مذاكرات اسلام آباد

۰ نفر
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۵
فطرت و بازخوانی مأموریت زن در هستی 

زن می‌تواند انسان را به سرچشمه اولیه خویش بازگرداند. شاید به همین دلیل است که جهان مدرن، بیش از هر چیز تلاش می‌کند زن را از ساحت فطری خود جدا کند.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در منظومه معرفتی قرآن کریم، انسان موجودی صرفاً برساخته محیط یا برآمده از جبر تاریخ نیست؛ بلکه حامل حقیقتی پیشینی و درونی است که جهت حرکت او را در ساحت شناخت، ایمان و زیست انسانی تعیین می‌کند. حقیقتی که هیچ روایتی آن را به تمامی لمس نکرده است. فطرت، بکر ترین محل گفت‌وگوی خالق و مخلوقی به نام انسان است؛ پیش از آنکه انسانی را به حریم خویش راه دهد.

بنابر روایت حوزه، در تتبع و بررسی آیات قرآن، از این حقیقت با تعبیر «فطرت» یاد می‌شود؛ مفهومی که در عین سادگی واژه، از عمیق‌ترین مباحث انسان‌شناسی الهی است. فطرت در قرآن، ساختار وجودی و سرشت آغازینی است که خداوند در نهاد انسان قرار داده تا به واسطه آن، مسیر صحیح برای رسیدن به اهداف تکوینی و تشریعی خویش را بیابد.

نخستین و صریح‌ترین بیان قرآنی در این باره، در سوره روم آمده است: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ» (روم: ۳۰).

با توجه به این آیه، دین امری تحمیلی یا صرفاً قراردادی نیست، بلکه هماهنگ با هندسه آفرینش انسان است. تعبیر «فطرت الله» نشان می‌دهد که گرایش به حقیقت الهی در ژرفای وجود انسان به ودیعه گذاشته شده و دینداری، پاسخ طبیعی بشر به ساختار وجودی خویش است. از این منظر، ایمان صرفاً حاصل استدلال بیرونی نیست، بلکه نوعی بیداری درونی است؛ بیداری در سایه آنچه از آغاز در سرشت انسان نهاده شده است.

در این میان، زن در هندسه آفرینش، جایگاهی ویژه در صیانت و انتقال این بیداری فطری دارد. اگر فطرت را نخستین میدان گفتگوی خدا و انسان بدانیم، زن نزدیک‌ترین موجود به این میدان است؛ چراکه روح زن بیش از هر چیز با حیات‌بخشی، پرورش و تجلی رحمانیت گره خورده است. مأموریت زن در هستی، تنها ایفای نقش‌های اجتماعی متعارف نیست، بلکه او حافظ لطافت فطرت در جهان خشن مادیت است.

زن، پیش از آنکه یک نقش اجتماعی باشد، یک کیفیت وجودی است؛ کیفیتی که می‌تواند انسان را به سرچشمه اولیه خویش بازگرداند. شاید به همین دلیل است که جهان مدرن، بیش از هر چیز تلاش می‌کند زن را از ساحت فطری خود جدا کند؛ زیرا با فاصله گرفتن زن از حقیقت وجودی خویش، جامعه نیز از حافظه فطری‌اش دور می‌شود.

این سرشت الهی، یک میل مبهم نیست؛ بلکه نوعی معرفت نسبت به ارتباط انسان با خداوند است که آیه میثاق آن را تأیید می‌کند:

«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَی» (اعراف: ۱۷۲).

این آیه بیانگر نوعی آگاهی بنیادین نسبت به ربوبیت الهی است؛ آگاهی‌ که قبل از هر تجربه تاریخی و آموزشی در نهاد انسان قرار دارد. توحید در قرآن، صرفاً یک آموزه کلامی نیست؛ بلکه یادآوری حقیقتی است که انسان در ژرفای وجود خود آن را حمل می‌کند.

همین حقیقت در تجربه‌های بحرانی زندگی پدیدار می‌شود. هنگامی که تکیه‌گاه‌های ظاهری فرو می‌ریزند و صورت‌های پوشالی روابط کنار می‌روند، انسان راهی را می‌یابد که با سرشت او عجین است: «فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ» (عنکبوت: ۶۵).

در چنین لحظاتی، زن نیز در عمیق‌ترین لایه وجودی خود، مأموریت خویش را بازمی‌یابد؛ مأموریتی که نه در رقابت فرسایشی با مرد، بلکه در احیای حیات معنوی انسان معنا می‌شود. زن، هنگامی که از فطرت خویش فاصله می‌گیرد، جامعه را نیز از تعادل روحی و معنوی دور می‌کند؛ زیرا او در معماری روان و روح نسل‌ها نقش بنیادین دارد.

طبق آیات سوره مبارکه الرحمن، خداوند پیش از حضور انسان در دنیا، با رحمانیت خود به او آموخت: «الرَّحْمَنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَیَانَ...»

اما خاصیت تزاحمات مادی دنیا، فراموشی است. برای زدودن این فراموشی، رسولان الهی نازل شدند تا نقش تذکر دهنده را ایفا کنند: «فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ» (غاشیه: ۲۱).

پیامبران، مطلب جدیدی نیاوردند؛ بلکه انسان را به یاد حقیقتی انداختند که در فطرت او به ودیعه نهاده شده بود. امروز نیز مسئله اصلی بشر، کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه فراموشی خویشتن است.

لایه‌های اجتماعی و فرهنگی، پرده‌ای میان انسان و حقیقت درونی او کشیده‌اند. انسان شیدایی که گرایش الهی در وجودش مانند چشمه‌ای حیات‌بخش می‌جوشد، در پس این لایه‌ها از سرچشمه دور می‌افتد و در سراب‌ها به دنبال تصویر خویش می‌گردد. او لحظه به لحظه از خود و از ذهنی که می‌توانست خالق بهشت در دنیا باشد فاصله می‌گیرد.

اینکه چرا با وجود قرائت مکرر سوره توحید، هنوز گرفتار تقلید کورکورانه هستیم، جای تأمل دارد. سلطه امیال بر انسانی که بالقوه حامل کلمات الهی است و این غفلت‌های فرصت‌سوز، نیازمند بازاندیشی جدی است.

قرآن هشدار می‌دهد: «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ» (حشر: ۱۹).

ساختار وجودی انسان به فطرت گره خورده است. اگر انسان خاطره میثاق با خالق خویش را فراموش کند و حریم «فطرت» خود را در تیررس خواسته‌های مادی و غیرالهی قرار دهد، دچار ازخودبیگانگی می‌شود؛ و زن، اگر از مأموریت فطری خود در حفظ و احیای این حقیقت فاصله بگیرد، جهان بیش از پیش در بحران معنای زندگی فرو خواهد رفت.

شاید بازگشت به فطرت، همان نقطه‌ای باشد که انسان و به‌ویژه زن معاصر، دوباره بتواند نسبت خود را با خدا، با خویشتن و با جهان بازیابد.

کد مطلب 2217397

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین