به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امروز در خبرها آمد که نفتکش حامل ۲ میلیون بشکه نفت خام متعلق به شرکت ژاپنی «ایدهمیتسو کوسان» (Idemitsu Kosan) در اسکلهای نزدیک شهر چیتا در جزیره هونشو پهلو گرفته است؛ خبری که در نگاه اول یک رویداد عادی در چرخه واردات انرژی ژاپن به نظر میآید، اما در لایه تاریخی خود، ما را به یکی از قدیمیترین و پرمعناترین فصلهای روابط مدرن ایران و ژاپن برمیگرداند: رابطهای که ستون اصلی آن امنیت انرژی بوده و سالها ژاپن را به سمت سیاست واقعگرایانه (رئالپولیتیک) در قبال ایران سوق داده است.
نفت؛ محور روابط مدرن تهران–توکیو
اگرچه از پیوندهای تجاری و فرهنگی ایران و ژاپن گاه با قدمتی بیش از هزار سال یاد میشود (ازجمله نمونه مشهور یک جام شیشهای ساسانی در خزانه امپراتوری ژاپن که از مسیر چین به ژاپن رسیده)، اما روابط «مدرن» دو کشور بیش از هر چیز بر یک نیاز مشترک بنا شده است: ژاپن به نفت نیاز داشت، و ایران یکی از پاسخهای کلیدی این نیاز بود.
ژاپن از میانه قرن بیستم آموخت که امنیت انرژی میتواند سرنوشت سیاسی و اقتصادی کشور را تعیین کند. ممنوعیت صادرات نفت آمریکا به ژاپن در تابستان ۱۳۲۰ خورشیدی - در شرایطی که آمریکا حدود ۹۰ درصد نفت وارداتی ژاپن را تأمین میکرد - از عوامل مهمی بود که ژاپن امپراتوری را در همان سال به مسیر جنگ کشاند. پس از جنگ جهانی دوم هم، تداوم رشد اقتصادی ژاپن بدون تضمین واردات نفت عملاً ممکن نبود؛ بنابراین توکیو به طور طبیعی به سمت صادرکنندگان نفت خلیجفارس رفت - منطقهای که حتی امروز نیز حدود ۹۰ درصد واردات نفت ژاپن را تأمین میکند.
در این میان، ایران در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی بزرگترین صادرکننده نفت به ژاپن بود؛ سهمی که در مقطعی به حدود ۵۰ درصد از واردات نفت ژاپن رسید.
منبع: ویکیمدیا کامنز
نقطه آغاز: ماجرای «نیشو مارو»
روابط نفتی ایران و ژاپن با یک داستان نمادین و پرریسک آغاز شد: ماجرای نفتکش «نیشو مارو».
پس از ملی شدن صنعت نفت ایران در در اسفند ۱۳۲۹ خورشیدی و تشدید تقابل با بریتانیا، لندن صادرات نفت ایران را ممنوع کرد و عملاً در سواحل ایران محاصره دریایی برقرار شد. در همین فضای پرتنش، شرکت ژاپنی ایدهمیتسو کوسان در سال بهار ۱۳۳۲ نفتکشی به نام «نیشو مارو» را راهی ایران کرد. نفتکش «نیشو مارو»، اقدام به بارگیری و حمل نفت خام از بندر آبادان ایران به ژاپن کرد و مستقیماً تحریم نفتی اعمالشده توسط بریتانیا را به چالش کشید.
شرکت «ایدهمیتسو کوسان»، یک شرکت تجاری ژاپنی به رهبری «سازو ایدهمیتسو» بود. این شرکت در بحبوحه کمبود نقدینگی ایران پس از ملیسازی شرکت نفت انگلیس و ایران موفق شد نفت را با تخفیف ۳۰ درصدی نسبت به نرخهای رایج بازار خریداری کند.
این رویداد موجب سرزنش دولت ژاپن شد که در آن زمان به دنبال حفظ روابط متحدانه با بریتانیا بود. با این حال، نفتکش نیشو مارو از رهگیری گریخت و محموله نفت را با موفقیت به مقصد رساند. این پیروزی باعث برانگیخته شدن شور و شوق عمومی هم در ژاپن - این رویداد نماد احیای کشور پس از جنگ بود - و هم در ایران - که طبق گزارشها، مردم محلی هنگام خروج آن هلهله کردند — شد. این سرپیچی، نیازهای فوری انرژی ژاپن در دوران بازسازی اقتصادیاش را برجسته کرد و تنشها در تلاشهای غرب برای انحصاری کردن جریان منابع پسااستعماری را آشکار ساخت؛ امری که درنهایت به گرمتر شدن روابط ژاپن و ایران در دهههای بعد، بدون آنکه منجر به تشدید فوری درگیریهای گستردهتر شود، کمک کرد.
امروز، پهلو گرفتن نفتکش ایدهمیتسو در چیتا - با هر تفسیر اقتصادی و لجستیکی - ناخودآگاه یادآور همان «آغاز» است؛ زمانی که یک تصمیم تجاری، تبدیل به یک لحظه تاریخی در روابط دو ملت شد.
چرا نفت ایران برای ژاپن مهم بود؟
حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ سهم ایران در واردات نفت ژاپن تا سال ۱۳۹۰ حدود ۱۰ درصد باقی ماند. یکی از دلایل فنی این تداوم، ویژگی ساختاری صنعت پالایش است:
پالایشگاهها معمولاً برای نوع خاصی از نفت خام بهینهسازی میشوند و در ژاپن، شماری از پالایشگاهها برای نفت خام سبک ایران مناسبسازی شده بودند. این یعنی رابطه ژاپن با نفت ایران، فقط یک انتخاب سیاسی نبود؛ بخشی از آن ریشه در زیرساخت صنعتی داشت.

ژاپنِ سرمایهگذار؛ از نفت تا پتروشیمی
ژاپن پیش از ۱۳۵۷ خورشیدی صرفاً خریدار نفت نبود. این کشور در سال ۱۳۵۲ خورشیدی یک کنسرسیوم ژاپنی بیش از یک میلیارد دلار سرمایهگذاری کرد و پروژه شرکت پتروشیمی ایران و ژاپن را - به عنوان نخستین مجتمع بزرگ صنعتی پتروشیمی ایران - کلید زد. اجرای این پروژه تا مقطع پیروزی انقلاب ادامه داشت، اما در اسفندماه ۱۳۵۷ و در حالی که حدود ۷۳ درصد پیشرفت داشت، متوقف شد و در ادامه با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، پیمانکاران ژاپنی از ایران خارج شدند. پس از پایان جنگ نیز ژاپنیها از حضور در پروژه سر باز زدند تا اینکه در مهرماه سال ۱۳۶۸ همه سهام شرکت پتروشیمی ایران و ژاپن به شرکت ملی صنایع پتروشیمی منتقل شود.
«توافق بر سر وجود اختلافنظر» با آمریکا
در سالهای پس از انقلاب و بحران گروگانگیری سفارت آمریکا، روابط ایران با بسیاری از متحدان آمریکا آسیب دید؛ اما ژاپن یک استثنا بود. توکیو واردات نفت از ایران را ادامه داد و حتی در دهه ۱۳۶۰ خورشیدی، با توجه به تهدیدهایی که جنگ برای مسیرهای انرژی ایجاد کرده بود، به رفتوآمدهای دیپلماتیک برای میانجیگری میان ایران و عراق روی آورد - حرکتی که از معدود ابتکارهای دیپلماتیک ژاپن در تاریخ معاصر به شمار میآید.
پس از جنگ نیز ژاپن حمایت از پروژههای ایران را ادامه داد؛ حمایتی که گاه باعث اصطکاک با واشنگتن شد و به سیاستی انجامید که میتوان آن را «توافق بر سر وجود اختلافنظر» میان آمریکا و ژاپن درباره ایران دانست.
دو نمونه شاخص این دوره:
- دهه هفتاد خورشیدی: ژاپن با وجود مخالفت آمریکا، وام پروژه نیروگاه برقآبی مسجدسلیمان را (با کاهش از ۱.۲ میلیارد دلار به ۳۰۰ میلیون دلار) اعطا کرد.
- دهه هشتاد و اوایل دهه نود خورشیدی: پروژه توسعه میدان نفتی آزادگان با وجود فشارهای آمریکا آغاز شد، اما درنهایت با تشدید پرونده هستهای و فشارهای بینالمللی، ژاپن کنار کشید و پروژه به CNPC چین واگذار شد.
اوج و پایان یک رویکرد: ۱۳۹۸
اوج روابط رئالپولیتیک ژاپن و ایران در فاصله سفر شینزو آبه به تهران (خرداد ۱۳۹۸) و سفر حسن روحانی به توکیو (آذر ۱۳۹۸) رقم خورد؛ سفری که بنا بر روایتهای منتشرشده، با درخواست دونالد ترامپ برای میانجیگری و ترغیب ایران به گفتوگو همراه بود.
اما مذاکرات به نتیجه نرسید و شکست این ابتکار، در روایتهای تحلیلی، به عنوان نقطه پایان رویکرد رئالپولیتیک ژاپن نسبت به ایران مطرح شده است؛ پس از آن، توکیو بیش از پیش بر محور رابطه با آمریکا و اولویتهای امنیتی خود متمرکز شد.
چرا ژاپن تغییر کرد؟ امنیت در شرق آسیا
براساس این چارچوب تحلیلی، تغییر نگاه ژاپن فقط به ایران مربوط نیست؛ به محیط امنیتی جدید ژاپن برمیگردد. افزایش تنشهای ژئوپولیتیک در آسیا - اقیانوسیه، تداوم برنامههای موشکی و هستهای کره شمالی، و رشد قدرت نظامی چین - بهویژه در مناقشات پیرامون جزایر سنکاکو - باعث شده ژاپن بیش از گذشته به اطمینان از تعهد امنیتی آمریکا نیاز داشته باشد. در چنین شرایطی، «اختلافنظر کنترلشده» با واشنگتن بر سر ایران، هزینهمندتر از گذشته به نظر میرسد.
پهلوگیری امروز و یادآوری تاریخی
پهلو گرفتن نفتکش ایدهمیتسو در نزدیکی چیتا را میتوان در دو قاب دید:
در قاب روزمره، یک محموله بزرگ انرژی برای صنعتی که هنوز به واردات متکی است.
اما در قاب تاریخ، بازگشت نام ایدهمیتسو به تیتر خبرها یادآور مسیری است که از «نیشو مارو» در ۱۳۳۲ خورشیدی آغاز شد - روابطی که زمانی برای شکوفایی اقتصادی ژاپن «حیاتی» بود، اما امروز زیر سایه تغییرات امنیتی و ژئوپولیتیک، وارد مرحلهای تازه شده است.
منابع
۱- «ژاپن و آمریکا در حال همگرایی درباره ایران» نوشته، میتسوگو سایتو (دیپلمات پیشین ژاپنی و سفیر سابق ژاپن در عمان و ایران، مدرس تاریخ خاورمیانه مدرن و تحلیلگر خاورمیانه در مؤسسه اوکازاکی) در سایت jstribune.com
۲- «ماجرای نیشو مارو»، در سایت grokipedia.com
۳- «یک نفتکش ژاپنی در سال ۱۹۵۳ به ایران رسید»، نوشته یوری مینامیده (نویسنده و مترجم ژاپنی ساکن لندن)، منتشر شده در medium.com
۴- «پتروشیمی ناتمام ایران–ژاپن؛ پروژهای که در آتش جنگ دود شد»، سایت خبر فوری
۲۵۹




نظر شما