به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حجتالاسلام و المسلمین محمدجواد اکبری؛ استاد سطح عالی حوزه و از شاگردان رهبر انقلاب؛ آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، شامگاه ۲۴ فروردین ماه در نشست علمی «بررسی ابعاد شخصیتی و علمی رهبر معظم انقلاب اسلامی» گفت:
بنابر روایت ایکنا، «ایشان عمر خود را در دوره ریاستجمهوری و رهبری پدر بزرگوارشان سپری کردند ولی اینطور نبود که دنبال دیدهشدن و مطرح شدن باشند و بخواهند از موقعیت پدر شهید عزیزشان برای مطامع شخصی خودشان استفاده کنند و همین مسئله بر صفای باطن ایشان در طول ۳۷ سال رهبری پدرشان تاکید دارد و سبب شده است تا برای مردم ناشناخته باقی بمانند.
بعد از انتخاب آیتالله سیدمجتبی به عنوان رهبری از سوی مجلس خبرگان رهبری، حتی خیلی از حوزویان هم شناخت چندانی نسبت به بعد علمی ایشان نداشتند و ندارند و از این رو افرادی که مجتهد مسلم و واجد درجات علمی در حوزه قم هستند بیانیههای مختلفی در تایید شان علمی ایشان صادر و بر بعد علمی و اجتهاد رهبر سوم انقلاب مهر تایید زدند. تعداد زیادی از آقایان در قم با صدور بیانیه اجتهاد ایشان را تایید کردند و حتی برخی اعضای شورای نگهبان سطح اعلای علمی ایشان را تایید کردند.
علاوه بر این سفارش والد عظیمالشان شهیدشان وجود دارد که از آیتالله سیدمجتبی خواسته بودند که حاشیه بر عروه بنویسد و این هم دلیل دیگری بر اجتهاد ایشان است و میدانیم که حاشیه بر عروه آیتالله سیدکاظم یزدی در حقیقت اثبات رسیدن به مرتبه اجتهاد است.
طلبهها در انتخاب دروس خارج تحت تاثیر عناوین و جایگاه افراد نیستند و به قدرت علمی استاد و اینکه بتوانند راه را برای رسیدن خودشان به مسیر اجتهاد باز کنند نگاه میکنند و اگر مسیر علمی مناسبی برای آنان ایجاد نشود پای درس کسی حاضر نمیشوند ولی درس آقا سیدمجتبی آنقدر در چند سال آخر در حال شلوغ شدن بود که ایشان آن را تعطیل کرد.
ما فرزندان و نوادگان مراجعی داریم که پای درس پدرانشان نمیرفتند و نمیروند؛ جمعیت درس خارج آیتالله سید مجتبی در سال آخر به هزار و ۳۰۰ نفر رسید و این تعداد به خاطر این نیست که ایشان پسر رهبر انقلاب است. برخی استادان سطوح عالی قم شاگرد ایشان بودند و بسیاری از شاگردان ایشان هم الان استاد درس خارج هستند. این نشان میدهد درس یکسری ویژگی داشته است که این میزان شاگرد جذب کرده است.
۱۳ سال افتخار شاگردی
بنده به مدت ۱۳ در درس خارج رهبر انقلاب شرکت داشتم و قبل از آن در درس آیات شبیری زنجانی، هاشمی شاهرودی، آیتالله مؤمن و شب زنده دار حضور داشتم. چیزی که باعث ماندگاری بنده در درس ایشان شد سبک تدریس و کلاسداری بود و به نظر بنده شاگردپروری ایشان نظیر نداشت.
مثلا تعداد زیادی از دروس در حوزه قم وجود دارد که استاد متکلم وحده و شاگردان مستمع هستند ولی درس ایشان اینطور بود که شاگردها باید برخی مباحث را در یک روز تدریس میکردند و ایشان و سایر شاگردان به عنوان مستشکل به بحث ارائه شده ایراد وارد میکردند و فرد باید از خودش دفاع میکرد. این مدل از شاگردپروری در قم کم نظیر و بی نظیر است و خیلی از طلاب چنان در مدت کوتاهی رشد علمی در خود احساس میکردند که با چند سال تحصیل در دروس دیگران به این قوت علمی نمیرسیدند. حتی وقتی برخی طلاب مدتی اشکال و ایرادی وارد نمیکردند ایشان پیام میدادند و معترض بودند که چرا برخی در درس ساکت و فقط مستمع هستند.
از ویژگیهای تدریس ایشان این است که تابع نظرات علمی بزرگان و زعمای حوزه نبودند گرچه به نظرات آنان اشراف داشتند. از این رو ضمن تقریر نظرات آنان بر آن نقد وارد کرده و نظر مختار خود را هم میفرمودند که این میزان تسلط در نقد نظرات دیگران و بیان دقیق نظریات خودشان، برای بسیاری از شاگردان به عنوان مبنا اتخاذ میشد و به عنوان نظر خود از ان بهره میبردند که بنده به چند نمونه اشاره میکنم.
قوت علمی رهبر انقلاب
از جمله یکی از مباحث ایشان تاثیر عالم ثبوت(آفرینش و عرش) بر عالم اثبات(ادله برهان) است. ایشان تاکید داشت که ما باید شناخت دقیق از عالم ثبوت داشته باشیم تا بتوانیم از ادله به درستی بهرهبرداری کنیم. مثلا شناخت دقیق مولای حقیقی یعنی خداوند میتواند نگرش ما به اصول فقه را تغییر دهد. تفاوت مولای حقیقی و عرفی نباید سبب شود که ما احکام مولای عرفی را هم به مولای حقیقی تسری دهیم.
مثلا در جعل قانونِ مولای عرفی مانند قانونگذاران و رؤسای دولتی و ... مجبورند قوانین کلی وضع کنند زیرا به حالات مکلف آگاهی چندانی ندارند ولی خداوند چون بر حالات همه مکلفین اشراف کامل دارد و هیچ جهلی در او راه ندارد نیاز ندارد احکام را به صورت تخلفناپذیر وضع کند لذا برای مکلف در حالات مختلف احکام مختلفی دارد.
ایشان با وجود آن که در تهران ساکن بودند هر روز هفته جز دوشنبهها به قم میآمدند و بعد از نماز صبح حرکت کرده و ابتدای صبح به قم میرسیدند و تا ظهر مشغول تدریس بودند و در ایام بارندگی و سختیهای دیگر هم درسشان تعطیل نشد و به مدت ده سال این مسیر را طی میکردند و همین نشان از انگیزه قوی ایشان و اهمیت علم در نگاه ایشان است.
شهرتگریزی
ایشان هیچ اجازه برای تبلیغ درسشان هم به کسی ندادند و شهرتگریز بودند. اجازه ندادند بنری در مدارس برای درسشان نصب و یا تاریخی اعلام و برای درسشان تبلیغ شود و صرفا اطلاعرسانی از طریق مشافهه شاگردانشان با طلاب دیگر بود. این شهرتگریزی واقعا زبانزد بود در حالی که برخی استادان برای درسشان بنرهای زیادی میزنند و تبلیغ زیادی میکنند حتی اجازه نمیدادند از درسشان صوت و تصویری گرفته شود و فقط اخیرا صوتی از مستند شاگرد آلمانی ایشان منتشر شد.
ایشان حتی از میز و صندلی هم استفاده نمیکردند و با اجبار شاگردان اواخر پذیرفتند. هیچگاه به عنوان سخنران رسمی هم در مراسم شرکت نمیکردند و این شهرتگریزی برای همه درس بود و حتی اجازه استفاده از القاب و عناوین حوزوی را هم نمیدادند. حضور ایشان در راهپیماییها و زیارت حرمهای مطهر به صورت بسیار عادی و به شکل افراد عادی جامعه بود و کسی متوجه نمیشد که ایشان فرزند رهبر انقلاب است.
وقتی هم برای درس میآمدند با یک ماشین معمولی پژو ۴۰۵ میآمدند و هیچ اسکورتی هم نداشت و فقط یک راننده و محافظ داشت. از لحاظ سادهزیستی برای ما رفتار قابل استفاده داشت. لباس عادی طلبگی داشتند که سالیان سال آن را عوض نکرده بودند و اصلا لباس آقازادگی بر تن نداشتند با اینکه تمیز لباس میپوشند. چند قبای ساده به تناسب ایام سال میپوشیدند و یک ژاکتی که در فصل سرد و در سالیان متمادی آن را میپوشیدند.
در درس وقتی نظرات بزرگان و مراجع را بیان میکردند از القاب فاخر استفاده میکردند و در مورد نظر خودش از لفظ حقیر استفاده میکرد و شاید ما از ایشان واژه «من» نشنیدیم و هیچ وقت از جایگاه بالا و علو با دیگران برخودر نمیکردند.
روحیه جهاد و شهادت
مسئله دیگر روحیه جهادی ایشان است و شرکت در عملیاتهای مختلف از جمله حضور در گردان حبیب. علاقه به مناجات و عبادت هم از دوره نوجوانی در ایشان وجود داشت و شاگردان را هم به این مسئله و شرکت در مسال جهادی ترغیب میکردند. وقتی سیل و زلزله میآمد به طلاب توصیه میکردند تا به مردم کمک کنند. در زمان کرونا هم مدارس فقهی که با آن مرتبط بودند به ستادی برای کمک به مردم تبدیل شده بود و آبمیوه گیریهایی تهیه شده بود و برای بیماران آب هویج و سیب تهیه میکردند و طلاب خطر به جان خریدند تا به کمک افراد کرونایی بروند و وفات یافتگان را غسل دهند.
توصیه همیشگی ایشان در درس، رسیدگی به محرومان جامعه به عنوان سیره ائمه(ع) بود. الان بیش از ۵هزار خانوار مددجو در قم تحت پوشش مؤسساتی هستند که با رهبر انقلاب مرتبط بودند؛ خیلی از طلاب غیرایرانی نیازمند شناسایی شدند و به آنان کمک شد و این فعالیتها سبب تالیف قلوب افراد جامعه بوده است.
بنده یکبار خدمت ایشان رسیدم و درخواست کردم که شما روزهای دوشنبه هم به قم مشرف شوید تا کلاس تشکیل شود و ما استفاده کنیم و ایشان فرمود دوشنبههای بنده اختصاص به امور والدمان(رهبر شهید عظیم الشان) دارد.
این در طول سالیان متمادی وجود داشته است و ایشان در سالهای مختلف به عنوان نماینده تامالاختیار رهبری شهید در جلسات حضور داشتند و رهبر شهید فرموده بودند که حرف آقامجتبی حرف من است لذا اندوخته بزرگی از تجربه سیاسی و نظامی و ... به واسطه آشنایی و مواجهه با مسئولان مختلف کشور را هم دارند و از بعد سیاسی فردی کارکشته محسوب میشوند.




نظر شما