گروه اندیشه: در مجله ترجمان شماره ۳۶ پاییز ۱۴۰۴ علیرضا شفیعینسب مطلبی ترجمه کرده از نوشته پِلِد آربلی در سایت اسرائیلی جروزالم پُست. این مطلب با استناد به تحلیل روانشناختی دکتر اوفر گروتسبرگ، «بنیامین نتانیاهو» و جنایت های او را محصول یک محیط خانوادگی سرد، کمالگرا و آسیبزا میداند. او سخنوری ماهر و بازاریابی چیرهدست است که از ابزار مناظره برای ایجاد فاصله عاطفی با واقعیت استفاده میکند. این تحلیل نشان میدهد نتانیاهو به دلیل داشتن پدری خودشیفته و مقتدر، فاقد «خویشتن مستقل» و بلوغ عاطفی است. او در خانه تحت سلطه همسری کنترلگر و پسری افراطی بوده و این انزوای عاطفی و فقدان فضای امن خانوادگی، او را مجبور میکند تا مانند یک غریق، تنها برای بقای خود به «قدرت» چنگ بیندازد. از منظر روانکاوی، رفتار نتانیاهو که منتهی به اتخاذ یک «تیپ شخصیتی جنایتکار» شده ، ریشه در «خودشیفتگی جبرانی» و «فقدان همدلی» دارد. او در محیطی بزرگ شده که احساسات در آن جایی نداشته و تنها «موفقیت» و «اقتدار» ارزش محسوب میشده است. این «بیحسی عاطفی» که در دوران مناظره و بازاریابی تقویت شده، به او اجازه میدهد تصمیمات سختی را که منجر به فجایع انسانی میشود، بدون درگیری عاطفی و صرفاً به عنوان یک «محاسبه سیاسی» برای بقا ببیند. در واقع، او علاوه بر لذت از جنایت، به دلیل «ناتوانی در درک رنج دیگران» و گره خوردن موجودیتش به صندلی قدرت، دست به کنشهای ویرانگر میزند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****

دکتر اوفر گروتسبرگ، روانشناس بالینی و روانکاو اسرائیلی، در گفتوگویی با روزنامۀ معاریو درباره شخصیت، پیشینۀ خانوادگی و تصمیمات بنیامین نتانیاهو سخن گفت. این گفتوگو نگاهی میاندازد به تاریخچه و روانشناسی نتانیاهو، دقیقاً ۲۹ سال پس از آنکه در ۲۹ مه ۱۹۹۶ به نخستوزیری رسید. گروتسبرگ میگوید: نتانیاهو را در رسانهها میبینیم که همهچیزش حسابشده است. بیشتر ما از مهارت سخنوریاش حیرت میکنیم، اما پشت این نمایشهای تر و تمیز چه نوع آدمی نهفته است؟
از نظر گروتسبرگ، نتانیاهو سخنوری ماهر است که میتواند مخاطبانی از طیفهای مختلف را جذب کند، بهویژه کسانی که به سخنان پرآبوتاب علاقه دارند و آن را وسیلهای برای تحکیم وحدت ملی میبینند. او سخنرانیهایش را با جملات موجز و حرکات تمرینشده اجرا میکند و این نمایش تصویرش را بهعنوان رهبری مقتدر تثبیت میسازد؛ رهبری که از جانباختن و پیروزی سخن میگوید. بهگفتۀ گروتسبرگ، این چندان عجیب نیست: بیبی فرزند خانوادهای صهیونیست بود که سه پسرش همگی در یگان ویژۀ تکاوران خدمت کردند. پدرش، استاد تاریخ با شناختی عمیق از روندهای سیاسی، این باور را در او نهادینه کرده بود که «اگر خودت هوای خودت را نداشته باشی، چه کسی هوایت را خواهد داشت؟»
بااینحال، پدر، شخصیتی سرد، ایدئولوژیک و انتقادگر داشت. او انتظار موفقیت از فرزندانش داشت و اجازه نمیداد بیبی رابطهای عاطفی با او برقرار کند. مادرش، در مقابل، زنی مطیع و ضعیف تصویر میشد که شوهر نابغۀ خود را میستود و میگفت: «من با یک نابغه ازدواج کردهام، بالاخره یک نفر هم باید کارهای خانه را انجام دهد». بیبی، مانند مادرش، پدر را تحسین میکرد، اما زیر سایۀ او فرصت شکلدادن به خویشتنی مستقل نداشت. هر بار با ورود پدر از جا برمیخاست و هر وقت او سخن میگفت سکوت میکرد. الگوی همذاتپنداری او پدری خودشیفته بود که محتاج تحسین دائمی اطرافیان بود.
بهدلیل کارهای دانشگاهی پدر، خانواده به ایالات متحده مهاجرت کردند. بیبی در دبیرستانی در پنسیلوانیا در انجمن مناظره فعال شد؛ محیطی که در آن باید به هر پرسش پاسخ فوری و معقول داد. در چنین فضاهایی احساسات جایی ندارند و هرچه سرعت پاسخ بیشتر باشد، فاصلهٔ عاطفی نیز بیشتر میشود. این همان دنیای مناظره و رسانه است که در آن تأمل و درنگ جایگاهی ندارد.
پس از بازگشت به اسرائیل وارد حوزۀ بازاریابی شد؛ حرفهای که در آن پیام را متناسب با مخاطب تنظیم میکنند، نه اینکه لزوماً حقیقت کامل گفته شود. تحصیل در امآیتی و سابقۀ نظامی در ارتش نشان از توانایی ذهنی او داشت، منتها، در کنار این خصایل، بیاحساس هم هست.
داشتن پدری خودشیفته و خانوادهای که بر موفقیت تأکید میکرد، مانع شد او خویشتنی مستقل بسازد و مراحل رشد را پشت سر بگذارد، همان مراحلی که آدم را قادر به ارتباطگیری با خویشتن و ضعفهای خود میکند. همین سبب شد به حوزههایی چون مناظره و بازاریابی جذب شود. به باور گروتسبرگ، در گذر عمر، ویژگیهای شخصیتی بیش از استعدادها اهمیت مییابند و در نهایت وجه عاطفی بر وجه فکری میچربد.
رسانهها گزارش دادهاند که نتانیاهو سه بار ازدواج کرده و دو بار طلاق گرفته است. او به همسرانش خیانت میکرده و در ازدواج نخست دختری داشت که بعدها مذهبی شد و با او رابطهای ندارد. در روانکاوی، بازگشت به دین اغلب نشانهٔ فقدان پدری حمایتگر است، زیرا فرد چنین چهرهای را در خدا بازمییابد. ازدواج بعدیاش با سارا بود؛ ازدواجی که به گفتهٔ گروتسبرگ برخلاف میل او و بهدلیل بارداری سارا صورت گرفت. گزارشها سارا را زنی هیستریک توصیف کردهاند که با کارکنانش بدرفتاری میکند، در تصمیمات سیاستی بهشدت دخالت میکند و شوهرش را کنترل میکند.

آیا بیبی مادر ضعیف را با زنی سلطهجو جایگزین کرده که او را کنترل میکند؟ پسرش یائیر ظاهراً سخنان افراطی و آتشین بر زبان میآورد و مدام از این و آن شکایت و اعادۀ حیثیت میکند. ضعف پدرش را هم که میبیند، به اقتدار او گردن نمینهد. حتی اگر بخشی جزئی از این سخنان درست باشد، همان هم نشان میدهد که در شخصیت بیبی چیزی ناپخته وجود دارد.
هر فردی به خانهای سرشار از حمایت و محبت نیاز دارد تا در زمان بحران به آن پناه ببرد. اما نه سارا و نه یائیر چنین محیطی فراهم نمیکنند. به همین دلیل نتانیاهو منزوی است، فضایی امن و حمایتگر ندارد که در آن بتواند درنگ کند و درنتیجه مثل غریقی که به تختهپارهای چنگ بیندازد به قدرت چنگ میاندازد. فاصلۀ زیاد میان چهرۀ عمومی نتیانیاهو و ضعفش در خانه بسیار جالب توجه است.
پینوشت:
* برگرفته از مطلب Netanyahu in the spotlight versus at home: A psychoanalyst's view, ۳۰ years after PM's rise که در تاریخ ۲۹ می ۲۰۲۵ در وبسایت جروزالم پُست منتشر شده است.
** پِلِد آربلی [Peled Arbeli] خبرنگار نشریۀ عبریزبان معاریو است.
۲۱۶۲۱۶




نظر شما