مذاكرات اسلام آباد

تحلیلگر امریکایی: برای ایالات متحده چه توافق و چه ادامه جنگ، یعنی پذیرش شکست

رابرت کیگن (Robert Kagan) در شماره دهم ماه می‌ مجله آتلانتیک (The Atlantic) مقاله‌ای نوشته با عنوان: «کیش/مات» در ایران «Checkmate in Iran».

به گزارش خبرآنلاین روزنامه شرق نوشت: او در این مقاله مشروحا استدلال می‌کند که ایالات متحده و اسرائیل، صرف‌نظر از ضربات اولیه و ادامه درگیری‌های خسارت‌بار نظامی، عملا در تقابل راهبردی با ایران شکست خورده‌اند و دیگر قادر نیستند پیامدهای این بحران را کنترل یا معکوس کنند.

نویسنده مقاله را با این ایده آغاز می‌کند که برخی شکست‌ها در تاریخ آمریکا مقطعی و موقتی بوده‌اند؛ مانند حمله ژاپن به پرل‌ هاربر، شکست در ویتنام یا افغانستان که هرچند پرهزینه بودند، اما موقعیت جهانی آمریکا را به‌ طور بنیادین نابود نکردند، اما کِیگن معتقد است بحران فعلی با ایران متفاوت است، زیرا این بار شکست در قلب نظم ژئوپلیتیک و انرژی جهان رخ داده و آثار آن پایدار خواهد بود.

او می‌گوید دیگر بازگشتی به وضعیت پیشین وجود ندارد.‌ به‌ نظر او، مهم‌ترین نشانه این شکست، ازدست‌رفتن کنترل مؤثر آمریکا بر تنگه هرمز است؛ آبراهی که بخش بزرگی از صادرات نفت جهان از آن عبور می‌کند. مقاله توضیح می‌دهد که ایران توانسته با هزینه‌ای نسبتا محدود، عبور و مرور در این منطقه را مختل یا تهدید کند و به بازار جهانی انرژی شوک وارد کند. این وضعیت نشان داده که حتی قدرت دریایی عظیم آمریکا هم نمی‌تواند امنیت کامل این مسیر را تضمین کند. نتیجه، افزایش قیمت انرژی، نگرانی متحدان آمریکا و تضعیف اعتماد جهانی به توان بازدارندگی واشنگتن است.

کِیگن همچنین از راهبرد دولت ترامپ به‌شدت انتقاد می‌کند. به گفته او، سیاست آمریکا مجموعه‌ای از تشدید تنش‌های نظامی -از حملات هوایی گرفته تا فشار اقتصادی و محاصره- بوده، بدون آنکه هدف سیاسی روشنی یا نقشه خروج واقع‌بینانه‌ای وجود داشته باشد. او معتقد است دولت آمریکا وارد جنگی شده که نه می‌تواند به‌سادگی از آن خارج شود و نه ابزار لازم برای پیروزی قاطع در آن را دارد.

یکی دیگر از محورهای اصلی مقاله این است که رهبران ایران باور دارند می‌توانند بیشتر از آمریکا دوام بیاورند. نویسنده می‌گوید تهران روی فرسایش اراده سیاسی واشنگتن حساب کرده و معتقد است جامعه آمریکا و متحدان غربی، فشار اقتصادی ناشی از بحران انرژی و خطر جنگ طولانی را زودتر از ایران تحمل‌ناپذیر خواهند یافت. به‌همین‌دلیل ایران نیازی نمی‌بیند که فورا امتیاز بدهد یا عقب‌نشینی کند.

کِیگن سپس به گزینه‌های پیش‌روی آمریکا می‌پردازد و استدلال می‌کند که تقریبا همه آنها بد هستند. از دید او، حمله زمینی گسترده به ایران به‌ دلیل جغرافیا، وسعت کشور، جمعیت و تجربه جنگ‌های گذشته، بسیار پرهزینه و شاید غیرممکن است. در مقابل، ادامه حملات محدود نیز قادر نیست ساختار حکومت ایران یا توان مقاومت آن را از بین ببرد؛ بنابراین آمریکا در وضعیتی گرفتار شده که هر تصمیمی می‌تواند اوضاع را بدتر کند.

در پایان، مقاله پیش‌بینی می‌کند که اگر جنگ متوقف شود، احتمالا این کار از طریق توافقی انجام خواهد شد که در عمل بسیاری از خواسته‌های ایران را به رسمیت می‌شناسد؛ توافقی که دولت آمریکا ممکن است آن را «پیروزی» معرفی کند، اما از نگاه نویسنده بیشتر شبیه پذیرش شکست خواهد بود. به باور کِیگن، مهم‌ترین پیامد این بحران، ضربه‌ای است که به هژمونی، قدرت نرم و اعتبار جهانی آمریکا و تصور دیرینه از توانایی این کشور در توان حفظ نظم بین‌المللی وارد شده است.‌

17302

کد مطلب 2218309

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 11 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین