مذاكرات اسلام آباد

اختلافات امارات و عربستان بعد از آتش‌بس با ایران بر سر چیست؟   

روابط میان امارات متحده عربی و عربستان سعودی، علی‌رغم ظاهر همبستگی در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس، همیشه با لایه‌های عمیق رقابت، اختلاف منافع و تفاوت دیدگاه‌های راهبردی همراه بوده است اما چرا اهمیت این شکاف برای ایران بسیار بالاست؟

خبرآنلاین - رسول سلیمی: روابط میان امارات متحده عربی و عربستان سعودی، علی‌رغم ظاهر همبستگی در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس، همیشه با لایه‌های عمیق رقابت، اختلاف منافع و تفاوت دیدگاه‌های راهبردی همراه بوده است. این دو قدرت بزرگ سنی خلیج فارس، سال‌ها در موضوعاتی مانند کنترل بازار نفت، نفوذ در یمن، سیاست نسبت به اخوان‌المسلمین، روابط با ترکیه و قطر، و مهم‌تر از همه، رویکرد به جمهوری اسلامی ایران، اختلافات جدی داشته‌اند. آتش‌بس موقت میان ایران و آمریکا-اسرائیل، که با میانجی‌گری پاکستان و حمایت ضمنی چین حاصل شد، این اختلافات را از حالت نهفته به سطح علنی‌تری برد و نشان داد که وحدت ظاهری جبهه عربی در برابر ایران، بسیار شکننده‌تر از آن است که تصور می‌شد.

این در حالی است که منابع آگاه به رویترز و الجزیره گزارش داده‌اند که نشست اضطراری شورای همکاری خلیج فارس در ریاض به دلیل اختلافات عمیق میان ابوظبی و ریاض لغو شده است. امارات به دنبال بهره‌برداری سریع از فضای پس از آتش‌بس برای گسترش روابط اقتصادی و تجاری با ایران است، در حالی که عربستان رویکرد محتاطانه و حتی بدبینانه‌ای اتخاذ کرده و معتقد است که هرگونه نرمش زودهنگام، به تقویت موقعیت بلندمدت تهران منجر خواهد شد.

نکته مهم آن است که این اختلافات ریشه‌ای عمیق دارند. در مسئله یمن، امارات از ابتدا رویکرد عمل‌گرایانه‌تری داشت و پس از سال ۲۰۱۹ به تدریج نیروهای خود را کاهش داد و بر کنترل بنادر جنوبی و جزایر استراتژیک تمرکز کرد، در حالی که عربستان همچنان درگیر جنگ فرسایشی با حوثی‌ها بود. در لبنان نیز امارات تلاش کرد از طریق حمایت مالی و سیاسی از نیروهای ضد حزب‌الله، نفوذ خود را گسترش دهد، اما عربستان رویکرد سخت‌گیرانه‌تری داشت. حالا پس از آتش‌بس با ایران، این تفاوت‌ها به سطح رقابت بر سر رهبری منطقه‌ای، تقسیم بازارهای پس از جنگ و سیاست انرژی رسیده است.

این در حالی است که اهمیت این شکاف برای ایران بسیار بالاست. هرگونه اختلاف در جبهه عربی می‌تواند فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر تهران را کاهش دهد، امکان سرمایه‌گذاری اماراتی در بنادر و پروژه‌های ایرانی را فراهم کند و فضای تنفسی برای دور زدن برخی تحریم‌ها ایجاد نماید. همزمان، این اختلافات بر ثبات قیمت نفت، امنیت تنگه هرمز و توازن قدرت در خلیج فارس تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.

 زمینه اختلافات حول مسئله ایران، یمن و لبنان

اختلافات امارات و عربستان بر سر ایران، سابقه‌ای طولانی دارد. عربستان سعودی ایران را تهدید وجودی اصلی خود می‌داند و سال‌ها سیاست فشار حداکثری را پیگیری کرده است. در مقابل، امارات رویکرد عمل‌گرایانه‌تری داشته و پس از سال ۲۰۱۹ به تدریج کانال‌های ارتباطی غیررسمی با تهران را باز نگه داشته است. این تفاوت در یمن به اوج رسید. امارات در سال ۲۰۱۹ نیروهای زمینی خود را از یمن خارج کرد و بر کنترل عدن، سقطری و سواحل غربی تمرکز کرد، در حالی که عربستان همچنان درگیر جنگ هوایی و زمینی با حوثی‌ها بود. امارات معتقد بود ادامه جنگ فرسایشی به نفع ایران است، اما عربستان آن را برای حفظ اعتبار خود ضروری می‌دانست.

در لبنان نیز تفاوت دیدگاه آشکار بود. امارات از طریق حمایت مالی از نیروهای سیاسی مخالف حزب‌الله، تلاش کرد نفوذ خود را گسترش دهد، در حالی که عربستان پس از ماجرای استعفای سعد حریری در ۲۰۱۷، رویکرد سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ کرد. آتش‌بس با ایران این اختلافات را تشدید کرد. امارات بلافاصله پس از آتش‌بس، هیأت‌های تجاری به تهران فرستاد و از امکان سرمایه‌گذاری در بنادر چابهار و بندرعباس سخن گفت، اما عربستان این اقدامات را «شتاب‌زده و خطرناک» خواند و هشدار داد که هرگونه نرمش، به بازسازی قدرت ایران منجر خواهد شد.

 رقابت‌های عربستان و امارات در خاورمیانه

رقابت عربستان و امارات فراتر از ایران، یک رقابت ساختاری برای رهبری منطقه‌ای است. امارات با تکیه بر موقعیت جغرافیایی، تنوع اقتصادی (هواپیمایی، گردشگری، مالی) و سیاست خارجی فعال، خود را به عنوان قدرت مدرن و عمل‌گرای منطقه معرفی کرده است. در مقابل، عربستان با تکیه بر وزن نفتی، حجاز و جایگاه دینی، همچنان خود را رهبر طبیعی جهان عرب می‌داند. این رقابت در شمال افریقا، لیبی، سودان و حتی بازارهای آسیایی مشهود است. امارات در سال‌های اخیر پایگاه‌های نظامی در اریتره، سومالی و لیبی ایجاد کرده، در حالی که عربستان تلاش کرده با نفوذ مالی و مذهبی، این خلأها را پر کند.

پس از آتش‌بس با ایران، این رقابت وارد فاز جدیدی شده است. امارات می‌خواهد از کاهش تنش برای تبدیل دبی و ابوظبی به هاب اصلی بازسازی پس از جنگ استفاده کند، در حالی که عربستان نگران است که این روند، موقعیت ریاض را به عنوان قطب تصمیم‌گیری عربی تضعیف کند.

 اختلاف نظر در مواجهه با ایران در جنگ اخیر و نقش حمایتی هر کشور

جنگ مستقیم ایران با ایالات متحده و اسرائیل که آغاز شد، یکی از نقاط عطف مهم در تاریخ معاصر خاورمیانه بود. این درگیری نه تنها توازن قدرت منطقه‌ای را به چالش کشید، بلکه اختلافات پنهان میان دو قدرت اصلی شورای همکاری خلیج فارس — عربستان سعودی و امارات متحده عربی — را به سطح علنی و قابل توجهی رساند. در حالی که هر دو کشور در ظاهر بخشی از جبهه مقابل ایران بودند، تفاوت‌های اساسی در ارزیابی تهدید، محاسبات اقتصادی، اولویت‌های راهبردی و سبک مواجهه با تهران، باعث شد رویکرد آن‌ها به جنگ بسیار متفاوت باشد. این اختلافات پس از آتش‌بس موقت، به جای کاهش، شدت بیشتری یافت و اکنون به یکی از محورهای اصلی تنش درون‌خلیجی تبدیل شده است.

رویکرد امارات: عمل‌گرایی اقتصادی و تلاش برای کاهش تنش

امارات متحده عربی از همان روزهای اولیه جنگ، موضع محتاطانه و عمل‌گرایانه‌ای اتخاذ کرد. ابوظبی به سرعت دریافت که ادامه جنگ طولانی‌مدت، امنیت بنادرش (به ویژه جبل علی و فجیره)، تجارت با آسیا و جریان سرمایه‌گذاری خارجی را به خطر می‌اندازد. بنابراین، امارات هرگز حمایت تمام‌عیار نظامی از عملیات اسرائیل و آمریکا ارائه نکرد. طبق گزارش‌های رویترز و الجزیره، امارات اجازه استفاده از ظرفیت خود برای عملیات گسترده علیه ایران را نداد و تنها در حد تبادل اطلاعات محدود و لجستیک جزئی همکاری کرد.

دلیل اصلی این احتیاط، وابستگی شدید اقتصادی امارات به ثبات منطقه‌ای بود. اقتصاد دبی و ابوظبی به شدت به تجارت، گردشگری، حمل‌ونقل هوایی و سرمایه‌گذاری خارجی وابسته است. اختلال در تنگه هرمز یا گسترش جنگ به بنادر جنوبی، می‌توانست ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به این مدل اقتصادی وارد کند. به همین دلیل، امارات از همان هفته دوم جنگ، کانال‌های غیررسمی ارتباطی با تهران را فعال کرد و از طریق عمان و قطر پیام‌هایی برای کاهش تنش ارسال نمود. حتی گزارش‌هایی وجود دارد که امارات در پشت صحنه برای آتش‌بس فشار آورد و نقش مثبتی در میانجی‌گری غیرمستقیم ایفا کرد.

پس از آتش‌بس نیز، این رویکرد عمل‌گرایانه امارات شدت بیشتری گرفت. ابوظبی بلافاصله هیأت‌های تجاری به تهران فرستاد و مذاکراتی برای سرمایه‌گذاری در بنادر چابهار، بندرعباس و پروژه‌های انرژی انجام داد. امارات معتقد است که ایران پس از جنگ، کشوری ضعیف‌تر اما همچنان مهم است و باید از طریق تعامل اقتصادی، آن را به سمت سیاست‌های معتدل‌تر سوق داد. این دیدگاه، ریشه در تجربه امارات از تنش‌های قبلی دارد؛ جایی که تنش‌زدایی اقتصادی، امنیت بلندمدت بیشتری نسبت به رویارویی نظامی ایجاد کرده است.

رویکرد عربستان: فشار حداکثری و حمایت استراتژیک از اسرائیل

در مقابل، عربستان سعودی رویکردی کاملاً متفاوت و سخت‌گیرانه اتخاذ کرد. ریاض از ابتدای جنگ، حمایت سیاسی، اطلاعاتی و لجستیکی قابل توجهی از عملیات اسرائیل و آمریکا ارائه داد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، جنگ را فرصتی برای ضربه نهایی به قدرت منطقه‌ای ایران می‌دانست. طبق گزارش‌های معتبر وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز، عربستان نه تنها ظرفیت خود را برای برخی عملیات محدود باز کرد، بلکه اطلاعات مهم ماهواره‌ای در اختیار اسرائیل قرار داد و در سطح دیپلماتیک، از «حق دفاع مشروع اسرائیل» دفاع کرد.

ریاض معتقد بود که تنها با فشار نظامی سنگین، ایران را می‌توان به عقب‌نشینی واقعی واداشت. به همین دلیل، عربستان در طول جنگ، از افزایش شدید تولید نفت برای جبران کاهش عرضه ایرانی استفاده کرد و همزمان در اوپک پلاس بر حفظ محدودیت تولید برای کنترل قیمت‌ها اصرار ورزید. این سیاست دوگانه، هم به ضرر اقتصاد ایران تمام شد و هم به عربستان اجازه داد تا نفوذ خود در بازار جهانی نفت را تقویت کند.

همچنین پس از اعلام آتش‌بس، عربستان برخلاف امارات، رویکرد محتاطانه و حتی بدبینانه‌ای اتخاذ کرد. ریاض معتقد است که آتش‌بس موقت نباید به عادی‌سازی روابط منجر شود و فشار حداکثری باید تا دستیابی به توافق جامع (شامل محدودیت‌های جدی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران) ادامه یابد. محمد بن سلمان در دیدارهای خصوصی با مقامات آمریکایی، بر لزوم حفظ محاصره دریایی و تحریم‌ها تا زمان حصول تضمین‌های واقعی تأکید کرده است.

دلایل عمیق اختلاف رویکردها بر سر چیست؟

این تفاوت رویکرد ریشه در محاسبات متفاوت دو کشور دارد. امارات تهدید ایران را عمدتاً «اقتصادی و تجاری» می‌بیند. ابوظبی نگران است که ادامه تنش، بنادرش را ناامن کند و سرمایه‌گذاران خارجی را فراری دهد. در مقابل، عربستان ایران را تهدیدی «وجودی و ایدئولوژیک» ارزیابی می‌کند. ریاض هنوز خاطره رقابت‌های تاریخی، حمایت ایران از شیعیان عربستان و تهدید احتمالی برنامه هسته‌ای را فراموش نکرده است.

عامل دوم، ساختار اقتصادی است. اقتصاد امارات متنوع‌تر و وابسته به تجارت و خدمات است، در حالی که اقتصاد عربستان همچنان به شدت وابسته به نفت است. بنابراین، امارات به دنبال ثبات منطقه‌ای برای حفظ رشد غیرنفتی خود است، اما عربستان از طریق کنترل بازار نفت، می‌تواند از تنش‌ها برای تقویت موقعیت خود استفاده کند.

عامل سوم، محاسبات راهبردی نسبت به آمریکا و اسرائیل است. امارات پس از توافق ابراهیم، روابط خود با اسرائیل را به سطح بالایی رسانده اما همزمان به دنبال تنوع‌بخشی به شرکای خارجی (چین، روسیه، هند) است. عربستان اما همچنان رابطه با آمریکا را محور اصلی سیاست خارجی خود می‌داند و معتقد است که فشار بر ایران، این رابطه را تقویت خواهد کرد.

پیامدهای اختلاف امارات و عربستان برای ایران و خاورمیانه

این شکاف برای ایران فرصت‌های مهمی ایجاد کرده است. امارات با رویکرد عمل‌گرایانه خود، کانال‌های ارتباطی و تجاری را باز نگه داشته و امکان سرمایه‌گذاری در پروژه‌های پس از جنگ را فراهم کرده است. این امر می‌تواند فشار اقتصادی بر ایران را کاهش دهد و به تهران کمک کند تا بخشی از خسارات جنگ را جبران کند. در مقابل، موضع سخت عربستان، همچنان مانع اصلی عادی‌سازی کامل روابط است و فشار تحریم‌ها را حفظ می‌کند.

در سطح منطقه‌ای، این اختلاف انسجام شورای همکاری خلیج فارس را تضعیف کرده و خطر ایجاد دو قطبی جدید (امارات و متحدان عمل‌گرا در برابر عربستان و متحدان سخت‌گیر) را افزایش داده است. این شکاف همچنین به چین و روسیه فرصت داده تا نفوذ خود را در خلیج فارس گسترش دهند.

در نهایت، اختلاف امارات و عربستان پس از آتش‌بس، نشان‌دهنده پایان دوران «جبهه واحد ضدایرانی» است. امارات به دنبال «صلح اقتصادی» است و عربستان همچنان بر «بازدارندگی نظامی» تأکید دارد. این تفاوت دیدگاه، نه تنها آینده روابط دو کشور را شکل خواهد داد، بلکه توازن قدرت در خلیج فارس و فرصت‌های ایران برای خروج از انزوا را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

در مجموع، اختلافات امارات و عربستان پس از آتش‌بس با ایران، ریشه در تفاوت‌های ساختاری راهبردی، اقتصادی و امنیتی دارد. این شکاف می‌تواند به نفع ایران تمام شود و فضای تنفسی برای دیپلماسی و اقتصاد تهران ایجاد کند، اما همزمان خطر بی‌ثباتی بیشتر در خلیج فارس را نیز به همراه دارد. آینده روابط دو کشور و تأثیر آن بر ایران، به تحولات ماه‌های آینده بستگی خواهد داشت.

۲۱۳

کد مطلب 2216281

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =