مذاكرات اسلام آباد

سقوط اصفهان به روایت راهبی که شاهد ماجرا بود

یوداش تادوش کروسینسکی یکی از مبلغان فرقه یسوعی بوده که در دوره صفویه برای تبلیغ آئین خود به اصفهان فرستاده شد تا ضمن تبلیغ یسوعیت در پایتخت ایران، گزارش‌هایی از محل خدمت خود نیز برای رئیس فرقه که در پاریس مستقر بود ارسال کند. از آن‌جا که گزارش حمله افغان‌ها و سقوط تخت و تاج ایران نیز در مجموعه دست‌نوشته‌های ارسالی کروسینسکی به مقر یسوعیان در سال ۱۷۲۲ میلادی بود، به‌زودی این دست‌نوشته‌ها اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین  به نقل از ایبنا - حامد زارع: چهارسال پس از درگذشت جواد طباطبایی و پس از کش و قوس‌های فراوان و همچنین مردی و نامردی‌های بسیار از سوی دوستان و نادوستان که شرح سربسته آن در مقدمه چندخطی گیتی خرسند آمده است، چندی پیش نشر هرمس به عنوان ناشر مجموعه آثار روان‌شاد طباطبایی انتخاب و کتاب «ابن‌خلدون و علوم اجتماعی» او به عنوان نخستین کتاب از این مجموعه منتشر شد. در روزهای گذشته نیز شاهد انتشار رساله کم‌صفحه اما مهم «سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی» به عنوان دومین کتاب مجموعه آثار از دسته ترجمه‌های روان‌شاد طباطبایی بودیم. به همین مناسبت به بررسی این رساله مهم خواهیم پرداخت.

یوداش تادوش کروسینسکی یکی از مبلغان فرقه یسوعی بوده که در دوره صفویه برای تبلیغ آئین خود به اصفهان فرستاده شد تا ضمن تبلیغ یسوعیت در پایتخت ایران، گزارش‌هایی از محل خدمت خود نیز برای رئیس فرقه که در پاریس مستقر بود ارسال کند. از آن‌جا که گزارش حمله افغان‌ها و سقوط تخت و تاج ایران نیز در مجموعه دست‌نوشته‌های ارسالی کروسینسکی به مقر یسوعیان در سال ۱۷۲۲ میلادی بود، به‌زودی این دست‌نوشته‌ها اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. بدین سبب راهب دیگری با نام آنتوان دو سرسو از سوی رئیس فرقه ماموریت می‌یابد تا دست‌نوشته‌های کروسینسکی را که به زبان لاتینی نگارش شده بود به فرانسوی بازگردانده و ضمن تنظیم و تبویب، آماده انتشار سازد. اما دو سرسو که خود علایق تاریخی داشت، از صرف تنظیم و ترجمه دست‌نوشته‌ها فراتر رفته و ضمن کوششی شش‌ساله بر پایه گزارش کروسینسکی از نحوه حمله افغان‌ها و سرنگونی حکومت صفویان و البته افزودن آگاهی‌های دیگری که از محل دسترسی به دیگر سفرنامه‌های اروپاییان به ایران به دست آورد، کتابی دوجلدی با عنوان «تاریخ واپسین انقلاب ایران» را در سال ۱۷۲۸ میلادی در پاریس منتشر می‌کند. کتاب در زمان خود بسیار شناخته شد. به‌سرعت هر دو مجلد آن به زبان انگلیسی ترجمه و چندی بعد خلاصه‌ای از آن به زبان ایتالیایی منتشر می‌شود. چنان‌که طباطبایی می‌گوید، ادوارد گیبون نویسنده کتاب «تاریخ انحطاط و سقوط امپراطوری رم» در انگلستان و مونتسکیو و ولتر در فرانسه بسیاری از آگاهی‌های خود درباره ایران را از کتاب آنتوان دو سرسو گرفته و حتی برخی نظرات مطرح‌شده او را نیز بسط دادند. اما به سراغ یوداش تادوش کروسینسکی برگردیم.

سقوط اصفهان به روایت راهبی که شاهد ماجرا بود


بنا به ادعای جواد طباطبایی نسخه اصلی دست‌نوشته‌های کروسینسکی که به زبان لاتینی به مثابه زبان رسمی یسوعیان نوشته شده هیچ‌گاه منتشر نشد. البته این ادعا در بخش درآمد کتاب «سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی» در چاپ نخست آن که انتشارات نگاه معاصر در سال ۱۳۸۱ خورشیدی منتشر کرده مطرح شده است. هرچند به دلیل اقامت چندساله کروسینسکی در استانبول پس از سقوط صفویه در ایران، نسخه‌ای از گزارش او از نحوه حمله افغان‌ها و سقوط اصفهان در استانبول وجود داشته و چندی بعد ترجمه‌ای به زبان ترکی از آن با عنوان «تاریخ سیاح» توسط فردی به نام ابراهیم که راهب یسوعی را جهانگرد قلمداد کرده، روز اول صفر ۱۱۴۲ قمری در استانبول در قطع خشتی به چاپ سنگی رسیده است. مدتی پس از انتشار ترجمه ترکی در استانبول، ترجمه لاتینی از دست‌نوشته‌های یوداش تادوش کروسینسکی بر پایه ترجمه ترکی ابراهیم در سال ۱۷۳۱ قمری در شهر لایپزیگ منتشر و چیزی کمتر از یک سال بعد ترجمه‌ای آلمانی از آن نیز به قلم راهبی به نام یوزف اشتکلاین منتشر شد.


علیرغم توجهی که عثمانی‌ها و اروپایی‌ها به این گزارش از خود نشان دادند، ایرانیان تا زمان شکست در جنگ‌های خود با روسیه تزاری، هیچ خبری از وجود چنین گزارشی نداشتند و برای نخستین بار فردی به نام عبدالرزاق از نزدیکان عباس‌میرزا در دارالسلطنه تبریز بوده که ضمن دسترسی پیدا کردن به ترجمه ترکی عثمانی «تاریخ سیاح»، آن را به عنوان «عبرت‌نامه» به فارسی برمی‌گرداند. جواد طباطبایی بر آن است که به دلیل شباهتی که پیامدهای شکست ایران از روس‌ها به پیامدهای شکست ایران از افغان‌ها داشته، گزارش یوداش تادوش کروسینسکی از سقوط اصفهان به فارسی برگردانده می‌شود. اما چیزی که برای طباطبایی محل چون و چرا است این است که چرا به جای ترجمه گزارش راهب کروسینسکی، کتاب تحلیلی راهب آنتوان دو سرسو که ترجمه فارسی آن می‌توانست فایده بیشتری نیز داشته باشد در دستور کار منشیان زبان‌دان دارالسلطنه تبریز قرار نگرفته است؟ از آن شگفت‌تر این‌که چرا تا به امروز کتاب «تاریخ واپسین انقلاب ایران» دو سرسو که برای فهم علل و اسباب سقوط شاهنشاهی صفویان منبعی درجه یک است به فارسی برگردانده نشده است؟

جواد طباطبایی به منظور رفع این فقدان، در جریان تحقیق درباره تاملی درباره ایران در پایان دهه هفتاد خورشیدی و تحریر نخستین جلد آن با عنوان «دیباچه‌ای بر نظریه انحطاط ایران» تحلیل پدر دو سرسو در کتاب «تاریخ واپسین انقلاب ایران» و همچنین گزارش پدر کروسینسکی را به‌دقت از نظر گذرانده و یادداشت‌های جامعی فراهم می‌آورد. اما از آن‌جایی که در کتاب «دیباچه‌ای بر نظریه انحطاط ایران» تنها فقراتی کوتاه از آن یادداشت‌ها مورد استفاده طباطبایی قرار می‌گیرد، بازنویسی فارسی کوتاه‌شده‌ای از کتاب «تاریخ واپسین انقلاب ایران» که ناظر بر همه نکته‌های مهم تاریخی و نیز تحلیل‌های دو راهب یسوعی را شامل می‌شود به صورت کتابی با عنوان «سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی» تدوین می‌کند. چاپ نخست کتاب در ابتدای دهه هشتاد در انتشارات نگاه معاصر، سپس در دهه نود در انتشارات مینوی خرد و اکنون در میانه دهه نخست قرن پانزدهم خورشیدی در انتشارات هرمس منتشر شده است.


طباطبایی در توضیح کوتاهی درباره دیدگاه این رساله مختصر اما مهم چنین می‌نویسد: «از زمان انتشار تاریخ واپسین انقلاب ایران نزدیک به سه سده گذشته و متن منتشرشده به قلم دو راهب یسوعی نوشته شده است. با مقایسه میان آن‌چه در این رساله از آن دو راهب می‌آورم و نوشته‌های تاریخی ایران که در آن‌ها گزارشی از سقوط اصفهان آمده است، می‌توان به‌خوبی دریافت که در آغاز سده هجدهم چه شکافی میان دریافت‌های اهل نظر کشورهای اروپایی و ایران ایجاد شده بود و حتی راهبان مسیحی تا چه پایه با اندیشه جدیدی که با نوزایش تکوین پیدا کرده بود آشنایی به هم رسانده بودند.» درمجموع همت طباطبایی به انتشار این رساله را باید در اهمیت آن از منظر اندیشه سیاسی و نیز تکوین تاریخ‌نویسی جدید ارزیابی کرد تا کتابی که صرفا حاوی گزارشی تاریخی از سقوط شاهنشاهی صفویان باشد.

۲۵۹

کد مطلب 2209327

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 2 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین