمام توان توپخانه‌ای خود، هرگز نتوانست آن را به سادگی در هم بشکند.

نماد نوسازی و پاسداری از مرزهای پرگهر

در میان چهره‌های تاریخ معاصر، عباس میرزا قاجار جایگاهی متمایز دارد. او ولیعهدی بود که برخلاف بسیاری از شاهزادگان دربارنشین که غرق در تجملات دارالخلافه تهران بودند، زیستن در میان خاکریزها، سوز سرمای آذربایجان و چادرهای جنگی را برگزید. عباس میرزا به درستی درک کرده بود که دفاع از تمامیت ارضی ایران در عصر جدید، با ابزارهای سنتی و شمشیرهای زنگ‌زده امکان‌پذیر نیست. او نخستین کسی بود که به ضرورت «تغییر» پی برد و دریافت که برای ایستادگی در برابر دشمن خارجی، باید همزمان در دو جبهه جنگید: جبهه نبرد با متجاوز و جبهه مبارزه با عقب‌ماندگی علمی و فنی.

اقدامات او در تاسیس «نظام جدید»، پی‌ریزی ارتش منظم، اعزام نخستین گروه‌های دانشجو به اروپا برای یادگیری فنون نوین و وارد کردن صنعت چاپ و ترجمه کتب نظامی، همگی قطعاتی از پازل بزرگ او برای ساختن یک «ایران مقتدر» بود. او با شجاعتی مثال‌زدنی، لباس متحدالشکل بر تن سربازان کرد و آن‌ها را زیر نظر مربیان اروپایی آموزش داد تا ثابت کند که ایرانی می‌تواند با تکیه بر دانش روز، در برابر قدرت‌های جهانی قد علم کند.

اوج شکوه و در عین حال مظلومیت عباس میرزا در جنگ‌های طولانی‌مدت با روسیه تزاری تجلی یافت. او در حالی فرماندهی جبهه‌های شمال و قفقاز را بر عهده داشت که از یک سو با کارشکنی‌های حسادت‌آمیز دربار تهران و کمبود شدید بودجه و مهمات روبرو بود و از سوی دیگر با ارتشی منظم، بی‌رحم و مجهز به آخرین دستاوردهای نظامی اروپا دست و پنجه نرم می‌کرد. عباس میرزا در نبردهایی چون «اصلاندوز» و «سلطان‌آباد»، چنان رشادت و نبوغی از خود نشان داد که تحسین و احترام فرماندهان نامدار روسی را نیز برانگیخت. او با اعتقاد راسخ به صیانت از حاکمیت ایران بر دریای خزر و حفاظت از رود ارس به عنوان شریان حیاتی منطقه، اجازه نداد دشمن به راحتی به قلب آذربایجان و تبریز نفوذ کند. برای او، خاک ایران پاره تن بود؛ او بارها اعلام کرد که مرگ در میدان نبرد را بر زندگی تحت سایه ذلت بیگانه ترجیح می‌دهد.

مقاومت عباس میرزا صرفاً یک جدال نظامی برای حفظ چند قلعه نبود؛ بلکه تلاشی جانانه برای حفظ غرور ملی و جلوگیری از گسست پیوندهای تاریخی و جغرافیایی ایران بود. او به خوبی می‌دانست که از دست رفتن هر وجب از خاک قفقاز، به معنای زخمی عمیق بر پیکر تمدنی ایران است. حتی پس از تحمیل قراردادهای تلخ و کمرشکن گلستان و ترکمنچای که محصول نابرابری قوا و خیانت‌های داخلی بود، عباس میرزا هرگز روحیه خود را نباخت. او تا آخرین لحظات عمر در اندیشه بازپس‌گیری سرزمین‌های غصب شده و تقویت بنیه دفاعی کشور بود تا ایران دیگرگزند متجاوزان را نبیند. پیوند او با علمای بزرگ زمان همچون سید محمد مجاهد و ملا احمد نراقی، نه یک اتحاد سیاسی مصلحتی، بلکه هم‌بستگی برای نجات «بیضه اسلام» و مرزهای ایران بود. این همکاری باعث شد تا مقاومت در برابر روس‌ها سبقه‌ای ملی-مذهبی پیدا کند و حماسه‌هایی خلق شود که در آن، سرباز و رعیت در کنار هم برای حفظ تمامیت ارضی جانفشانی کردند.

عباس میرزا در مسیر این مجاهدت‌ها، نه تنها از مرزهای زمینی، بلکه از حقوق دریایی ایران در دریای مازندران نیز دفاع کرد و کوشید تا با ایجاد نیروی دریایی، مانع از تسلط مطلق روسیه بر آب‌های شمالی شود. او به درستی فهمیده بود که تمامیت ارضی بدون اقتدار در دریا ناقص است. در نهایت، این شاهزاده میهن‌پرست پیش از آنکه به تخت سلطنت تکیه زند و ثمره تلاش‌هایش را ببیند، در راه خدمت به میهن و در میانه تلاش برای سامان دادن به امور شرق ایران، بر اثر بیماری و رنج‌های ناشی از سال‌ها جنگاوری، چشم از جهان فروبست.

اما میراث او، یعنی آمیختگی «مقاومت» با «نوسازی»، به عنوان چراغی فرا راه اصلاح‌گران بعدی همچون امیرکبیر باقی ماند. او با خون و تدبیر خود ثابت کرد که حفاظت از ایران، نیازمند فداکاری بی‌منتها و بیداری در برابر تندبادهای جهانی است.

امروزه، نام عباس میرزا نه به عنوان یک فرمانده شکست‌خورده، بلکه به عنوان نماد پایداری، شرف و نخستین معمار دفاع مدرن ایران در حافظه تاریخی ملت ما جاودانه گشته است.

کد مطلب 2205026

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =