به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، عید قربان فراتر از یک مناسکِ آیینیِ تاریخی، یکی از عمیقترین چالشهای وجودی انسان در برابر مفهوم خواستن و داشتن است. وقتی از ابراهیم (ع) و قربانیکردنِ اسماعیل سخن میگوییم، در واقع با یک پارادوکس اخلاقی مواجهیم؛ نقطهی تلاقیِ عاطفهی پدری با عالیترین مرتبهی تسلیم ارادی. اما در جهانِ امروز، که فردگرایی افراطی به دالّ مرکزی زیست انسانی تبدیل شده است، چگونه میتوان قربان را بازخوانی کرد؟
ابراهیم درون؛ نبرد ارادهها
بنابر روایت تسنیم، داستان قربان داستانی دربارهی کُشتن نیست، بلکه داستانی دربارهی رهایی است. در عرفان و فلسفه دین، آنچه باید ذبح شود، نفسِ اماره یا به تعبیر مدرنتر، خودخودمحوراست. اسماعیل در این داستان، نماد دلبستگیهای دنیوی، علایق شخصی و آن چیزی است که انسان برای آن هویت قائل است.
در تحلیل ژورنالیستی امروز، قربانگاه واقعی، همین فضای ذهنی آشفتهای است که در آن من در مرکز هستی قرار گرفته است. ما در عصر سلفیها و خودنماییهای دیجیتال، چنان به خودمان دلبستهایم که هر نوع فداکاری برای دیگری، هزینهای گزاف به نظر میرسد. عید قربان تلنگری است که به ما میگوید: آیا حاضری برای یک حقیقت والاتر (حقیقت اجتماعی یا الهی)، از ارزشمندترین داراییهای شخصیات دست بکشی؟
اخلاق قربانی و عدالت توزیعی
از منظری جامعهشناختی، عید قربان یکی از هوشمندانهترین سازوکارهای بازتوزیعِ ثروت در تاریخ ادیان است. اما بیایید به این سنت از زاویهی دقیقتری نگاه کنیم. در جوامعی که شکاف طبقاتی بیداد میکند، قربانی کردن فقط یک عمل عبادی نیست؛ یک کنش سیاسی اخلاقی است.
وقتی سنت بر این است که بخشی از گوشت قربانی میان نیازمندان تقسیم شود، یعنی ایمان، بدون مسئولیت اجتماعی ناقص است. در ژورنالیسم توسعه، ما همواره از ضرورت کاهش نابرابری سخن میگوییم. عید قربان، این گفتمان انتزاعی را به یک عمل محسوس تبدیل میکند. این عید، یک سیستم حمایتی داوطلبانه است که در آن نه با اجبار مالیاتی، بلکه با پیوند عاطفی میان غنی و فقیر، گسستهای اجتماعی ترمیم میشود.
گذار از مناسک به معنابسیاری از ما در تلهی فرمالیسم آیینی گرفتار شدهایم. یعنی فکر میکنیم با ذبح یک گوسفند، تکلیف شرعی و انسانیمان ادا شده است. اما اندیشمندانی چون دکتر شریعتی به درستی اشاره میکردند که قربان، یک مرحله ی انتقالی است. کسی که به قربانگاه میرود، باید ابراهیموار از تعلقاتش کنده شود.
سوال اینجاست: در سال 1405 خورشیدی، در جهان هوش مصنوعی و دیتای بیکران، اسماعیل ما چیست؟ آیا اسماعیلِ ما، وقت ارزشمند ما نیست که در شبکههای اجتماعی هدر میرود؟ آیا اسماعیل ما، غرور کاذبی نیست که مانع از گفتوگوی سازنده با دیگری میشود؟ آیا اسماعیل ما، آن تعصباتی نیست که اجازه نمیدهد صدای مخالف را بشنویم؟
قربانی کردن در دوران مدرن، دشوارتر از هر زمان دیگری است. زیرا ما به ابزارها، به نظرات دیگران دربارهی خودمان، و به آسایش شخصیمان بیش از پیش وابستهایم. عید قربان، روز بازاندیشی انتقادی است؛ روزی که باید در دفترچهی ذهنیمان بنویسیم: «چه چیزی را قربانی میکنم تا انسانبودنم ارتقا یابد.»
همبستگی در عصر گسست
عید قربان در تقویم اسلامی، یک روز جهانی است که میتواند نماد همبستگی انسانی باشد. در شرایطی که جهان با بحرانهای زیستمحیطی، جنگهای بیحاصل و بیاخلاقیهای سیستماتیک دستوپنج نرم میکند، بازگشت به مفهوم قربانی، یک ضرورت دیپلماتیک است.
این که انسان ها در یک روز مشخص، به جای تمرکز بر تراکم ثروت، بر توزیع آن تمرکز کنند، یک مانور بزرگ اخلاقی است. این رفتار ، گویی تمرینی است برای زیستن در جهانی که در آن شادی من در گرو شادی دیگری است.
در نهایت، عید قربان برای ما که در حوزههای پژوهش، رسانه و دانش فعالیت میکنیم، یک فرصت طلایی برای بازخوانی مفهوم تعهد است. ژورنالیست، پژوهشگر و دانشجو، هر کدام اسماعیلی دارند؛ آن حقیقت تلخی که شاید بیانش هزینهبر باشد، آن ایدهی نویی که شاید برای پذیرش آن باید بخشی از پرستیژ آکادمیک خود را قربانی کنند تا صدایی شنیده شود.
عید قربان، جشن آزادی از قفس خود است. اگر در این روز، تنها به خوردن و آشامیدن اکتفا کنیم، از روح ابراهیمی فاصله گرفتهایم. اما اگر بتوانیم در این روز، گرهی از کار فروبستهی کسی بگشاییم، یا بخشی از غرور کاذب خود را ذبح کنیم تا راه برای حقیقت باز شود، آنگاه میتوان گفت که ما عید را درک کردهایم.
امسال، بیایید عید قربان را نه به مثابهی یک تقویم ثابت، بلکه به مثابهی یک پروژهی دائمی بنگریم. پروژهای که هدفش، خلق انسانی است که نه با داراییهایش، بلکه با ایثار آگاهانهاش تعریف میشود. در این قربانگاه مدرن، تنها چیزی که باقی میماند، حقیقت است و آنگاه که حقیقت جمعی بر خودخواهی فردی پیروز شود، صلح و عدالت، بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک خواهند شد.
عید قربان، یادآور این است که برای رسیدن به بهشت انسانیت، باید از گذرگاه قربانی کردن منیت عبور کرد. مسیری دشوار، اما تنها راه رهایی.




نظر شما