به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، آیات ۵۲ تا ۵۷ سوره صافات با صحنهای تأملبرانگیز از گفتوگوی اهل بهشت آغاز میشود، جایی که یکی از آنان به یاد همنشینی در دنیا میافتد که پیوسته او را به انکار معاد و حقیقت دعوت میکرد، «أَئِذَا مِتْنَا وَکُنَّا تُرَابًا... أَئِنَّا لَمَدِینُونَ». این یادآوری، صرفاً یک خاطره نیست؛ بلکه بازخوانی مسیری است که میتوانست به سقوط ختم شود.
بنابر روایت فارس، در المیزان، این آیات نشاندهنده یکی از مهمترین ابعاد دشمنشناسی است، دشمن همیشه با چهرهای آشکار نمیآید، گاهی در قالب دوست، همصحبت و حتی دلسوز، انسان را به تردید و انکار میکشاند. دشمن حقیقی کسی است که ایمان را نشانه میگیرد، نه صرفاً جسم و جان را.
دوزخ سرنوشت دشمن است
در ادامه آیات ۵۵ تا ۵۷، اهل بهشت از جایگاه خود به دوزخ مینگرند و آن همنشین گمراهکننده را در میان شعلهها میبینند. این صحنه، اوج تقابل دو مسیر است، راه هدایت و راه ضلالت.المیزان این نگاه را «کشف حقیقت» میداند، یعنی در آخرت، پردهها کنار میرود و انسان نتیجه واقعی انتخابهای خود و دیگران را میبیند.
دشمنی که در دنیا با سخنان به ظاهر منطقی، انسان را به انکار میکشاند، در اینجا چهره واقعی خود را نشان میدهد، چهرهای که نهتنها نجاتبخش نیست، بلکه عامل هلاکت است.
دشمن ما را به پرتگاه هلاکت میبرد
در آیات ۵۸ تا ۶۱، اهل بهشت با شگفتی از نجات خود سخن میگویند و اعتراف میکنند که اگر لطف الهی نبود، آنان نیز به سرنوشت همان گمراه دچار میشدند. این بخش، یکی از ظریفترین نکات دشمنشناسی را روشن میکند،دشمن همیشه از بیرون حمله نمیکند، بلکه گاه انسان را تا آستانه سقوط پیش میبرد، بیآنکه خود انسان متوجه شود.

این اعتراف نشان میدهد که هدایت، صرفاً نتیجه تلاش فردی نیست، بلکه لطف الهی نیز در آن نقش اساسی دارد. در مقابل، دشمن با بهرهگیری از غفلت انسان، او را قدمبهقدم به سوی هلاکت میکشاند.
عذاب جمعی و پیوسته پایان راه دشمن است
از آیه ۶۲ به بعد، قرآن با طرح یک مقایسه تکاندهنده، به توصیف درخت «زقوم» میپردازد، غذایی که ویژه دوزخیان است. این تصویر، نمادی از عذاب درونی و بیرونی دشمنان است، آنان که در دنیا با انکار و تکذیب، حقیقت را تحریف کردند.
زقوم تنها یک عذاب جسمانی نیست، بلکه تجسم اعمال و باورهای باطل آنان است. دشمنی که در دنیا با افکار مسموم دیگران را تغذیه میکرد، در آخرت خود از همان سم تغذیه میکند. این، یکی از عمیقترین جلوههای «جزاء من جنس العمل» است.
ریشههای انحراف دشمنان
آیات ۶۹ تا ۷۴ به تحلیل ریشههای گمراهی دشمنان میپردازد: «إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّینَ فَهُمْ عَلَیٰ آثَارِهِمْ یُهْرَعُونَ». آنان بدون تفکر، از گذشتگان خود تقلید کردند و همین تقلید کورکورانه، آنان را به هلاکت کشاند.
یکی از مهمترین ویژگیهای دشمن، جمود فکری و تقلید بیدلیل است. دشمن نهتنها خود در گمراهی است، بلکه با شتاب، دیگران را نیز به همان مسیر میکشاند. این شتاب در گمراهی، نشانهای از بیتعقلی و فقدان بصیرت است.
سنت الهی در مجازات دشمنان حتمی است
در پایان این بخش آیات ۷۵ و ۷۶، قرآن با اشاره به سرگذشت اقوام پیشین، یک قاعده کلی را بیان میکند، هرگاه پیامبران الهی دعوت به حق کردند و با تکذیب مواجه شدند، سرانجام دشمنان به عذاب الهی گرفتار شدند و مؤمنان نجات یافتند.
این آیات بیانگر «سنت تغییرناپذیر الهی» است، سنتی که بر اساس آن، تقابل حق و باطل همیشه با پیروزی حق پایان مییابد. دشمن ممکن است در مقطعی قدرتنمایی کند، اما این قدرت، پایدار نیست و سرانجام در برابر اراده الهی فرو میپاشد.
دشمن را چگونه بشناسیم؟
مجموع این آیات، تصویری چندلایه از دشمن ارائه میدهد، اول اینکه دشمن میتواند در لباس دوست ظاهر شود و با ایجاد تردید، ایمان را هدف بگیرد. دوم دشمن با بهرهگیری از غفلت، انسان را بهتدریج به سوی هلاکت میکشاند.
سوم، دشمن غالباً گرفتار تقلید کورکورانه و جمود فکری است. چهارم مجازات دشمن، هم جسمانی و هم معنوی است و از جنس اعمال خود اوست و پنجم سنت الهی بر نابودی نهایی دشمنان و نجات مؤمنان استوار است.
این آیات، در کنار ترسیم عاقبت دشمن، یک پیام روشن نیز دارند، مسیر حق، هرچند دشوار، به نجات ختم میشود و مسیر باطل، هرچند فریبنده، سرانجامی جز سقوط ندارد.
تلاوت این آیات را که در صفحه ۴۴۸ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.




نظر شما