مذاكرات اسلام آباد

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم

با زنان جاسوس مشهوری آشنا شوید که از دل سایه‌ها، جریان جنگ جهانی دوم را تغییر دادند.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، زنان از نظر فنی از حضور در خطوط مقدم جنگ جهانی دوم منع شده بودند، اما این موضوع آن‌ها را از یافتن راه‌هایی برای حمایت از نیروهای متفقین باز نداشت. آن‌ها در سایه‌ها فعالیت می‌کردند و این جاسوسان زنِ مشهور با بهره‌گیری از مهارت‌ها، شجاعت، و حتی همان کلیشه‌هایی که علیه‌شان بود، شبکه‌سازی می‌کردند، اطلاعات جمع‌آوری می‌کردند و به شیوه‌هایی—چه مورد تأیید و چه خارج از آن—دشمن را به چالش می‌کشیدند. این روایتِ گروه‌هایی است که جرأت کردند زنان را برای سخت‌ترین و حساس‌ترین مأموریت‌ها به کار گیرند: نزدیک شدن به دشمن، جلب اعتمادشان، و کشف و انتقال ارزشمندترین اطلاعات آن‌ها.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
زنان برای کار مورد نیازند، ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵.
منبع: Picryl

حلقه جاسوسی «لوسی»: معمایی در دل یک راز

حلقه جاسوسی لوسی، با پایگاهی درکشور بی طرف سوئیس زاییده افکار رودولف روسلر، یک پناهنده و ناشر آلمانی به ظاهر معمولی بود که به منبعی برای افسران ناراضی آلمانی مشتاق به خرابکاری در برنامه‌های هیتلر تبدیل شد. حلقه جاسوسی لوسی که مجهز به یک دستگاه انیگما و با خط مستقیم به اطلاعات شوروی بود، اطلاعات حیاتی درباره عملیات نازی‌ها فراهم می‌کرد. هرچند روش‌های آن همچنان مورد بحث است، اما تأثیرش بر جبهه شرقی انکارناپذیر بود.

راشل دوبندورفر با نام رمز «سیسی» بی‌وقفه برای تضعیف ماشین جنگی نازی‌ها تلاش می‌کرد. دوبندورفر که با نام راشل هپنر به دنیا آمده بود، از دهه ۱۹۲۰ به‌ عنوان عامل شوروی فعالیت، و زیر نظر یک رابط اطلاعاتی شوروی کار می‌کرد. او دست‌کم از سال ۱۹۳۲ در سوئیس حضور داشت و به یکی از چهره‌های محوری شبکه «رد تری» (Red Three)، یعنی شبکه عوامل همسو با شوروی در سوئیس، تبدیل شد. فعالیت‌های دوبندورفر پیش از جنگ شامل برقراری ارتباط با اعضای حزب کمونیست در سراسر اروپا و کار در سازمان بین‌المللی کار بود؛ جایی که پوشش مناسبی برای فعالیت‌های مخفیانه او فراهم می‌کرد.

تهاجم آلمان به فرانسه در سال ۱۹۴۰ ارتباط مستقیم دوبندورفر با مسکو و مافوق‌هایش را قطع کرد. او با بازسازی ارتباط با سایر عاملان، از جمله هنری رابینسون، همکار پیش از جنگ، که جریان اطلاعات و منابع را تسهیل کرد، خود را با شرایط وفق داد. دوبندورفر تا اوایل سال ۱۹۴۱، ارتباط منظم خود را با مسکو از سر گرفت و اغلب از شبکه‌های پیچیده پیک‌ها برای فرار از شناسایی استفاده می‌کرد. او حتی از خواهرش، رز لوچینسکی، برای انتقال پول و پیام‌ها بهره می‌برد...

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
یادمان زنان جنگ جهانی دوم، لندن.
منبع: ویکی‌مدیا کامنز

آن‌چه حلقه جاسوسی لوسی را متمایز کرد، دسترسی‌اش به افراد داخل آلمان بود، به‌ویژه از طریق «جنبش ۲۰ ژوئیه»، گروه مقاومتی که علیه هیتلر توطئه می‌کردند. دوبندورفر و همکارانش از این مسیر انتقال اطلاعات برای هشدار به نیروهای شوروی در مورد استراتژی‌های حیاتی آلمانی استفاده کردند و مستقیماً بر نبردهای کلیدی در جبهه شرقی تأثیر گذاشتند.

استقلال‌طلبی و ابتکار عمل دوبندورفر او را به بخشی حیاتی از شبکه لوسی تبدیل کرد. میراث او، هرچند هنوز در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است، گواهی بر نقش مهم اما کمتر شناخته‌شده زنان در سال‌های آغازین جاسوسی سازمان‌یافته است.

وجود حلقه جاسوسی «لوسی» تازه در دهه ۱۹۶۰ تأیید شد و درباره این شبکه خاص اطلاعات کمتری نسبت به دیگر گروه‌ها در دست است. گفته شده است که مأموران این شبکه نمی‌دانستند اطلاعات حساس جمع‌آوری‌شده توسط آن‌ها با غرب به اشتراک گذاشته می‌شود، اما درستی این ادعا چندان روشن نیست.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
یادمان «ارکستر سرخ» در براندنبورگ، آلمان، ۱۹۴۶.
منبع: ویکی‌مدیا کامنز

ارکستر سرخ: مقاومتی در هماهنگی

«ارکستر سرخ» مجموعه‌ای از روشنفکران، هنرمندان، کارمندان دولت و دانشجویان بود که بسیاری از آن‌ها زن بودند. تا سال‌های ۱۹۴۰/۱۹۴۱، تلاش‌های آنان برای مقاومت در برابر ایدئولوژی نازی به هفت حلقهٔ به‌هم‌پیوسته در برلین گسترش یافت و بیش از ۱۵۰ نفر را گرد هم آورد.

اعضای این گروه جنایات نازی‌ها را مستند می‌کردند، به افراد تحت تعقیب کمک می‌کردند و گفت‌وگوهای سیاسی و هنری مخفیانه برگزار می‌نمودند. با این حال، مهم‌ترین تمرکز گروه بر آموزش سیاسی بود؛ یعنی مجهز کردن مردم عادی آلمان به حقیقت رژیمی که زیر سلطهٔ آن زندگی می‌کردند. آن‌ها از حلقه‌های خصوصی خود فراتر رفتند تا اعلامیه پخش کنند، پیام‌های زیرزمینی در مکان‌های عمومی نصب کنند، و این پیام را به افراد ناراضی در سراسر آلمان برسانند که راه دیگری نیز وجود دارد.

گشتاپو در تابستان ۱۹۴۲ با حمله گشتاپو حمله کرد و این شبکه را از هم پاشید و آن را «ارکستر سرخ» نامید. اعضا با شکنجه‌های وحشیانه و محاکمه روبه‌رو و به خیانت و جاسوسی متهم شدند. تا پایان سال ۱۹۴۲، بیش از ۵۰ نفر از اعضای این گروه اعدام شدند.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
قیام ورشو، ۱۹۴۳.
منبع: موزه یادبود هولوکاست

زنانی مانند میلدرِد فیش-هارناک برای رساندن اطلاعات حیاتی به نیروهای متفقین، همه‌چیز را به خطر انداختند. شجاعت میلدرِد و همکاری او با «ارکستر سرخ» به بهای جانش تمام شد. او تنها زن آمریکایی است که در آلمان نازی محاکمه و اعدام شد. مأموران ارکستر سرخ در برلین، از جمله میلدرِد و همسرش آروید، نقشی اساسی در جمع‌آوری اطلاعات داشتند، اما خطرها بسیار بزرگ بود و همراه با میلدرِد، بسیاری جان خود را در راه این هدف فدا کردند.

یکی دیگر از آن‌ها لیان برکوویتس بود، زنی ۱۹ ساله که از طریق ارتباطاتش با فریتس تیل و فردریش رامر به مقاومت پیوسته بود. او که مسلط به زبان روسی و به‌شدت متعهد بود، پس از مشارکت در کارزار چسباندن پوسترهای تبلیغاتی علیه نمایشگاه تبلیغات ضد شوروی با عنوان «بهشت شوروی» (مجموعه تصاویری که ثابت می‌کرد زندگی در اتحاد جماهیر شوروی هم فقیرانه و هم خشن است) بازداشت شد.

لیان در اوایل ۱۹۴۳ به مرگ محکوم شد و در دوران زندان دخترش ایرنه را به دنیا آورد. حتی این زندگی کوچک و بی‌خطر نیز از بی‌رحمی نازی‌ها در امان نماند. به‌احتمال زیاد دخترش چند ماه پس از تولد قربانی برنامه اتانازی نازی‌ها شد. خود لیانه در ۵ اوت ۱۹۴۳ [13 مرداد 1322] اعدام شد. درخواست بخشودگی او شخصاً توسط هیتلر رد شده بود.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
پرستاران آمریکایی مجهز برای جنگ، ۱۹۴۴.
منبع: Rawpixel

سازمان OSS: ارتش مخفی آمریکا

وقتی ایالات متحده در سال ۱۹۴۲ و در دوران ریاست‌جمهوری روزولت «آژانس اطلاعت استراتژیک» (OSS) را ایجاد کرد، از سازمان عملیات ویژه بریتانیا (SOE) الهام گرفت و ارزش زنانی را که توانایی اجرای مأموریت‌های میدانی داشتند، تشخیص داد. این زنان آمریکایی به ‌عنوان مأموران مخفی کار می‌کردند، پیام‌های رادیویی را رهگیری می‌کردند و حتی به قلمرو دشمن نفوذ می‌کردند

جولیا مک‌ویلیامز، که بعدها به عنوان سرآشپز جولیا چیلد در دنیا معروف شد، پیش از اینکه رمزهای سری را با سوفله معامله کند، دوران حرفه‌ای خود را در OSS آغاز کرده بود. بزرگترین دستاورد او در OSS ابداع اولین «دستور پخت» برای دفع کوسه‌ای بود که بمب‌های غوطه‌ورشده را محافظت می‌کرد.

سایر زنان OSS نیز مهارت‌های گوناگون خود را به میدان بردند و به پیشگامان جاسوسی مدرن آمریکا تبدیل شدند. از کار گذاشتن بمب گرفته تا تحلیل عکس‌های هوایی، این زنان - که ۳۵ درصد نیروی کار OSS را تشکیل می‌دادند - به شیوه‌هایی عمل می‌کردند که هم بسیار خطرناک بود و هم کاملاً نوآورانه.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
جولیا چایلد در شغل دیگرش به‌عنوان سرآشپز تلویزیونی، اثر: Austinmini1275.
منبع: فلیکر

الیزابِت مک‌اینتاش و دوریس بوهرر را در نظر بگیرید؛ دو کهنه‌سرباز OSS که بعدها اتفاقاً در یک مجتمع بازنشستگی در ویرجینیا همسایه شدند. مک‌اینتاش در آسیا فعالیت می‌کرد و مأموریت‌هایش بر تاکتیک‌های جنگ روانی متمرکز بود. او یک بار بدون آن‌که بداند، یک بمب را که شبیه زغال سنگ استتار شده بود، به یک مأمور چینی تحویل داد؛ وسیله‌ای که بعدها قطاری حامل سربازان ژاپنی را منفجر کرد. دهه‌ها بعد اعتراف کرد که هنوز هم با بار اخلاقی آن اقدام دست‌وپنجه نرم می‌کند. بوهرر که سال‌های خدمت خود در جنگ جهانی دوم را در ایتالیا گذرانده بود، عکس‌های هوایی را تحلیل می‌کرد و برنامه‌های نظامی قدرت‌های محور را رمزگشایی می‌نمود.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
پوستر جنگ جهانی دوم، «در نیروهای دریایی کشور خود خدمت کنید»، ۱۹۴۱–۱۹۴۵.
منبع: RawPixels

مگی گریگز، مسئول جذب نیرو، یکی از پیشگامان پرتلاش برای جذب زنان به OSS بود، هرچند این وظیفه با چالش‌های منحصربه‌فرد همراه بود. او در روزنامه‌ها و مجلات به صورت مبهم تبلیغ می‌کرد و به دلایل امنیتی نمی‌توانست ماهیت کارش را فاش کند. زنانی مانند کورا دو بویس ، یک انسان شناس شناخته‌شده، پس از پاسخ به فراخوان گریگز ، با وجود تخصص خود، به سقف شیشه‌ای برخورد کردند. دیگران، مانند آلین گریفیت ، مأموریت‌هایی را بر اساس توانایی‌های خود به عهده گرفتند.

گریفیت، زن جوانی از لانگ آیلند که در جامعه اشرافی آن منطقه شناخته‌شده بود، ناگهان وارد OSS شد و برای انجام مأموریت‌های جاسوسی به اسپانیا اعزام گردید. مأموریت او این بود که اطلاعات نادرست به یک مأمور دوجانبه نازی منتقل کند و بی‌آن‌که خود بداند، نقشی کلیدی در عملیات اَنویل - یورش متفقین به جنوب اروپا در سال ۱۹۴۴ - ایفا کرد. گریفیت با جذابیت و حضور اجتماعی چشمگیرش، ناآگاهانه به «طعمه»‌ای در نقشه‌ای فریبکارانه تبدیل شد که برای گمراه کردن دشمن درباره محل واقعی حمله طراحی شده بود. او تا مدت‌ها بعد نمی‌دانست مردی که دستور یافته بود با او تماس بگیرد، در واقع خائنی بود که به سمت متفقین گرایش پیدا کرده بود.

زنان OSS با خطرهای بزرگی روبه‌رو بودند، اما مشارکت گسترده آنان زمینه را برای نقش‌آفرینی زنان در حوزه‌های اطلاعاتی و جاسوسی برای دهه‌های بعد فراهم کرد. داستان «ارتش مخفی» آمریکا بدون صدای این زنان خارق‌العاده - که برای مأموریت‌هایی جان خود را به خطر انداختند و اغلب حتی نمی‌توانستند درباره آن با یکدیگر حرف بزنند - ناقص خواهد بود.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
گروهی از اعضای WASP، دهه ۱۹۴۰.
منبع: Picryl

سازمان SOE: «آماتورهای باشکوه» چرچیل

سازمان عملیات ویژه SOE خواهر بزرگتر OSS آمریکایی بود. این سازمان که در سال ۱۹۴۰ تشکیل شد، وظیفه داشت از طریق خرابکاری و مقاومت زیرزمینی «اروپا را به آتش بکشد». زنان در این سازمان نقش کلیدی ایفا می‌کردند و اغلب به عنوان پیک و اپراتور رادیویی در سرزمین‌های اشغالی نازی‌ها بدون آن‌که شناسایی شوند، فعالیت می‌کردند. نور عنایت خان، یک اپراتور بی‌سیم، ماه‌ها خطوط ارتباطی را در پاریس باز نگه داشت تا اینکه دستگیر و در نهایت در اردوگاه کار اجباری داخائو اعدام شد. ویرجینیا هال، «بانوی لَنگ» که یک پای مصنوعی داشت، به خاری در چشم گشتاپو تبدیل شده بود؛ او با هوشمندی و شجاعت، مقاومت را سازمان‌دهی می‌کرد و از دستگیری می‌گریخت.

این ارتش سایه در زمینه خرابکاری، نبرد غیرمسلحانه و فریب آموزش دیده بود و تاکتیک‌های مؤثر آموخته‌شده از جنگ نامنظم ارتش جمهوری‌خواه ایرلند را به عاریت گرفته بود. مأموران به طور یکپارچه در سرزمین‌های اشغالی مخفی می‌شدند، آن‌ها به زبان‌های محلی تسلط کامل داشتند و توانایی ناپدید شدن هنگام ردیابی مجهز بودند.

شهرت هولناک گشتاپو بر هر مأموریتی سایه افکنده بود. دستگیری به معنای شکنجه یا حتی بدتر از آن بود. به همین دلیل، برخی از مأموران قرص‌های سیانور را در دکمه‌های کت خود پنهان می‌کردند تا وقتی گزینه‌های دیگرشان تمام می‌شد، بتوانند سریع فرار کنند. با وجود این خطرات، SOE در سال ۱۹۴۲ شروع به استخدام زنان کرد، زیرا می‌دانست که فرضیات جنسیتی در مورد جنگ اغلب به مأموران زن اجازه می‌دهد تا از رادار دشمن پنهان بمانند.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
آموزش کارگران زن در مرکز آموزشی اسلاو، انگلستان، ۱۹۴۱.
منبع: Picryl

ازجمله نخستین مأموران زن، کریستینا اسکاربک بود که بعدها با نام کریستین گرانویل شناخته شد. او حتی پیش از آن‌که SOE به ‌طور رسمی زنان را به خدمت بگیرد، در پشت خطوط دشمن فعالیت می‌کرد. اسکاربک به خاطر هوش و ابتکار خود شهرت افسانه‌ای داشت؛ یک بار، او با گاز گرفتن زبانش و جاری کردن خون، وانمود کرد که به سل مبتلا شده و بازجویان آلمانی خود را متقاعد کرد که یا آزادش کنند یا با خطر ابتلا به عفونت مواجه شوند. در موقعیتی دیگر، او و معشوقش، آندری کوورسکی (که او نیز مأمور بود)، با فرار از اروپا با خودرویی که از نازی‌ها دزدیده بودند، از دستگیری نجات یافتند.

تا پایان جنگ، چندین مأمور زن به طور مخفیانه به فرانسه، بلژیک و دیگر سرزمین‌های اشغالی فرستاده شدند. این زنان هماهنگی ارسال تدارکات، آموزش نیروهای مقاومت و جمع‌آوری اطلاعات را بر عهده داشتند، آن هم اغلب در برابر دیدگان همه. بسیاری از آن‌ها هرگز به خانه بازنگشتند، چرا که نرخ بقا برای این مأموران زن پایین بود؛ از هر پنج نفر، یک نفر در حین مأموریت جان خود را از دست می‌داد.

مأموران زن SOE نقشی حیاتی در هدایت جنگ به سوی پیروزی نهایی متفقین داشتند. یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای آن‌ها، انتقال اطلاعاتی بود که به متفقین کمک کرد بدانند نیروهای دشمن در جریان عملیات روز دی (D-Day) در کجا مستقر خواهند بود.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
فی شولمن همراه با پارتیزان‌های روسی، ۱۹۴۴.
منبع: Cassowary Colorizations

زنان یهودی در سایه‌ها: نبرد در دو جبهه

شجاعت جاسوسان زن یهودی در طول جنگ جهانی دوم چیزی کمتر از شگفتی نیست، داستان‌های آن‌ها شجاعت، تراژدی و عزم راسخ بی‌وقفه را در مواجهه با احتمالات غیرقابل توصیف در هم می‌آمیزد. به‌ عنوان نمونه، مارت کوهن، زن یهودی فرانسوی با قدی حدود ۱۵۰ سانتی‌متر (۴ فوت و ۱۱ اینچ)، به‌عنوان جاسوس متفقین به درون آلمان نازی نفوذ کرد. یکی از مأموریت‌هایش نزدیک بود به پایان برسد، زمانی که در سرمای زمستان از روی یخ نازکی فرو رفت. اما پس از بیرون آمدن از آب منجمدکننده، اجازه نداد هیپوترمی یا ترس مانع او شود. نامزدش، ژاک، به‌ دلیل شرکت در فعالیت‌های مقاومت اعدام شده بود، و خواهر و برادرانش نیز با به خطر انداختن جان خود، یهودیان دیگر را از چنگ نازی‌ها نجات می‌دادند. کوهن بعدها گفت که در طول مأموریت‌هایش احساس شجاعت نمی‌کرد؛ او فقط حس می‌کرد که «کاری برای انجام دادن» دارد.

یکی دیگر از چهره‌های برجسته، عکاس فی شولمن بود که به طرز معجزه‌آسایی از قتل‌عام در لهستان اشغالی توسط نازی‌ها جان سالم به در برد. او که حاظر نبود خاموش بنشیند، به یک گروه پارتیزانی پیوست و با استفاده از دوربین خود، مقاومت را در بیش از ۱۰۰ عکس ثبت کرد و نگاهی نادر به جنبه انسانی جنگ چریکی انداخت. در حالی که بسیاری از قهرمانان جنگ جهانی دوم رفته‌اند، عکس‌های شولمن زنده هستند و از شجاعتی سخن می‌گویند که فراتر از نبرد است و روح مقاومت را در زمانی که پیروزی غیرممکن به نظر می‌رسید، به تصویر می‌کشد.

زنان جاسوس در جنگ جهانی دوم
لوح یادبود ویرا اتکینز، یهودی و رئیس شبکهٔ جاسوسیِ سازمان عملیات ویژه بریتانیا در جنگ جهانی دوم.

و سپس ویرا اتکینز (با نام‌خانوادگی اصلی روزنبرگ) قرار دارد؛ زنی یهودیِ اهل رومانی که به ‌عنوان یکی از مأموران SOE فعالیت می‌کرد. اتکینز شخصاً مأموریت‌های بیش از ۴۰۰ مأمور را که به فرانسه تحت اشغال نازی‌ها اعزام می‌شدند، آماده و مدیریت کرد؛ بسیاری از آنان زنانی بودند که او با محبت از آن‌ها با عنوان «دخترهایم» یاد می‌کرد. او بار سنگینِ مسئولیت جان‌هایی را که برای آرمان بریتانیا به خطر انداخته بود، احساس می‌کرد اما تصمیم گرفت تا پایان جنگ بدون توقف ادامه دهد. و حتی پس از پایان جنگ نیز دست نکشید؛ او پیشگام تلاش‌هایی شد برای یافتن حقیقت دربارهاین‌که دقیقاً چه بر سر مأمورانی آمده بود که هرگز به خانه بازنگشتند...

منبع: www.thecollector.com

مترجم: امیرمهدی نادری

۲۵۹

کد مطلب 2222454

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین