اول: از امیرمؤمنان و امام متّقیان علی (علیهالسّلام)، حکمتی ماندگار، به یادگار است که فرمودهاند:
«أَیُّهَا النَّاس! اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ بِعَاقِلٍ مَنِ انْزَعَجَ مِنْ قَوْلِ الزُّورِ فِیهِ وَ لَا بِحَکِیمٍ مَنْ رَضِیَ بِثَنَاءِ الْجَاهِلِ عَلَیْه»1
ای مردم! بدانید هرکس از سخن ناحق دربارۀ خود، بیقرار و نا آرام شود، خرمند نیست؛ و هرکس از مدح و ستایش نادان دربارۀ خود، خشنود و رضایتمند گرد، حکیم نمیباشد.
این سخنِ بلندِ پندآموز، بهویژه برای کنشگران عرصۀ سیاست و سیاستمداران، بسیار آموزنده و سازنده است، چرا که ساحت سیاست ۔ خواه و ناخواه ۔ میدان جنگ زرگری بازیگران سیاسی و پهنۀ تاخت و تاز بیرحمانۀ بازیخوردگان سیاسی است و پر روشن است که در چنین آوردگاه خطیری، بازار قولِ زور و سخنان ناحق و دروغین بر ضرر این و آن، از یک سو، و مدح و ثنا و ستایشهای فریبنده به نفع این و آن، از سوی دیگر، رایج و دارج و گرم است. شرطِ خردورزی و حکمتگرایی آن است که آدمی در عرصهای بدینسان بیاعتبار، نه از آن سخنان دروغ و ناروا به انزعاج و پریشانی و بیتابی کشیده شود و نه از آن ستودنهای پوچ و تملّقآمیز، مغرور و مسرور و مفتون گردد.
روان پاکِ شهیدِ سعید، دکتر علی لاریجانی (رحمةاللهعلیه)، در باغهای مینو، شاد باد که حقّاً سیاستمداری چنین بود. کارنامۀ قریب نیم قرن حضور و کنشگری وی در میدان سیاست، که از روزگار جوانی، آغاز و تا لحظۀ شهادت، استمرار یافت و سرگذشت ایفاءِ نقش و مسئولیّت او در بالاترین مصادر و مناصب سیاسی، که به طور طبیعی با فراز و نشیبهای فراوان و شکننده، همراه است، شاهدِ صدقِ این مدّعاست.
سخن این قلم در مجال حاضر، آنست که دکتر علی لاریجانی، سیاستمداری از تبار خرد و عقلانیّت بود؛ «خردورزی در مقام نظر و عقلانیّت در مقام عمل»؛ و این، نیاز حتمیِ همۀ کنشگران عرصۀ سیاست دینی و اسلامی است، و دریغا که جمع این دو فضیلت نظری و عملی در میان عاملان و کاگزاران سیاسی، دیریاب و بلکه کمیاب است، چرا که ورود در ساحت «سیاست مُلک»، بنابر تعالیم دینی ما، مؤخّر از «سیاست نفس» است و لازمۀ حضور در این میدان، آنست که شخص، ابتدا خویشتن را سیاست و تربیت نماید، چنانکه امام امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) فرمودهاند: «مَنْ سَاسَ نَفْسَهُ أَدْرَکَ السِّیَاسَةَ»2 و به همین جهت، سیاستِ نفس، در دیدگاه مولا (علیهالسّلام) برترینِ سیاست، به شمار آمده است: «سِیَاسَةُ النَّفْسِ أَفْضَلُ سِیَاسَة»3. و معمولاً قلیلاند کسانی که ابتدا از سیاست نفس فارغ گشته و آنگاه به سیاست مُلک درآمده باشند. تاریخ سیاست و بهویژه سیاست دینی، به وضوح هرچه تمامتر، نشاندهندۀ این حقیقت تلخ است که تربیت نایافتگان، آنگاه که در میدان سیاستورزی، حضور یافتهاند، تنها نه خود را بد داشتهاند که آتش در همۀ آفاق افکندهاند:
| بیادب تنها نه خود را داشت بد |
بـلـکه آتش در همه آفاق زد |
|
| درمیان قوم موسی چند کس |
بیادب گفتـنـد کو سیر و عدس |
|
| از ادب پـرنـور گشتهست این فلک |
وز ادب مـعـصوم و پاک آمد ملک4 |
شهید لاریجانی به لطف و امداد خداوند سبحان، نه از اهانت بیادبان که در حریم امن حرم مطهّر حضرت فاطمۀ معصومه (علیهاالسّلام) به سوی او مهر پرتاب کرده و سخنرانی وی را برهم زدند و نه از بازی سیاسی و صحنهآرایی یکی از سران نظام در صحن مجلس شورای اسلامی علیه وی، به انزعاج و سراسیمگی کشیده شد و نه از ستایشهای تملّقگویان، فریفته و دلباخته گشت.
«و خردمند آن است که به نعمتی و عشوهای که زمانه دهد، فریفته نشود و بر حذر میباشد از بازستدن که سخت زشت ستاند و بیمحابا».5
| غرّه مشو، گر ز چرخ، کار تو گردد بلند |
زانکه بلندی دهد، تا بتوانَد فکند6 |
دوم: فارغ از دو ویژگیِ فضیلتآمیز مذکور در نکتۀ پیشین (یعنی ناشکیبا نگشتن از سخنان ناحق و سرمست نشدن از مدح و ثنا) که هر دو، چنانکه در بیان آموزندۀ امیر بیان (علیهالسّلام) آمده بود، زاییدۀ خردورزی و حکمتگرایی است، شهید دکتر علی لاریجانی (رحمةاللهعلیه)، ویژگیهای خردمندانۀ دیگری را نیز دارا بود.
او هیچگاه ۔تا جایی که ما میدانیم۔ به دنبال دست یازیدن به مناصب و مقامات گوناگون نبود، و البته اگر مسئولیّتی، متوجّه به او میشد، از آن سر باز نمیزد. گویی که این حکمتِ بلندِ علوی (علیهالسّلام) را به خوبی آموخته بود:
«مِنَ الْحِکْمَةِ أَنْ لَا... تَتْرُکَ الْأَمْرَ عِنْدَ الْإِقْبَالِ وَ تَطْلُبَهُ عِنْدَ الْإِدْبَار»7 از نشانههای حکمت، آن است که آن هنگام که کاری به تو رو میآورد، رهایش نسازی و چون از تو روی گرداند، به دنبالش نروی. از عجایب پرسش برانگیز روزگار ما که همچنان بیپاسخ، باقی مانده است، این است که شهید لاریجانی که از صادقترین و شریفترین کارگزاران نظام جمهوری اسلامی بود، دو بار از سوی نهادی که باید دقیقترین و دادگسترترین نهاد حاکم باشد، ردّ صلاحیّت شد!؟ و بیتردید کشور و مُلک و ملّت از ظرفیّت وسیع و سازندۀ وجودی وی محروم گشتند، ولی آن شهید سعید، در این دورۀ ادبار، به دنبال کسب مقام و منصب ندوید و با بزرگمنشی و والانگریِ خود که حاصل خردمندی نظری و عقلانیّت عملی بود، به تعبیر منقول از خود وی، «نخواست که هیچ هزینهای برای نظام ایجاد کند»:
| لب باز نکردم به خروشیّ و فغانی |
من محرم راز دل طوفانی خویشم8 |
و علیرغم آنکه مقام معظّم رهبری و قائد شهید امّت (قدّسسرّهالشّریف)، آشکارا به متصدّیان ذیربط، دستور جبران این ظلم را دادند، هیچگاه این نقیصه، ترمیم و جبران نشد بلکه برای بار دوم نیز تکرار شد!!!
| شرح این هجران و این خون جگر |
این زمان بگذار تا وقت دگر9 |
شهید لاریجانی، البته در نامهای به آن نهاد مربوطه، تفصیلاً پاسخ عالمانه و جامعی به نظرات و دعاویِ شگفتانگیز آن نهاد در ردّ صلاحیّت خود داد و رونوشتی از آن نامه را برای مراجع عظام تقلید (دامتبرکاتهم) نیز ارسال نمود تا در تاریخ سیاسی کشور ثبت و ضبط گردد.
| مـا نـگـویـیـم بـد و مـیـل بـه نـاحـق نـکـنـیم |
جـامـه کـس سـیـه و دلـق خـود ازرق نـکـنیم |
|
| آســمــان کـشـتـی اربـاب هـنـر مـیشـکـنـد |
تـکـیـه آن بـه کـه بـر ایـن بـحـر معلق نکنیم |
|
| خــوش بــرانـیـم جـهـان در نـظـر راهـروان |
فــکــر اسـب سـیـه و زیـن مـغـرق نـکـنـیـم10 |
سوم: دوگانۀ «استرشاد» و «استبداد» که در تعالیم دینی ما آمده است، بهویژه در عرصۀ سیاست، بسیار با اهمیّت است و حقِّ خردورزی آن است که انسان خردمند، همواره راه رشد، یعنی راه راست و درست را بجوید و خودکامگی و خودسری را به جدّ فروگذارد. چنانکه امام علی (علیهالسّلام) میفرماید: «حَقٌ عَلَی الْعَاقِلِ أَنْ یَسْتَدِیمَ الِاسْتِرْشَادَ وَ یَتْرُکَ الِاسْتِبْدَاد»11. شهید لاریجانی پیوسته در پی یافتن راهحلهای مطلوب برای مسائل پیش رو بود و در این جهت، از قضاوتهای نادرست دیگران، فارغ گشته و آنچه را مهم تلقّی مینمود، استهداء و راه درست را جُستن بود و هم بدین سبب از روحیۀ خودکامگی و خودرأیی و بیتوجّهی به دیدگاه دیگران که آفت بزرگ سیاستمداران و آسیب بزرگ میدان سیاست است، برکنار میبود. از رایزنی و مشورت و اخذ آراء و انظار گوناگون نمیهراسید و خردمندانه، دریافته بود که ساحت سیاست، سخت، نیازمند انضمام و افزودن دیدگاههای عقلاءِ قوم به یکدیگر است: «حَقٌ عَلَی الْعَاقِلِ أَنْ یُضِیفَ إِلَی رَأْیِهِ رَأْیَ الْعُقَلَاءِ»12 حقّ خردورزی آن است که انسان خردمند، رأی سایر عقلا را به رأی و نظر خود، بیفزاید و از آن بهره جوید، نه آنکه با خودکامگی که زاییدۀ رذیلت بزرگِ عُجب و خودشیفتگی است، چه بسا به یک ملّت، چنان خسارتهای فراوان و پایدار و ماندگار، وارد آورَد که جبران آن ناممکن باشد و سرنوشت یک قوم و جامعه را برای همیشه دگرگون سازد.
سوگمندانه باید گفت به رغم باورمندی ما به فلسفۀ سیاسی عدالتگرا و ضدّ استبدادی اسلام، تاریخ مسلمانان امّا، بیشتر آمیخته با خودکامگی و خودسری بوده است. ریشهیابی این آسیب ویرانگر، به خوبی به ما نشان میدهد که بستر عمدۀ پیدایی این کجروی، اولاً: استنکاف کارگزاران عرصۀ سیاست و متنفّذان و تأثیرگذاران جامعه از مشورت و اخذ آراء و انظار صاحبنظران و ثانیاً: انتقادناپذیری و رو ترش کردن در برابر انتقادهای سازنده بوده است.
استبداد چنانکه در سخن حکیمانۀ مولا علی (علیهالسّلام) آمده است، نقطۀ مقابل مشورت است: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَکَهَا فِی عُقُولِهَا»13 آنکس که تنها به نظر خود، بسنده میکند، راه هلاکت را میپیماید و آنکس که با اهل فن، به مشورت مینشیند، در خرد آنها مشارکت نموده و سهمی دارد. شهید دکتر لاریجانی، مشورت را کالایی زینتی و امری ظاهری نمیدانست و از بُن دندان به آن، معتقد و ملتزم بود و به خوبی دریافته بود که مشورت، میزان سهو و خطا و کجرویها را بهویژه در عرصۀ سیاست، کاهش میدهد.
| امـــرهـــم شــوری بــرای ایــن بــود |
کــز تــشـاور سـهـو و کـژ کـمـتـر رود |
|
| ایـن خـردهـا چـون مـصـابـیـح انورست |
بـیـسـت مـصـبـاح از یـکی روشنترست |
|
| بو که مــصــبــاحی فـتـد انـدر مـیـان |
مـشـتــعـل گــشـتـه ز نـور آسـمـان14 |
چنانکه آن شهید سعید از نقد و انتقاد سازندۀ دیگران نمیگریخت و نسبت به آن، رو ترش نمینمود و به خوبی میدانست که انتقادپذیری بهویژه در مناسبات قدرت و سیاست، ضرورتی انکارناپذیر است و در حقیقت یکی از مراتب نهی از منکر و نصیحت پیشروان و حاکمان و یکی از حقوق و وظایف مردم به شمار میآید و شرط عقلانیّت و خردورزی، پذیرش انتقاد و دوستی با منتقدان است، چنانکه در سخن امام علی (علیهالسّلام) چنین آمده است: «لَا تُعَاتِبِ الْجَاهِلَ فَیَمْقُتَکَ وَ عَاتِبِ الْعَاقِلَ یُحْبِبْک»15 از جاهل انتقاد مکن که تو را دشمن خواهد داشت و از عاقل انتقاد کن که تو را دوست خواهد داشت.
| هرکس ز انتقاد نرنجید، بیگمان |
از شاخ ابتکار به زودی ثمر گرفت |
|
| مرغ سـعادت همه مردان با هنر |
از انتقادهای بهجا بال و پر گرفت16 |
چهارم: از دیگر ویژگیهای شاخصی که شهید لاریجانی را از اقران خود در عالم سیاست ممتاز مینمود، برخورداری از «فضیلتهای فکری» بود. فضایل فکری همان چیزی است که قدماء به آن «روحیۀ علمی» میگفتند. فیلسوفان اخلاق، فضایل فکری متعددی را برشمردهاند، ولی در میان این فضایل، پنج فضیلت، شاخص و برجستهاند:
الف) حقیقتطلبی: میل شدید به جستجوگری و همواره در جستجوی حقیقت بودن و انس گرفتن به اندیشیدن و آفاق جدیدی را در حلّ و فصل مسائل و مشکلات، گشودن و اینکه آدمی خودش را در مسیر این جستجو، بیغرض، نگاه دارد و بخواهد حقیقت را آنچنان که هست، کشف نماید، نه اینکه بخواهد حقیقت، آنگونه باشد که دلخواه اوست.
ب) تواضع علمی: اینکه آدمی از محدودیّتهای دانش و شناخت خود، آگاه باشد و همواره، احتمال بدهد که مخاطب وی هم چیزی یا چیزهایی میداند که او نمیداند و به تعبیر رسول خدا (صلیاللهعلیه وآله وسلّم): «فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیْرُ فَقِیهٍ وَ رُبَ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَی مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْه»17 بسا کسانی که حامل یک حکمت و حقیقتاند در صورتی که خودشان، اهل آن حقیقت نیستند و عمق و معنای آن حقیقت را درک نمیکنند و چه بسا افرادی که حقیقتی را حمل کرده و سپس به کسانی که از خودشان داناترند، منتقل میکنند. این انتقال وقتی اتفاق میافتد که مُنتَقلٌ الیه، فروتنی علمی و فکری داشته باشد.
ج) سعۀ صدر: آمادگی برای گفتگو و پذیرش نظریّات مخالف و رواداری نسبت به آن و بیمعنا دانستن کفایت مذاکرات و مختومه شدن پروندۀ مسائل پیشرو. امیرمؤمنان (علیهالسّلام) نیز در حکمت معروف، ابزار و دستافزار ریاست و مدیریّت را فراخ سینگی و تحمّل آراء و انظار مخالفان و رقیبان، به شمار آوردهاند: «آلَةُ الرِّیَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْر»18.
د) انصاف فکری: تلاش برای برخورد منصفانه و عادلانه با همۀ دیدگاهها و جلوگیری از اینکه نظرگاه دیگران، تحتالشّعاع احساسات هیجانی و یا منافع شخصی و گروهی واقع شود.
هـ) شجاعت: جرئت و قدرت اظهار رأی و نهراسیدن از فضای ملتهب سیاسی و اجتماعی و نترسیدن از تفکّر غالب و مسلّط جامعه، از یکسو و از سوی دیگر، شهامت تغییر رأی در مسیر جستجوی حقیقت و مهارت مواجهه با آراء گوناگون و عبور از ترس در پذیرش حقیقت. چنین فضیلتی را تنها خردمندان میتوانند در خود بارور نمایند. در سخنی از امام علی (علیهالسّلام) آمده است که: «لَا أَشْجَعَ مِنْ لَبِیب»19 شجاعتر از خردمند وجود ندارد.
بی اغراق میتوان گفت که شهید لاریجانی کمابیش، واجد همۀ این فضیلتهای فکری بود و از اینرو جنس وی با سایر سیاستمداران و اقران خود، متفاوت و ممتاز میبود.
پنجم: شهید لاریجانی، به سبب فرزانگی و شخصیّت فرهنگی ممتازی که دارا بود، همواره اصالت را از آنِ «فرهنگ» میدانست. برخلاف اندیشۀ لیبراستی که اصالت را از آنِ «سیاست» میداند و برخلاف اندیشۀ سوسیالیستی که اصالت را از آنِ «اقتصاد» برمیشمارد. او به نیکی میدانست که این، «فرهنگ» درون یک جامعه است که ثمره و میوۀ آن، سیاست سالم یا فاسد و اقتصاد سالم یا فاسد خواهد شد و از اینروست که باید فرهنگ و اخلاق مردم و احوالات درونی آنان و امور روانی آنها، دچار دگرگونیهای مثبت و ارتقاءآمیز شود تا به تدریج، سلامت و ارتقاءِ همۀ نهادهای اجتماعی نیز تأمین و تضمین گردد. توجّه به این موضوع مهم نیز، بیشک معلول خرمندی و فرزانگی شهید لاریجانی بود.
ششم: در عرصۀ اجتماع، به طور عام و در میدان سیاست، به طور خاص، چهار آفت جدّی وجود دارد که عوامل رکود اجتماعی و شخصیّتی انسان و عوامل آسیبزا برای اجتماع و سیاست است:
الف) جهلمَداری و پافشاری بر جهالت که ریشۀ اصلی لجاجتهای بیاساس بر ایدهها و رویّهها است.
ب) عادتگرایی و خو کردن به عادتهایی که هیچ چیز نوینی در آن یافت نمیشود، این آفت، ریشۀ تنبلیها و رخوتهاست.
ج) سطحینگری و متوقّف شدن در نگاههای بدوی و ابتدایی که ریشۀ سادهلوحیها و زودباوریها است.
د) ظاهرانگاری و بسنده کردن به ظواهر امور که ریشۀ عجله و شتابزدگی است.
باطلالسّحر همۀ این آفتهای آسیبزا، «تفکّر» و اعمال نظر و دقّت در مسائل و مشکلات و موضوعات پیشروست. به همین سبب، تفکّر در منظومۀ تعالیم دینی، از جایگاهی ویژه برخوردار است و روایات «تفکّر ساعة» به یکی از مشهورترین سخنان معصومین (علیهمالسّلام) تبدیل شده است.
شهید لاریجانی اهل تفکّر بود و از اینرو خرد او جلا یافته بود «الْفِکْرُ جَلَاءُ الْـعُقُول»20.
او به خوبی میدانست که «تفکّر» عبادتی است که بر خلاف بسیاری از عبادات دیگر، صرفاً «طریقیّت» ندارد بلکه خودِ هدف است و به شدّت «موضوعیّت» دارد و البتّه ابزاری مطمئن برای مبارزه با آفتهای ساحت سیاست است.
تفاوت آشکار او با بسیاری از سیاستمداران در «بصیرت» او بود که زاییدۀ همین «تفکّر و اندیشیدن» و «عبرت گرفتن» است و از اینرو، شهید لاریجانی در سپهر سیاست، راه روشن میپیمود و از درافتادن در پرتگاههای هلاککننده و گم شدن در کوره راههای گمراهکننده، پرهیز میکرد. به تعبیر بلند امام علی (علیهالسّلام) «فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَکَ جَدَداً وَاضِحاً یَتَجَنَّبُ فِیهِ الصَّرْعَةَ فِی الْمَهَاوِی وَ الضَّلَالَ فِی الْمَغَاوِی»21 همانا اهل بصیرت کسی است که بشنود پس اندیشه کند، و بنگرد پس بینا شود، و از عبرتها بهره گیرد، سپس آنگاه راه روشن را بپماید که در آن از فرو غلتیدن در پرتگاهها و گم شدن در کوره راهها دوری گزیند.
هفتم: شهید لاریجانی در عرصۀ سیاست، «مسئله» را با «شبه مسئله» اشتباه نمیگرفت و شبهمسئلهها را به جای مسئلهها نمینشانید.
در عالَم سیاست، چه بسیارند کسانی که با طرح شبهمسئلهها، جامعه را سرگرم و مشغول ساخته و سعی در غافل ساختن مردم از مسائل اصلی مینمایند. این سنخ از بازیگران عرصۀ سیاست، صد البتّه خیرخواه جامعه و مردم نیستند و به جای خدمت در این عرصه، به مُلک و ملّت خیانت میکنند. شهید لاریجانی از این دست سیاستمداران نبود و با خردمندی، میکوشید که مسئلهها از شبهمسألهها جدا شده و انفکاک پیدا کند.
هشتم: در فضای سیاستورزی خردمندانۀ دینی، اهداف و غایات، هرچه مقدّس و با اهمیّت باشند، مجوّزی برای هرگونه ابزار و وسایلِ نیل به این اهداف نمیشوند و این همان اصل اساسی است که «هدف، وسیله را توجیه نمیکند». در حکمت بلند امام علی (علیهالسّلام) آمده است که: «مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الْإِثْمُ بِهِ وَ الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوب»22 آنکس که گناه بر او چیرگی یافت، در حقیقت به پیروزی دست نیافته است و آنکس که به وسیلۀ بدی و شر غلبه کند، در حقیقت مغلوب است.
شهید لاریجانی به این حکمت والا ملتزم بود و به دنبال این نبود که به هر قیمتی و با هر وسیله و ابزاری، به اهداف والا دست یابد و به درستی میدانست که در عموم اهداف با اهمیّت یعنی اهداف موعود و غیر موجود، اینگونه نیست که اگر از هر راهی و با هر وسیلهای به سمت آن برویم، به مطلوب خواهیم رسید.
نهم: شهید لاریجانی به دنبال جمع بین «حفظ و ارتقاء امنیّت داخلی و خارجی» و «تأمین زندگی و معیشت مردم و توسعۀ اقتصادی» بود و ایجاد تقابل فرساینده بین این دو موضوع مهم و فدا کردن یکی به پای دیگری را، که سوگمندانه طی سالهای اخیر به شکلهای مختلف، تشدید میشد، نوعی تندروی جاهلانه و یا غرضورزانه میدانست و از همین رو با خردمندی و ایراندوستی مسئولانه که مستلزم تعامل فراگروهی و میانهروی عاقلانه و آیندهنگری مدبّرانه بود، تلاش میکرد تا به سوی یک راه باریک و دقیق برای جمع بین همۀ منافع ملّی و مطالبات به حقّ مردم، روزنهگشایی کند و با کنار زدن تندرویها، ایرانی سرافراز رقم زده شود.
ایشان در بیانیّه خود خطاب به ملّت ایران، در خرداد 1403 پس از آنکه برای بار دوم مورد بیمهری و بیتدبیریِ رد صلاحیّت واقع گردید، مینویسد: «آنچه باعث شد به عرصه انتخابات بیایم شرایط خطیر ایران بهویژه در قلمرو شرایط سخت اقتصادی و موقعیت حساس بینالمللی بهخصوص فشار تحریمهای ظالمانه بر معیشت مردم عزیز بود و امیدوار بودم با یاری شما بتوانیم موانع را مرتفع و مسیر توسعه ملی ایران را فراهم نماییم».
شهید لاریجانی به خوبی دریافته بود که عدم پاسخگویی به مطالبات معیشتی مردم و برآورده نساختن انتظارات به حقّ آنان در زمینههای اقتصادی، خود میتواند به تهدیدی بزرگ برای امنیّت ملّی بدل شود و اخلاقیّات جامعه را تحت تأثیرات بسیار منفی خود قرار دهد، چنانکه در سخنی بسیار هشداردهنده از امام صادق (علیهالسّلام) چنین آمده است: «غَلَاءُ السِّعْرِ یُسِیءُ الْخُلُقَ وَ یُذْهِبُ الْأَمَانَةَ وَ یُضْجِرُ الْمَرْءَ الْمُسْلِم»23 گرانی قیمتها اخلاق مردمان را تخریب میکند و امانتداری را از بین میبرد و انسان مسلمان را به ستوه میآورد و بیچاره و درمانده میسازد.
امام علی (علیهالسّلام) به فرزند خود محمّد حنفیّه میفرمود: «یَا بُنَیَ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَةٌ لِلدِّینِ مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ دَاعِیَةٌ لِلْمَقْت»24 در این سخن حکمتآموز امام علی (علیهالسّلام) فقر مایۀ نقص دین و حیرت و سرگردانی عقل و ایجادکنندۀ دشمنی، دانسته شده است.
اینگونه روایات که نظایر آن در تعالیم دینی ما فراوان است، در عرصۀ سیاست و برای سیاستمداران ما به شدّت هشداردهنده و آگاهیبخش است.
دهم: یکی از توصیههای امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلام) در عهدنامۀ مالکاشتر این است: «وَ أَکْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ وَ مُنَاقَشَةَ الْحُکَمَاءِ فِی تَثْبِیتِ مَا صَلَحَ عَلَیْهِ أَمْرُ بِلَادِکَ وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَک»25 با دانشمندان و حکیمان دربارۀ تثبیتِ آنچه امور کشور را به صلاح میآورد و آنچه پیش از تو باعث پیشرفت امور مردم بوده است، بسیار گفتگو کن.
شهید سعید دکتر لاریجانی که تربیتیافتۀ بیت علم و فقاهت و مرجعیّت بود و سپس در سایۀ متفکّری بس بزرگ و عالیقدر، چون استاد شهید آیتالله مطهری (قدّسسرّه) بالیده بود، و خود نیز فرزانهای اندیشمند و متفکّر به شمار میرفت، در عرصۀ سیاست و مسئولیّتهای اجرایی و سیاسی، همواره در مُدارست و مجالست با علماء و دانشمندان و از جمله ارتباط وثیق و عمیق با نهاد مرجعیّت و مراجع عظام تقلید (دامت برکاتهم) که هادیان خیرخواه امّت اسلامی هستند، سعی وافر داشت و از این جهت نیز در میان اقران خود، ممتاز و بینظیر بود. او به خوبی دریافته بود که این همنشینی و تعامل با عالمان و بزرگان میدان علم و دانش، چه رهآوردهای مثبتی به همراه دارد و به این سخن حکیمانۀ منقول از امام حسنمجتبی (علیهالسّلام) باور داشت: «مَنْ أکْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّهُ ما وَجَدَ مِنَ الزِّیادَةِ فی نَفْسِهِ، وَکانَتْ لَهُ وَلایَةٌ لِما یَعْلَمُ، وَ إفادَةٌ لِما تَعَلَّمَ»26. هرکس با عالمان و دانایان، مصاحبت و همنشینی بسیار نماید، زبانش آزاد و بیانش شکوفا گردد، و آفاق ذهنیاش باز شده و کرانههای اندیشهاش توسعه میباید، و رشد و ارتقایی که از این مجالست و معاشرت به دست آورده، جانش را شادمان و خرسند سازد، و در اختیار اوست که آنچه را در این همنشینی فرا گرفته، برای خویشتن بدارد و هم دیگران را از آن بهرهمند سازد.
به یاد داریم که پس از اتمام دورۀ دوازده سالۀ ریاست آن شهید سعید بر مجلس شورای اسلامی، در اتّفاقی بیسابقه، عموم مراجع عظام تقلید (ادیمتظلالهم) در مکتوبات جداگانه از کارنامۀ روشن و عملکرد آن شهید عزیز، تقدیر و تجلیل ویژه به عمل آوردند. رحمت خداوند بر روح وی باد.
تلـک عشرةٌ کاملة؛
آنچه در طی ده نکته گفته شد، روشن است که:
اولاً: نه بدین معناست که شهید لاریجانی مبرّای از خطا بوده است که «أنّ العِصمة لِلّه سُبحانَه و لِأهلِه علیهمالسّلام»، لاریجانی انسان فرزانهای بود که البتّه چنانکه خود وی نیز معترف بود: «إنّ الجواد قد یکبو و إنّ الصارم قد ینبو»27 و «إنّ الإنسان محل السهو و الـنّسیان»28؛
و ثانیاً: نه به معنای غلوّ دربارۀ شخصیّت آن شهید سعید است، که غلوّ، انحراف در سخن و کاری ناشایست است و آفتی است که قرآن کریم نیز از آن پرهیز داده است: «یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ إِلَّا الْحَقّ»29؛
بلکه از آنچه گفته آمد در صدد تبیین این واقعیّت بودیم که شهید دکتر علی لاریجانی سیاستمداری از تبار خرد و عقلانیّت بود، «خردورزی در مقام نظر و عقلانیّت در مقام عمل». و این ویژگی ممتاز آن شهید سعید بود؛ و امید آنکه عموم سیاستمداران و کنشگران سیاسی ما نیز همواره همین راه روشن خرد و عقلانیّت را بپیمایند. ایدون باد و ایدونتر باد.
و السّلام علی من یخدم الحقّ لذات الحق
و یسعی لإقامة القسط و العدل
31 / 1 / 1405
پینوشتها
1. الکافی، ج 1، ص 50.
2. غررالحکم، 8013.
3. غررالحکم، 5589.
4. مثنوی معنوی، مولوی.
5. تاریخ بیهقی، بخش دوم، ص 308.
6. دیوان اشعار، قصاید، عطّار نیشابوری.
7. غررالحکم، 9450.
8. غزلی از رهبر شهید و قائد امّت (قدّسسرّه).
9. مثنوی معنوی، مولوی.
10. غزلیّات، حافظ شیرازی.
11. غررالحکم، 4923.
12. غررالحکم، 4920.
13. نهجالبلاغه، حکمت 161.
14. مثنوی معنوی، مولوی.
15. غررالحکم، 10215.
16. شعری از علی مظاهری کروَنی.
17. الکافی، ج 1، ص 403.
18. نهجالبلاغه، حکمت 176.
19. غررالحکم، 10591.
20. غررالحکم، 935.
21. نهجالبلاغه، خطبۀ 153.
22. نهجالبلاغه، حکمت 327.
23. الکافی، ج 5، ص 164.
24. نهجالبلاغه، حکمت 319.
25. نهجالبلاغه، نامه 53.
26. احقاق الحق، ج 11، ص 238.
27. امثال و حکم، دهخدا، ج 1، ص 168.
28. امثال و حکم، دهخدا، ج 1، ص 236.
29. نساء / 171.
*منتشر شده در کتاب "بنده خدا" تالیف رسول جعفریان و محمدمهدی معراجی
1717




نظر شما