به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
پرسش:
نور و ظلمت دو مفهوم متضادند که در قرآن کریم نیز هردو بهکار رفته است، باوجوداینکه کاربرد آنها در قرآن فراوان است، ولی سؤال این است که چرا در قرآن، نور بهصورت مفرد ولی ظلمات بهصورت جمع بهکار رفته است؟
پاسخ:
قرآن کریم، کتاب هدایت و نور، سرشار از ظرایف بیانی و شگفتیهای زبانی است که هر یک دریچهای بهسوی معانی عمیق و لایههای پنهان این کلام الهی میگشاید. در زبان وحی، واژگان، مهندسی شدهاند که در میان این ظرایف مهندسیشده، یک تفاوت ساده، اما پرمعنا همواره نظر مفسران، زبانشناسان و اندیشهمندان اسلامی را به خود جلب کرده است: در تمام قرآن، واژه «نور» تنها بهصورت مفرد بهکار رفته؛ درحالیکه واژه «ظلمت» همیشه به شکل جمع «ظلمات» بهکار رفته است. این پدیده زبانی که در دهها آیه از سورههای گوناگون تکرار شده، نه یک تصادف، بلکه نشانهای از یک جهانبینی منسجم و هدفمند است و خدای سبحان با یک انتخاب ساده، عصاره یک نظام فکری کامل را در خود جای داده است.
پاسخ به این پرسش که چرا «نور» همواره بهصورت مفرد و «ظلمات» بهصورت جمع آمده است را میتوان در چند سطح بررسی کرد:
وحدت حق در برابر کثرت باطل
«نور» در فرهنگ قرآنی، نماد هدایت، حقیقت و راه مستقیم الهی است. در مقابل، «ظلمات» نشاندهندهی گمراهی، جهل، کفر و انحراف از مسیر حق است و این تعبیر در قرآن کریم مکرر آمده و در موارد بسیاری هدایت را نور و ضلالت را ظلمت خوانده است. (۱)
از منظر معرفتی و معنوی، حق یکی است و هیچ فرق و تغایری میان مصادیق آن نیست، به خلاف باطل که مصادیق مختلفی دارد، چون باطل و گمراهی ناشی از پیروی هواهای نفسانی است که باهم اختلاف دارند و افراد و مصادیق هوی و هوس یکجور نیست و بدینجهت در قرآن راه خدا و حق را یک راه (سبیل) و راه ضلالت را چندراه (سبل) خوانده است. (۲) مسیر حق مانند خط مستقیمی است که میان دو نقطه کشیده شود که همیشه یکی است و تعدد در آن ممکن نیست؛ ولی باطل و کفر مرکز انواع اختلافها و پراکندگیها است. (۳)
از منظر هستیشناسی، نور حقیقتی وجودی است؛ یعنی دارای واقعیت و اصالت است و بهعنوان یک حقیقت واحد، قابلتقسیم به انواع مستقل و متضاد نیست؛ اما ظلمت در حقیقت، عدم نور است (هر جا که نور نباشد، ظلمت است)؛ نه یک وجود مستقل و یک حقیقت وجودی در عرض نور. ظلمت از قبیل عدم ملکه است که از سنجشهای گوناگون اشیا در مقابل نور پدید میآید، ازاینرو متعدد و کثیر است و این ویژگی، بهخوبی در کاربرد جمع «ظلمات» در قرآن منعکس شده است. (۴)
از منظر اجتماعی و روانشناختی، اهل حق معمولاً دارای وحدت هدف، انسجام فکری و همجهتی در مسیر هستند؛ چون حقیقت واحد است، کسانیکه به آن پایبندند، در اصول اساسی اختلافی ندارند. در مقابل، اهل باطل دچار پراکندگی، اختلاف و تعارضاند. هر گروهی مسیری متفاوت برمیگزیند و حتی در درون یک جریان باطل نیز وحدت پایداری وجود ندارد. (۵)
از جهتی نیز مفرد آوردن «نور» نشاندهندهی وضوح، تمرکز و قطعیت راه حق است، درحالیکه جمع آوردن «ظلمات» حس پراکندگی، ابهام و آشفتگی را القا میکند. این تقابل هنرمندانه، پیام قرآن را بهصورت ملموستری به مخاطب منتقل میسازد و او را به تأمل در ماهیت هدایت و ضلالت دعوت میکند.
نتیجه:
حق و مسیرِ آن واحد است و «نور» بهعنوان نماد حق و هدایت، دارای ماهیتی واحد، منسجم و غیرقابل تکثر است؛ ازاینرو بهصورت مفرد آمده است. در مقابل، «ظلمات» بهعنوان نماد باطل و ضلالت، بهدلیل منشأ گرفتن از تمایلات گوناگون نفسانی و نیز ماهیت عدمی خود، دارای مصادیق متعدد و متکثر است و بههمیندلیل بهصورت جمع استعمال شده است. همچنین، وحدت در مسیر حق و پراکندگی در مسیرهای باطل، در ساحت اجتماعی و فکری انسانها نیز قابل مشاهده است. درنهایت، این تفاوت بیانی، بیانگر اصل بنیادین «وحدت حق و تکثر باطل» در نظام هدایتی قرآن است.
معرفی منابع جهت مطالعه:
-طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، بیروت - لبنان، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۱۲ ص ۷؛ ج ۷ ص ۷؛ ج ۲۴ ص ۳۶۶.
-جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ایران - قم، نشر اسراء، ج ۲۲ ص ۱۹۳؛ ج ۲۴ ص ۳۶۶؛ ج ۲۷ ص ۸۲.
-مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ایران-تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، چاپ سی و دوم، ج ۲ ص ۲۸۶.
پینوشتها:
۱. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت - لبنان، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۱۲ ص ۷.
۲. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت - لبنان، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۱۲ ص ۷.
۳. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ایران - تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، چاپ سی و دوم، ج ۲ ص ۲۸۶.
۴. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ایران - قم، نشر اسراء، ج ۲۴ ص ۳۶۶؛ طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت - لبنان، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۵۲ ش، ج ۷ ص ۷.
۵. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ایران - قم، نشر اسراء ، ج ۲۲ ص ۱۹۳؛ و مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ایران - تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ ش، چاپ سی و دوم، ج ۲ ص ۲۸۶.




نظر شما