گروه اندیشه:اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی ایران با برگزاری نشستی با حضور دکتر سجاد دادفر دانشیار گروه تاریخ دانشگاه رازی و دکتر ابوالفضل مرشدی دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه یزد موضوع «تحولات جنگ رمضان» را تحلیل و بررسی کرد. سوال مرکزی این نشست آن بود که ساختار هویت ایرانی-اسلامی، چگونه تقاطع «لولای تمدنی» و «تابآوری اجتماعی» نقشه راه پایداری ملی را ترسیم میکند؟ در این نشست استادان مدعو، به تبیین چندبعدی پدیده «تابآوری اجتماعی» و بازخوانی عناصر چهارگانه هویت ملی میپردازد. یافتههای تاریخی و جامعه شناختی این نشست نشان میدهد که ماندگاری بیبدیل تمدن ایران در برابر تهاجمات ادواری—از عصر باستان و حمله مغول تا استعمار نوین—محصول یک حرکت رودخانهای، تداومبخش و تحولپذیر از چهار مولفه «ایران، اسلام، سنت و تجدد» است که حذف هرکدام به تمامیت این هویت آسیب میزند. در این چارچوب نظری، استقامت راهبردی کشور در بحرانهای ژئوپلیتیک اخیر، ریشه در سنتز پیوند میان «جسم ایران» (موقعیت استراتژیک جغرافیایی و اقلیمی) و «جان ایران» (هویت فرهنگی و مذهبی) دارد. بر اساس این مدل تحلیلی، ایران به عنوان یک «لولا» یا نقطه اتصال میان تمدنهای شرق و غرب، علیرغم تحمل تنشهای ساختاری، واجد ظرفیتی بیبدیل برای خلق تعادل بینالمللی است. راهنمای تمدنی این پژوهش تأکید میکند که جهت پیشگیری از خودبیزاری و عبور از کهولت کنونی، بازبینی مرزبندیهای مصنوعی درونی، بهرهگیری از توان کارشناسی نخبگان داخل و خارج، و تبدیل میراث تاریخی به تکیهگاه کنشگری آگاهانه، برای بازتولید عصر زرین فرهنگ ایرانی-اسلامی امری حیاتی است. گزارش خلاصه این نشست که توسط زهرا حسین زاده تهیه شده و در اختیار خبرآنلاین قرار گرفته به شرح زیر از نظرتان می گذرد:
****
مفهوم تابآوری اجتماعی و مؤلفههای چهارگانه هویت ایرانی
در این بخش دکتر سجاد دادفر دانشیار گروه علوم تاریخی دانشگاه رازی)، بر اهمیت ایستادن در طرف درست تاریخ و نقش هر فرد در رسالتهای خود تأکید و با تعریف «تابآوری» به عنوان توانایی فرد یا جامعه برای تحمل بحران، سازگاری با شرایط جدید و بازسازی قویتر پس از آسیب، بر این نکته اشاره کرد که تابآوری اجتماعی فراتر از مقاومت صرف، به معنای تداوم حیات و پیشرفت در دل مشکلات است.
دادفر در ادامه «هویت» را به عنوان پایهایترین نیاز برای خودشناسی و تعیین تکلیف جامعه معرفی و با استناد به مستندات تاریخی و کتب معتبر تأکید کرد که «گذشته چراغ راه آینده» است و بدون شناخت ریشههای تاریخی، جامعه دچار بیثباتی و ازخودبیگانگی میشود.
او در ادامه گفت که «ایران به عنوان یکی از معدود تمدنهای ماندگار جهان، علیرغم مواجهه با حملات متعدد در طول تاریخ (از آریاییها تا استعمار نوین)، هویت خود را حفظ کرده است. این ماندگاری ناشی از ترکیب چهار مولفه اصلی در بستر هویت ایرانی به شکل «رودخانهای» است که هم دارای تداوم است و هم تحولپذیر: ایران، اسلام، سنت و تجدد.»
او گفت که فقدان هویت، منجر به خودبیزاری و تقلید کورکورانه از فرهنگهای خارجی میشود، در حالی که شناخت عمیق از هویت تاریخی (ترکیب ایران و اسلام با حفظ سنت و پذیرش تجدد)، باعث ایجاد اعتمادبهنفس، جهتگیری مشخص و ایستادگی مردانه در برابر تهاجمات دشمنان شده است. این پیوند عمیق، ضامن زنده ماندن و پویایی جامعه ایران در شرایط بحرانی است.
بررسی کرونولوژیک پایداری فرهنگی ایران در برابر چالشهای خارجی
ادامه دادفر با اشاره به اینکه هویت ایران ترکیبی از عناصر باستانی، اسلامی، سنتی و تجددگراست، هشدار داد که حذف هر یک از این ارکان به تمامیت هویت ملی آسیب میزند. او در ادامه توضیحات خود، روند تاریخی حفظ این هویت در برابر چالشهای خارجی را در چهار دوره کلیدی به شرح زیر تشریح کرد:
«۱- دوره باستان و هخامنشیان: که با وجود تنوع فرهنگی در امپراتوری، ساختار دولتی و هویت ایرانی پایههای محکمی داشت. در مقابل تهاجم آشوریان و یونانیان (اسکندر)، اگرچه شکستهای نظامی رخ داد، اما مقاومت فرهنگی و مذهبی (مانند مهرپرستی و زرتشتیگری) در مناطق محلی (مانند فارس و خوزستان) پایدار ماند و زبان و آیینها از بین نرفتند.
۲-دوره ساسانیان: علیرغم جنگهای طولانی با روم، آیینهای ملی مانند نوروز و مهرگان در سراسر امپراتوری ترویج شد و هویت ملی ضمن تقویت، تعمیق و گسترده شد.
۳- ورود اعراب مسلمان: برخلاف سایر سرزمینهای فتحشده که زبان عربی جایگزین شد، ایرانیان زبان فارسی را حفظ کردند. این تداوم منجر به شکوفایی ادبیات، عرفان (از رودکی تا مولوی) و تبدیل شهرها به کانونهای علمی و فرهنگی اسلامی-ایرانی شد.
۴-حمله مغول: با وجود خشونتهای ویرانگر و سیاستهای تنبیهی، فرهنگ مغولان در بستر تمدن ایرانی حل شد. بسیاری از حاکمان مغول (ایلخانان) به فرهنگ، هنر و زبان فارسی روی آوردند و نسلهای بعدی خود را ایرانی-مسلمان دانستند.نقطه عطف بازسازی هویت در دوره صفویه رخ داد. این دوره با سه الگوی «بازسازی ساختاری»، «نوسازی» و «تثبیت ایدئولوژیک»، هویت ایرانی-اسلامی را نه تنها حفظ کرد، بلکه آن را تقویت و نهادینه کرد.»

جنگ رمضان و تبیین جامعه شناختی مفاهیم «جان و جسم» ایران
ابوالفضل مرشدی دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه یزد، دیگر سخنران این نشست بر اهمیت حفظ و تعمیق ارتباطات میان نخبگان دانشگاهی و جامعه تأکید و اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم سیاسی را به عنوان بستری برای تعمیق این ارتباطات و گفت وگوهای سازنده با هدف افزایش همبستگی ملی معرفی کرد.
مرشدی در ابتدای سخنان خود به این نکته اشاره کرد که در شرایط کنونی، «گفت و گو» و «هماندیشی» نه تنها ابزاری برای رفع ابهامات، بلکه ضامن ارتقای همبستگی اجتماعی و تحقق مقاومت ملی است.
این استاد دانشگاه ریشه تابآوری و استقامت ایران در جنگ اخیر را در ترکیب دو مؤلفه اساسی ایران دانست و گفت: ««جسم ایران» شامل موقعیت جغرافیایی استراتژیک، دسترسی به آبهای آزاد و تنوع اقلیمی و «جان ایران» شامل هویت فرهنگی، مذهبی و تمدنی.»
مرشدی معتقد است که جان ایران ناشی از پیوند ناگسستنی فرهنگ ایرانی و دین اسلام است. او با ارجاع به آرای پژوهشگرانی مانند ریچارد فرای، ایران را حاصلخیزترین بستر شکلگیری دوران درخشان تمدن اسلامی در قرون سوم تا پنجم هجری معرفی کرده و بر امکان تکرار تجربه مشابهی در دنیای امروز برای ایران تأکید می کند.
نکته حائز اهمیت دیگر مورد اشاره مرشدی، موقعیت ژئوپلیتیک ایران به عنوان «لولا» یا نقطه اتصال میان تمدنهای بزرگ (بهویژه شرق و غرب) بود. به گفته او، هر چند این موقعیت، ایران را در معرض تنشهای جهانی قرار داده، اما همزمان ظرفیتهای بیبدیلی برای ایفای نقش میانجیگرانه و خلق تعادل بین شرق و غرب برای ایران ایجاد کرده است.
او تأکید کرد که برای عبور ایران از چالشهای کنونی و دستیابی به افقهای روشن، نیازمند یک «خودشناسی عمیق» و تدوین چشماندازی شفاف از آینده ایران هستیم.
محورهای چهارگانه گفت وگو، کنشگری و راهکارهای آیندهنگری ملی
در ادامه، این استاد دانشگاه محورهای اصلی بحث خود را پیرامون ایجاد گفت گوی عمیق میان ایرانیان به شرح زیر اعلام کرد:
«۱-خودشناسی و بازبینی هویتی: نیازمند شناخت دقیق عناصر فرهنگی و هویتی داخلی هستیم تا بتوانیم نگاهی فراگیر و جامع به وضعیت موجود داشته باشیم.
۲-لزوم کنشگری آگاهانه: ضرورت تبدیل میراث تاریخی و دانایی شکل گرفته در ایران به عنوان تکیهگاه کنشگری مؤثر برای ساختن آینده و پیشگیری از آسیبهای ناشی از غفلت از فرصتهای تاریخی.
۳- استفاده از تمام ظرفیتها: تأکید بر بهرهگیری حداکثری از توان کارشناسی ایرانیان داخل و خارج کشور بویژه دانشگاهیان و محققان و افراد باتجربه در تصمیمگیریها.
۴-بازبینی و رفع مرزهای خودساخته درونی: پیشنهاد بازنگری در مرزبندیهای مصنوعی درونی و بیرونی و تعریف مجدد جایگاه ایران در دنیای امروز با الهام از مزیتهای تمدنی سایر جوامع.»
در نهایت، مرشدی راهکارهای آیندهنگر خود را به این شرح مطرح کرد:
«۱-پرهیز از نگاههای سادهانگارانه درباره قدرت مقاومت ملت ایران
۲-بازخوانی خلاقانه میراث تمدنی (ترکیب هنر، فلسفه و علم) برای استخراج الگوهای بومی توسعه
۳-تمرکز بر نقاط اشتراک فرهنگی با دیگر تمدنها و برجستهسازی هویت مستقل ایرانی-اسلامی
۴-ایجاد گفت وگوی ملی غنی برای رفع ابهامات و ترسیم نقشهراهی مبتنی بر اعتمادبهنفس و دستاوردهای گذشته.»
این بخش با دعوت به مطالعه آثار کلیدی همچون کتابهای «ایران کجاست، ایرانی کیست» از سید محمد بهشتی و همکارانش و «عصر زرین فرهنگ ایرانی» از ریچارد فرای و تأکید بر ضرورت حفظ ارتباطات و گفت وگوهای مستمر علمی و فرهنگی به پایان رسید.
۲۱۶۲۱۶


نظر شما