مذاكرات اسلام آباد

روایت مردی که میان کتاب‌ها پیر شد و هر روز کشفی تازه کرد/ زندگی و زمانه محمدتقی دانش‌پژوه؛ او جهان را با نسخه‌ها اندازه گرفت

روایت زندگی محمدتقی دانش‌پژوه، روایت مردی است که میان کتاب‌ها پیر شد و هر روز را با کشفی تازه آغاز کرد.

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا ، یازدهمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم سیدمحمدحسین حکیم، به زندگی و اقدامات فرهنگی محمدتقی دانش‏‌پژوه، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.

محمدتقی دانش‌پژوه در میان نسل‌هایی از علم و دیانت به دنیا آمد؛ خانواده‌ای که خوشنویسی، اجتهاد، کتاب و قرآن بخشی از زندگی روزمره‌شان بود. از همان روزهای کودکی به مدرسه‌های حاج‌علی کوچک و هاشمی رفت و پیش از نوجوانی طعم نسخه‌های خطی را چشید. مرگ پدر، او را راهی قم کرد؛ شهری که در آن زیر نظر استادانی چون آیت‌الله مرعشی نجفی و میرزاهاشم آملی درس خواند. اما این آغاز بود.

دو سال بعد، زندگی او را دوباره به آمل بازگرداند، سپس تهران؛ شهری که دانش‌پژوه به‌سرعت در آن هویت علمی خود را پیدا کرد. سال‌ها در مدرسه سپهسالار قدیم و جدید، در پی درس آشتیانی و معقول و منقول بود. همین مسیر او را در ۱۳۱۹ به سمت کتابداری برد؛ سمتی که نه یک شغل، که سکوی پرتابی برای او شد.

او کتابخانه دانشکده حقوق را توسعه داد و بعدتر کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانه‌های تخصصی دیگر را شکل داد. اما مهم‌تر از همه، نهضت فهرست‌نگاری نسخه‌های خطی بود؛ کاری که پیش از او در ایران هیچ‌گاه با این دقت و وسعت انجام نشده بود. حاصلش؟ بیش از ۷۶ هزار عنوان فهرست‌شده فقط در داخل ایران؛ عددی که او را در جهان بی‌رقیب کرد.

از تولد تا کتابشناسی

در ۱۲۹۰ در دهکده ناندَل، نزدیک شهر آمل، پسری به دنیا آمد که هم همه قبیله‏اش عالمان دین و علم بودند و هم خود همه عمرش را در راه دانش صرف کرد. محمدتقی دانش‏‌پژوه در درازای عمر ۸۵ ساله‌‏اش جز راه دانش نپیمود و «دانش‏‌پژوه» دقیق‌ترین توصیف او بود. به‌گفته عباس زریاب خویی: «دانش همیشه آدم ایدآلیستی بود. تمام فکر و ذکرش کتاب و فلسفه و نسخه خطی بود و کسانی که با این چیزها سر و کار داشتند. علاقه ما علاقه معنوی بود. ما در این عالم مادی هیچ چیز مشترکی با هم نداشتیم. صحبتمان همیشه از تجلیات و مظاهر عالم غیب و معنا در ماده، یعنی کتاب، بود».

او این شیوه زندگی را از پدر و نیاکانش آموخته بود. پدرش حاج میرزا احمد درکایی دیلارستاقی لاریجانی از مجتهدان به‌نام آمل و لاریجان بود که هفت سال در نجف درس خوانده بود و از میرزا حبیب‌‏اللّه‏ رشتی اجازه اجتهاد داشت. از نیایش میرزا آقا بزرگ یک دوره چاپ سنگی کتاب «تفصیل وسائل الشیعة» شیخ حر عاملی به او به یادگار رسیده بود. نیای سومش میرزا گل‏علیْ درباری و دیوانی بود و خطی خوش داشت. او هر سال با نوشتن یک قرآن و فروختنش مخارج زندگی پارسایانه‌‏اش را به‌دست می‏آورد. برادران این نیا نیز خوشنویس بودند و یکی از آن‌ها، خان‏بابا عبداللطیف لاریجانی، به دربار فتحعلی‌شاه رفت و کاتب‏‌السلطان شد.

دانش‌‏پژوه نیز از آغازین سال‌های کودکی در همین راه قدم نهاد. در این مرحله تحصیلات او بیشتر در خانه و گاهی نیز در مدرسه‌‏های حاج علی کوچک و هاشمی و جامع و امام حسن عسکری بود.

پس از درگذشت پدر در ۱۳۰۸ برای ادامه تحصیلات به حوزه علمیه قم رفت و در ۱۳۰۹ طبق اجازه‏نامه اداره معارف قم در سلک طلاب رسمی در آمد. در آن شهر از استادانی مانند میرزا ابوالفضل گلپایگانی در درس القوانین المحکمة میرزای قمی، سید مصطفی کردمحله‏ای و آخوند ملا علی معصومی همدانی و آیت‏اللّه‏ مرعشی نجفی در درس الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشیقیة شهید ثانی، و میرزا هاشم آملی در درس الجوهر النضید علامه حلی بهره گرفت.

پس از دو سال، گرفتاری‌های زندگی او را ناچار به بازگشت به آمل کرد و در آن‌جا نزد ابوالقاسم فرسیوی ایرایی و آقا محمد غروی رینه‏‌ای مکاسب و رسائل شیخ انصاری و در خدمت میرزا عبداللّه‏ اشراقی رینه‌‏ای شرح تجرید قوشچی را آموخت. پس از مدتی در ۱۳۱۶ به تهران رفت و چند سالی را در مدرسه سپهسالار قدیم و پیشتر در مدرسه صدر تهران زندگی کرد. دانش‏‌پژوه در این سال‌ها بیشتر به فلسفه‌‏خوانی مشغول بود. او اگرچه به دبیرستان معقول و منقول در مدرسه مروی می‏‌رفت، اما به گفته خود: «راست بگویم مرا نیازی به درس‌های آن‌جا نبود، همّ من استفاده از محضر مرحوم میرزا مهدی آشتیانی بوده است در مدرسه سپهسالار قدیم».

دانش‏‌پژوه در ۱۳۲۰ دوره دانشکده معقول و منقول در مدرسه سپهسالار جدید و دانشسرای عالی را به اتمام رساند و درجه لیسانس گرفت.

یک سالی قبل‌تر خدمات دولتی او آغاز شد و از خرداد ۱۳۱۹ کتابدار کتابخانه دانشکده حقوق تهران شد. در بهمن ۱۳۳۱ به معاونت این کتابخانه رسید و ۲۹ سال در این سمت باقی‌ماند. در آذر ۱۳۳۳ با حفظ سمت پیشین به ریاست کتابخانه کتب خطی دانشگاه تهران و در مهر سال بعد به ریاست کتابخانه مرکزی این دانشگاه منصوب شد. در تیر ۱۳۴۸ به تصمیم پروفسور فضل‏اللّه‏ رضا، ریاست وقت دانشگاه تهران، با رتبه دانش‌یاری به گروه تاریخ دانشکده الهیات پیوست و پیش از بازنشستگی در اسفند ۱۳۵۵ به درجه استادی رسید.

حیات کتابشناسانه

پایه و اساس فعالیت‌های کتاب‏‌مدارانه دانش‏‌پژوه از تجربیات کتابداری‏اش در کتابخانه دانشکده حقوق تهران مایه گرفت. او علاوه بر ساماندهی و خدمات‏‌رسانی به مراجعان توانست کتابخانه این دانشکده را توسعه دهد و آن را با نود هزار جلد کتاب به کتابخانه نمونه علوم انسانی و بزرگترین کتابخانه ایران از این حیث در زمان خود بدل کند. اما مهم‌ترین جنبه اهمیت او فهرست‌نگاری نسخه‏‌های خطی بود.

فهرست‌نگاری‌های دانش‏‌پژوه از دو لحاظ نقطه عطف تاریخ فهرست‌نگاری ایران محسوب می‌‏شود. نخست آن‌که پیش از او دنیا از نسخه‌‏های خطی محفوظ در گنجینه‌‏های ایران آگاهی چندانی نداشت و معدود فهرست‌های تهیه‌شده برای کتابخانه‌‏های ایران نشانگر گستردگی و اهمیت این میراث نبود. اما دانش‌پژوه نهضت فهرست‌نگاری در ایران به‌پا کرد و هرجا توانست نسخه‏‌ای دید و یادداشتی از آن برگرفت. از این روست که در جای جای کتابشناسی‌های مشترک افرادی مانند سزگین و استوری و برگل نام و نشان نسخه‏‌های معرفی‌شده به‌دست او به وفور دیده می‌‏شود. حال آن‌که پیش‌تر چنین نبود و شرق‌شناسان و محققان زبان فارسی از نسخه‌‏های اروپا و مصر و ترکیه در تحقیقاتشان استفاده می‏‌کردند و آشنایی‌‏ای با نسخه‌‏های ایران نداشتند.

کمیته نسخه‌‏های فهرست‌شده به‌دست دانش‏‌پژوه نیز مؤید همین مدعاست. در مجموع ۹۰ سالی که فهرست‌نگاری نسخه‏‌های خطی به شیوه جدید در ایران رواج یافت، تعداد ۹۶۸,۳۰۰ عنوان از دست‌نویس‌های کتابخانه‌‏های عمومی و خصوصی به‌دست ۹۶ فهرست‌نگار معرفی شده است که از این تعداد معرفی ۵۲۲,۷۶ عنوان آن‌ها سهم دانش‏‌پژوه است، یعنی حدود ۲۵ درصد کل نسخه‏‌های فهرست‌‏شده در ایران. نکته جالب دیگر تفاوت بسیار محسوس فهرست‏‌کرده‏‌های نفر دوم لیست فهرست‌نگاران ایرانی با اوست که از نظر تعداد حدودا یک‌‏سوم آمار دانش‌‏پژوه است (۷۰۵,۲۸ عنوان). اگر فهرست‌های متعددی که او برای کتابخانه‏‌های دیگر نقاط دنیا تهیه کرده نیز به این آمار بیفزائیم به عدد ۱۰۰ هزار می‌‏رسیم که نه‌تنها در ایران بلکه در سرتاسر جهان بی‏‌نظیر است.

دوم آنکه او با آگاهی کامل روش دقیق فهرستنگاری نسخ خطی اروپائیان را با سنت کتابشناسی اسلامی و واژگان فارسی درهم آمیخت و آغازگر مکتبی شد که اگر آن را سنت فهرست‌نگاری ایرانی بنامیم گزاف نخواهد بود.

دانش‏‌پژوه وظایف فهرست‌نگار را در این می‏‌دانست که «۱. نسخه را به دقت بخواند و بررسی کند. ۲. به مدارک تاریخی بنگرد. ۳. به فهرست دیگران رجوع کند تا ببیند چه گفته‏‌اند تا خود در اشتباه نیفتد و اشتباه آن‌ها را رفع نماید. به مقالاتی که درباره یک یا چند کتاب نوشته‌‏اند باید نگریست و دانست که دیگران درباره آن چه گفته‌‏اند و این خود راهنمای خوبی است و رنج فهرست‌نگار را کم می‏‌کند» و معتقد بود: «در فهرست به‏‌جا است که ارزش معنوی کتاب و درجه سودمندی آن معین شود تا خواننده دریابد که برای مقصود علمی او مفید است یا نه».

دانش‏‌پژوه در پی نسخه‌‏های خطی به جای جای ایران و شرق و غرب عالم سفر کرد. در ایران به شهرهای آمل و اصفهان و یزد و تبریز و قزوین و قم و شیراز و کاشان و مشهد و همدان و رشت رفت و گزارش‌هایش از این سفرها را در نشریه نسخه‌‏های خطی منتشر کرد. در ۱۳۴۵ برای آشنایی با نسخه‌‏های خطی کتابخانه‌‏های عربستان و عراق به آن دو کشور سفر کرد.

در ۱۳۴۶ در سمینار نسخه‌‏های خطی کابل شرکت کرد. در ۱۳۴۸ برای شرکت در سمپوزیوم هنر تیموری به مسکو و لنینگراد و سمرقند و تاشکند و بخارا رفت و در نتیجه این سفر دو مقاله درباره فهرست منابع خط و خوشنویسی و دبیری و نویسندگی منتشر کرد. در سفر سال‌های ۱۳۵۱ ـ۱۳۵۳ که یک‌سال و نیم به درازا کشید چندین شهر آسیای مرکزی و گرجستان و قفقاز و روسیه و ترکیه (یک بار) و اروپا و آمریکا (دو بار) را در نوردید.

در شهریور ۱۳۵۵ برای سومین بار به شوروی رفت و از شهرهای مسکو و باکو و عشق‌‏آباد دیدن کرد. در ۱۳۵۲ ضمن شرکت در کنگره بیرونی به کراچی و حیدرآباد سند و لاهور و پیشاور و راولپندی رفت. در ۱۳۵۳ برای حضور در کنگره سندشناسی دیگر بار به کراچی و حیدرآباد سند رفت و برای کنگره اسلامی در هند شهر دهلی را دید.۱۰ باری نیز در دهه دوم و سوم خرداد ۱۳۵۹ از چند شهر کشور چین دیدار کرد و این آخرین سفر خارج از وطن او بود.

زندگی و زمانه محمدتقی دانش‌پژوه؛ مردی که جهان را با نسخه‌ها اندازه گرفت

او در همه این سفرها می‏‌کوشید از گنجینه‏‌های نسخه‏‌های خطی خواه عمومی و خواه شخصی آگاه شود. عظمت کار دانش‏‌پژوه آن هنگام آشکار می‌‏شود که بدانیم او در این سفرهای کوتاه چه تعداد نسخه را از نظر می‏‌گذرانده است: «در شوروی من تا توانستم کار کردم... در تفلیس که هجده روز بودم نزدیک به هفتصد و پنجاه نسخه دیدم یا وصف آن‌ها را در کتاب‌ها خواندم».

نتیجه سفر یک‌ساله و نیمه به شوروی و اروپا و آمریکا شناسایی و وصف حدود ۱۱ هزار نسخه و کتاب و اثر و قطعه خط و تصویر ایرانی و اسلامی بود که در مجلدات ۸ ـ ۱۲ نشریه نسخه‌‏های خطی منتشر شد. به گفته خودش در این سفرها در یک کلام خواهان سه چیز بیشتر نبود: کتابخانه، مسجد و گورستان.

«سالی که فرهنگستان علوم آذربایجان ایشان را دعوت کرده بود، پیشاپیش برنامه‌‏ای را تنظیم کرده بودند که در آن دیدار از مؤسسات مناسب حال ایشان و ضمنا چند بازدید از جای گردشی و نمایشی گنجانیده شده بود. اما دانش با دیدن این برنامه گفته بود من خواستار سه چیز بیش نیستم: کتابخانه، مسجد و گورستان. به یک کلام به سراغ کتاب آمده‏‌ام و کتابه (کتیبه)».

دانش‏‌پژوه دانش‌دوست بود. علم را برای علم می‌‏خواست و از آن چشم‌داشت تعین یا شهرت یا اجر مادی نداشت. معتقد بود تنها افراد شیفته می‌‏توانند در این راه موفق شوند و خود نیز در زندگی‏‌اش به همین طریق سلوک کرد. گذشته از سطر سطر نوشته‌‏های او که این شوق و علاقه را می‏توان بین سطورش خواند، مرور چند خاطره در این باره به قلم دوست دیرینش، ایرج افشار، بهتر این نکته را مشخص می‌‏کند:

«شوق دانش‏‌پژوه به یافتن و دیدن نسخه‏‌های نادیده و حالتی که درین مواقع بدو دست می‏‌دهد وصف‏‌ناشدنی است، مگر آنکه موقعی باشد که او به نسخه‌‏ای جدید می‏‌رسد و ما به چهره‌‏اش و طرز نگاهش خیره شویم. عباس زریاب خویی که اقوالش ثقه است گفت در سفری که با حسین محبوبی اردکانی و حسین خدیو جم و دانش‏‌پژوه به منظور شرکت در مجمع بررسی مربوط به نسخ خطی به کابل رفته بودیم، چون برای رفتن از فرودگاه به شهر به تاکسی نشستیم و سر صحبت با راننده باز شد، دانش‏‌پژوه وسط صحبت پرید و از راننده پرسید در کابل کجا کتاب خطی می‏‌فروشند؟

دانش‌‏پژوه که اول بار بود به گوش‌ه‏ای از سرزمین غزنویان سفر می‌‏کرد به یاد ایامی که در هر یک از بلاد خراسان علما و دانشمندان به‌وفور بودند و کتابخانه‌‏های مدارس دایر بود و در بازار وراقان خرید و فروخت کتب خطی رواج داشت، تصور می‏‌کرده است که هنوز هم نسخه خطی در شهری چون کابل متاعی است بازاری و به آسانی در دسترس آنی است، تا بدان حد که راننده تاکسی هم می‏‌داند که کتاب خطی در کدام محله فروخته می‏‌شود؟

مورد دیگری که جز شوخی صرف نیست ولی حکایت تام و روشنی است از شوق و آتش درونی دانش‏‌پژوه و خلوص باطنی او در راه کار بسیار باارجی که نقد عمر را بدان باخته است، قصه یافتن چند ورقی از قرآن مجید به خط ابی‌‏البرکات عبدالرحمن بن عثمان بن عوف بن عمر بیسیونی است و آن حکایت ازین قرار است: به هنگام کنگره تحقیقات ایرانی که در اصفهان تشکیل شده بود، ترتیب سفرهایی به پیربکران و مسجد بیسیون ـ که دور از شهر اصفهان است ـ داده شده بود. پس از بازدید از پیربکران، دانش‏‌پژوه به اتفاق محیط طباطبایی به منزل یکی از فضلا رفت تا ظاهرا کتب خطی ببیند. لذا از قافله جدا شد و ما را تنها گذاشت و از دیدن مسجد بیسیون محروم ماند.

جمعی که به سوی مسجد جامع بیسیون می‏‌رفتیم و از نبودن دانش‌‏پژوه دلتنگ بودیم گفتیم حال که ما را رها کرده و به دیدن نسخ خطی و ادامه مفاوضات علمی رفته است ما هم نسخ‌ه‏ای قدیمی می‌‏سازیم و خبرش را برای او می‌‏بریم و دلش را می‏‌سوزانیم! پس به کمک عبدالامیر سلیم و احمد تفضلی برای آیاتی از قرآن کریم ترجم‌ه‏ای به شیوه و اسلوب تفسیر طبری، یعنی با به‌کارگرفتن لغات کهنی که دانش‌‏پژوه آن‌ها را می‌‏پسندد و هرگاه یکی از آن‌ها را در کهنه‌‏کتابی می‏‌یابد، به لهجه قدیم و بلند عنوان می‏‌کند، پرداخته و آماده شد.

وصف اوراق نسخه خیالی را چنین نوشتیم که سی و پنج ورق از قرآن کهن به خط کوفی درشتِ خوش بر روی کاغذ سمرقندی کلفت و موریانه‌‏خورده که علایم جزو و حزب و سجاوندی‌های آن تذهیب شده و ترجمه فارسی قدیم به خط نسخ ابتدایی در بین‏‌السطور دارد، در انبار مسجد بیسیون دیده شد. نسخه به خط ابی‌‏البرکات عبدالرحمن بن عثمان بن عوف بن عمر بیسیونی و مورخ شهر شعبان عشرین و اربع‏مائة است.

شب‌هنگام که منزل آقای سیدمحمدعلی روضاتی مهمان بودیم و محیط طباطبایی، حبیب یغمایی و تنی چند از دوستان حضور داشتند من یادداشت مجعول را خواندم. دانش‌‏پژوه آرام آرام خود را از روی مبلی که بر آن لمیده بود بر لبه آن کشانید و همچون کسی که شی‏ء بسیار گران‌بهایی را فراموش کرده و در محلی به جای گذارده باشد گفت حالا که من با شما نبودم فردا صبح در جلسات شرکت نمی‌‏کنم و اتوموبیل می‌‏گیرم و به بیسیون می‏‌روم تا نسخه را ببینم. تا عصر هم می‏‌مانم و ترجمه‌‏های فارسی را می‌‏نویسم. البته یغمایی هم آن یادداشت را گرفت که چاپ کند!

نقل این قصه که سراپا شوخی است و نظایرش میان دوستان یک‌دل بی‌گلایه‌‏ای می‏‌گذرد ازین باب بود که فریفتگی دانش‏‌پژوه را به کاری که پیش گرفته بنمایانم و بگویم که این عشق و شور لایزال چندان است که او را از تمام عوالم دنیایی به دور داشته است و همچون عاشق صادق فقط محبوب یکتای خود را می‌‏بیند و می‌‏جوید.

بد نیست قضیه‌‏ای را که باز شوخی است و همین یک‌ماه قبل در لندن اتفاق افتاد عرض کنم. دانش‌‏پژوه کتابی خرید که مدت‌ها بود پی آن می‌‏گشت و بهای آن هشت پوند بود. پس در بهای آن یک بیست پوندی به فروشنده داد و می‏‌بایست دوازده پوند بگیرد. فروشنده بدون توجه هشت پوند به دانش‌‏پژوه داد. دانش‏‌پژوه از شوق وصول کتاب متوجه کم‏بودن پول نشد. مینوی که روبروی دانش‏پژوه نشسته بود ناراحت شد و گفت دانش چرا اشتباه می‏‌کنی تو باید دوازده پوند بگیری! درین گیر و دار احمد اقتداری که پهلوی دانش‏‌پژوه بود گفت آقای مینوی چرا برآشفته می‌‏شوید. می‏‌دانید علت این اشتباه از کجاست؟ ازین باب است که اسکناس‌ها چاپی است نه خطی!»

زندگی و زمانه محمدتقی دانش‌پژوه؛ مردی که جهان را با نسخه‌ها اندازه گرفت

شمار کتابخانه‏‌ها و مجموعه‏‌هایی که دانش‌‏پژوه در این مجله، نسخه‌‏های خطی آن‌ها را به اجمال یا تفصیل معرفی کرد به ۱۷۰ می‏‌رسد که حیرت‏‌آور است. تنها دیدن این تعداد کتابخانه‌‏ها و رفت‏‌وآمد به آن‌ها مستلزم عمر گرانی است که دانش‌پژوه همه آن را در پای این راه نهاد.

خدمت دیگر دانش‌‏پژوه کتابشناسی‌هایی است که به قلم او تهیه شده است. این کتابشناسی‌ها در موضوعاتی تهیه شده است که او کاملاً به آن‌ها احاطه داشت و همین تسلط سبب می‌‏شد کیفیت‌شان از لونی دیگر باشد. اظهارنظرهای دانش‏‌پژوه درباره نقد و بررسی کتاب‌ها و ارزش هرکدام و جایگاه علمی آن‌ها در طول تاریخ و در آن علم باعث می‏‌شد کتابشناسی‌هایش یگانه باشد. او سرگذشت‏نامه و کتاب‏شناسی را به‌ هم می‏‌آمیخت، همان چیزی که فرنگیان در اصطلاح Bio-bibliography می‌‏گویند.

او خود با تواضع معتقد بود: «این پژوهش‌ها شاید در شناساندن کارهای ارسطو، فارابی، ابن‌‏سینا، ابن‌کمونه، ابن‌‏رشد، ابن‌‏میمون، غزالی، ناصر خسرو، خواجه نصیر طوسی، بابا افضل کاشانی، ملاصدرا، ملا محسن فیض کاشانی و سی‌ـ‌چهل دانشمند دیگر از این زمره بی‌أثیر نبوده است».

به گفته کامران فانی: «یک بار از استاد دانش‏‌پژوه پرسیدم آیا ترجیح می‌‏داد نسخه‏‌پژوهی نام‏‌آور باشد یا فلسفه‏‌پژوهی گمنام؟ با لبخند گفت: اینها دو بال من‏اند که با هر دو می‏‌توانم تا هر کجا که بخواهم پرواز کنم».

او در موضوعاتی قلم می‌‏زد که پیش‌تر کار درخوری در باب آن‌ها انجام نشده بود. قلم‌‏فرسایی مطلقا در هیچ یک از نوشته‏‌های قدیم و جدیدش دیده نمی‌‏شود. تا مطلب تازه‏ای برای گفتن نداشت سخنی نمی‌‏گفت. نثر دانش‏‌پژوه، نثری کاملاً گزیده و بدون حشو و زواید بود. هیچ جمله اضافی در کلامش دیده نمی‌‏شد و سعی داشت به روشن‌ترین صورت خواننده را به مقصود برساند. در یک کلام فشرده‌‏نویس بود. نوشته‌‏هایش پرمطلب بود و کم‏‌کلمه. از این که از اصطلاحات کهنه و گاه نامأنوس زبان فارسی استفاده کند ابایی نداشت و گاه حتی بر این کار تعصب می‏‌ورزید. در شناخت نسخ خطی و فهرست‌نگاری نیز اصطلاحات متعددی را برای توصیف نسخه‏‌ها وضع کرد. و از این راه بر غنای زبان فارسی افزود. اصطلاحاتی که اکنون بیشتر فهرست‌نگاران بدون آگاهی از پیشینه و واضعشان از آن‌ها استفاده می‌‏کنند. یک وجه علاقه دانش‏‌پژوه به متون قدیمی زبان فارسی نیز از همین علاقه‌‏اش به لغات نادر و اصطلاحات فراموش‌‏شده زبان فارسی نشأت می‌‏گرفت.

مجموع این عوامل بود که باعث شد کسی چون احمد تفضلی او را در عداد مجتبی مینوی و عباس زریاب قرار ‏دهد.

پس از کتابشناسی

با آنکه دانش‌پژوه شیفته فرهنگ خود بود و عمرش را در راه شناخت و معرفی و حراست و نگهداری از این میراث صرف کرد، اما به هیچ‌روی بر آن تعصب نداشت. در شیفتگی‌‏اش به دانش بی‏‌وطن بود و دنبال هر آموختنی‌‏ای از غرب و شرق بود: «باری من تا در ایران بوده‏‌ام از کتابخانه‌‏های دانشگاهی و کتابخانه‌‏های مجلس شورا و سنا و ملک و همچنین از کتابخانه آستان قدس بهره‏‌ها برده‏‌ام و از این راه‌ها به فرهنگ گسترده اروپای کهن و نو هم آشنا شده‏‌ام ولی هنگامی که کتابخانه‌‏های بسیار ارزنده کشورهای اروپا و آمریکا را دیده و دانشمندانی را که یک تنه به چندین زبان آشنایی داشته‌‏اند، زیارت کرده‌‏ام خود را بسیار کوچک یافتم. کتابخانه بزرگ لنین در مسکو و کتابخانه ملی در پاریس و موزه بریتانیا و کتابخانه‌‏های دانشگاه لیدن و دانشگاه هاروارد و شیکاگو و لس‌‏آنجلس در برابرم دریای بی‏کرانی بوده است. دریافتم که در برابر فرهنگ کلاسیک یونان و روم و فرهنگ هندی و فرهنگ چینی ما آنچه می‏‌دانیم چندان بزرگ نیست.

یک روز در دانشگاه هاروارد دانشمندی به من گفت ما تو را اینجا نیاورده‌‏ایم که برای ما کار کنی، بلکه در این کتابخانه بزرگ به کار تاریخ منطق که شیفته آن هستی بپرداز. من سری به کتابخانه که جایم روزها در لابه‏‌لای قفسه‌‏های آن بوده است بدین منظور زدم و دنبال منطق چینی و بودایی و هندی رفتم. دیدم که تنها درباره منطق چینی از چشم هندوان چندین کتاب است که خواندن آن‌ها خود عمری می‏‌خواهد. منطق چینی و یونانی در زبان‌های خاوری و باختری که جای خود دارد. کاش چند سالی در آنجاها می‏‌بودم تا شاید از دریای بی‏کران دانش و فرهنگ سرزمین‌های قطراتی نصیب من می‏‌شد»

آثار

دانش‌‏پژوه کار نوشتن را از نگارش مقالاتی در موضوع و مباحث فلسفی و منطقی در مجله‌‏های جلوه (نشریه جامعه لیسانسیه‌‏های دانشکده علوم معقول و منقول) و دانشنامه و سخن و مهر و فروغ و دانش آغاز کرد و تا قریب به ۵۰ سال بعد فعالیت‌های قلمی‌‏اش ادامه یافت. نخستین چاپ‌‏کرده‌‏هایش مربوط به ۱۳۲۴ بود و این سیر تا آخرین سال‌های عمرش (۱۳۷۴) و حتی پس از آن ادامه یافت.

ارائه فهرست آثار متعدد او در این گفتار کوتاه میسر نیست و خود حجمی به همین مقدار نیاز دارد (۳۲۶ مقاله، ۵۰ تصحیح، ۵۴ جلد کتاب)؛ از این رو من تنها به معرفی‏ای اشاره‌‏وار و درباره چند فهرست و کتابشناسی به توضیحاتی کمی مفصل‌تر اکتفا می‏کنم.

آثار دانش‏‌پژوه را می‏‌توان بر چند زمینه تقسیم‏بندی کرد: فهرست‌نگاری، کتابشناسی، تصحیح متون، پژوهش و تحقیق، ترجمه، مجله‏‌نگاری و نقدنویسی، اما عمده آن‌ها بر همان سه نوع اول متمرکز است و البته محور همه نیز نسخه خطی است.

الف. فهرستنگاری نسخه‏‌های خطی که عمده‏ترین فعالیت علمی دانش‌‏پژوه بود؛ ازجمله ـ فهرست نسخه‏‌های خطی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران.

ـ فهرست نسخه‏‌های خطی کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
ـ فهرست کتابخانه سپهسالار
ـ فهرست کتابخانه مجلس شورای ملی

ـ فهرست کتاب‏های خطی مجلس سنا
ـ فهرست میکروفیلم‌های کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، ج ۱ (۱۳۴۸)۴۴، ج ۲ (۱۳۵۳)، ج ۳ (۱۳۶۳).

ـ فهرست کتاب‏های خطی کتابخانه ملک، تألیف ایرج افشار و محمدتقی دانش‏پژوه، با همکاری سید محمدباقر حجتی و احمد منزوی، ۱۳ جلد.

ـ فهرست نسخ خطی کتابخانه آستانه مقدسه قم، ۱۳۵۵.
ـ فهرستواره کتابخانه مینوی و کتابخانه مرکزی پژوهشگاه (خطی، عکسی، میکروفیلم، یادداشت‌ها)، ۱۳۷۴.

ب. کتابشناسی.

مشخصات کتابشناسی‌های مستقل او چنین است:

-مداومت در اصول موسیقی ایران: نمونه‏ای از فهرست آثار دانشمندان ایرانی و اسلامی در غناء و موسیقی، ۱۳۵۵ش. تاریخ‏نگاری فلسفه، ۱۳۶۵

-فهرست‌واره فقه هزار و چهارصد ساله اسلامی در زبان فارسی، ۱۳۶۷.

ج. تصحیح متون.

نام شماری از این متون با ترتیب موضوعی از این قرار است:

فلسفه و منطق: النجاة من الغرق فی بحر الضلالات ابن‏سینا، المنطقیات فارابی، جام جهان‏نما یا ترجمه محصل بهمنیار، حیات النفوس ریزی، المنطق ابن‏مقفع، جامع الحکمة بابا افضل کاشی، تبصره ابن‏سهلان ساوی، دو رساله در منطق از اثیر ابهری، الاقطاب القطبیة اهری، شرح فصول الحکمة استرآبادی.

کلام: ترجمه فارسی ملل و نحل، چند رساله کوتاه از خواجه نصیر طوسی، اثبات واجب خفری، بیان الادیان، الحدود والحقایق سید مرتضی.

حدیث: ترجمه و شرح فارسی شهاب الاخبار، معارج نهج البلاعة بیهقی، ترجمه فرمان مالک اشتر از آوی، ترجمه منظوم خطبة البیان شاهپور کاشانی.

شرح‌حال‌نامه: نزهة الارواح و روضة الافراح، مختصر فی ذکر الحکماء الیونانیین والملیین، تاریخ مشاهیر امامیه از رضی‌الدین محمد قزوینی، دو مشیخه زیدی.

فقه شیعه فارسی: ترجمه‏های کهن از النهایه شیخ طوسی و المختصرالنافع محقق حلی و معتقد الامامیة و شرایع الاسلام.

د. مجلات

مجله فرهنگ ایران زمین با بنیانگذاری ایرج افشار، منوچهر ستوده، عباس زریاب خویی و مصطفی مقربی و دانش‌‏پژوه تاسیس شد و حاوی رسالات تاریخی و ادبی و مقالاتی بود که حجمشان به حجم مرسوم کتاب نمی‏رسید و درباره یکی از موضوعات ایرانشناسی بود.

این مجله در ۱۳۳۲ بنیاد گرفت و تا زمان حیات دانش‏پژوه ۲۸ جلد آن (۱۳۶۸) منتشر شد. بعدتر با انتشار مجلدات ۲۹ و ۳۰ دفتر این نشریه بسته شد. از دانش‏پژوه در بیشتر شماره‏های این مجله نوشتاری درج شده است.

مجله دیگری که دانش‏پژوه در اداره آن نقشی اساسی داشت نشریه نسخه‏های خطی بود که از آن سخن گفته شد.

ه . نقدنویسی

او دستی نیز در نقد و بررسی کتاب داشت و درباره کتاب‌ها و موضوعات مورد علاقه‌‏اش جستارها و مقالاتی می‌‏نوشت، تا جایی که او را یکی از سرآمدان نقدنویسی در مجلات فارسی قلمداد کرده‌‏اند.۴۸

این نوع نوشته‏‌های دانش‌‏پژوه معمولاً در مجلات راهنمای کتاب، نشر دانش، فرهنگ ایران زمین، آینده، یغما، معارف و... منتشر شده است.

و. ترجمه

از دانش‏‌پژوه برگردان‌هایی از دو زبان عربی و فرانسه در دست است. در واقع نخستین نوشته‌‏های او ترجمه دو کتاب النکت الاعتقادیة شیخ مفید و مصادقة الاخوان شیخ صدوق در ۱۳۲۴ ـ۱۳۲۵ از عربی به فارسی بود.

او کتابخانه شخصی خود را در ۱۳۷۴ به کتابخانه مجتبی مینوی اهدا کرد که اکنون آن شش هزار مجلد با نام «گنجینه دانش‏پژوه» در آن جا نگهداری می‏شود.

دانش‌‏پژوه در ۲۷ آذر ۱۳۷۵ دیده از جهان بست و جسمش در قطعه هنرمندان و نویسندگان بهشت زهرا آرام گرفت. جایی که در یک سو همکار و دوست دیرینه‌‏اش عباس زریاب خویی خفته است و در طرف دیگر احمد تفضلی که کمتر از یک ماه پس از مرگ دانش‌‏پژوه به ناگهان درگذشت. او به راستی یکی از کسانی بود که کلمه «جانشین‌‏ناپذیر» در حقش به تمامی صدق می‏‌کرد.

216216

کد مطلب 2222658

برچسب‌ها

داغ ترین های لحظه

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 10 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین