خبرآنلاین - رسول سلیمی: وقتی در پاییز ۲۰۲۳، حزب آزادی به رهبری خیرت ویلدرز در انتخابات پارلمانی هلند به پیروزی قاطع رسید، بسیاری از ناظران اروپایی با نگرانی به آن نگاه می کردند. این پیروزی، که با کسب ۳۷ کرسی از ۱۵۰ کرسی پارلمان همراه بود، نه یک اتفاق ناگهانی، بلکه نتیجه انباشت نارضایتیهای عمیق در جامعه هلند طی دو دهه گذشته بود. هلند، که زمانی نماد تساهل، چندفرهنگی و اقتصاد باز محسوب میشد، در سالهای اخیر با چالشهای سنگینی روبرو شده است: فشار مهاجرت، بحران مسکن، تورم، و احساس از دست رفتن هویت فرهنگی در میان بخشهایی از طبقه متوسط و کارگری از مهمترین مسائل آن ها است.
اما ویلدرز، که از اوایل دهه ۲۰۰۰ با شعارهای ضداسلام و ضد مهاجرت وارد صحنه سیاست شد، توانست این نارضایتیها را به یک نیروی سیاسی قدرتمند تبدیل کند. او در کمپین انتخاباتی ۲۰۲۳، با شعارهای ساده و مؤثر مانند «هلند را پس بگیریم»، «بستن مرزها» و «کاهش شدید مهاجرت اسلامی»، موفق شد رأی بسیاری از کسانی را جذب کند که احساس میکردند سیاستهای لیبرال سنتی، منافع آنها را نادیده گرفته است. پیروزی او، نه تنها برای هلند، بلکه برای کل اروپا شوکآور بود، زیرا نشان میداد که راست افراطی قادر است حتی در یکی از آزادترین و ثروتمندترین کشورهای قاره، به قدرت برسد.
اما تشکیل دولت پس از این پیروزی، فرآیندی طولانی و پرتنش بود. ویلدرز برای تشکیل کابینه نیاز به ائتلاف با احزاب دیگر داشت. پس از ماهها مذاکره، در نهایت در اوایل ۲۰۲۵، دولتی ائتلافی متشکل از حزب آزادی (PVV)، حزب مردم برای آزادی و دموکراسی (VVD)، جنبش کشاورز-شهروند (BBB) و حزب جدید اجتماعی (NSC) شکل گرفت. این دولت، که به «دولت راست میانه با گرایش قوی راست افراطی» معروف شد، با چالشهای ساختاری عمیقی روبرو بود. ویلدرز به عنوان نخستوزیر، قول اجرای سختگیرانهترین سیاستهای ضد مهاجرت تاریخ هلند را داد که شامل کاهش شدید پناهندگی، اخراج گسترده مهاجران غیرقانونی، و محدودیتهای فرهنگی بر جوامع مسلمان می شد.
همچنین در ماههای پس از تشکیل دولت، تنشها به سرعت ظاهر شد. حزب آزادی با وعدههای پوپولیستی وارد دولت شده بود، اما شرکای ائتلافی بهویژه VVD و NSC تلاش کردند تا از رادیکالیسم بیش از حد جلوگیری کنند. این تضاد داخلی، دولت را از همان ابتدا ناپایدار کرد. در بهار ۲۰۲۶، با نزدیک شدن به انتخابات محلی و فشارهای اقتصادی، شکافها عمیقتر شد. مخالفان دولت، از جمله حزب کارگر و سبزهای چپ، با اتحاد موقت، رأی عدم اعتماد را مطرح کردند و در نهایت در ۵ مه ۲۰۲۶، دولت سقوط کرد.
این سقوط، پایان یک تراژدی سیاسی بود که بسیاری آن را «آزمایش راست افراطی در قدرت» مینامیدند. اما مهمتر از سقوط دولت، پیامدهای عمیقتر آن برای جامعه هلند است. رشد راست افراطی، گفتمان سیاسی را به سمت راست کشانده و موضوعاتی مانند مهاجرت، هویت ملی و عضویت در اتحادیه اروپا را به محور اصلی مناقشات تبدیل کرده است. بسیاری از تحلیلگران هلندی معتقدند که حتی اگر حزب آزادی دوباره به قدرت نرسد، ایدههای آن بهویژه در زمینه مهاجرت بخشی از جریان اصلی سیاست هلند شده است.
چالشهای دولت ائتلافی، تأثیر بر هلند و اروپا، و چشمانداز آینده
چه آنکه سقوط دولت ائتلافی به رهبری خیرت ویلدرز، هلند را در موقعیت بیثباتی سیاسی قرار داد. رئیسجمهور (که در هلند نقش تشریفاتی دارد) مذاکرات فوری را آغاز کرد، اما احتمال برگزاری انتخابات زودهنگام بسیار بالاست. این وضعیت، چالشهای جدی برای اداره کشور ایجاد کرده است. هلند، به عنوان یکی از اعضای بنیانگذار اتحادیه اروپا و اقتصاد باز، نمیتواند مدت طولانی در حالت «دولت موقت» بماند و تأخیر در تصمیمگیری درباره بودجه، سیاست مهاجرت و تعهدات اروپایی، میتواند عواقب اقتصادی سنگینی داشته باشد.
از سوی دیگر چالش اصلی دولت ائتلافی قبلی، ناتوانی در مدیریت تناقضات درونی بود. حزب آزادی با شعارهای رادیکال وارد دولت شده بود، اما شرکای میانهرو از جمله VVD و NSC نمیتوانستند تمام وعدههای ضد مهاجرت را اجرا کنند. این تنش، بهویژه در مسئله اخراج پناهجویان و محدودیتهای فرهنگی، دولت را فلج کرد. از سوی دیگر، فشار اتحادیه اروپا برای رعایت قوانین مشترک مهاجرت و بودجه، فضا را برای مانور دولت تنگتر کرده بود.
در سطح اروپا نیز، سقوط این دولت به عنوان زنگ خطری برای احزاب راست افراطی دیگر تلقی میشود. پیروزی اولیه ویلدرز الهامبخش احزاب مشابه در فرانسه، آلمان، ایتالیا و سوئد بود، اما سقوط سریع دولت او نشان داد که راست افراطی در کشورهای با سیستم سیاسی پیچیده، بسیار دشوار است. این رویداد، ممکن است به احزاب راست افراطی درس بدهد که برای ماندگاری در قدرت، باید از رادیکالیسم بیش از حد فاصله بگیرند.
برای هلند، پیامدهای بلندمدت این تحولات جدی است. جامعه هلند، که زمانی به تساهل معروف بود، اکنون عمیقاً قطبی شده است. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که بیش از ۴۰ درصد جمعیت از سیاستهای سختگیرانه مهاجرت حمایت میکنند، در حالی که بخش قابل توجهی از جوانان و اقلیتها احساس میکنند. این شکاف اجتماعی، خطر درگیریهای داخلی را افزایش داده است.
در سطح بینالمللی هم، هلند به عنوان یکی از اعضای فعال ناتو و اتحادیه اروپا، با بیثباتی سیاسی، ممکن است نقش خود را در تصمیمگیریهای اروپایی تضعیف کند. این مسئله بهویژه در موضوعاتی مانند حمایت از اوکراین و سیاست انرژی مهم است.
این در حالی است که رشد راست افراطی در هلند، پدیدهای ناگهانی و تصادفی نبود. این روند، نتیجه انباشت تدریجی نارضایتیهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی طی بیش از دو دهه بود. هلند، که در دهههای ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ به عنوان الگوی تساهل، چندفرهنگی و اقتصاد باز شناخته میشد، از اواسط دهه ۲۰۰۰ به بعد با تحولاتی مواجه شد که پایههای اعتماد عمومی به نظام سیاسی را لرزاند. خیرت ویلدرز توانست این نارضایتیها را به یک نیروی سیاسی منسجم تبدیل کند، اما ریشههای آن بسیار عمیقتر از شخصیت خود اوست.
یکی از مهمترین عوامل، تغییرات جمعیتی و بحران هویت بود. هلند در سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۰ شاهد ورود گسترده مهاجران از خاورمیانه، شمال آفریقا و شرق اروپا بود. طبق آمار دفتر آمار هلند (CBS)، درصد جمعیت غیربومی از حدود ۱۰ درصد در سال ۱۹۹۰ به بیش از ۲۶ درصد در سال ۲۰۲۳ رسید. این تغییر سریع، بهویژه در شهرهای بزرگ مانند روتردام و آمستردام، در میان بخشهایی از طبقه متوسط هلندی احساس «از دست رفتن» هویت فرهنگی ایجاد کرد. بسیاری از شهروندان معمولی احساس میکردند که صدای آنها در سیاستهای چندفرهنگی شنیده نمیشود و دولتهای متوالی بیشتر به اقلیتها توجه دارند تا به «هلندیهای بومی» که هویتشان با هلند گره خورده است.
عامل دوم، بحران اقتصادی و اجتماعی بود. هلند پس از بحران مالی ۲۰۰۸، هرگز به طور کامل به سطح رفاه قبلی بازنگشت. تورم مسکن به سطوح بیسابقهای رسید، بهطوری که در سال ۲۰۲۳، قیمت خانهها در برخی شهرها گفته شد که بیش از ۵۰ درصد نسبت به سال ۲۰۱۵ افزایش یافته است. جوانان هلندی با مشکل جدی «بحران مسکن» مواجه بودند و بسیاری از آنها حتی در سن ۳۰ سالگی هنوز در خانه والدین زندگی میکردند. همزمان، تورم انرژی پس از جنگ اوکراین، فشار بر خانوارهای متوسط را افزایش داد. ویلدرز با شعار «هلند اول» توانست این نارضایتی اقتصادی را به نارضایتی فرهنگی پیوند بزند و بگوید که مهاجرت باعث افزایش فشار بر خدمات عمومی و کاهش کیفیت زندگی هلندیها شده است.
عامل سوم، تغییرات رسانهای و فرهنگی بود. ظهور شبکههای اجتماعی و رسانههای راستگرا، فضای گفتمانی هلند را دگرگون کرد. پلتفرمهایی مانند YouTube، Telegram و X (توییتر سابق) به ویلدرز اجازه دادند تا مستقیماً با پایگاه رأی خود ارتباط برقرار کند، بدون واسطه رسانههایی که اغلب او را «راست افراطی» برچسب میزدند. مطالعهای از دانشگاه آمستردام در سال ۲۰۲۴ نشان داد که بیش از ۴۲ درصد رأیدهندگان حزب آزادی، اطلاعات سیاسی اصلی خود را از شبکههای اجتماعی دریافت میکنند .
از این رو موفقیت ویلدرز در انتخابات نوامبر ۲۰۲۳ (کسب ۳۷ کرسی) نتیجه ترکیب هوشمندانه این عوامل بود. او توانست سه نارضایتی اصلی را به هم متصل کند که شامل نارضایتی فرهنگی (مهاجرت و اسلام)، نارضایتی اقتصادی (تورم و مسکن) و نارضایتی سیاسی (احساس فاصله نخبگان بروکسل و لاهه از مردم عادی) می شد. به همین دلیل، شعار «هلند را پس بگیریم» بسیار مؤثر بود. ویلدرز به جای تمرکز صرف بر نفرت، از زبان «بازگشت به شکوه گذشته» استفاده کرد که زبانی که برای بسیاری از رأیدهندگان مسنتر و طبقه متوسط رو به پایین جذاب بود.
اما موفقیت انتخاباتی، با چالشهای حکومتداری همراه شد. حزب آزادی، مانند بسیاری از احزاب پوپولیست، در حوزه ایدئولوژی قوی بود اما در حوزه اجرایی ضعیف به نظر می رسید. وقتی ویلدرز به قدرت رسید، با واقعیتهای سخت مواجه شد از جمله اینکه محدودیتهای بودجهای اتحادیه اروپا، وابستگی اقتصادی به آلمان و چین، و پیچیدگیهای حقوقی سیستم مهاجرتی مسائل مهم پیش روی اوست. شرکای ائتلافی VVD، BBB و NSC نیز حاضر نبودند تمام وعدههای رادیکال او را اجرا کنند. این تضاد داخلی، دولت را از همان ماههای اول ناپایدار کرد و در نهایت به سقوط آن در مه ۲۰۲۶ منجر شد.
رشد راست افراطی در هلند، پیامدهای عمیق اجتماعی نیز داشته است. قطبیشدن جامعه افزایش یافته و اعتماد عمومی به نهادها کاهش یافته است. گزارش مؤسسه SCP (مؤسسه پژوهش اجتماعی هلند) در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که بیش از ۳۸ درصد شهروندان هلندی احساس میکنند «صدایشان شنیده نمیشود» رقمی که در سال ۲۰۱۰ تنها ۲۲ درصد بود و این احساس محرومیت، بستری برای پوپولیسم فراهم کرده است.
در سطح اروپا هم، موفقیت اولیه ویلدرز الهامبخش احزاب مشابه شد. مارین لوپن در فرانسه، حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) و حزب سوئد دموکراتها، همه از پیروزی او به عنوان مدلی برای موفقیت در کشورهای ثروتمند و لیبرال الهام گرفتند. اما سقوط سریع دولت ویلدرز نیز درس مهمی بود. به این معنا که پوپولیسم راست افراطی در قدرت، با چالشهای ساختاری جدی مواجه است و اغلب نمیتواند وعدههای سادهگرایانه خود را در دنیای پیچیده سیاست واقعی اجرا کند.
با این حال، نباید موفقیت راست افراطی را صرفاً نتیجه شرایط اقتصادی دانست. عامل فرهنگی نیز بسیار مهم بوده است. هلند در دهههای گذشته شاهد تغییر سریع هویت ملی بود. از یک جامعه پروتستان و نسبتاً همگن، به یک جامعه چندفرهنگی و سکولار تبدیل شد. برای بسیاری از شهروندان مسنتر و متوسط، این تغییر بسیار سریع و گاهی تهدیدکننده به نظر میرسید. ویلدرز با تمرکز بر «دفاع از فرهنگ هلندی» توانست این احساس را به رأی تبدیل کند.
در مجموع، رشد راست افراطی در هلند و سقوط دولت ائتلافی آن، بخشی از موج بزرگتر تحولات سیاسی در اروپا است. هلند، که زمانی الگوی ثبات و تساهل بود، اکنون به نمادی از چالشهای دموکراسی لیبرال در برابر پوپولیسم تبدیل شده است. آینده این کشور به این بستگی دارد که آیا نیروهای میانهرو بتوانند ائتلاف مؤثری تشکیل دهند یا اینکه راست افراطی در انتخابات بعدی دوباره قدرت را به دست خواهد آورد. آنچه مسلم است، هلند دیگر همان کشور آرام و پیشبینیپذیر سابق نیست.
۲۱۳/۴۲




نظر شما