به گزارش خبرآنلاین، عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: این میدان به طرز عجیبی از ابتدای آمدن اینترنت فعال بود و جنگی دایمی در آن قرار داشت و با اطمینان میتوان گفت که بیشترین خسارت به رابطه حکومت و مردم و حتی در اقتصاد در این میدان زده شده، زیرا پیش از دو دهه است که با شدت هر چه تمامتر ادامه داشته و به جنگ بیپایان میان دو طرف تبدیل شده است.
تردیدی نیست که تلفات سیاسی، عاطفی، اقتصادی آن از هر میدان دیگری بیشتر بوده و بدتر از همه اینکه طی سه ماه اخیر آتش این جنگ شعلهورتر شده و در حال گرفتن قربانیان و خسارت بیشتری است.
برخی افراد مسوولیت آن را متوجه دولت و آقای پزشکیان میدانند، زیرا در زمان انتخابات ۱۴۰۳ صریحا و مکرر وعده آزاد کردن اینترنت را داده بود. این وعدهها به نحوی بود که تصور میشد آقای پزشکیان بلافاصله با آمدن به پاستور اولین اقدامش اجرای این وعده است. نه تنها آن را انجام نداد، بلکه توضیح روشنی هم درباره آن ارایه نکرد و این ضربه سنگینی به اعتبار ایشان زد. هنوز هم کسی نمیداند چرا آن را انجام نداد.
برخلاف دیگران من یقین دارم که آن وعده را صادقانه بیان کرد و قصد دروغ نداشت ولی در عمل مردم با وعده انجام نشده مواجه بودند که هیچ دلیلی برای عدم انجامش وجود نداشت یا اگر هست کسی آن را نمیداند. پس مسوولیت این امر متوجه آقای پزشکیان بود یا اگر هم متوجه دیگران بود، ایشان با سکوت خود و در عمل آن را به عهده گرفت.
ولی این مساله تا دی ماه ۱۴۰۴ بود و پس از آن متوجه نیروهای دیگر است. به ویژه پس از جنگ که به کلی ماجرا فرق کرد. نه اینترنت که هیچ چیز دیگری در مسوولیت مستقیم دولت نیست، مسوولیتهای دولت بهطور متعارف در ذیل مدیریت جنگ تعریف میشود.
به نظر میرسد که مردم به دلایل گوناگون و قابل انتظار در محدودیتهای دسترسی به اینترنت در زمان جنگ نسبت به گذشته مخالفتهای کمتری ابراز داشتهاند، (هنوز هم اکثریت مخالف محدودیت هستند) شاید تصور میکنند که آزادی کامل به زیان روند جنگ است.
یکی از دلایل مهم که برای کم کردن پهنای باند میآورند که موجب افتادن طولانی مدت ایران به قعر اینترنت جهانی شده، ترس از هک کردن است. این مشکل واقعی و جدی بود ولی منطق آن پذیرفتنی نیست، زیرا ساختاری که همواره اینترنت را به عنوان یک تهدید جدی و نه یک فرصت عالی تلقی میکرد و هیچگاه سعی نکرد خود را با این زیرساخت جدید حیاتی بشر تطبیق دهد و در برابر هک خود را مجهز کند، نمیتواند درباره خطر هک توجیهاتی بیاورد که پذیرفتنی باشد، زیرا به صورت پیشفرض زیرساخت ارتباطی اینترنت را نفی خود میدانست و با آن به مثابه اکل میته برخورد میکرد که باید در حداقل باشد. به همین دلیل هم هیچگاه نتوانست خود را به آن مسلط و همراه کند، همیشه در برابرش ایستاد و ناتوان از فهم اهمیت و کار با آن شد و با این شیوه هیچگاه قادر به مقابله موثر با هک نخواهد شد و کم کردن پهنای باند نیز چاره دردش نیست. ولی سیاستی که ضربه نهایی را به انگیزه و منطق مخالفت با اینترنت زد، طبقاتی کردن آن بود.
در گذشته هم طبقاتی بود، ولی بسیاری از کسانی که از آن بهرهمند میشدند فعالانه علیه این سیاست و در ضرورت آزادی اینترنت مینوشتند و مهمتر اینکه انگیزه مادی در آن نبود، در حالی که طبقاتی شدن کنونی صرفا انگیزه مادی دارد و کل توجیهات امنیتی ماجرا را نقش بر آب کرده و آثار سوء آن چند برابر شده است.
روشن است که این سیاست ربطی به اپراتورهای تلفن همراه ندارد. آنان در مقامی نیستند که چنین تصمیمی را بگیرند. این تصمیم فراتر از آنان است و حتما باید برای منافع مادی آن و نحوه توزیعش فکرهای قبلی شده باشد.
اگر مسدود کردن اینترنت پایه امنیتی داشته، در این صورت طبقاتی کردن آن به معنای فروش امنیت است و اگر پایه امنیتی نداشته است که در اصل ندارد و با هدف افزایش درآمد است، در این صورت چرا طبقاتی میکنید؟ هزینهاش را زیاد کنید تا میلیونها نفر از آن بهرهمند شوند. مثل همه چیزهای دیگری که گران شده است. حداقل این سیاست عوارض تبعیض را ندارد.
در هر حال طبقاتی کردن ضد منافع عمومی و حکومتی است، زیرا باز بودن اینترنت چنان منافع اقتصادی گستردهای دارد که همه کشور و مردم و به تبع آن دولت و حکومت هم از آن منتفع میشوند.
سود حاصل از فروش اینترنت طبقاتی در برابر سود ناشی از باز بودن اینترنت بسیار بسیار اندک است ولی مهمتر از آن، هزینه و منافع سیاسی و روانی است که در «میدان نت» با لشکر بزرگ دهها میلیونی مردم باید مبارزه کرد و طبقاتی کردن آن آثار وحشتناکی دارد که باز کردنش برعکس بسیار سودمند است.
منافع عمومی و مردم را به منافع گروهی اندک نباید فروخت. نتیجه این میدان چیزی جز شکست نیست.
جالب است که این رویکرد در نامه امام علی(ع) به مالک اشتر به خوبی تبیین شده است. خطاب به مالک مینویسند که «نگاهت به آبادانی زمین، باید از نگاهت به گرفتن مالیات بیشتر و کوشاتر باشد»، «هر کس مالیات را بدون آبادانی بطلبد، شهرها را ویران و بندگان خدا را هلاک میکند».
اینترنت آزاد چنان تحولی در اقتصاد و معیشت و نیز رضایت مردم ایجاد میکند که با این درآمدهای اندک قابل مقایسه نیست. ده برابر درآمد حاصل از اینترنت طبقاتی را برای جبران فقر حاصل از قطع اینترنت پرداخت کنید، باز هم ناکافی است و این فقر و کاهش درآمد ضربه سنگینی به اقتصاد کشور است. فقر و بیکاری ناشی از بمباران دشمن قابل درک است ولی از قطع اینترنت خیر.
بگذریم از اینکه این سیاست تبعیضآمیز منشا فسادهای فراوانی خواهد شد که چون موریانه جامعه را از درون میخورد و یک عرصه جدید فساد ایجاد میکند.
23302




نظر شما