علی نیکویی (دکتری پژوهشهنر، کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان)|خبرآنلاین: «خدای بزرگ (است) اهورامزدا؛ که این زمین را آفرید؛ که این آسمان را آفرید؛ که شادی را برای مردم آفرید؛ که خشایارشا را شاه کرد...»
این مطلع سنگنوشته کاخ دروازه ملل در تختجمشید، از زبان پنجمین شهریار هخامنشی یعنی «خشایارشا» (اکتبر ۴۸۶ - اوت ۴۶۵ پیش از میلاد) [پسر داریوش بزرگ و نوه دختری کوروش کبیر] است که امروزه نامش با یک اشتباه رایج «خشایار» گفته میشود؛ هرچند خشایارشا پسر ارشد داریوش بزرگ نبود و سه برادر بزرگتر داشت؛ اما چون او حاصل ازدواج داریوش بزرگ با دختر کوروش کبیر [شاهدخت آتوسا] بود، حق جانشینی پدرش برای او از همان بدو تولد مُسَجَل شد!
این قطعیت که پس از داریوش بزرگ او باید شاهنشاه ایرانِ هخامنشی گردد از معنی نام او نیز مشهود است. در تاریخِ هخامنشی بسیاری از پادشاهان پیش از رسیدن به سلطنت نام دیگری داشتند؛ برای مثال نام اصلی داریوش دوم «اُخُس» بود یا داریوش سوم نام پیش از سلطنتش «کدمان» بود؛ اما منابع دسته اول بسانِ هرودوت نام دیگری برای خشایارشا در پیش از پادشاهیاش ذکر نکردهاند.
گزینش نام خشایارشا برای فرزند داریوش بزرگ و آتوسا نشان آن را میداد که از بدو تولد همایِ پادشاهی هخامنشی بر شانههای این نوزاد نشسته بود هرچند او برادران بزرگتر از خود داشت؛ اما ایشان از مادری دیگر بودند.
برای درک بهتر ریشه نام خشایارشا (به پارسی باستان: Xšayāršā) این نام را به دو بخش تجزیه میکنیم: بخش اول: «خشایا» (Xšaya) که از ریشه فعل «خشای (Xšay)» در پارسی باستان گرفته شده که به معنای فرمانروایی کردن، چیره بودن و توانایی داشتن است و کلمه «شاه» در زبان فارسی امروزی، درواقع مخفف و بازماندهای از همین ریشه (Xšāyaθiya) است. بخش دوم: «آرشا» (Aršan) که این بخش در زبانهای هندواروپایی و پارسی باستان به معنای مرد، نر و به مجاز به معنای قهرمان و پهلوان است، این واژه برای توصیف قدرت و مردانگی به کار میرفته و در نامهای دیگری مثل «ارشک» یا «آرش» نیز دیده میشود. وقتی این دو بخش را کنار هم میگذاریم، معنای نام خشایارشا میشود: «فرمانروای قهرمانان» یا «کسی که در میان مردان (پهلوانان) فرمانرواست». گزینش نام خشایارشا برای فرزند داریوش بزرگ و آتوسا نشان آن را میداد که از بدو تولد همایِ پادشاهی هخامنشی بر شانههای این نوزاد نشسته بود هرچند او برادران بزرگتر از خود داشت؛ اما ایشان از مادری دیگر بودند.
اما آیا خشایارشا در دوران بیستساله پادشاهیاش بسان ترجمانِ نامش «فرمانروایِ پهلوان و بزرگ» بود یا خیر را میتوان با دید مثبت نگریست؛ زیرا پس از مرگ پدرش بر کشوری فرمان میراند که پرجمعیتترین قلمروی سیاسی تاریخ جهان را دارا بود و حدود ۴۲ درصد از جمعیت کل جهان آن دوران در محدوده تحت فرمان او زندگی میکردند.
خشایارشا در ابتدای سلطنت خود با فرونشاندن شورشها در مصر و بابل، قدرت خود را تثبیت کرد، سپس لشکرکشی ناتمام پدرش را برای مطیع کردن یونانیان و مجازات آتن و متحدانش از سر گرفت. در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، خشایارشا ارتش بزرگی را رهبری و از تنگه هلسپونت به اروپا گذر کرد. سپس در نبردهای ترموپیل و آرتمیزیوم به پیروزیهایی دست یافت و سرانجام آتن را تصرف کرد. ایرانیان تا زمان شکست در سالامیس، کنترل سرزمین اصلی یونان را در شمال تنگه کورینس در دست داشتند. ۱۳۵ سال پس از مرگ خشایارشا وقتی اسکندر مقدونی، آخرین شاه هخامنشی یعنی داریوش سوم را شکست داد و پا به تختجمشید نهاد و آن کاخ پرشکوه را به آتش کشید در میان کاخِ در حال سوختن چشمش به مجسمه واژگونِ خشایارشا که بر روی زمین افتاده بود افتاد و روی به مجسمه افتاده خشایارشا گفت: «آیا باید به خاطر روح عالی و صفات نیکویت تو را از روی زمین بردارم یا بگذارم که روی زمین بمانی تا به خاطر تاخت و تازت به یونان مجازات شوی؟» پس از این جمله قدری به فکر فرورفت و از کنار مجسمه واژگون خشایارشا گذشت. تمام این رویدادها ما را وامیدارد که خشایارشا را پادشاهی فاتح و بزرگ در تاریخ ایران باستان نام ببریم.
برخلاف چیزی که امروز از شادی ترجمه میشود که مترادفش مینماید با خنده و خوشحالی که فرایندی است که در لحظه رخ میدهد، معنی شادی در دایره معنایی پارسی باستان چنین نبوده
چیزی که در این یادداشت بیشتر مدنظر است نه بازگویی تاریخ فتوحات و نبردهای شهریارِ ایرانِ هخامنشی خشایارشا است؛ بلکه مداقه بر روی اولین خطوط از سنگنوشته او در کاخ ملل در تختجمشید است؛ همانجایی که او گفته: «[خدای بزرگ اهورامزدا] شادی را برای مردم آفرید!» اما این «شادی» چیست که پس از زمین و آسمان به عنوان مهمترین آفریده خداوندگار از نگاه پادشاهِ بزرگ جهانِ باستان آورده میشود؟!
برخلاف چیزی که امروز از شادی ترجمه میشود که مترادفش مینماید با خنده و خوشحالی که فرایندی است که در لحظه رخ میدهد، معنی شادی در دایره معنایی پارسی باستان چنین نبوده! در کتیبه خشایارشا واژه ترجمهشده شادی به صورت «شیاتی» (šiyāti) آمده است، واژه Šiyāti از ریشه فعلی šāy- یا šā- گرفته شده است که در زبانهای هندواروپایی به معنای «آرام گرفتن»، «راضی بودن» و «در صلح بودن» است. در اوستا [زبان دینی ایران باستان] این واژه به صورت «شایتی» (šāiti) آمده که به معنای «خوشبختی توأم با آرامش» است و در پارسی پهلوی (فارسی میانه) به صورت «شادیا» (šādīh) درآمد که دقیقاً نیای کلمه «شادی» امروزی ماست. در باور ایرانیان باستان شادی یعنی زمانی که مردم در صلح و امنیت زندگی میکنند و از آشوب در امان و دور هستند معنی میشده؛ بنابراین وقتی خشایارشا از شادی سخن میگوید، از یک احساس گذرا نمیگوید، بلکه از «آرامشِ ایزدی» سخن میراند که خداوند آن را برای نظم یابی جهان آفریده است. این نگاه عمیق، میراثی است که فراتر از شمشیرها و کاخها، در عمق فرهنگ ما باقیمانده است.
۲۵۹




نظر شما