به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «پایهٔ بنیاد ملی پویانمایی ایران، اسفند ۱۴۰۲ طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و ابلاغ رئیسجمهور گذاشته شد و از ابتدای سال ۱۴۰۳ تیمی برای پیگیری کارهای حقوقی تشکیل آن شکل گرفت اما با توجه به شهادت رئیسجمهور وقت کار اجرایی بنیاد عملا متوقف شد. در نهایت از سال ۱۴۰۳ بنیاد به صورت مستقل زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کار خود را آغاز کرد.» این، بخشی از صحبتهای ناصر جاهدنیا، مدیرعامل بنیاد ملی پویانمایی ایران در نخستین نشست خبری بنیاد (۲۳ مهر ۱۴۰۴) بود.
از ناصر جاهدنیا که در نشست مذکور اشاره کرد «بنیاد ملی پویانمایی ایران حاصل مطالبه جدی ۲۰ ساله صنعت انیمیشن ایران است.» پرسیدیم با توجه به گذشت حدودا شش ماه از شکلگیری این بنیاد، هماکنون وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟ جاهدنیا، پاسخ داد: «آنجا هم بنده و هم جناب امیرمحمد دهستانی، معاونت راهبری و حمایت از تولید بنیاد اشاره کردیم که راهاندازی بنیاد ملی پویانمایی ایران، مطالبه اهالی انیمیشن در قریب به ۲۰ سال گذشته بوده است. ما در بنیاد ملی پویانمایی ایران؛ ساختاری جدید در نظام حکمرانی فرهنگی کشور، طی برگزاری جلسات هماندیشی متعدد به این نتیجه رسیدیم که اصل موضوع برای اهالی انیمیشن، توسعه بازار هم داخلی و هم بینالمللی است. طبق تخمین ما در سال ۱۴۰۴، اندازه بازار داخلی انیمیشن صد همت بوده است که به شکل انحصاری در اختیار محصولات خارجی قرار داشته است. آنچه استودیوهای انیمیشنسازی ما، امروز نیازمند آن هستند نه دریافت کمکهزینههای بلاعوض برای تولیدات سفارشی که بیرون آمدن بازار داخلی از انحصار محصولات خارجی و اختصاص سهمی از آن به تولیدات داخل است. نمونههای مشابه این تخصیص سهم به تولیدات داخلی از بازار داخلی، در دنیا فراوان است و بهعنوان یکی از نزدیکترین نمونههایش میتوان از فرانسه مثال آورد که به لحاظ سیستم حمایت فرهنگ دولتی مشابهت بسیاری به ما دارد.»
او با اشاره به این که «در کنار این، باید به مبحث صیانت و حفاظت از محصولات بهعنوان ادامه زنجیره اشاره کرد» افزود: «درواقع پس از تخصیص سهم به تولیدات داخلی باید از این سهم محافظت و اطمینان حاصل کرد که درآمدها به تولیدکننده، درواقع به استودیوهای انیمیشنسازی و بهتبع آن به سرمایههای انسانی این استودیوها برمیگردد. ما متاسفانه با مدل مواجهه دستگاههای حاکمیتی بهعنوان سرمایهگذار با استودیوهای انیمیشنسازی هم دچار چالش هستیم. توجه داشته باشید که برخلاف مدلهای بینالمللی، مالکیت اغلب محصولات انیمیشن که تا امروز در ایران تولید شدهاند، در اختیار استودیوهای انیمیشنسازی نیست. بهعنوان مثال، حق مالکیت مجموعه «پهلوانان» بهعنوان یکی از مجموعه انیمیشنهای موفق، در اختیار صداوسیماست و نه استودیوی سازنده آن. در چنین وضعیتی، با هر تغییر ساختاری در بدنه مدیریت، همه جزئیات اعم از تداوم یا عدم تداوم پروژه دستخوش تغییر میشود.»
متخصص در مدیریت تولید و تهیهکنندگی انیمیشن در پایان این بخش از صحبتهایش تصریح کرد: «درواقع در حالی که مجموعه شما، مجموعهای پرمخاطب و شناختهشده است اما خودتان بهعنوان سازنده آن از هیچ اختیاری نسبت به محصولتان برخوردار نیستید. عدم اعطای حق مالکیت یک اثر به استودیوی سازنده، به معنای نگهداشتن آن حق در اختیار مدیران است که غالبا هم فاقد آشنایی و تخصص نسبت به موضوع هستند. قبضهکردن مالکیت توسط دستگاههای حاکمیتی از یکسو خسارت فرهنگی به بار میآورد و موجب میشود در غیاب تلاش این دستگاهها برای دیدهشدن اثر، هر اثر صرفا متعلق به کودکان یک نسل بماند و توسط نسلهای بعد دیده نشود. خسارت دیگر، خسارت اقتصادی است و ممانعت از کسب سودی که سازندگان اثر در صورت در اختیار داشتن حق مالکیت میتوانستند با ارائه اثرشان در بازارهای بینالمللی از آن بهرهمند شوند، مولد باشند، درآمدزایی کنند و چرخ اقتصادی خودشان را بچرخانند.»
متن کامل این گفتوگو با حضور محمد خیراندیش، طراح کاراکتر، انیماتور، نویسنده و کارگردان با موضوع «بازدیدهای میلیونی ویدئوهای رسانه «اکسپلوسیو مدیا» در شبکههای اجتماعی و دست بالاتر ایران در جنگ رسانهای» را اینجا بخوانید.
۵۹۲۴۲




نظر شما