مذاكرات اسلام آباد

ردپای ارحام صدر در احیای مهمان‌سرای عباسی اصفهان

در بهار سال ۱۳۰۲، در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله پاقلعه اصفهان، پسری به دنیا آمد که قرار بود نیم قرن خنده بر لب‌های مردم این دیار بنشاند. رضا تحصیلات ابتدایی‌اش را در زادگاهش گذراند و سپس راهی کالج انگلیسی‌ها (که بعدها به دبیرستان ادب تغییر نام داد) شد. مسیر زندگی او می‌توانست کاملاً متفاوت باشد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از هفت صبح – فاطمه برزویی: ‌وقتی از اصفهان حرف می‎‌زنیم، ناخودآگاه تصویر گنبدها، پل‌های تاریخی و صدای آرام آب در زاینده‌رود به ذهن می‌آید. اما اصفهان، جز معماری و هنر تجسمی، یک میراث ناملموس و زنده دیگر هم دارد؛ میراثی از جنس لبخند، آگاهی و نقد. دوازدهم اردیبهشت‌ماه، یادآور زادروز مردی است که خنده را با تفکر گره زد و به نماد بی‌تکرار تئاتر کمدی ایران تبدیل شد: رضا ارحام صدر، بنیان‌گذار مکتب کمدی انتقادی یا همان «مکتب تئاتر اصفهان».

در بهار سال ۱۳۰۲، در کوچه‌پس‌کوچه‌های محله پاقلعه اصفهان، پسری به دنیا آمد که قرار بود نیم قرن خنده بر لب‌های مردم این دیار بنشاند. رضا تحصیلات ابتدایی‌اش را در زادگاهش گذراند و سپس راهی کالج انگلیسی‌ها (که بعدها به دبیرستان ادب تغییر نام داد) شد. مسیر زندگی او می‌توانست کاملاً متفاوت باشد.

جوانی که پس از پایان تحصیلات فنی برای کار به خوزستان رفته بود و سودای ادامه تحصیل در انگلستان را در سر می‌پروراند، بر اثر ابتلا به بیماری مزمن مالاریا مجبور به بازگشت به اصفهان شد. شاید اگر آن پشه مالاریا نبود، تاریخ تئاتر اصفهان یکی از درخشان‌ترین ستاره‌های خود را هرگز به چشم نمی‌دید. او به اصفهان بازگشت، دیپلم بازرگانی و ادبی گرفت و همزمان با استخدام در بیمه ایران، در رشته فلسفه و امور تربیتی از دانشگاه اصفهان فارغ‌التحصیل شد.

این پشتوانه علمی و فلسفی، بعدها در عمق بخشیدن به آثار نمایشی‌اش نقشی کلیدی ایفا کرد. استعداد هنری ارحام صدر از همان دوران دبیرستان خود را نشان داد. در دورانی که نمایش‌های سالانه مدرسه معمولاً سه شب برای والدین و بزرگان شهر اجرا می‌شد، حضور او در نمایشی به نام «رفیق ناجنس» چنان غوغایی به پا کرد که اجرای آن تا هفت شب تمدید شد. این تازه آغاز راهی بود که به ۱۷۶ نمایش و ۵۰ سال حضور مستمر در صحنه ختم می‌شد.

کمدی از خنده عبور کرد و به نقد رسید

سال ۱۳۲۷ نقطه عطفی در کارنامه حرفه‌ای او بود. ناصر فرهمند، تئاتر حرفه‌ای اصفهان را در دروازه دولت تأسیس کرد و از رضا برای همکاری دعوت نمود. هدف ارحام صدر از همان ابتدا مشخص بود؛ او نمی‌خواست کمدی صرفاً ابزاری برای قهقهه‌های توخالی باشد. او کمدی را از حالت فکاهی محض خارج کرد و تیغ تیز انتقاد از مسائل سیاسی و اجتماعی را در پس‌زمینه شوخی‌هایش پنهان ساخت.

پس از فراز و نشیب‌هایی و حضور در «گروه تئاتر سپاهان» در کنار بزرگانی چون نصرت‌الله وحدت، سرانجام ارحام صدر گروه مستقل خود را در محل سینما پارس (در محله جلفا) پایه‌گذاری کرد. گروهی با حضور هنرمندانی چون مهدی ممیزان، علی محمد رجائی، پری کربلایی و سعید محقق که شاهکارهایی چون «دیوانه»، «من می‌خوام»، «وادنگ» و «رسواها» را روی صحنه بردند.

اما ارحام صدر یک بازیگر خندان روی صحنه نبود؛ او یک اصفهانی اصیل بود که به شهرش عشق می‌ورزید. کمتر کسی می‌داند که شاهکار معماری معاصر اصفهان، یعنی «مهمان‌سرای عباسی»، تا حد زیادی مرهون دوراندیشی اوست. در زمان مدیریت او بر بیمه ایران در اصفهان، او با استفاده از سود انباشته‌شده بیمه، به جای انتقال سرمایه به پایتخت، دستور ساخت و مرمت این هتل و کاروان‌سرای تاریخی را داد. استدلال او ساده اما عمیقاً میهن‌پرستانه بود: «این پول مردم اصفهان است و بایستی صرف خود شهر شود.»

حضور او در سینما نیز اگرچه به اندازه تئاتر پررنگ نبود، اما به یاد ماندنی شد. او با فیلم «شب‌نشینی در جهنم» (۱۳۳۶) پا به عرصه سینما گذاشت؛ فیلمی که فیلمنامه‌اش را از روی نمایش «وادنگ» خود او برداشته بودند. با این‌که ابتدا قرار بود نقش اصلی (حاج جبار) را بازی کند، اما به دلیل ضعف گریم در آن دوران، نقش نوکر را پذیرفت و درخشید. بازی در هفده فیلم سینمایی از جمله «نصف جهان» و «جعفرخان از فرنگ برگشته» بخشی از یادگارهای تصویری اوست.

منارجنبانِ دلش هرگز از جای کنده نشد

سال‌های پس از انقلاب، برای شکرپاره اصفهان با سکوت همراه شد. تعطیلی تئاترها و پس از آن ممنوع‌التصویری، او را از عشق همیشگی‌اش، یعنی صحنه، دور کرد. با این حال، او هرگز اصفهان را ترک نکرد و انزوا در زادگاهش را به هر چیزی ترجیح داد. در اواخر عمر، حتی دعوت برای بازی در سریال‌های تلویزیونی مانند «کوچه اقاقیا» را به دلیل بیماری نپذیرفت.

ارادت او به اصفهان در یکی از معروف‌ترین جملاتش به مقامات دولتی که سعی داشتند او را برای کار به تهران منتقل کنند، مشخص است؛ جمله‌ای که هویت مکتب اصفهان را فریاد می‌زند: «هر موقع توانستید منارجنبان اصفهان را از بیخ کف تا کف ببرید و در لاله‌زار تهران کار بگذارید، اون موقع بغلش بلندگو اعلام می‌کنه تئاتر ارحام امروز ظهر این‌جا برگزار می‌کنه.» رضا ارحام صدر در ۲۴ آذر ۱۳۸۷ برای همیشه آرام گرفت و در قطعه نام‌آوران باغ رضوان به خاک سپرده شد.

اما امروز، در زادروز او، وقتی به تاریخچه هنر این مرز و بوم نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که «شکرپاره اصفهان» یک لقب خالی نبود؛ او طعم شیرین آگاهی و لبخند بود که در دل‌های مردم رسوب کرد. شاگردانی چون حسن علیرضایی و نسل‌های بعدی بازیگران، هنوز وام‌دار سبکی هستند که او با ظرافت، عشق و احترام به شعور مخاطب، بنا کرد. یادش در روز تولدش و در حافظه نمایشی ایران، تا همیشه سبز و خندان است.

259

کد مطلب 2213238

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین