به گزارش خبرآنلاین روزنامه ایران نوشت: وقتی مأموران به ردیابی خسرو پرداختند، مشخص شد همان روزی که ناصر ناپدید شده، از کارت بانکیاش خرید کردهاند. در نهایت خسرو در حالی که سوار بر خودروی تیبای ناصر بود، شناسایی و دستگیر شد.
خسرو در بازجوییهای اولیه گفت: «من زمینی به مساحت 2500 متر و خودروی تیبا را از ناصر خریده بودم. اما 32 سکه قرار بود به عنوان دستمزد حفاری که در زمین 2500 متری انجام داده بودم به من بدهد. ناصر آخرین بار پیش من آمد و خودرو را تحویل داد و گفت با زنی در مازندران قرار دارد. از آن به بعد از او خبری ندارم.»
در حالی که خسرو در ابتدا منکر هرگونه اطلاعی از ناصر بود، در بازجوییهای بعدی گفت: «روز حادثه نوید یکی از دوستان مشترک من و ناصر با من تماس گرفت و از من خواست ناصر را به باغش در رباط کریم ببرم، من هم بردم. وقتی آنجا رسیدیم، ناصر کارتش را داد و از من خواست تا 4 پرس غذا بگیرم؛ وقتی برگشتم، دیدم نوید در حالت مستی ناصر را با شلیک گلوله به گردنش کشته است. پس از آن نوید در ازای پرداخت 150 میلیون تومان از من خواست تا سکوت کنم و قتل ناصر را به گردن سایر طلبکارهایش بیندازیم. چون ناصر به افراد زیادی مقروض بود.»
خسرو در بازجویی بعدی در نهایت به قتل ناصر اعتراف کرد و گفت: «آن روز وقتی به باغ رفتیم نوید گفت میخواهد ناصر را به خاطر مسائل ناموسی بکشد من هم در ازای دریافت پول گلولهای به گردنش شلیک کردم.»
پس از اعترافات خسرو، جسد ناصر در اتوبان الغدیر کشف شد.
در ادامه مأموران به سراغ نوید رفتند اما دریافتند که او یک هفته پس از ماجرای قتل ناصر خودکشی کرده و به زندگیاش پایان داده است.
با پایان تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند. سپس خسرو به جایگاه رفت و وقتی فهمید نوید خودکشی کرده و مرده است، این بار به قضات گفت: «من در جریان بازجوییها به خاطر فشار روانی قتل را پذیرفتم اما واقعیت این است که نوید ناصر را کشت و من نقشی در قتل نداشتم. من فقط با او همکاری کردم تا جسد را به کنار اتوبان ببریم.»
در پایان جلسه، قضات بر اساس ادله و مستندات و همین طور گزارشهای موجود در پرونده، خسرو را به قصاص محکوم کردند.
17302




نظر شما