نوشتن درباره شخصیتهای چندوجهی همواره دشوار و ادای دینِ قلم به آنان کاری بس مشکل است؛ بهویژه اگر این شخصیت، سیاستمداری واقع نگر وسیاست ورزی عمل گرا ،اهل فکر و دوراندیشی ودر نقطهی تلاقی عملگرایی سیاسی و ژرف نگری فلسفی ایستاده باشد. روایتِ مردی که استواری در فهم درست مسائل، منطق در سیاستورزی، انعطافپذیری در بحرانها، تسلط بر کلام و آشنایی عمیق با دردهای جامعه، از او «مردی برای تمام فصول» ساخته بود. اما این روایت آنگاه به غایتِ دشواری میرسد که بخواهیم از صبر، متانت و مدارای کسی بنویسیم که در برابر جفاها و ظلم هایی که به او شده بود ، سکوت کرد و مظلومانه آماج نامهربانیها قرار گرفت.
ناگواراتر آنکه آنان که باید قدر میدانستند، ندانستند و آنان که باید از شیشه در برابر سنگ صیانت میکردند، رها کردند تا او را بشکنند،غافل از اینکه "بنده خوب خدا" خدایی هم دارد که بازی بازیگران را به هم می زند و شیشه را در دل سنگ برای درخشش دوباره نگه می دارد. از او لاریجانی می سازد پخته ترو زبده تر از دیروز.فهیم تر و کارآمدتر از قبل تا به یک برندومتر ومعیار درسیاست ایران تبدیل شود.
در روزهای پایانی بهمنماه ۱۳۸۶ بود. دکتر علی لاریجانی، با دعوت رسمی مراجع عظام تقلید ، پا به عرصه نمایندگی از شهر خون و قیام گذاشت. در آن زمان، حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی با تأکید بر تجربیات گرانسنگ ایشان در امور داخلی و خارجی و تعلق خاطر به بیت مرجعیت، حضور چنین نماینده قدرتمندی را برای تحول قم و تبدیل آن به «امالقرای جهان اسلام» ضروری دانستند. همزمان، مرحوم آیتالله محمد یزدی، رئیس وقت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، طی نامهای مکتوب و رسمی، با اشاره به جایگاه رفیع مجلس و سوابق درخشان دکتر لاریجانی در عرصههای ملی و بینالمللی، از ایشان برای کاندیداتوری دعوت به عمل آوردند.
پاسخ او به این دعوتها و درخواستهای مکرر فعالان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی استان، برخاسته از تواضع و تعلق خاطر عمیقش به این دیار بود: «شاید تقدیر الهی چنین است که باقی عمر خود را صرف خدمت به شهر مقدس قم و حرم حضرت معصومه (س) بنمایم؛ چرا که به این شهر تعلق دارم و سالهای زیادی در آن زیستهام و نمایندگی این مردم برای من افتخار است.»
این اخلاص با اقبال بینظیر مردم همراه شد و او با کسب بیش از ۷۵ درصد آرا، راهی پارلمان گردید. نطقهای متمایز و تراز بالای او در همان جلسات مقدماتی مجلس، نویدبخشِ ظهور رئیسی مقتدر بود که توانست اقبال نمایندگان را به سوی خود جلب کند و سه دوره متوالی سکاندار قوه مقننه ایران باشد. حضور او در قامت ریاست مجلس، برای قم منشأ تحولات شگرفی شد؛ از رشد و توسعه شهری تا تلطیف فضای سیاسی و ایجاد مناسبات منطقی میان حوزه، مجلس و حاکمیت.
یکی از مهمترین آثاروجودی لاریجانی درقم تغییرنگرشها و بینش ها درداخل استان نسبت به رشد و پیشرفت قم ودر بیرون از استان نسبت به جایگاه قم بود تا پیش از انتخاب وی ، قم از یک عقبماندگی مزمن که یادگار کینه رژیم گذشته بود، رنج میبرد؛ تمام دغدغه لاریجانی معطوف به رفع این غبارِ محرومیت شد در گذشته همه در سخنان و مطالبات خود از قم به عنوان"مظلوم دیروز و محروم امروز"سخن می گفتند ،اما امروز بیش از یک دهه است این جمله از سخن ها وقلم ها رخت بربسته است
. یکی از درخشانترین و ماندگارترین یادگارهای او، پروژه عظیم انتقال آب شیرین از سرشاخههای دز به قم بود که نه تنها عطش تاریخی این شهر را برطرف کرد، بلکه شهرها و استانهای مسیر را نیز از نعمت آب مطلوب بهرهمند ساخت.
نگاه او به توسعه، نگاهی همهجانبه بود. در دوران حضور ایشان، صنایع استان از حیث کمی و کیفی جهش چشمگیری یافت. او با این باور که جوانانِ شهر علم و فرهنگ نیز نیازمند اشتغال پایدارند، درهای سرمایهگذاری و صنایع بزرگ را به روی قم گشود. در کنار این توسعه کلان، هرگز از اقشار آسیبپذیر غافل نشد؛ توجه ویژه به مشکلات کارگران فصلی، برقراری بیمه برای کارگران ساختمانی و قالیبافان، و سرکشیِ مداوم و نشستن پای درددل مردم در مناطق محروم، به رویه همیشگی او در روزهای حضورش در حوزه انتخابیه تبدیل شده بود. علاوه بر این، دفتر او به پناهگاهی برای حل معضلات فرهنگی و اجتماعی، چه در بخش دولتی و چه خصوصی، بدل گشته بود.
اما شاید یکی از مهمترین دستاوردهای او، تلطیف فضای سیاسی استان بود. او با خردورزی و مشی اعتدالی، آغوش خود را به روی تمام گروهها و طیفهای سیاسی گشود. حرفها، تحلیلها، نقدها و حتی اعتراضاتشان را با سعه صدر میشنید و از هیچ کمک و راهنماییای دریغ نورزید.
با این همه، تاریخ همواره صفحات تلخی نیز برای روایت دارد. تلخ است که به خاطر بیاوریم چگونه کسانی که بیشترین بهره و عنایت را از مشیِ مداراگرایانه او دیده بودند، حرمتشکنی کردند و در سالروز حماسه ۲۲ بهمن، در حریم امن حرم حضرت معصومه (س)، با بیاخلاقی تمام، مهر و کفش به سوی او پرتاب کردند.
بیتردید، بیان تمام خدمات و حقِ بزرگی که او بر گردن قم و قمیها دارد، در ظرف یک یادداشت نمیگنجد و نیازمند تدوین مستنداتی جامع و مستوفا است. اگرچه او پاداش زحمات و جبرانِ تمام آن بیمهریها را از خدای خویش گرفت و خدا برایش "جبران" کرد، اما حسرتِ قدرناشناسیها تا همیشه بر دلِ تاریخ باقی خواهد ماند.
6464




نظر شما