مذاكرات اسلام آباد

۱ نفر
۳۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۴
تنگه هرمز و بازسازی سیاست موازنه منفی دکتر مصدق

سیاست «موازنه منفی» هسته اصلی راهبرد  سیاست خارجی شادروان دکتر محمد مصدق نخست وزیر ایران در سالهای ۱۳۳۰-۱۳۳۲ بود. این سیاست بنیان رویکرد  «عدم تعهد» بود که برای تأمین منافع ملی ایران با قرار دادن دو ابرقدرت نوظهور جنگ سرد - ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی - در مقابل یکدیگر، بدون اینکه رسماً با هیچ یک از دو بلوک همسو شود یا با هیچکدام در جنگ وارد شود، طراحی شده بود.

خبرآنلاین -  پس از جنگ جهانی دوم و در اوایل دهه ۱۹۵۰، جهان به دو اردوگاه رقیب به رهبری ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی تقسیم می‌شد. بسیاری از کشورهای کوچک‌تر احساس می‌کردند که برای انتخاب یک طرف تحت فشار هستند. راهبرد  «موازنه منفی» مصدق، رد مستقیم این انتخاب دوگانه بود .  مفهوم اصلی، خنثی کردن نفوذ خارجی با جلوگیری از تسلط هر قدرت واحد بر ایران بود. در این سیاست مقابله با قدرت‌های استعماری، هدف فوری، پایان دادن به کنترل بریتانیا بر اقتصاد و سیاست ایران از طریق شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC) بود. هدف دوم با بازی ابرقدرت‌ها در برابر یکدیگر، پس از ملی کردن نفت، دکتر مصدق به دنبال استفاده از رقابت جنگ سرد بود. او با عدم تعهد به ایالات متحده یا اتحاد جماهیر شوروی، قصد داشت هر دو قدرت را برای جلب نظر ایران به رقابت وادارد و از این طریق ایران امکان یابد تا حداکثر منافع اقتصادی و سیاسی را به دست آورد.

مرحوم حسین کی استوان در کتاب «سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم»  در دوجلد که در سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ منتشر کرد، سخن‌رانی‌های دکتر مصدق در مجلس چهاردهم را گردآورد. دکتر مصدق در این نطقها می گوید « من ماموریت موکلین خود را قبول نکردم ... مگر برای یک مبارزه مقدس و آن برای نیل به یک مقصود عالی است . در سیاست داخلی ، برقراری اصل مشروطیت و آزادی و در سیاست خارجی،تعقیب از سیاست موازنه منفی ....»  در موازنه مثبت  اگر ایران در قرار دادی سود کرد باید قرار دادی مشابه به کشور رقیب بدهد و ان را موازنه مثبت میگویند. دکتر مصدق از اردیبهشت ماه ۱۳۳۰  تا ۲۸ مرداد  ۱۳۳۲ به مدت  ۲۷ ماه سیاست موازنه منفی را اعمال کرد که سرانجام این سیاست باعث به  رقابت قدرتها بر سر نفت شد. او با تلاش دولتش توانست نفت کشور را از دست قدرت مداران سود جو خارج و باعث ملی شدن صنعت نفت ایران شود. در سطح بین‌المللی، دکتر مصدق از "موازنه منفی" برای شکستن انحصار بریتانیا و مقاومت در برابر فشار غرب برای لغو ملی‌سازی استفاده کرد. او حاضر بود سختی‌های اقتصادی را تحمل کند و برای محافظت از این حاکمیت، ایالات متحده و بریتانیا را علیه اتحاد جماهیر شوروی به بازی بگیرد. پس از ملی شدن، بریتانیا محاصره اقتصادی خردکننده‌ای را اعمال کرد و صادرات نفت - شریان حیاتی ایران - متوقف شد.

در این زمینه جنگ اقتصادی، راهبرد  «موازنه منفی» سازوکار بقا بود. از آنجایی که مصدق نمی‌توانست به تنهایی بریتانیا را شکست دهد، سعی کرد از پویایی جنگ سرد به نفع خود استفاده کند. در نهایت، این راهبرد البته شکست خورد.  ایالات متحده و بریتانیا، به بهانه  خطر تسلیم ایران به شوروی  از همان ابتدای دولت اول دکتر مصدق در ۱۳۳۰ تصمیم به برکناری او گرفتند تا اینکه در مرداد ۱۳۳۲ با عملیات آژاکس و اجرای کودتا مصدق را سرنگون کردند و شاه  را به قدرت بازگردانند. با برقرار دولت زاهدی شاه اجازه داد با کنسرسیومی از شرکت‌های نفتی بین‌المللی قرارداد جدیدی منعقد شود و عملا کنترل  ایران بر نفت خود ممکن نشد. شاه برای بقای خود به شدت به ایالات متحده وابسته شد و عملاً به مشق کوتاه مدت ایران با «دموکراسی و عدم تعهد» پس از جنگ جهانی دوم پایان داد.

اگرچه سیاست دکتر مصدق در کوتاه‌مدت شکست خورد، اما راهبرد  «موازنه منفی» مصدق میراثی ژرف  از خود به جا گذاشت. او به نمادی قدرتمند از مقاومت ضداستعماری ایرانیان تبدیل شد که در نهایت به شعله‌ور شدن انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ کمک کرد. این راهبرد ، هم فرصت ها و هم تهدید های «عدم تعهد» را در جنگ سرد نشان داد.

به باور نگارنده بازسازی نظریه «موازنه منفی» دکتر محمد مصدق برای ایران در سال ۲۰۲۶  فقط یک آزمون نظری نیست ، بلکه چالش ژئوپلیتیکی اصلی پیش روی کشور ما در حال حاضر است. شرایط در سال ۲۰۲۶ با دهه ۱۹۵۰ کاملاً متفاوت است. مصدق سعی داشت از اتحاد با هر یک از ابرقدرت‌ها اجتناب کند، ایران مدرن و در بیشتر سالهای  پس از دکتر مصدق، عملاً «موازنه منفی» را کنار گذاشته و به سمت راهبرد  «موازنه مثبت» روی آورد. ولی بنیان های نظریه موازنه منفی در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در چارچوب شعار «نه شرقی نه غربی» تجلی یافت که بر سردر وزارت خارجه ما حک شد. استفاده از رقابت ابرقدرت‌ها برای خنثی کردن استعمار، پیوستن به قدرت‌های نوظهور برای بقا در برابر خصومت غرب می تواند مبنای نگاه امروزی برای مدل «موازنه منفی روزآمد شده» باشد. روح نظریه مصدق -  استفاده از رقابت قدرت‌های بزرگ برای تضمین حاکمیت ملی واستقلال ایران - هنوز معتبر است. بازسازی مدل موازنه منفی باید در چارچوب چندقطبی سال ۲۰۲۶ بین  ایالات متحده، چین و روسیه رخ دهد.

ایران در حال حاضر تنگه هرمز را کنترل می‌کند و این به کشور اهرم انرژی قابل توجهی در بازارهای جهانی می‌دهد. در دهه ۱۹۵۰، نفت اهرم نهایی بود. در سال ۲۰۲۶، آستانه هسته‌ای و توان بومی تسلیحاتی هم افزوده شده است. به جای کنار گذاشتن کامل برنامه هسته‌ای – مد نظر غرب - یا مسابقه برای ساخت بمب - که نه به نفع ماست و نه ارزش خاص راهبردی برای ما ایجاد میکند - ایران می‌تواند وضعیت «آستانه‌» و برنامه بومی صنایع نظامی خود ا همچنان تقویت کند تا از همه قدرتها ‌متناسب با موقعیتشان امتیاز بگیرد. بازسازی «همه‌جانبه‌گرایی» دیپلماتیک باغرب بدون قطع روابط با شرق و کنترل تنگه هرمز نه فقط به عنوان یک سلاح، بلکه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی برای ‌تثبیت قدرت منطقه ای و استفاده در میز مذاکرات اقتصادی،  و همزمان تقویت نگاه به داخل و پرداختن به نارضایتی‌های داخلی برای تقویت وحدت ملی، می تواند از مبانی بازسازی امروزی مدل موازنه منفی باشد. در موازنه منفی امروزی  تعادلی مطلوب است  که در آن ایران نه تحت‌الحمایه ایالات متحده است  و نه اقمار چین و روسیه بلکه یک قدرت مستقل منطقه ای است که همه طرف‌ها را در جهت منافع خود به بازی می‌گیرد.

در کوتاه مدت، ایران کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و با تنگه به عنوان ابزاری برای اعمال فشار در جنگ رفتار می‌کند. این اهرم "موازنه منفی" است و از تهدید اهرم اقتصاد جهانی برای مقابله با قدرت آتش برتر ایالات متحده -اسرائیل استفاده می‌کند. به همین دلیل است که از تنگه هرمز در نوشتار برخی کارشناسان به عنوان «سلاح هسته ای واقعی ایران» نامبرده می شود.

در بلند مدت  تنگه هرمز می تواند به عنوان منبع درآمدی ارزی برای کشور باشد. چنانچه گرفتن عوارض ادامه یاید میلیاردها دلار درآمد از تنگه هرمز نمایانگر تبدیل اهرم نظامی به یک دارایی اقتصادی دائمی خواهد بود. ایران در حال تدوین طرحی برای "تقویت حاکمیت" بر تنگه با ایفای نقش "تنظیم‌کننده"، جمع‌آوری عوارض و مدیریت ترافیک دریایی است. تخمین زده می شود که مدیریت تنگه می‌تواند سالانه ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار تا حدود ۸۰ میلیارد دلار در سال درآمد داشته باشد که بدین ترتیب درامد از تنگه هرمز حتی ممکن است تقریباً به دو برابر درآمد نفتی ایران قبل از جنگ برسد چنین موقعیت هایی به شکل گیری مدل روزآمد شده «موازنه منفی» برای ابران امروز بسیار کمک کند.

*استاد دانشگاه

۴۲/۴۲

کد مطلب 2208198

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 3 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین