به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در ۷ سپتامبر ۱۹۴۰ [۱۶ شهریور ۱۳۱۹]، آلمان یک کارزار بمبارانِ شدید را در بریتانیا آغاز کرد. این کارزار که به «بلیتز» مشهور شد—کوتاهشدهه «Blitzkrieg» یا «جنگ برقآسا»—در جریان جنگ جهانی دوم هشت ماه ادامه یافت و غیرنظامیان بریتانیا را واداشت هرجا که میتوانستند به دنبال پناهگاه بگردند. در لندن، ایستگاههای راهآهن زیرزمینی شهر به پناهگاهی موقت در برابر بمباران برای بیش از صد هزار نفر از ساکنان تبدیل شد.
اما خوابیدن در متروی لندن—که با نام «تیوب» هم شناخته میشود—ایدهآل نبود. رابرت مککی در کتاب «نیمه نبرد: روحیه غیرنظامیان در بریتانیا طی جنگ جهانی دوم» (Half the Battle: Civilian Morale in Britain during the Second World War) مینویسد: «این مکانها معمولاً بیش از حد شلوغ و پرسر و صدا بودند، حریم خصوصی ناممکن بود، هوا [متعفن] بود و خوابیدن روی کفِ سخت دشوار.»
با گذشت زمان، مقامات بریتانیا تختخوابهای سفری (دو طبقه)، امکانات پذیرایی، سرویسهای بهداشتی و دیگر تجهیزات را در مترو نصب کردند تا پناه گرفتن در آنجا را قابلتحملتر کنند. با این حال، مککی مینویسد: «زندگی در پناهگاه همچنان چیزی بود که صرفاً باید تحمل میشد؛ و تنها ترس بود که باعث میشد مردم آن را تاب بیاورند.»
تختهای موقت
دلیل اصلی اینکه مترو در وهله اول به پناهگاهِ بمباران تبدیل شد، مطالبه خودِ مردم لندن بود. بنا بر اعلام «ترنسپورت فور لندن» (آژانس دولتی بریتانیا)، با آغاز بمبارانها، مردم شبها با خرید بلیت قطار به ایستگاههای مترو میرفتند و از ترک کردنِ آنجا خودداری میکردند تا در آنجا پناه بگیرند.
در واکنش به این وضعیت، دولت شروع به سازماندهی مترو به عنوان یک پناهگاه رسمیِ شبانه کرد. تا پایان ماه سپتامبر، بیش از صد هزار نفر شبها را در مترو سپری میکردند. افرادِ پناهگرفته باید صبحها آنجا را تخلیه میکردند تا خدمات عادی قطار از سر گرفته شود. برخی حتی [صبح که] بیدار میشدن با همان قطار به سر کار میرفتند.
زندگی زیر زمین
عکسهای بهجامانده از این پناهگاهها، شرایطِ بسیار دشوارِ خواب را نشان میدهند. برخی از لندنیها رختخوابهای موقت خود را در همان تونلهای خطآهنی پهن میکردند که قطارها معمولاً از آن عبور میکردند. عدهای دیگر در واگنهای قطار، روی پلهبرقیها و یا مستقیماً روی کفِ سکوها میخوابیدند. این وضعیت چندان راحت نبود، اما احتمالاً بسیاری از مردم حس میکردند که [اینجا] از خوابیدن در تختخوابی در سطح زمین امنتر است.
متروی لندن
با این حال، متروی لندن هم در برابر حملات کاملاً مصون نبود. بمبارانهای بلیتز در ۱۴ اکتبر ۱۹۴۰ [۲۲ مهر ۱۳۱۹]، ۶۸ نفر از پناهگرفتهها را در ایستگاه بالهَم کشت و در ۱۱ ژانویه ۱۹۴۱ [۲۱ دی ۱۳۱۹] نیز ۱۱۱ نفر را در ایستگاه بنک جان باختند.
خدمات پناهگاه
با ادامه یافتن بمبارانها در آن پاییز، مقامات دولتی و نیروهای داوطلب ارائه خدمات به افرادی را که در متروی لندن پناه گرفته بودند، آغاز کردند. این خدمات شامل تأمین غذا و آب، نصب سرویسهای بهداشتی و ساخت تختهای سفری سهطبقه در برخی ایستگاهها بود.
موضوع بهداشت و سلامت، یکی از چالشهای اصلی پناهگاههای زیرزمینی بود. کادر درمان برای رسیدگی به وضعیت پناهجویان، اقدام به برپایی ایستگاههای کمکهای اولیه کردند. با این حال، شیوع بیماریهای عفونی در ایستگاههای قطار که تهویه نامناسبی داشتند، همچنان مشکلی جدی محسوب میشد.
«ادیث سامرسکیل»، پزشک و نماینده پارلمان، در روزنامه منچستر ایونینگ نیوز توجه همگان را به این معضل جلب کرد. او در اکتبر ۱۹۴۰ نوشت: «هماکنون نوعی بیماری موسوم به گلودردِ پناهگاهی شایع شده است؛ اما خطری که متوجه کودکانی است که مجبورند در شرایطی بخوابند که بسترِ رشد بیماریهایی نظیر آنفولانزا، سینهپهلو و سِل است — جدای از سایر بیماریهای عفونی رایج — به هیچ وجه قابل چشمپوشی نیست.
مشکلات بهداشتی
بهداشت و سلامت یکی از مسائل اصلی در پناهگاههای مترو بود. کارکنان پزشکی شروع به برپا کردن پایگاههای کمکهای اولیه کردند تا به کسانی که در آنجا پناه گرفته بودند رسیدگی کنند. با این حال، گسترش بیماریهای عفونی در ایستگاههای راهآهن با تهویه ضعیف، همچنان مشکلی جدی بود.
«ادیث سامرسکیل»، پزشک و نماینده پارلمان، در منچستر ایونینگ نیوز به این مشکل توجه نشان داد. او در اکتبر ۱۹۴۰ نوشت: «هماکنون عارضهای که با نام “گلودرد پناهگاه” شناخته میشود، رایج شده است؛ اما خطری که کودکانِ ناچار به خوابیدن در شرایطی را تهدید میکند که محل مناسبی برای رشد آنفلوانزا، ذاتالریه و سل فراهم میآورد — جدا از بیماریهای عفونی شایعتر — هرچه گفته شود باز هم کم است.
بهترین استفاده از شرایط
ایستگاههای مترو در دوران بلیتز به مکانهایی برای تفریح و سرگرمی تبدیل شدند و به بالا بردن روحیه مردم در آن وضعیت بحرانی کمک کردند. موسیقیدانان و آکروباتها برای جمعیت حاضر در ایستگاههای شلوغ مترو برنامه اجرا میکردند. افزون بر این، پناهگرفتگان با گرامافون صفحه پخش میکردند، کتاب با یکدیگر رد و بدل میکردند و مهمانی برگزار میکردند.
هنرمندان در مترو
آخرین حمله بزرگِ کارزار بمباران بلیتز در ۱۱ مه ۱۹۴۱ [۲۱ اردیبهشت ۱۳۲۰] رخ داد. پس از آن، بیشتر افرادی که شبها در مترو میخوابیدند، دوباره برای خواب به روی زمین بازگشتند؛ با این حال، برخی از مردم در مقاطع دیگری از جنگ نیز مجدداً برای پناه گرفتن به مترو آمدند. مککی مینویسد که پس از عملیات موفقیتآمیز نیروهای متفقین در روز «دیدی» (D-Day) در ژوئن ۱۹۴۴، آلمان حملهای را به لندن آغاز کرد که باعث شد برخی از شهروندان دوباره به مترو پناه ببرند.
هرچند در زمان شروع بلیتز، دولت بریتانیا تمایلی نداشت که از مترو به عنوان پناهگاه استفاده شود، اما ایستگاههای مترو در جریان بمبارانها به مأمن و پناهگاهی محبوب تبدیل شدند. این پناهگاهها در بحبوحه کارزار بمبارانی که جانِ بیش از ۴۰ هزار غیرنظامی را در بریتانیا گرفت، علاوه بر ایجاد امنیت نسبی، فضایی برای همبستگی اجتماعی و سرگرمی فراهم میکردند.
منبع: www.history.com
۲۵۹




نظر شما