۰ نفر
۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۵
چرا سخت می‌شود با آمریکا به توافق رسید؟

اخیراً مارک تیسن یادداشتی برای واشینگتن پست نوشته است با عنوان «برای حفظ انتخابات میان دوره ای ترامپ به پیروزی در [جنگ] ایران نیاز دارد» و گفته است که «پیروزی» چیزی است مثل برچیدن تاسیسات هسته ای لیبی یا تسلیم بی قید و شرط. روزانه هزاران یادداشت مثل این در دنیا منتشر می شود اما این یادداشت تفاوتی مهم دارد: نوشته کسی است که متن نویس جورج بوش پسر، مجنونی جنگ طلب مانند ترامپ، و بسیاری از سیاست مداران دیگر بوده است؛ دیدگاه های او بیانگر نظرات اصلی راهروهای کاخ سفید است.

تیسن در یادداشتی بخش مهمی از دیدگاه آمریکایی ها و دلیل آنچه که سبب می شود توافقی حاصل نشود یا به سختی به دست آید را فاش کرده است. او عنوان خود را بر اساس اهمیت انتخابات میان دوره مجلس نمایندگان (آبان پیش رو) و احتمال از دست رفتن اکثریت جمهوری خواه قرار داده است اما موضوع در واقع بررسی سرنوشت سیاسی ترامپ پس از خیره سری مقابل ایران است.

دست بر قضا تیسن که خود متن نویس و نویسنده در سایه جمهوری خواهان است در همان عنوان یادداشت به طور ضمنی نشان داده است که حتی جمهوری خواهان ترامپ را در جنگ با ایران بازنده می بینند. از آن مهمتر اینکه شخصی مانند تیسن که به خوبی با افکار عمومی آمریکا آشنایی دارد تبیین می کند که از نظر آمریکایی ها «پیروزی» چگونه چیزی می تواند باشد و هر توافقی که به معنای تسلیم ایران نباشد کفایت نمی کند. او دو ادعای ترامپ را تکرار می کند و می گوید برای اینکه هر گونه نتیجه جنگ پیروزی به نظر آید را باید یکی از این ادعاها محقق شود: ادعای نخست، «تسلیم بی قید و شرط» است که ترامپ به خیال خود در روزهای نخستین جنگ آن را نزدیک می دید اما فهمید که چنین امکانی اساسا محتمل نیست؛ ادعای دوم این است که ترامپ گفت نمی گذارد ایران به سلاح هسته ای دست پیدا کند. اگرچه ایران هیچ وقت نگفته است که به دنبال ساخت سلاح هسته ای است و هیچ مدرکی از چنین فعالیت هایی در دست نیست اما آمریکایی ها به هر حال این را بهانه کردند تا ایران را از حقوق خود محروم کنند. تیسن بدون اینکه درباره اولی بگوید که هیچ عقل سالمی آن را محتمل نمی بیند بنا را بر تحقق دومی می گذارد و آن را توضیح می دهد. هر مذاکره ای باید تحقق یکی از این دو ادعا را شامل شود تا آمریکایی ها بتوانند پیروزی را اعلام کنند؛ از این رو است که هیچ مذاکره ای با آمریکا به نتیجه نمی رسد؛ هرچیزی کمتر از آن برای آنها شکست است. اخیرا درستی قاعده تیسن مشخص شده است و ترامپ بارها گفته است که اورانیوم غنی شده را می خواهد. آمریکایی ها تسلیم شدن می خواهند اما ایران که پیروز جنگ است هیچ وقت چنین مذاکره و توافقی را نمی پذیرد. باید توجه داشت که موافقت نکردن ایران با شروط و پیشنهادات آمریکا کاری درست است چون آنها دنبال توافق میانه و به نفع هر دو کشور نیستند بلکه تنها نفع خود را می خواهند.

پیروزی از نظر آمریکایی ها، به زعم تیسن، چیزی است مانند موضوع هسته ای لیبی: آمریکایی ها به لیبی فشار آوردند و تهدید به نابودی تاسیسات هسته ایش کردند؛ قذافی با وادادگی، خصوصا پس از جنگ افغانستان، به اطلاع آمریکایی ها رساند که می خواهد داوطلبانه خود را خلع سلاح کند. او این کار را کرد و آمریکایی ها با هواپیماهای ترابری تمامی تاسیسات و مدارک و سانتریفیوژها و هرچه بود را به آمریکا بردند. قذافی به خیال خود می خواست با آمریکا از در کاهش تنش وارد شود. نیازی به گفتن این نیست که بلافاصله آمریکایی ها با خیال راحت لیبی را به جنگ داخلی کشاندند، بمبارانش کردند و قذافی را کشتند. خواننده نباید تصور کند که روسای جمهور دمکرات صلح طلب هستند نسبت به جمهوری خواهان. تمامی جنگ و خلع سلاح لیبی در زمان دمکرات ها رخ داد.

تیسن می گوید که مردم آمریکا چیزی مثل موضوع لیبی را پیروزی می بینند: آمریکا اورانیوم غنی شده، دستگاه ها و سانتریفیوژها و مدارک و تحقیقات را به خاک آمریکا انتقال دهد؛ حال چه با مذاکره باشد چه با جنگ. هرچیزی جز این شکست دیده می شود. شاید تیسن فکر می کند چنین چیزی ممکن است اما ترامپ و ارتش ایالات متحده می داند که این گزینه واقعی نیست. اگر تیسن موضوع لیبی را به یاد دارد ایرانی ها هم لیبی را به یاد دارند و خوب می دانند که خلع سلاح و از دست دادن اورانیوم غنی شده نه تنها به کاهش تنش و ثبات ختم نمی شود بلکه آمریکایی ها به زودی به سراغ دیگر توانایی های ایران خواهند رفت.

تیسن نکته ای روشن و مهم را به خوبی بیان می کند: مردم آمریکا تشنه پیروزی هستند؛ اگر رئیس جمهور در جنگ و میدان پیروز باشد افکار عمومی آمریکایی همدلی نشان می دهند در غیر این صورت هیچ همراهی و همدلی ندارند. خصوصا تیسن می گوید که مردم ممکن است گرانی بنزین و دیگر حامل های انرژی را تاب آورند به شرطی که آمریکا پیروز جنگ باشد. به بیان بهتر، گرانی بنزین در آمریکا پس از جنگ با ایران فعلا همه هزینه های سیاسی برای ترامپ ندارد؛ چون ممکن است مردم آمریکا تصور کنند ترامپ دیر یا زود پیروز می شود، با مشخصاتی که گفته شد، به تدریج آنها می فهمند که ترامپ در بن بستی گیر کرده است که راه خروج پیروزمندانه ندارد و آن وقت است که هزینه سیاسی سنگینی را متحمل می شود.

ترامپ ممکن است توافقی را بپذیرد که هیچ کدام از این دو هدف را در بر نگیرد؛ زیرا موضوعی که تیسن نمی گوید دست و پا زدن ترامپ در باتلاق جنگ با ایران است: حملات نظامی آنها حتی ایران را به سمت درخواست آتش بس نکشاند، با کمبود مهمات خصوصا تسلیحات پیشرفته مواجه هستند (مثل موشک های تاد، پاتریوت و استانداردها)، حمله زمینی به ایران کاملا منتفی است و از همه مهمتر ایران به خوبی از دست برتر خود در جنگ آگاه است؛ چیز دیگری که ایران به خوبی می داند این است که دست کشیدن از برنامه هسته ای یا از دست دادن ذخایر اورانیوم منفعت ایران نیست. برای همین ترامپ و دولت اش به خوبی می دانند که پیروزی در ایران بسیار دور است. پیروزی که ترامپ نیاز دارد چیزی است مانند مورد ونزوئلا: ساده، سریع و تمیز با هماهنگی نفوذی های خودباخته داخلی و حمله محدود نظامی. راه های بدیلی که ترامپ دارد کم هستند: حمله به جایی دیگر که احتمال موفقیت بالا باشد، مثل کوبا که اخیرا مقدمات عملیات جنگی علیه آنها را می توان دید، گرچه بعید است کوبا لقمه راحتی باشد؛ یا یک توافق که ایران هم بپذیرد و سپس ترامپ با حرافی همیشگی اش در مورد آن بلوف بزند و خالی ببند.

کد مطلب 2222742

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

آخرین اخبار