به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «ماشاءالله شمسالوعظین» رئیس انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران، در ارزیابی عملکرد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و تلاشهای او برای ایجاد شکاف میان مسئولان ایران، اظهار کرد: ترامپ در میدان جنگ نتوانست دستاوردی کسب کند و به همین دلیل بهدنبال اختلافافکنی میان مسئولان کشور است تا از این طریق دستاوردی ساختگی ایجاد کند.
اهم سخنان وی را بنابر روایت ایرنا می خوانید؛
*برخلاف ادعای آمریکا مبنی بر وجود دو دستگی در ایران، در این جنگ مشخص شد که در خود آمریکا نوعی حکمرانی فردی و متکی به شخص برقرار است. برخلاف گذشته کلاسیک در نظام سیاسی ایالات متحده، در دوره جدید با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «حکمرانی شخصی» نامید.
* به همین دلیل مشاهده میکنیم که رئیسجمهور آمریکا هم گزارش نظامی میدهد، هم در توییتر اظهارنظر میکند، هم تهدید میکند، هم اعلام پیروزی، جنگ، مذاکره و حتی شکست مذاکره و آتشبس میکند. چنین رفتاری در نظامهای نهادمحور بسیار نادر است و عملاً با ساختارهای متکی بر نهادهای تصمیمگیر سازگار نیست.
* برخلاف ادعای آقای ترامپ که میگوید در ایران نمیداند با چه کسی باید گفتوگو کند، واقعیت این است که در ایران تصمیمگیری بر عهده نهادهاست نه افراد. این نهادها نماینده تمامی نیروها، سازمانها و جناحها هستند و در قالب شورای عالی امنیت ملی به وظایف ذاتی خود، بهویژه در شرایط بحرانی و جنگی، عمل میکنند.
*شاهد بودیم که حتی ترور رهبر شهید انقلاب هیچگونه خللی در روند تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور ایجاد نکرد و تنها چند ساعت بعد، ایران واکنش نظامی خود را در برابر تجاوز دشمن آغاز کرد.
* خروجی تصمیمات، بهویژه در دوران جنگ، نتیجه تصمیمسازیهای جمعی و مبتنی بر همفکری نهادی است.
*برخلاف ایالات متحده آمریکا که رئیسجمهورش امروز اعلام آتشبس میکند، نیم ساعت بعد آن را میشکند، یک ساعت بعد صلح اعلام میکند و دو روز بعد از محاصره دریایی خبر میدهد و گزارش نظامی ارائه میکند، در ایران چنین ناپایداری و شتابزدگی مشاهده نمیشود.
* ایران با جداسازی پرونده هستهای از تحولات ناشی از جنگ اخیر قصد دارد پیامی روشن به ایالات متحده و اسرائیل بدهد و این پیام آن است که در مرحله نخست، برای برقراری آتشبس و پایان دادن به جنگ، باید پیامدهای تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران در قالب دستورالعمل هرگونه مذاکره جدید لحاظ شود.
* مقوله سنتی ایران یعنی موضوع پرونده هستهای ایران، باید پس از توافق در مرحله نخست و در چارچوب بررسی پیامدهای جنگ ــ ازجمله مسائل مربوط به تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران توسط آمریکا ــ مورد توجه قرار گیرد. این موارد از عوارض مستقیم جنگ هستند و لازم است ایران و ایالات متحده، برای پیشرفت در مذاکرات، با تفکیک پروندهها و حوزهها از یکدیگر عمل کنند.
* وقتی مقوله پرونده هستهای طی دو دهه گذشته ــ با وجود مذاکرات طولانی میان ایران و آمریکا ــ به نتیجه قطعی نرسیده، نمیتوان انتظار داشت که در مدت یک یا دو ماه چنین مسائل پیچیدهای حل شود.
* طرح چنین دیدگاهی از آن جهت است که تسلیم شدن ایران برابر آمریکا، بهطور کامل و مطلق منتفی است.
*موضوعی که سالها و حتی دههها مذاکره درباره آن طول کشیده است، نمیتواند بهصورت دفعی و با شتاب مورد توجه میانجیگران و بازیگران این صحنه و این رویارویی ــ از جمله ایران و ایالات متحده آمریکا ــ قرار گیرد و بهسرعت حلوفصل شود؛ آنگونه که آمریکا برای اعلام نوعی پیروزی، حتی اگر نمادین باشد، بهدنبال آن است و این رویکرد قابل قبول نیست.
* وضعیت «نه جنگ و نه صلح» که اکنون بر روابط ایران و آمریکا حاکم است، این پرسش را ایجاد میکند که آیا دو کشور بهسمت رویارویی مجدد برای کسب امتیازهای بیشتر از یکدیگر حرکت خواهند کرد، یا اینکه در همین مرحله با تفکیک پروندهها و متناسب با شرایط ایران، بهسوی یک مذاکره منصفانه پیش خواهند رفت.
*اگر گزینه دوم عملی شود، با سیاستهای کنونی ایران سازگار است؛ اما اگر مسیر بهسمت گزینه نخست و تشدید تنشها برود، در آن صورت ایران گزینههای قابل توجهی برای بهدست آوردن امتیازهای بیشتر از ایالات متحده در هرگونه مذاکره آینده پیش روی خود خواهد داشت.
* ایران در آغاز جنگ عنصر جغرافیا در برابر تکنولوژی را بهعنوان راهبرد اصلی خود انتخاب کرد و در رویارویی میان جغرافیا و تکنولوژی، این جغرافیا بود که مقاومت کرد و موفق شد.
* اکنون چالشها بر روی دریا متمرکز شده و با بستن تنگه هرمز، ایران عملاً موضوع را از قلمرو ملی خود فراتر برده و به دریای عمان منتقل کرده است.
* ایران با بستن تنگه هرمز نوعی خفگی در انرژی جهانی ایجاد کرد. ایالات متحده برای مقابله با ایران، راهبرد دزدی دریایی را در پیش گرفت؛ به این معنا که چالش از فاز رویارویی «میان جغرافیا و تکنولوژی» به فاز «تکنولوژی دریامحور» منتقل شد.
* ایران همچنان این گزینه را برای خود محفوظ نگاه داشته که چالش را بار دیگر از عملیات دریامحور به رویارویی متکی بر جغرافیا و تکنولوژی بازگرداند. ایران میتواند با گشودن جبهههای تازه، بهطور مشخص در تنگه بابالمندب، رویارویی را دوباره به حوزه جغرافیایی منتقل کند؛ جایی که بار دیگر برتری خود را نشان خواهد داد.
* گشودن جبههای جدید دو نتیجه دارد: نخست، تقویت کارتهای مذاکراتی ایران در هرگونه گفتوگویی در آینده و دوم؛ دور کردن گامبهگام ایالات متحده و ماشین نظامی آن از قلمروهای حیاتی ایران و کشاندن آن به مناطقی که همپیمانان ایران با قدرت میجنگند و چیزی برای از دست دادن ندارند ــ مانند یمنیها که نه صادرات نفت دارند و نه صادرات و واردات دریامحور.
*در چنین شرایطی، هم یمنیها میتوانند در رویارویی «تکنولوژی و جغرافیا» دست بالا را داشته باشند و هم ایران، بهعنوان محور مقاومت منطقهای، قادر خواهد بود موقعیت مذاکراتی خود را تقویت کند.
* اگر ایالات متحده در شرایط کنونی بخواهد سیاست «دزدی دریایی» را ادامه دهد، ایران با تغییر رویکرد و ارتقای سطح چالش از یک مناقشه صرف سیاسی به رویارویی در عرصه «تکنولوژی و جغرافیا»، بار دیگر ابتکار عمل را در مواجهه با ایالات متحده و اسرائیل بهدست خواهد گرفت
* با بسته شدن یا ایجاد محدودیتهای گسترده در تنگه بابالمندب، کانال سوئز عملاً غیرفعال و بیاثر خواهد شد. این راهبرد میتواند توازن کنونی در رویارویی ایران و آمریکا را به سود ایران تغییر دهد.
*امیدوارم آمریکا هرچه زودتر به خرد و درایت بازگردد و پیش از گسترش ابعاد این رویارویی، به مذاکراتی منصفانه، مبتنی بر قوانین بینالمللی و تضمینکننده حقوق مسلم ایران در حوزههایی چون تنگه هرمز تن دهد و لازم است درخصوص پرونده هستهای نیز با انتقال مذاکرات به پس از پایان درگیریها موافقت کند.
*آنچه مسلم است، باید صدای واحد ملی از بدنه اجتماعی و سیاسی کشور برخیزد و از آن مسیر به کریدورهای تصمیمسازی و تصمیمگیری منتقل شود.
* اختلافنظرها در دوران جنگهای میهنی، بهویژه در سطح نهادهای تصمیمگیر و تصمیمساز، بسیار خطرناک است. از این رو، نهادهایی مانند پارلمان و سایر ارکان سیاسی کشور باید از تلاش برای کسب امتیاز در رقابتهای داخلی در چنین شرایطی پرهیز کنند.
*همه مطالبات جناحی و حزبی باید به دوران پس از جنگ موکول و موقتاً تعلیق شوند تا تمامی توان ملی صرف عبور از بحران و حفظ منافع ملی گردد.
*حفظ و تقویت اتحاد ملی و وحدت میان مسئولان ضروری است و اینکه نباید اجازه دهیم خطوط تفرقهافکنی دشمن پیش برود. این دقیقاً یکی از مؤلفههای مهم پروتکل دوران جنگهای میهنی است. زمانی که از داخل کشور صدای واحدی به بیرون مخابره شود، دشمنان ایران از انجام ابتکاراتی برای ایجاد شکاف میان ملت و دولت، طبقات اجتماعی، نیروهای مسلح و جریانهای سیاسی محروم میشوند در نتیجه، کشور میتواند سریعتر به ساحل امن جنگهای میهنی برسد.
*متأسفانه در هفتههای اخیر برخی اتفاقات نگرانکننده و شگفتآور رخ داد، اما خوشبختانه با تدابیر دقیق، بهسرعت مهار شد. این انسجام باید تا پایان جنگ ادامه یابد.
* آتشبس به معنای پایان جنگ نیست؛ بلکه گاه به منزله دوران استراحت جنگجویان است. ازاینرو، لازم است این وضعیت حساس همچنان با هوشیاری و انضباط کامل حفظ شود.
*دولت در دوران جنگ ۴۰ روزه عملکردی قابل قبول داشته است. توزیع عادلانه کالابرگها، تلاش برای جلوگیری از سرریز چالشهای دوران جنگ به بدنه اجتماعی و مدیریت توزیع انرژی — در شرایطی که جامعه بینالمللی درگیر بحران انرژی بود — از نشانههای این موفقیت است.
۲۹۲۱۸




نظر شما