به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دینواندیشه ایبنا، رضا دستجردی نوشت: «تعبیر رویاهای یک روحبین از طریق رویاهای متافیزیک» اثر ایمانوئل کانت، با ترجمه و خوانش علی حسنزاده، از تازههای نشر نی است که در سال ۱۴۰۴ به بازار نشر آمد.

کتاب مشتمل بر سه بخش است. بخش اول و اصلی کتاب، ترجمه فارسی جستار «تعبیر رؤیاهای یک روحبین از طریق رؤیاهای متافیزیک» است که کانت آن را در سال ۱۷۶۶، پانزده سال قبل از انتشار «نقد عقل محض» منتشر کرد.
کتاب اگرچه در ظاهر، نقد دعاوی روحبینی و نهانبینی امانوئل سوئدنبورگ، عالم، عارف و متأله بزرگ سوئدی است، اما در نگاه عمیقتر، جلوهگاه نخستین گامهای کانت در چرخش بهسوی فلسفه نقدی است. بخش دوم کتاب با عنوان «پیوست: خوانش رؤیاهای یک روحبین» پژوهشی دانشگاهی و تا حد ممکن فراگیر درباره رؤیاها است.
حسنزاده در این فصل بهجای ترجمه و افزودن پیوستهای متعدد که میتوانست شامل نامهنگاریهای کانت قبل و بعد از انتشار «رؤیاها»، واکنش همعصران کانت بهنوشته او، و دیدگاه شارحان دورونزدیک او درباره این اثر باشد، کوشیده در پژوهشی نظاممند از جمله نسبت «رؤیاها» با آثار پیشین کانت، نحوه آشنایی کانت با سوئدنبورگ و دیدگاه شارحان کانت در خصوص جوانب مختلف رؤیاها را ارائه دهد.
بنابراین، مخاطب در این بخش، اطلاعات مفیدی درباره زمینه پیدایش «رؤیاها»، متن «رؤیاها»، نسبت کانت با هیوم هنگام نگارش «رؤیاها»، نسبت کانت با سوئدنبورگ در «رؤیاها» و در آثار بعدی، و نهایتاً نسبت «رؤیاها» و «نقد عقل محض» بیابد.
بخش سوم و پایانی کتاب، پینوشتی غیردانشگاهی است که بر ضرورت و اهمیت بازگشت به کانت پایمیفشارد و بهنحوی موجز، دلالت چنین بازگشتی را بیان میکند.
کتاب با «پیشدرآمد، که نوید بسیار اندکی برای اجرای طرح میدهد» آغاز میشود. کانت، قلمرو سایهها را بهشت نهانبینان خیالباف میخواند که بهباور وی، ایشان در آنجا، سرزمینی بی حدومرز مییابند که میتوانند به دلخواه خویش در آن ساختوساز کنند.
کانت بر آن است که در این سرزمین، فیلسوفان نقشه اولیه را آماده میکنند، سپس نهانبینان دست بهکار میشوند و بنا به عادت خویش، آن را تغییر میدهند یا رد میکنند. فقط رم مقدس، ایالات سودآوری در آن قلمرو در تملک دارد: دو تاج قلمرو نادیدنی پشتیبان سومیاند که دیهیم متزلزل قدرت این جهانی اوست.
کانت در اینجا، این پرسش را مطرح میکند که چرا داستانهای عامهپسندی که اینگونه مقبولیت عام مییابند یا دستکم، چندان در آنها چونوچرا نمیشود، با چنان پوچی و مصونیتی رواج مییابند که حتی به نظریههای دانشورانه نیز نفوذ میکنند، آنهم بهرغم اینکه حتی از حمایت قانعکنندهترین برهانها، یعنی برهان سودمندی نیز برخوردار نیستند؟
نیز میپرسد: «کدام فیلسوف دوپارهگشته میان اطمینانهای شاهد عاقل و استوارعقیده، از یک سو، و مقاومت درونی شکاکیت رفعناشدنی، از سوی دیگر، گاه تصویر بیشترین حماقت قابلتصور را ایجاد نکرده است؟»
و نهایتاً آنکه آیا باید حقیقت همه اینگونه نمودهای ارواح را کاملاً انکار کند؟ برای ابطال آنها چه دلایلی میتواند اقامه کند؟ کانت میپرسد آیا باید احتمال حتی فقط یکی از این داستانها را پذیرفت؟ نیز، چنین پذیرشی تا چه پایه میتواند مهم باشد و چه استلزامات شگفتی میتواند به روی آدمی گشوده شود، حتی اگر بتوان فقط یکی از چنین وقایعی را مبرهن در نظر گرفت؟ کانت در اینجا از امکان سومی سخن میگوید که نرفتن بهسراغ اینگونه پرسشهای بوالفضولانه یا بیفایده، بلکه، معطوف کردن فکر خویش فقط به آنچه مفید است.
کانت چنین میاندیشد که باور نکردن هیچیک از چیزهای بسیاری که با رگهای از نمود حقیقت بازگفته میشود، آنهم بیهیچ دلیلی، بههمان اندازه پیشداوری احمقانهای است که باور کردن هرچیزی که در شایعات رایج به گوش میرسد، آن هم بدون آزمون. از همینرو، وی در تلاش برای پرهیز از پیشداوری نخست، تاحدودی خود را وامینهد تا تحت تأثیر پیشداوری دوم قرار گیرد.
او با مایهای از تواضع اذعان میکند آنقدر سادهلوح بوده است که درباره حقیقت برخی از داستانهای پیشگفته به کاوش بپردازد، و همان را یافت که آدمی معمولاً «آنجا که چیزی برای یافتن نیست» مییابد. دقیقاً هیچ. باری، بهگمان وی، این بهخودیخود دلیل کافی برای نگارش یک کتاب است.
«تعبیر رویاهای یک روحبین از طریق رویاهای متافیزیک» در ۲۷۹ صفحه بههمت نشر نی منتشر شده است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما