به گزارش خبرآنلاین، بسیاری از مردم، احساسات درونی خود را با واژههایی مثل «ترس»، «استرس» و «اضطراب» توصیف میکنند. بدون آنکه تفاوت دقیق این سه احساس یا واکنش را بدانند. همین اشتباه رایج گاهی باعث میشود افراد درک درستی از وضعیت روانی خود نداشته باشند و در مواجهه با مشکلات، واکنشهای نامناسبی نشان دهند یا به درستی نتوانند به بهبود حال خود کمک کنند. در حالی که از نگاه روانشناسی، هر یک از این حالات تعریف مشخص، کارکردهای متفاوتی در زندگی ما دارند.
محمد گراوندنیا، دکترای روانشناسی و استاد دانشگاه در گفتوگو با همشهریآنلاین اظهار میکند که «مردم معمولاً تفاوت بین ترس و اضطراب را نمیدانند و همین ناآگاهی میتواند به سردرگمی ذهنی دامن بزند.» به گفته او، «ترس یکی از طبیعیترین و حتی ضروریترین واکنشهای انسان است؛ احساسی که ریشه در سازوکار بقا دارد و بدن را برای مواجهه با خطر آماده میکند.»
از منظر علمی، ترس پاسخی فوری به یک تهدید مشخص و واقعی است. وقتی فرد با موقعیتی خطرناک مواجه میشود - مثلاً دیدن یک حیوان درنده یا شنیدن صدای انفجار - مغز از طریق فعالسازی سیستم جنگ یا گر باعث افزایش ضربان قلب، ترشح آدرنالین و آمادهسازی بدن برای واکنش سریع میشود. به همین دلیل، متخصصان ترس را نه تنها منفی نمیدانند، بلکه آن را یک واکنش سالم و ضروری برای حفظ جان انسان توصیف میکنند.
گراوندنیا نیز در اینباره میگوید: «ترس، پدیدهای منطقی و هیجانی مثبت و سالم است. هیچ انسان نرمالی در چنین شرایطی بدون ترس نیست و اگر کسی بگوید نمیترسد، این حرف غیرعادی است.»
در کنار ترس، «استرس» نیز یکی دیگر از واکنشهای طبیعی بدن است، اما با تفاوتی مهم. گراوندنیا در این باره میگوید: «استرس معمولاً در پاسخ به یک فشار یا چالش مشخص ایجاد میشود؛ فشاری که لزوماً در همان لحظه اتفاق نمیافتد و میتواند مربوط به آینده باشد. مثلا استرس امتحان، استرس کنکور یا استرس زایمان، همگی نمونههایی از استرسهایی هستند که منبع مشخص دارند، اما زمان وقوعشان ممکن است در آینده باشد.»
مطالعات نشان میدهد که استرس در سطح متعادل حتی میتواند عملکرد فرد را بهبود دهد. افزایش تمرکز، بالا رفتن سطح انرژی و آمادگی بیشتر برای انجام کارها، از جمله آثار مثبت استرس کنترلشده است. به همین دلیل در روانشناسی از «استرس مفید» نیز صحبت میشود. اما «اضطراب» داستان متفاوتی دارد. برخلاف ترس و استرس، اضطراب اغلب بدون منبع مشخص و قابل شناسایی ایجاد میشود. فرد احساس نگرانی، دلشوره یا بیقراری دارد، اما نمیتواند دقیقاً بگوید از چه چیزی میترسد یا علت اضطرابش چیست.
دکتر گراوندنیا در توضیح این تفاوت میگوید: «وقتی با استرس مواجه میشویم، علت آن را به خوبی میشناسیم، اما علت و ریشه اضطراب را نمیدانیم. چون اضطراب، ترسی است که منبع مشخص و دلیل روشنی ندارد.»
او به نکته مهم دیگری هم اشاره میکند: «زمانی که ترسهای مختلف - مثلاً ترس از جنگ دوباره، تورم، فقر و ابهامهای پیش رو - به هم پیوسته میشوند، مغز دیگر به منبع مشخصی دسترسی ندارد. در این وضعیت، ترس به اضطراب تبدیل میشود.»
این روانشناس تاکید میکند که «تداوم اضطراب میتواند به اختلالات روانی حتی آلزایمر و حتی مشکلات جسمی مثل اختلال خواب، ضعف سیستم ایمنی و مشکلات قلبی منجر شود. به همین دلیل، تشخیص درست این سه حالت، اولین قدم برای مدیریت آنها است.»
میتوان از گفتههای متخصصان این طور برداشت کرد که ترس، واکنشی فوری به خطر واقعی است؛ استرس، پاسخی به فشارهای مشخص است حتی اگر مربوط به آینده باشد، و اضطراب، احساسی مبهم و بدون منبع مشخص است. شناخت این تفاوتها به افراد کمک میکند تا هم بهتر با احساسات خود کنار بیایند و هم در صورت نیاز، به موقع از متخصصان کمک بگیرن یا با کمک تکنیکهای علمی موجود، آنها را کم و کنترل کنند.
۴۷۴۷




نظر شما