نظم مدرن چگونه تضادهایش را به خاورمیانه تزریق می‌کند؟

 تحلیل فلسفی از نسبت جنگ، جامعه ایران و بحران تفکر؛ نگاهی به ریشه‌های فرهنگی تاب‌آوری ایرانیان پرداخت.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، استاد جامعه شناسی اعتمادی‌فر در برنامه گرانیگاه، با نقد صریح تحلیل‌های فردمحور و ژورنالیستی که درگیری‌های منطقه‌ای را به کنش‌های هیجانی یا توطئه‌های شخصی سیاستمداران تقلیل می‌دهند، صورتبندی تازه‌ای از بحران ارائه می‌کند. به باور او، ما نباید در دام روایت‌های تقلیل‌گرایانه بیفتیم. در نگاه ساختارگرای او، اسرائیل یک بازیگر سیاسی متعارف یا صرفاً یک همسایه‌ی متخاصم نیست؛ این رژیم تجهیز ضروری نظم مدرن و بخشی از معماری کلان قدرت در غرب آسیاست.

فاضلاب بحران: مکانیزم نظم لیبرال

بنابر روایت تسنیم، اعتمادی‌فر معتقد است برای فهم منطقِ جنگ، باید به ساختارِ تخلیه‌ی بحران توجه کرد. به زعم او، واقعیت عریان هندسه‌ی قدرت در جهان امروز این است: نظم سرمایه‌داری پیروز در مرکز، برای حفظ رفاه، امنیت و دموکراسی پوشالی خود، ناگزیر است تضادهای ذاتی، خشونت‌های پنهان و بحران‌های ساختاری‌اش را به پیرامون تخلیه کند. در این مهندسی ساختاری، اسرائیل نقش فاضلاب بحران‌های غرب را بازی می‌کند.

 «اگر این تضادها و فشارها به غرب آسیا صادر نشود، فشارهای اجتماعی و سیاسی، هسته‌ی مرکزی غرب را از درون متلاشی می‌کند. جنگ، نه یک حادثه در حاشیه‌ی امنیت غرب، بلکه ضرورت بقای آن است.» این تحلیل، نشان می‌دهد که چرا تلاش‌های دیپلماتیک رایج در مهار این تنش‌ها ناکام می‌مانند؛ زیرا صورت‌مسئله‌ای که سیاستمداران می‌بینند، با آن چیزی که در ساختار زیرین نظم جهانی در جریان است، تفاوت بنیادین دارد.

تکنولوژی؛ توهم مهارِ واقعیت و شکست الگوریتم‌ها

دکتر اعتمادی‌فر پارادوکسِ بزرگ عصِر ما را خودشیفتگیِ تکنولوژیک می‌نامد. او معتقد است که ایالات متحده و متحدانش در یک تله‌یِ معرفتی گیر کرده‌اند: آن‌ها گمان می‌کردند با بانک اهداف هوش مصنوعی و مدل‌هایِ آماری، می‌توان پیچیدگی‌های میدانِ نبرد را به خروجی‌های عددی تقلیل داد.

اما به اعتقاد او، جنگ اخیر، سیلی واقعیت به صورت تکنولوژی‌زدگی بود. میدان جنگ، یک نمودار آماری یا یک مدل دیجیتال نیست؛ میدان جنگ، جایی است که واقعیت زمینی، محاسبات ماشین را به سخره می‌گیرد. اعتمادی‌فر می‌گوید: «تکنیک تا زمانی ارزشمند اس که روایتگر حقیقت باشد؛ اما وقتی تکنولوژی خیال می‌کند جای واقعیت را گرفته و می‌تواند آن را مهار یا مهندسی کند، دچارکوری ساختاری می‌شود. این جنگ نشان داد که واقعیت میدان، ماشین‌های محاسباتی آن‌ها را درهم‌شکست.» این شکاف بزرگ، همان‌جاست که تکنولوژی‌ زدگان در برابر واقعیت غیرالگوریتمیک مبارزه کم می‌آورد.

بحران؛ آزمایشگاه معرفت‌شناسانه و ظهور امر ناب اجتماعی

در بخش دیگری از تحلیل، دکتر اعتمادی‌فر به نقد انفعال علوم اجتماعی می‌پردازد. او شائبه‌ی مرگ علوم اجتماعی در ایران را ناشی از دوقطبی‌های کاذب دو طیف تندرو می‌داند: طیفی که علم را فقط به مثابه‌ی ابزار شعار و توجیه می‌خواهند و طیفی که از سر ناامیدی و غرب‌زدگی، به دستاوردهای علمی بومی تبر می‌زنند. اما واقعیت میدانِ دانشگاهی، از دید او بسیار پویاتر است. اعتمادی‌فر بر فعالیت‌های جوششی تأکید می‌کند؛ پروژه‌هایی که در دانشکده‌های علوم اجتماعی تیم‌های میان‌رشته‌ای در حال شکل‌گیری است. از گروه‌های جهادی تخصصی تا شبکه‌های همیاری انسانی در بحران.  «این‌ها نشانه‌های امر ناب اجتماعی است. در بحران، جامعه از زیر پوست ساختارهای رسمی بیرون می‌زند. ما شاهد نوعی جامعه‌شناسی کنشگر هستیم که به جای نوشتن کتاب‌های انتزاعی، در متنِ رخداد، میانجی‌گری می‌کند و نظم انسانی را بازسازی می‌نماید.» به باور او، این همان نقطه‌ای است که جامعه در مواجهه با تهدید تکنولوژیک، ماهیت انسانی و فرهنگی خود را باز می‌یابد.

مرگ‌آگاهی؛ استراتژی مقاومت فرهنگی

نکته‌ی محوری و کلیدی تحلیل دکتر اعتمادی‌فر، مفهوم مرگ‌آگاهی عقلانی است. او تأکید می‌کند که جامعه‌ی ایران در حال گذار از روتین‌های پیشین و رسیدن به سطح تازه‌ای از آگاهی است. مرگ‌آگاهی، به معنای ناامیدی یا بی‌عملی نیست؛ بلکه الهیات زندگی با لحاظ مرگ است.

وقتی سایه‌ی تهدید جدی می‌شود، جامعه دیگر نمی‌تواند به روتین‌های سطحی قبل بازگردد. اعتمادی‌فر توضیح می‌دهد: «مرگ‌آگاهی یعنی جستجوی صورت‌های تازه‌ای از حیات در دل بحران. در این شرایط، همبستگی نه یک شعار، که به ضرورت بقا بدل می‌شود. جامعه‌ی ما در حال بازتعریف خود است؛ تبدیل اضطراب وجودی به خلاقیت جمعی.» او این فرآیند را در تضاد کامل با جامعه‌ی پادگانی (مانند اسرائیل) می‌بیند. در جامعه‌ی پادگانی، همه چیز مصنوعی است و همبستگی بر اساس ترس و نظارت تکنولوژیک شکل می‌گیرد، اما در جامعه‌ی ایرانی، پیوندها ریشه‌دار، فرهنگی و انسانی است.

پایان یک توهم؛ بازخوانی جهان مدرن

دکتر اعتمادی‌فر تأکید می‌کند که این جنگ، نبرد دو ساحت وجودی است: ساحت تکنولوژیک و پادگانی که می‌خواهد واقعیت را قلع‌وقمع کند، و ساحت فرهنگ زنده‌ای که در دل این مقاومت، نظم مصنوعی تکنولوژیک را فرسوده می‌کند.

به زعم او، آنچه ما امروز شاهدش هستیم، آغاز بازخوانی جهان مدرن است. نیرومندی جامعه‌ی ایرانی در این مواجهه، چیزی است که تئوری‌های کلاسیک غربی که در فضای رفاه مصنوعی پرورده شده‌اند قادر به تبیین آن نیستند. جامعه‌ی ما در سایه‌ی خطر، خود را دوباره اختراع می‌کند. دکتر اعتمادی‌فر در پایان هشدار می‌دهد که قدرت‌های جهانی باید بدانند با الگوریتم نمی‌توان فرهنگی را که در مرگ‌آگاهی ریشه دارد، شکست داد. او معتقد است که ما در ابتدای راه فهم این تاب‌آوری ساختاری هستیم؛ تاب‌آوری‌ای که نه از تکنولوژی، بلکه از حقیقت اجتماعی زیسته سرچشمه می‌گیرد. این تحلیل او، دعوتی است به بازگشت به امر واقع، عبور از نمایش‌های دیجیتال و فهم قدرت پنهانی که در دل بحران‌ها، حیات تازه می‌آفریند.

کد مطلب 2226431

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 2 =

آخرین اخبار